يكشنبه 1 شهريور 1383

گفت و گوی جوانان با مسعود کیمیایی در خبرگزاری سینا: کیمیایی "حکم" را به جشنواره فجر می رساند

**کیمیایی: بهروز وثوقی بسیار علاقه داشت که نقش قیصر را بازی کند و او به دنبال روزنه بود که بتواند از پیله فیلم فارسی بیرون بیاید.وثوقی تلاش بسیاری کرد که قیصر ساخته شود.و پیشنهاد ساخت فیلم را به عباس شباویز داد

------------------------------------------

تهران ، خبرگزاری سینا – طاها حشمتی ، سمیه بابایی
مسعود کیمیایی بارها گفته است مخاطب فیلم هایش جوانان هستد . سربازهای جمعه داستان چند جوان ستمدیده و حاشیه نشین است، برای جوانان . بازیگران جوان درفیلم کیمیایی و دیگرفیلم های کیمیایی خوش درخشیده اند. او یکی از مهم ترین و تاثیر گذارترین فیلم های تاریخ سینمای ایران را در جوانی ساخته است، هنگامی که فقط 23 سال داشت ؛ قیصر را.
پس اگر فقط یک کارگردان تاثیر گذار در سینمای ایران را بخواهیم برای گفت و گو با جوانان انتخاب کنیم، او کسی نخواهد بود، جز مسعود کیمیایی که این روزها فیلم سربازهای جمعه اش علیرغم این که تبلیغ تلویزیونی ندارد، یکی از پر فروش ترین فیلم های روز است.
مسعود کیمیایی بعدازظهر یکی از روزهای داغ مرداد به همراه امین فرج پور منتقد و دستیار کیمیایی در سربازهای جمعه به دعوت خبرگزاری سینا به دفتر خبرگزاری آمد تا با عده ای از جوانان به گفت و گو بنشیند. در این گفت و گو ارشیا خباز- ادیبه اسدی_ سحر خداقلی _ طاها حشتمی _ لطیف نکویی_ بهاره دایمی _ سعیده اصغری- مهدی خاکی فیروز و سمیه بابایی حضور داشتند. کیمیایی در آغاز از گفت و گویش با جوانان اظهار خوشحالی کرد و این خوشحالی تا پایان گفت و گو و پس از آن نیز ادامه داشت.
او در این گفت و گو از فیلم جدیدش "حکم" گفت، فیلمی که بازی عزت الله انتظامی و محمدرضا فروتن در آن قطعی است. کیمیایی گفت: این فیلم را به جشنواره فیلم فجر خواهد رساند.
**ساخته شدن تیتراژ فیلم توسط عباس کیارستمی و عده ای از مطرح ترین عوامل سینما صورت گرفته که در نوع خودش بی نظیر است. فکر ساخته شدن تیتراژ از فیلم شما توسط این گروه از کجا مطرح شد؟
این کار فقط لطف عباس کیارستمی بود که یک روز با من تماس گرفت و گفت که من از تو می خواهم که اجازه بدهی تیتراژ فیلم تو را بسازیم. من در ابتدا باور کردن این مسئله برایم سخت بود و در این مورد ناباور بودم.به خاطر این که عباس کیارستمی در سینمای امروز یکی از پنج کارگردان مطرح جهان است. کیارستمی در سینمای امروز جهان توانسته است یک سبک جدید فیلمسازی برای خود ابداع کند که بسیاری از فیلم سازان دیگر این سبک فیلم سازی او را ادامه داده اند. او سینما را آن قدر می شناسد که اگر بخواهد در یک سبک دیگر به غیر از سبک خودهم فیلمی را جلوی دوربین ببرد،بهترین فیلم خواهد شد. به هر کارگردانی در جهان پیشنهاد کند که می خواهد تیتراژ فیلم او را بسازد، آن کارگردان با کمال میل پیشنهاد کیارستمی را خواهد پذیرفت.
کیارستمی برای ساختن تیتراژ فیلم به همراه جعفر پناهی و مانی حقیقی آمد کسانی که سینمای منحصر به فرد و معترضی دارند، سینمایی که وامدار سبک عباس کیارستمی است.
و آنها این لطف را برای من انجام دادند. و این رفاقتی که عباس کیارستمی در حق من کرد تا آخر عمر برای من فراموش نشدنی خواهد بود.
**دلیل حضور شما در تیتراژ فیلم با توجه به این نکته که تا به امورز شما تصویر خودتان را در تیتراژ فیلم هایتان نیاورده بودید چه بود؟
در رابطه با حضور من در تیتراژ فیلم و سه – دو – یک گفتن باید بگویم که من تا به امروز این کار را انجام نداده بودم و علاقه هم به انجام دادنش نداشتم و به اصرار عباس کیارستمی این صحنه را گرفیتم و فکر هم می کنم که دیگر در تیتراژ فیلمی این صحنه را تکرار کنم.
**در سربازهای جمعه شاهد حضور یک روشنفکر در داستان هستیم که قتل می رسد، در حالی که در فیلم های قبلی شما روشنفکر حضور نداشت.
روشنفکر بخشی از تغییر دهنده عقیده افراد عام جامعه است و ما هر زمانی که می خواهیم با بدنه عقیده عام جامعه روبرو شویم، آن شخصی که در این زمینه می تواند کمک کند، روشنفکر است . که می تواند تغییر دهنده این عقاید باشد.وبازتابی که یک روشنفکر می تواند ایجاد کند، بازتابی است که با خودش اندیشه و تفکر می آورد، تحلیل می آورد. و آن تحلیل تفکر است که می تواند یک قضاوتی درباره یک موضوع ایجاد کند. که آن موضوع همان موضوع در حال بررسی آن اثر است.
امین فرج پور:روشنفکر کسی است که درک و تحلیل موقعیت و شرایط پیرامونی خود را داشته و در برابر آن عکس العمل نشان می دهد. شخصیت قدرت در گوزنها روشنفکر بود و همچنین جمع دانشجویان فیلم اعتراض یا شخصیت جلال مقدم در دندان مار.
**شما فکر نمی کنید خودتان می توانستید تیتراژ فیلم را خیلی بهتر از تیتراژ ساخته شده بسازید.
سوال شما سوال خوبی است و در آن جسارت دیده می شود اما اگر کیارستمی به هر کارگردانی بگوید که می خواهد برای فیلم او تیتراژ درست آن کارگردان با افتخار ساخت تیتراژ را به او خواهد سپرد. به خاطر اینکه کیارستمی کارش تیتراژ درست کردن نیست او یک زمانی برای دو فیلم قیصر و رضا موتوری من تیتراژ درست کرد. و در این فیلم فقط به خاطر رفاقت با من این کار را انجام داد. او صاحب بخشی از تفکر سینمای امروز جهان است و حضوری شناخته شده در سینمای امروز جهان دارد.
**شخصیت های آثار شما با قانون میانه خوبی ندارند و در مواقعی که ظلمی به آنها می شود به قانون متوسط نمی شوند و خودشان مستقیما دست به عکس العمل می زنند.
شما تا به امروز چند مورد دیده اید که در زمان وقوع جرم قانون حضور داشته باشد. و از وقوع جرم جلوگیری کند.قانون مال بعد از وقوع جرم است. من در نوع نگاه خودم، همیشه این زمان قبل ازجرم را می بینم و در سینمای من این اعتراض همیشه وجود داشته است.
**قهرمانان فیلم های شما همیشه به تنهایی از حق خود دفاع می کنند ودر مجموع آدمهای تنهایی هستند، ولی در سربازهای جمعه این نوع نگاه شما تغییر کرده و قهرمان فیلم شما با سه دوست دیگر اعتراض خود را نشان می دهد.
در سینمای من در بیشتر آثار به این شکل بوده البته در سینمای قبل از انقلاب فیلم گوزنها به این شکل نبوده و بعد از انقلاب هم فیلمهای مرسدس و اعتراض و ضیافت . هر نویسنده ای وقتی که قصه ای را می نویسد خودش را در آدمهای آن قصه تکثیر می کند. برخی از این مسائل جزو بافت و شیوه تفکر آن هنرمند است. تنها بودن بخشی از شیوه تفکر من نیست. یک اصولی بافت فکری من را ساخته و من فکر نمی کنم که در آثارم تنها به مشکلات انسان تنها بپردازم و بعد از آن به انسان اجتماعی به انسانهای حاشیه نشین و جرم های پنهان – همه اینها جزو بافت فکری من هستند و تغییری نمی کنند.
**سینمای شما مخاطبان خاص خودش را دارد و سینمای کیمیایی سینمای محبوب مخاطبان خاص خودش است آیا شما برای قشر منحصر به فردی فیلم می سازید.
من هیچ زمانی انتخاب نمی کنم که فیلم من مخاطبانش یک قشر منحصر به فردی است و مثل همه انتخاب ها می تواند از هر قشری یک گروه مخاطب داشته باشد.
نوع نگاه من به سینما یک نوع تفکر است که در اجرا دیده می شود و در اجرا هم تغییرات بسیاری پیدا می کند و من تلاش خودم را می کنم که در طول زمان این تغییرات از بافت فکری من بیرون نیفتد. به خاطر این که هر زمان که این اتفاق بیفتد با خودش یک نوع سراب و یک نوع بی اطمینانی به وجود خواهد آورد.
و اگر این گفته را قبول کنیم که هنر انعکاسی از واقعیت است این نوع آثار تمام تلاش خود را برای انعکاس درست واقعیت انجام می دهند و اگر این واقعیت ها قرار است تغییر کند باید منطبق بر همان جهان بینی و بدنه همان تفکر تغییر کنند.
فرج پور:فیلمی که مسعود کیمیایی می سازد در هر زمانی عکس العمل های متفاوتی را در پی دارد. کیمیایی با مخاطب خود آشناست. مخاطبان سینمای کیمیایی در فضای فیلم های او نفس می کشند و با فضای فیلم های او آشنا هستند. زمانی که فیلمی ساخته شود که ارتباطی با جامعه نداشته باشد هیچ عکلس العملی هم در برابر آن نخواهد شد. فیلم های آقای کیمیایی در رابطه با این جامعه هستند و همیشه و در هر زمانی با عکس العمل های مثبت و منفی در جامعه روبرو می شوند و کمتر کسانی پیدا می شوندکه در رابطه با فیلم های آقای کیمیایی هیچ گونه واکنشی نداشته باشند.
کیمیایی:وقتی که یک نوع نگاه در یک فیلم حضور داشته باشد و آن نگاه با واقعیت همراه شود اگر صاحب اثر این واقعیت را در خودش پنهان کند اولین خیانت را به خودش انجام داده و بعد از آن به مخاطب خود. من از زمانی که کارم را در سینما شروع کردم از فیلم قیصر، تا به امروز تفکر خاص خودم و نوع نگاه ویژه خودم را نسبت به سینما حفظ کرده ام. من می دانستم که باید با جامعه اطراف خودم ارتباط برقرار کنم و حرف خودم را با تفکری که نسبت به سینما دارم بیان کنم و سعی خودم را انجام دهم که آن را به خوبی بیان کنم. من همیشه سعی کرده ام که بیشتر با کسانی که هنوز صاحب واکنش و عاشق واکنش داشتن در برابر مشکلات هستند ارتباط برقرار کنم و در رابطه با این قشر فیلم بسازم. در رابطه با کسانی که در برابر مشکلات دست روی دست نمی گذارند و عکس العمل نشان می دهند.

**در تمامی آثار شما از فیلم قیصر تا سربازهای جمعه دیالوگهای فیلم های شما از زبان هر شخصیت که گفته شده چه از زبان قیصر و چه از زبان فریبرز عرب نیا در سلطان دیالوگهایی شاعرانه بوده اند که این احساس را به وجود می آورد که این دیالوگهارا شاعری گفته که بنا به اتفاق به کارگردانی روی آورده و حرفهای خود را از زبان شخصیت های مختلف مطرح می کند.
کیمیایی:من بارها گفته ام که من شاعر نیستم ولی شعر می گویم. نویسنده نیستم ولی می نویسم. به خاطر اینکه نویسنده و شاعر بودن به تداوم کار در این رشته بستگی دارد. و من به دلیل این که مدیوم کار اصلی که انجام می دهم سینما است هر زمان که بخواهم فیلمی را بسازم از شیوه تفکر خودم در سینما نمی توانم دور شوم. و با شیوه تفکر خودم شخصیت ها را می نویسم. هنرمندی که اثری را خلق می کند مطمئنا خودش در آن حضور خواهد داشت.فقط در صورتی به این شکل نخواهد بود که کارگردانی فیلمنامه ای را به سفارش دیگران جلوی دوربین ببرد، به خاطر فروش فیلم. در این حالت از کارگردان آن فیلم حضوری در آن اثر نخواهیم دید. من همیشه نوع نگاه خودم را در سینما داشته ام و با تفکر خودم کارکرده ام. و سفارش ساخت هیچ فیلمی را قبول نکرده ام. در این حالت اگر حضور نوع فکر هنرمند را در آن فیلم ببینیم باید به این قضیه شک کرد.
**من فکر می کنم این دوستان به موضوع دیگری اشاره می کنند. سوال ایشان این است که چرا همه شخصیت ها در فیلم های شما مثل هم حرف می زنند، شاعرانه و زیبا، در حالی که باید تفاوتی بین حرف زدن شخصیت های مختلف وجود داشته باشد.
این سوال بر می گردد به حیطه زبان .تفاوت بسیار زیادی وجود دارد. شما وقتی که امروز به محله ای که ما قیصر را ساختیم سربزنید، بیشتر کلماتی که به گوش شما می خورد. فارسی نیست، عربی است. در زبان محاوره ای در یک خانواده با گذشته تفاوت وجود دارد. به خاطر اینکه بعد از انقلاب خیلی از چیزها تغییر کرد. در قبل از انقلاب در یک خانه با مستخدم یا سرایدار ارتباط برقرار نمی شد، ولی امروزه این ارتباط وجود دارد ، ولی امروزه این ارتباط وجود داردو ما به صورت مداوم با سرایدار و یا مستخدم ارتباط داریم و می بینمیم که حرف زدن ها هم یک شکل شده است، به خاطر اینکه بر روی هم تاثیرگذاشته است. آهنگ های زبانی بر روی هم تاثیر گذاشته اند. لهجه های شهری که از هیچ کجا نیستند، از برخورد زبان ها و لهجه ها به وجود آمده اند. و خیلی زود تغییر می کنند. حالا با این زبان سعی می کنند شگفتی بیافرینند. من خیلی به زبان اهمیت می دهم. من در کتاب "جسد های شیشه ای" بر روی زبان خیلی تاکید کردم و ترسیم شخصیت با زبانی که حرف می زنند، هماهنگ است، یعنی یک ساختمان و ساخت بندی دارد. اول آن" هم یافتی" اتفاق افتاد، بعد" هم بافتی" صورت گرفته که می رسد به "هم بستگی" که آن به اصطلاح آن بخش از زبان گسترده مستقل است که ما متاسفانه خیلی از این بابت لطمه خوردیم. در حیطه زبان وقتی که زبان حرکت می کند، تاثیر پذیری آن حتی تکنولوژی را به شکل خود می کند. شما بر روی پیام گیرهای تلفن اگر دقت کنید به راحتی شخصیت افراد را خواهید شناخت. واقعا این ابزار در زبان مشخص می شود.
**اما زبان مسعود کیمیایی در دیالوگ همه شخصیت ها هست.
وقتی که تعدادی آدم ترسیم می کنم حرکت آنها و این که از کدام طبقه اند و چه خواسته ای دارند، بله این شخصی است، ولی اگر به اثر دقت کنیم، با آن آدمها رابطه برقرار خواهیم کرد. اگر اثر اجتماعی حرف بزند. و در گروههای وسیع با مخاطب ارتباط برقرار کند. این اثر کار خود را انجام داده است.
**درست است اثر رابطه برقرار می کند، اما همه شخصیت ها تحت تاثیر زبان شما هستند؟
وقتی که یک نویسنده خودش را در آدمهای اثرش تکثیر می کند.
لهجه خودش را نمی تواند نادیده بگیرد. لهجه ای که در بافت زبان وجود دارد، نه لحجه ای که در آهنگ زبان وجود دارد. من خیلی تلاش می کنم که این بافت را حفظ کنم.
به هر جهت دیالگوهای من به حس آدمها آنقدر نزدیک می شود. که آدمها دوست دارند آنها را دوباره تکرار کنند. یک دکتر زبان شناس خیلی عمیق به این مسئله پرداخته بود، از داش آکل تا اعتراض به دیالوگهای این فیلم ها پرداخته بود.به هر حال من به تکرار شخصیت آدمهای در حاشیه تاکید داشته و دارم و سینمای من با این شیوه شناخته شده است.
**سلاح شخصیت ها ی دا ستان شما در این فیلم از چاقو به چماق تغییر کرده دلیل این چیست؟
در مورد این که چرا سلاح شخصیت های فیلم من از چاقو به چماق تغییر کرده باید بگویم شما وقتی که ساعت 6 صبح از چیزی ناراحت می شوید صبر نمی کنید که ساعت 8 صبح شود و بعد از آن فریاد بزنید. ساعت 6 صبح واکنش نشان می دهید. چاقو دم دستی ترین سلاح است و معمولا وقتی شخصیتی واکنش سزیع نشان می دهد از ان استفاده می کند. اما گاهی فرصت برنامه ریختن هست.
امین فرج پور: در این فیلم قهرمانان فیلم می روند و چماق را سفارش می دهند. و این یک نوع وحدت را در میان آنها نشان می دهد. که خود یک نوع همبستگی است. باید به این نکته دقت کرد که سربازهای جمعه تا چه حد به آیین ها نزدیک می شود. سربازهای جمعه را می توان به عنوان فیلم آیین ها تلقی کرد. جمع همفکری که در این فیلم به وجود می آید یک سری آیین ها و مراسمی دارد و ما به خوبی این نوع تفکر را در صحنه چماق ها می بینم.
**شما در جوانی یعنی بیست و سه، چهار سالگی فیلم قیصر را ساختید. آن هم در دوره ای که حضور یک جوان در سینما به عنوان کارگردان کارآسانی نبود چگونه توانستید در این سن به سینما راه پیدا کنید. و یک چنین فیلمی را در آن سن جلوی دوربین ببرید.
اگر منظورتان این است که چگونه توانستم در آن سن به این میزان خلاقیت دست پیدا کنم که بتوانم فیلمی همانند قیصر را کارگردانی کنم، من نمی توانم توضیح دهم که چگونه به خلاقیت دست پیدا کردم. به خاطر این که خلاقیت لحظه ای است دست نیافتنی. لحظه به دست آوردن یک سری موقعیت ها است. وقتی که یک جوششی در شما به وجود می آیدشما نمی توانید بگویید چه لحظه این جوشش در اختیار من بوده است. شما نمی توانید، بگوییدکه یک شاعر صبح از خواب بیدار می شود. شیر می خورد، لباس می پوشد بعد از آن کروات می زند و بعد از آن خلاقیت به ا و دست داده و شعر می گوید. شما هیچ زمان نمی توانید بگویید. که خلاقیت چه زمانی به دست می آید . البته مهمترین چیزی که در این زمان وجود دارد این است که شما به تکنیک آن رشته آشنایی داشته باشید. در غیر این صورت است که از خلاقیت خود دور خواهید شد.
**نه منظور این است که چگونه در سن 23-24 سالگی در فضای فیلم فارسی توانستید این فیلم را بسازید، چگونه تهیه کننده ای را قانع کردید که روی این فیلم سرمایه گذاری کند؟ چگونه اعتماد این عوامل را جلب کردید. این نباید کارآسانی بوده باشد.
من قبل از ساخت فیلم قیصر" بیگانه بیا" را برای یک سرمایه داری که سینماهای بسیاری داشت ساخته بودم. که در اکران فیلم موفقی نبود.وقتی که فیلم قیصر را نوشتم. تهیه کردن این فیلم برای تهیه کنندگان سخت تر از فیلم قبلی بود. و کسی حاضر به سرمایه گذاری بر روی این فیلم نمی شد. به خاطر این که سینمای آن دوران یک سری قواعد مخصوص به خودش را داشت که داستان قیصر هیچ کدام از این قواعد را برای فروش در سینماهای آن دوران نداشت. تهیه چنین فیلمی برای آنها قابل قبول نبود. بهروز وثوقی بسیار علاقه داشت که نقش قیصر را بازی کند. و او به دنبال روزنه بود که بتواند از پیله فیلم فارسی بیرون بیاید. به خاطر این که بهروز وثوقی در سینمای آن دوران در حال حل شدن بود. و مجبور بود که خودش را با سینمای آن دوران وفق دهد. وثوقی تلاش بسیاری کرد که قیصر ساخته شود.
و پیشنهاد ساخت فیلم را به عباس شباویز داد. شباویز در آن زمان با دیگر تهیه کنندگان تفاوت بسیاری داشت و او قبول کرد.
و علیرغم اصرار بسیاری از تهیه کنندگان مبنی بر قبول نکردن تهیه فیلم تهیه کنندگی فیلم را قبول کرد و ما فیلمبرداری را شروع کردیم.
و حتی صحنه کافه هم به خاطر شرایط آن زمان به فیلم تحمیل شد.
**شما قبل از کارگردانی سینما چگونه با تکنیک این رشته آشنا شدید؟
من قبل از ورودم به سینما در چند فیلم سابقه دستیاری داشتم و سعی کردم که خیلی چیزها را یاد بگیرم. این که تا چه اندازه می توان ابزار را به بیان نزدیک کرد من در همان زمان تجربه کرده و یادگرفتم. من بعد از کارگردانی فیلم بیگانه بیا رفتم و در دو فیلم دستیاری کردم. و توانستم فاصله را که تکنیک با بیان دارد بیاموزم و نوع نگاه ویژه خودم را به سینما و جامعه در همان زمان پیدا کردم و تا به امروز با من بوده و من نمی توانم آن را تغییر بدهم.
به خاطر این که نوع نگاه من در قلب و روح من وجود دارد و جزیی از وجود من شده است.
**شما همیشه در زمینه ساخت موسیقی فیلم هایتان حساسیت از خود به خرج داده اید. و از شروع کارتان در سینما با اسفندیار منفردزاده تا به دیگر آهنگسازان همیشه این اتفاق افتاده است و هنوز هم بهترین آهنگ ها نام اسفندیار منفردزاده را با خود همراه دارد.
برای من خیلی مهم است که کسی که می خواهد آهنگ فیلم من را بسازد تا چه اندازه با سینما آشنا است. و تا چه اندازه این مدیوم را می شناسد. من به هر چیزی که قرار است. در فیلم وجود داشته باشد . و تماشاگر آن را ببیند حساسیت دارم من در موسیقی فیلم هایم خیلی دوست دارم که نگاه من از طرف مردم گرفته شده باشد. من با تمام کسانی که در زمینه موسیقی در فیلم هایم کار کرده ام نوع نگاه خودم را در رابطه با موسیقی فیلم هایم برای آنها توضیح دادم.
برای من کسی که می تواند یک سازی را به خوبی بنوازد، مهم است حالا می تواند این نوازنده کودکی باشد که پشت یکی سینی ضرب می زند. من به این آهنگها دقت می کنم. به خاطر این که در این آهنگها می تواند نکاتی نهفته باشد. که برای من از موسیقی هایی که توسط بسیاری از آهنگسازان بزرگ ساخته می شود با ارزش تر باشد. و آن بینش و سواد آکادمیک که در موسیقی باید وجود داشته باشدمطلوب فیلمهای من نیست. نگاه موسیقی در فیلم های من باید از طرف مردم گرفته شده باشد.
**شما از ابتدای حضورتان در سینما تا به امروز به حضور جوانان در سینمای ایران اهمیت بسیاری داده اید. و بازیگران جوانان زیادی را به سینما معرفی کرده اید که همگی بهترین بازی های خود را در فیلم های شما داشته اند تا این اندازه توجه شما به جوانان چه دلیلی می تواند داشته باشد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

یک سمفونی پیر نمی تواند خوب عمل کند. وقتی که شما یک سری عکس هایی را پشت سر هم می بینید. این عکس ها منظورم از عکس پلانها است این عمل خود یک فعل جوان است. من در سینما تا امروز هیچ زمان از بازیگران تست نگرفته ام و در یک دیدار کوتاه می توانم تمام قابلیت های بازیگر را احساس کنم. در دیگر حیطه های سینما هم همین طور در مورد آهنگساز_ فیلمبردار _ و غیره _ می توان با یک نگاه کلی تشخیص داد. که با هنر سینما تا چه اندازه آشنا هستند.و تا چه اندازه استعداد دارند. من با شناخت این قابلیتها بازیگران و عوامل فیلمهای خود را انتخاب می کنم. و تجربه نشان داده که اکثریت آنها در این کار موفق شده اند. البته من همیشه به بازیگرانی که با هم کار می کنیم می گویم توقع گرفتن جایزه در فیلم های من را نداشته باشید.
امین فرج پور:من فکر می کنم که اگر عواملی که توسط آقای کیمیای وارد سینما شده اند از بازیگر گرفته تا دستیار و دیگر عوامل سینمای ایران کنار گذاشته شوند 80 درصد سینمای ایران تعطیل خواهد شد.
**بسیاری از صحنه های فیلم های شما حتی در صحنه های خشن ما با زیبایی های خاصی روبه رو هستیم با حرکات موزون.
متاسفانه مردم عادت کرده اند که زیبایی ها را فقط در رمانتیزیم ببینند.
مشکلی که در سینمای قبل از انقلاب وجود داشت این بود که تمام زیبایی را در عاشقانه ها می دیدند. و فکر نمی کردند که می توان زیبایی های واقعی را در صحنه های دیگری دید. و در سینمای کشورهای جهان سوم این مشکل همچنان دیده می شود. یک سری حکومت هایی می آیند و رئالیزم را کنار می گذارند. دلیل شان هم این است که نباید همه چیز در سینما گفته شود. پختگی زمانی اتفاق می افتد. که این مسائل در سینماد دیده شود.
**شخصیت شما تا چه اندازه با شخصیت های آثارتان شباهت دارد.
شما مطمئن باشید من زمانی که بخواهم خرید کنم اگر جنس گران به من فروخته شود چاقو کشی نخواهم کرد.
ولی در کل من دارای یک نگاه لهجه و یک صدا هستم. که جزئی از شخصیت من شده است و من نمی توانم از آن دور شوم و اگر بخواهم در آثارم از آن دو شوم، این کار یک نوع جلمه پردازی می شود. و به نظر من یک هنرمند تمام وجودش را در آثارش نشان می دهد.
**آقای کیمیایی ما چه زمانی دوباره شاهد حضور مردم در صف های بلیط سینما برای دیدن فیلم جدید شما خواهیم بود.
فیلم بعدی که تصمیم به ساخت آن دارم" حکم "نام دارد و در این فیلم با آقای عزت الله انتظامی همکاری خواهم داشت. تا به امروز افتخار همکاری با ایشان را پیدا نکرده ام . فکر می کنم که در پاییز کار را کلید خواهیم زد.
**به جشنواره فجر می رسد؟
امیدوارم که بتوانم به جشنواره برسانم و سعی می کنم

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/11152

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'گفت و گوی جوانان با مسعود کیمیایی در خبرگزاری سینا: کیمیایی "حکم" را به جشنواره فجر می رساند' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016