شنبه 7 شهريور 1383

گفت‌وگوي ايسنا با بهزاد كشميري‌پور، دعوت از نويسندگان ايراني به خارج از كشور، به شناخت و تفاهم كمكي نكرده است، ايسنا

"كار حرفه‌يي انتشار نشريه در خارج از كشور به تفنن تبديل شده است"

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
بهزاد كشميري‌پور، شاعر و روزنامه‌نگار ايراني مقيم هانوفر آلمان، سردبير مجله فرهنگي - ادبي ”باران” است كه توسط مسعد مافان در سوئد منتشر مي‌شود.
خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در گفت‌وگويي با كشميري‌پور، به ارزيابي او از دعوت از نويسندگان ايراني به خارج از كشور پرداخته، در بخش ديگري نيز به چگونگي انتشار مجله باران اشاره شده است.
كشميري‌پور كه خود زماني در تدارك مسافرت نويسندگان و اهل قلم فعاليت داشته، درباره ميزان موفقيت اين برنامه‌ها معتقد است: دعوت نويسندگان و اهل قلم حتماð براي عده‌اي و از جنبه‌هايي سودمند بوده، اما اگر منظور برقراري ارتباط فرهنگي ميان دو بخش جداافتاده‌ي هنرمندان در داخل و خارج يا كمك به شناخت و تفاهم باشد، اين دعوت‌ها اغلب برعكس عمل كرده است.
وي در ادامه افزود: متاسفانه تجربه‌هاي ناخوشايندي، به ويژه در سال‌هاي اخير به وجود آمده كه حاصلش بدبيني كساني است كه معمولاð باني خير اين گونه دعوت‌ها بوده‌اند. از سوي ديگر، گاهي رفتار دعوت‌شدگان و اظهار نظرهاي اغراق‌آميز و بي‌پايه‌اي كه قصدش نه اطلاع‌رساني يا تحليل؛ بلكه بزرگنمايي يا پوشاندن كوچكي‌هاست، بيشتر مسافران اين سالن‌ها را به ”امكان سوزان” فرهنگي بدل كرده است و كم نيستند نهادهاي فرهنگي كه برخلاف سابق، اكنون امكاناتشان را با اكراه در اختيار ايرانيان مي‌گذارند.
كشميري‌پور همچنين متذكر شد: اين واقعيت را نيز نبايد ناديده گرفت كه در اغلب اين دعوت‌ها حتا در آنها كه از سوي نهادها و انجمن‌هاي غيرايراني انجام شده، ايرانيان نقش محوري و اساسي دارند و بسياري از ايرانيان پيش از آنكه خدمه‌ي فرهنگ باشند، خود اهل قلم و هنرمندند كه در سال‌هاي اخير هر سفري باعث بدبيني بيشتر اين فعالان شده و در مواردي نيز رفتار نامناسب دعوت‌شدگان اين امكان‌ها را براي ديگران هم از ميان برده است.
به گفته كشميري‌پور، اين دعوت‌ها به طور مستقيم باعث معرفي يا عرضه ادبيات ما به خارجي‌ها نشده است، اما بالاخره از آنجا كه ترجمه ادبيات فارسي نيز مثل خود دعوت‌ها عمدتاð توسط ايرانيان يا با مشورت آنان انجام مي‌شود، سفر نويسندگان و آشنايي‌هايي كه از اين طريق به‌وجود مي‌آيد، در گسترش ترجمه و عرضه ادبيات فارسي به زبان‌هاي ديگر بي‌تاثير نبوده است.
او در همين زمينه خاطرنشان كرد: نويسندگان ما اغلب به زبان‌هاي خارجي آشنا يا مسلط نيستند و تجربه نشان داده كه خيلي‌هايشان ترجيح مي‌دهند دوران كوتاه سفر را به ديدن بناها و گردشگاه‌ها و يا ديدار دوست و آشنا بگذرانند و حداكثر به يادداشت كردن نام دو سه خيابان و ميدان مشهور براي ذكر آن در داستان‌هاي احتمالي بسنده مي‌كنند. گرچه اين صحبت به نظر بدبينانه مي‌رسد، اما نوشته‌هاي كساني كه به خارج سفر كرده‌اند، متاسفانه خلاف اين را ثابت نمي‌كند.
كشميري‌پور در ادامه گفت‌وگو با ايسنا تصريح كرد: حضور نويسندگان ما در سفرهاي خارجي عمدتاð و برخلاف آنچه تظاهر مي‌شود، به جمع‌هاي ايرانيان و حداكثر به چند خارجي‌اي كه با آنان در تماسند محدود مي‌شود و گمان مي‌كنم اگر اين دعوت‌ها و سفرها دستاوردي داشت، حالا ديگر بعد از گذشت دو دهه حاصلش آشكار مي‌بود و احتياجي به پرسيدن نداشت.
او درعين حال يادآور شد: البته به رغم همه اين حرفه‌ها هنوز دعوت و سفر نويسندگان و به‌ويژه ”جوان‌تر”ها را مفيد مي‌دانم؛ اما معتقدم در انتخاب‌ها و شيوه برگزاري برنامه‌ها، بايد دقت و وسواس بيشتري به خرج داد.
كشميري‌پور در ادامه درباره معيارهاي دعوت نويسندگان به خارج از كشور گفت: در سال‌هاي آخر دهه 80 و اوايل دهه 90 ميلادي، با شروع اين دعوت‌ها، تعداد كمتري و درنتيجه اغلب نويسندگان صاحب نام به خارج دعوت مي‌شدند؛ اما در سال‌هاي اخير و با گسترش اين دعوت‌ها، كيفيت و صلاحيت، مبناي فراهم ‌شدن امكان سفر نبوده است. چند سال پيش كه به ابتكار هوشنگ گلشيري تعدادي نويسندگان جوان‌تر به آلمان دعوت شدند، كوشش بر اين بود كه اينان معرف گرايش‌هاي گوناگون و بهترين‌هاي ادبيات معاصر باشند؛ اما در ادامه خيلي پيش آمده كه آشنايي‌هاي شخصي و روابط جاي ملاك‌هاي ادبي را گرفته است. گرچه دعوت هر كسي مي‌تواند مورد اعتراض كسان ديگري قرار گيرد؛ اما بعيد است كه نويسنده‌اي با يكي دو كتاب كه كيفيت كار و جايگاهش هنوز در ميان خوانندگان كه هيچ، حتا بين اهل قلم هم تثبيت نشده است، بتواند گلي به سر ادبيات ما، چه اينجا و چه هر جاي ديگر، بزند. البته اين رفت‌وآمدها در متوهم ‌كردن خود مسافران ابداð بي‌تاثير نبوده است.
كشميري‌پور خاطرنشان كرد: در طول نزديك به 20 سال اقامت در آلمان، هم دستي از دور به اين آتش داشته‌ام و هم بسياري از كساني را كه در تدارك اين دعوت‌ها سهم دارند، از نزديك مي‌شناسم. در اين سال‌ها كم نديده‌ام كساني را كه از كرده‌ي خود پشيمانند و كم نيستند آنان كه ديگر حاضر به فعاليت در اين زمينه‌ها نيستند.
شاعر مجموعه‌هاي ”خنياگر در برهوت”، ”خيزاب در مرداب” و ”پاپتي در مخمل شب” در ادامه گفت: اظهار نظر نويسندگاني كه بعد از مسافرت به ايران برمي‌گردند، يا معمولاð بسيار كلي و كليشه‌يي است، مثل سردي روابط انساني در غرب يا اهميت سگ و گربه و نتايج فلسفي آن! كه خب براي آن نيازي به سفر نيست و از همين جا هم مي‌شود از اين فرمايشات صادر كرد؛ يا اينكه اظهار نظرها تلاشي براي توضيح وضع ايرانيان و مهاجران است كه حاصلش باز هم تكرار حرف‌هاي كلي و نادقيق مي‌شود.
او ادامه داد: چندي پيش عده‌اي از نويسندگان در مورد مشكل مخاطب نويسندگان مهاجر (در گفت‌وگو با ايسنا) حرف‌هاي عالمانه‌اي زده بودند؛ مي‌گفتند ما مهاجران چون تيراژ كتاب‌هايمان چندصدتا بيشتر نيست، با مشكل كمبود مخاطب روبه‌رو هستيم. درحاليكه اگر نسبت جمعيت را در نظر بگيريم، همكاران ما در داخل بايد به تيراژ نه، ده هزارتايي برسند؛ تا تازه مشكل مثل ما ”مشكل مخاطب” پيدا كنند. جالب اينكه همه اين حرف‌ها را طوطي‌وار تكرار مي‌كردند و فكر نمي‌كردند تيراژهاي يكي‌دوهزارتايي در ايران و در اين سالها مدام به عنوان معضل نشر مورد بحث است.
مترجم مجموعه داستان ”آمريكا وجود ندارد” نوشته پيتر بيكسل افزود: البته حق هر كسي است هر جور دلش خواست حرف‌هاي گنده و عميق بزند؛ اما با كمال تاسف بعضي‌ها عادت دارند براي بزرگ ‌كردن خودشان يا حرف‌هاي حكيمانه زدن، فقط از ديگران مايه بگذارند. ما چون عادت نداريم صادقانه از موضوع‌هاي ”ساده‌اي” كه به هستي واقعي‌مان ربط دارد، حرف بزنيم، درباره همه چيز نظرهاي دهن‌پركن و متاسفانه بي ‌سر و ته اظهار مي‌كنيم. ماها بعد از چند دهه زندگي در ايران هر روز با ديدن يك واقعه جديد متوجه مي‌شويم كه چقدر در شناخت عميق همين محيط مي‌لنگيم و كم مي‌آوريم؛ اما با يك چرخ چندروزه در اروپا نه تنها جيك و پيك روابط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آنجا را در مي‌آوريم، بلكه حتا درباره ظرايف ادبياتشان هم احكام قطعي صادر مي‌كنيم.
درمجموع آدم‌هاي منصفي نيستيم و اين به خارج رفتن يا نرفتن ربطي ندارد. ما بزرگي را در حرف‌هاي‌ بزرگ زدن مي‌بينيم؛ اما همه از شيوع كوتولگي و ميان‌مايگي مي‌ناليم.
بهزاد كشميري‌پور كه از سال 1990 تا سال 1996 مجله ادبي “كبود” را در آلمان منتشر مي‌كرده، از سال 93 نيز به عنوان سردبير با فصلنامه‌ي “باران“ همكاري دارد. بخش عمده مطالب اين نشريه توسط نويسندگان و مترجمان خارج از كشور تامين مي‌شود و بخش خيلي كوچكي هم از ايران براي مجله ارسال مي‌شود.
كشميري‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهمترين علت تداوم نيافتن كار نشريات ادبي ايراني در خارج از كشور را وجود نداشتن امكان كار حرفه‌يي مي‌داند و مي‌گويد: هزينه‌هاي يك مجله با توجه به قدرت خريد ايراني‌ها باعث شده است كه قيمت پشت جلد، تنها بخشي از هزينه مجله را تامين كند.
وي همچنين به نبودن سيستم پخش حرفه‌يي اشاره و تاكيد كرد: حتا اگر تمام نسخه‌هاي مجله هم فروش برود، باز ضرر مي‌دهد.
او در ادامه تصريح كرد: كار حرفه‌يي به كار تفنني تبديل شده و نشريات خوبي كه تا امروز در خارج از كشور منتشر شده است، اغلب به همت يكي دو نفري بوده كه روي پاي خود ايستاده‌اند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

كشميري‌پور كه انتشار مجله “كبود” را بعد از انتشار 12 شماره به‌خاطر مشكلات اقتصادي متوقف كرده است، گفت: كمتر نشريه‌اي به‌خصوص در حوزه ادبيات و فرهنگ در خارج از كشور وجود داشته كه كارش تداوم پيدا كرده باشد.
وي از ديگر مشكلات انتشار نشريه در خارج از كشور را مشكل پخش و پراكندگي ايرانيان دانست و گفت: مطالب مجله “باران“ از 15 شهر در هشت كشور و سه قاره تامين مي‌شود و اين نشان مي‌دهد كه تنظيم مجله چقدر دشوار است.
كشميري‌پور با بيان اينكه فعاليت نشريات ادبي در ايران نيز نهادينه نشده است، افزود: به‌خاطر مشكل سانسور و نبود امنيت شغلي، حضور مجلات در ايران نهادينه نشده و حوزه فعاليت‌ها هم چندان مشخص نيست. به علاوه، اغلب نشريات داخلي در ساختن فضاي فرهنگي كه ادبيات بتواند در آن تنفس كند و نيرو بگيرد، ناموفق بوده‌اند و به رغم اختلاف‌هاي ظاهري‌شان، اغلب از نويسندگان و شاعران يكساني تغذيه مي‌كنند و گرچه در ظاهر به نظر مي‌رسد كه اختلاف وجود دارد؛ اما در عمل بسياري عملكردها مشترك است.
وي همچنين تاكيد كرد: مشكل اين است كه نمي‌دانيم با چه نشرياتي روبه‌روييم، به‌خاطر اينكه بيشتر نشريات ما از چارچوب خاصي برخوردار نيستند و چاپ مطلب در آنها نتيجه‌ي يكسري اتفاق است. درواقع با نشريات “باشخصيت” روبه‌رو نيستيم كه حتا بتوانيم باصراحت با آن‌ها مخالفت كنيم.
كشميري‌پور با ابراز رضايت از استقبالي كه از چاپ نشريه باران صورت مي‌گيرد، علت تاخير در چاپ شماره جديد آن را درخواست براي چاپ مطالبي از وزير فرهنگ سابق سوئد و يكي از اعضاي آكادمي نوبل عنوان كرد

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/11374

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'گفت‌وگوي ايسنا با بهزاد كشميري‌پور، دعوت از نويسندگان ايراني به خارج از كشور، به شناخت و تفاهم كمكي نكرده است، ايسنا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016