
روز جمعه شانزدم ژوئیه اعلام شد که نقشآفرین افسانهای سینما، مارلون براندو زندگی را بدرود گفت. در سن هشتاد سالگی، بیمار و بدهکار و ناراضی، در بیمارستانی در لسآنجلس. مرگ او برای دوستداران هنرش بسی سنگین است، و برای من ایرانی دوستدار هنرش، که چون او کسانی را همواره همچون سیمای خوب آمریکا واسطهی بهسازی مناسباتم با آن کشور عظمتها و حقارتها کردهام. اگر کسانی چون چارلی چاپلین، اورسن ولز، مارتین ریت، استانلی کوبریک، مارلون براندو و کاترین هیپورن نبودند سینمای آمریکا چه میتوانست باشد. سینمای هنری و مسئول آمریکا در نبردی سخت و طاقتفرسا با سینمای تجاری و نژادی و عوامفریب هالیوود راه خود را گشود و در مسیر این نبرد دشوار بارها نمایندگان آن زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی و سیاسی قرار گرفتند. در این نبرد ارزش و ابتذال بازیگرانی چون چاپلین، ولز، براندو، مونتگمری کلیف، پل نیومن، کاترین هیپبورن و جین فوندا سهم بسزایی داشتهاند. در نبرد سنگین سینمای راستین با سینمای ابتذال براندو همان نقشی را در آمریکا ایفا کرد که مارچلو ماسترویانی بزرگ در اروپا.
اهممیت و نقش سینمای هنری، متعهد و معترض آمریکا چنان است که باید آن را یکی از ارکان جبههی جهانی فرهنگ و انسانیت در برابر بربریت کاپیتالیسم و ضد فرهنگ مبتنی بر سوداگری و راسیسم و ابتذال دانست. «نه» سینمای مسئول آمریکا به بربریت و ابتذال چنان وزین و مؤثر است که یکی از پشتگرمیهای بشریت عدالتخواه شمرده میشود. چارلی چاپلین با فیلم عصر جدید فشردهترین و مؤثرترین انتقاد عصر را بر صنعتسالاری کاپیتالیستی وارد کرد و با فیلم دیکتاتور بزرگ بزرگترین ضربت سینما را بر فاشیسم وارد کرد. اورسن ولز نابغه و انقلابی با همهی کارهای خودش خار چشم کاپیتالیسم و سوداگری و ابتذال هالیوودی شد. الیاکازان با زنده باد زاپاتا، استنلی کوبریک با اسپارتاکوس، جولیو پونتهکورو با شعلههای آتش و مارتین ریت با برخورد قدرتها نمونههایی به دست دادند از سینمای انقلابی و ستمستیز آمریکا در ابعاد تاریخی-جهانی. کسانی چون مونتگمری کلیف با دنیای درون، لارنس اولیویر با هملت، براندو با پدرخوانده، و اورسن ولز با همهی فیلمهایش سینمای هنری و بازیگری هنرمندانه را در مقیاس جهانی ارتقاء دادند. حادثهی شگفتی چون هملت سرلارنس اولیویر هنر هفتم را در هفت وجه هنری آن چنان ارتقاء داد که جهان هنر به خاطر چنین ارتقایی براستی میتواند بر سینمای هنری ببالد.
یکی از دشواریهای سینمای مسئول و هنری آمریکا در برابر هالیوود این است که هالیوود با تعویض جای هنر با تکنولوژی صنعت ابتذال را بنا گذاشت. صنعت به جای این که در خدمت هنر درآید و مکمل آن شود در وجه غالب دشمی برای هنر شد، چنان که گاه بهترین تلاشهای هنری در رقابت با نمایشهای صنعت سینما رنگ میبازند. تکنولژی و تکنیک و جلوههای نمایشی عظیم و در عین حال تقلبی فیلمهای در محتوی مبتذلی چون تایتانیک و ارباب حلقهها کار را بر هنرمندان دشورا میکند. سکس، جنگ، خشونت، راسیسم، انتقامجویی، آمریکا سروری و جامعهی مصرف و استثمار ارکان سینمای تجارتی- صنعتی هالیوود هستند و این ارکان با چنان قدرتی به کار گرفته میشوند و تبلیغ و خرید و فروش میشوند که سینمای هنری و مسئول با امکانات موجود قادر به رقابت با آن نیست. هالیوود نه تنها صنعت را به جان هر انداخته است بلکه هنر بدلی را هم بر آن افزوده است. هنر بدلی که حامل محتوای مبتذل و شرورانه است جمع کثیری از هنرمندان را نیز به خود جلب کرده است و مورد استثمار قرار میدهد. چرندیات هنری همچون در جستجوی سرباز رایان، دستههای نیویورک و رنجهای مسیح تنها بدرد گیج کردن هنر و تحمیق تماشاگران میخورند. شیطنت کسان توانایی چون مارتین اسکورسیزی (دستههای نیویورک) سبب میشود که هالیوود از آنها کمال استفاده را بکند، در حالی که این خالق مسیح باز مصلوب میتوانست به چنین دامی گرفتار نشود. هالیوود در حال مسموم کردن جهان است. هالیوود بسی بیشتر از قدرت نظامی آمریکا امروز و آیندهی جهان را تهدید میکند. سناریویی که هالیوود پیش میبرد همانست که به طور خلاصه در فیلم سیارهی میمونها و هفت فیلم تقلید شده از آن ترسیم شده است. یک جهان سه جهانی مرکب از سفیدهای بور، مو سیاههای غیر سیاه و سیاهان، که به ترتیب انسانهای درجهی یک تا سه را تشکیل میدهند، با قدرت نظامی سفید همچون پاسدار این نظام و این نظم جهانی.
در برابر این هالیوود و چنین سمتگیری که دارد مقاومت سینمای هنری و مسئول آمریکا ستودنی است. و در این سینما براندو یک ستون مقاومت بود. براندو در دربار انداز کنار کارگران بود، در شورش در کشتی بوئنتی کنار بومیان هائیتی بود، در زنده باد زاپاتا کنار مکزیک بود، در از جنوب غربی به سومورا کنار سرخپوستان بود و در شعلههای آتش کنار انقلاب مقدس ستمدیدگان. براندو تحقیر کنندهی هالیوود بود. او مدافع ارزشهای هنری و انسانی بود و یکی از کسانی بود که براستی برای حقوق سرخپوستان آمریکا مبارزه کرد.
براندو پروردهی مکتب استانیسلاوسکی و استادش استلا آدلر بود. بازیگری اودر آکتورز استودیو و نزد الیکازان بالیدن گرفت. او زیر نظر استاد استراسبرگ روش اکتینگ را آموخت و طبق آموزشهای این روش بازیگری بود که نقشهایش را زندگی میکرد. به همین دلیل او در نزدیک کردن تماشاگر به خودش و به کسانی که او نقششان را ایفا میکرد موفق بود. به لحاظ محتوا بهترین نقش مثبت در مثبت او در زنده باد زاپاتا بود، بهترین نقش منفی در مثبت او در شعلههای آتش بود و بهترین نقش مثبت در منفی او در پدر خوانده بود، اگر چه با همهی هنرمندی او من این نقش را برازندهی چون او کسی ندانسته و نمیدانم. نقشآفرینی براندو در پدر خوانده از سوی متخصصین به عنوان بهترین نقشآفرینی در تاریخ سینمای جهان شناخته شد. طی رأی گیریهای نشریات معتبر سینمایی اروپا و آمریکا در چهار دههی گذشته بزرگترینهای سینمای جهان در قرن بیستم به شرح زیر مشخص شدهاند:
اورسن ولز بزرگتری کارگردان
کاترین هیپبورن بزرگترین بازیگر زن
مارلون براندو بزرگترین بازیگر مرد
همشهری کین برترین فیلم
با این که مارچلو ماسترویانی در میان همهی هنرپیشگان جهان بیشترین فیلمهای هنری را بازی کرده و بیشترین کارگردانان برجستهی جهان شیفتهی بازیگری او بودند انتخاب براندو به عنوان بهترن قرن به جاست، چرا که نافذتر و تأثیرگذارتر از او کس پا به سینمای جهان نگذاشته است.
1952: Cannes Film Festival, Best Actor Award, Viva Zapata!
1952: British Film Academy Award, Best Foreign Actor, Viva Zapata!
1953: British Film Academy Award, Best Foreign Actor, Julius Caesar
1954: New York Film Critics Circle Award, Best Actor, On the Waterfront
1954: Golden Globe, Best Actor, Drama, On the Waterfront
1954: British Film Academy Award, Best Foreign Actor, On the Waterfront
1954: Oscar, Best Actor, On the Waterfront
1954: Cannes Film Festival, Best Actor Award, On the Waterfront
1955: Golden Globe, World Film Favorite, Male
1972: Oscar, Best Actor, The Godfather
1972: Golden Globe, World Film Favorite, Male
1973: Golden Globe, Best Actor in a Motion Picture (Drama), The Godfather
1973: Golden Globe, World Film Favorite, Male
1973: National Society of Film Critics Award, Best Actor, Last Tango in Paris
1973: New York Film Critics Circle Award, Best Actor, Last Tango in Paris
1979: Emmy, Outstanding Supporting Actor in a Limited Series or a Special, Roots: The Next Generations (1978-79)