خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
يك مترجم معتقد است: داستان مينيمال يك جور تراشيدن يك برش از زندگي به حداكثر ممكن است.
فرزانه طاهري با اعتقاد به اين مطلب در ادامه به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: داستان مينيمال هم نوعي از نوشتن است كه با داستانهاي ريموند كارور به كشور ما وارد و از آن تقليد شده است. طعم داستانهاي كارور فقط به همان شكل ميتواند باشد و به هيچ اندازه ديگري نميتواند درآيد.
وي ادامه داد: در دنيا همه چيز همزمان با هم دارد نوشته ميشود و كسي براي كس ديگر تكليف تعيين نميكند كه كوتاه بنويسد؛ چون مردم وقت ندارند بخوانند و ما چون جامعهمان مدرن نشده است، نبايد مينيمال بنويسيم؛ زيرا وقت زيادي داريم.
اين مترجم يادآوري كرد: اگر داستان مينيمال خوب نوشته شود، عصاره يك تجربه در حداكثر است. شايد زماني پسند شخصي من داستان مينيمال بوده يا وقتهايي بخواهم چيزي بخوانم كه در تشبيه يك موقعيت تا نهايت جزئياتش ميرود.
وي با تاكيد بر اينكه هيچ چيز نبايد يكهتاز عرصه ادبيات باشد يا ما تجويز كنيم كه باشد، ادامه داد: وقتي داستان كارور را ميخوانيم مثل سيلي به صورت است؛ ولي انسان هميشه كه نميخواهد سيلي بخورد؛ گاهي هم ميخواهد در پر قويي غلت بزند.
همه سبكها به نظرم لازم هستند؛ مگر همه چيز ما يكپارچه است كه بگوييم ادبياتمان هم بايد با جامعهمان هماهنگ باشد.
طاهري جامعهي ما را جامعهاي پرتناقض ناميد و افزود: در كشور ما از قبيلهييترين تا مدرنترين روابط را داريم چه كسي گفته ما ميتوانيم اين شيوه را داشته يا نداشته باشيم يا حتماð بايد همزمان با هم اتفاق بيفتد.
وي متذكر شد: به تب و مد در ايران اعتقاد ندارم كه يكباره بگوييم فقط مينيماليسم مدرن است يا پست مدرنيزم را سبك بگيريم و راجع به سبك پست مدرن حرف بزنيم. تقليد در هر شرايطي بد است؛ چه از مينيماليسم باشد و چه از چيزهاي ديگر. متاسفانه اينك صورت مينيماليسم را گرفتهاند؛ ولي نه آن تاثير و نه آن شعور پشت آن وجود دارد.