يكشنبه 8 شهريور 1383

دستاوردهاى فرهنگى و هنرى دولت خاتمى؛ بررسى مقايسه اى و عملكردى شاخص هاى فرهنگى وهنرى در سال هاى ۷۶ تا ۸۲، روزنامه ايران

با سپرى شدن انتخابات دوم خرداد و متعاقب آن استقرار دولت آقاى خاتمى در شهريور ماه سال ،۱۳۷۶ نخستين انتظارى كه تصور مى شد در بخش هاى گوناگون از جمله بخش فرهنگ رخ دهد، تحول و دگرگونى در مجموعه برنامه ها و عملكردهاى دولت بر مبناى دو محور اصلى يعنى قانون اساسى و برنامه هاى رئيس جمهور منتخب بود با اينكه در فضاى كلى كشور، شور و نشاط فوق العاده اى به وجود آمده بود و همه بحث ها و گفت و گو ها بر مبناى تغييرات صورت گرفته در سطوح اجرايى قدرت و اميدها و انتظارات روزافزون نسبت به توانايى ها و قابليت هاى دولت بود، با اين حال به دلايل چندى برخى نخبگان و بازيگران ميدان سياست چشم انداز مثبتى را پيش بينى نمى كردند. اما چنانكه پيدا بود، باورمندان اين نوع رويكرد دو دسته بودند.
نخست آنهايى كه از منظر روشنفكرى و دگرانديشى به تحولات جارى مى نگريستند و اوضاع تاريخى، فرهنگى و تمدنى ايران را به همراه چالش هاى جهانى مد نظر قرار داده و با توجه به مجموع شرايط فرهنگى و سياسى، جامعه ايران را فاقد شرايط راهيابى به افق هاى مثبت، خصوصاً در بخش فرهنگ و هنر ارزيابى مى كردند. اين گروه از صاحبنظران و نخبگان، با ناباورى و نااميدوارى، رشد شاخص هاى اصلى بخش فرهنگ را بسيار بعيد دانسته و پيوسته ساختار بسته و استبداد زده جامعه ايران را شاهد مثال مى آوردند.
دسته دوم از منظرى ديگر و عمدتاً سياسى به موضوع نظر داشتند. برخى از بازيگران سياست و برخى از باورمندان دينى كه به هر حال در اردوگاه سياسى مخالف دولت كنونى بودند، اعتقاد داشتند با برنامه هاى رئيس جمهور، انتخاب ها و انتصاب هاى صورت گرفته در بخش مديران اجرايى دستگاههاى فرهنگى و همچنين فضاى كلى متفاوت با گذشته ، اميد و انتظارى به بهبود اوضاع فرهنگى كشور و اصلاح امور نمى رود. برخلاف دسته نخست، اين گروه با استفاده از ابزار تبليغاتى پرحجم و همچنين بهره مندى از نفوذ رسانه اى و نفوذ ويژه در محافل اثرگذار و تصميم ساز، دامنه مباحث و انتقادهاى خود را گسترش داده و به مجادلات و تنازعات حاد و بحران ساز تبديل كردند. حركت دولت در جاده باريك ميان اين دو نوع رويكرد مخالف كه در مبانى اصلى مخالفت خود ـ يعنى ناكارآمدى و بى حاصلى تلاش هاى دولت در بخش فرهنگ ـ اشتراك نظر داشتند، بسيار ظريف و حساس به نظر مى رسيد. با اين وجود، دولتى كه با پشتوانه عظيم مردمى و حمايت رهبرى آغاز به كار كرده بود، نمى توانست از حركت باز ايستد و از ناملايمات و موانع و چالش هاى پيش رو به هراس افتد.
اكنون كه كارنامه دولت در اين سال هاى سپرى شده پيش روى ما قرار گرفته است. ارزيابى و داورى درباره پيش بينى ها و ديدگاه هاى دو گروه پيش گفته، آسان تر شده و مى توان با برداشتى كلى، درستى يا نادرستى آن ديدگاهها را، به قضاوت نشست.
قابل ذكر است كه رويكرد بررسى حاضر، توصيفى و مقايسه اى است و به عمد از طرح مباحث فراتوصيفى، با هدف ارائه چارچوب كلى از عملكردها و فعاليت هاى دولت ـ در بخش فرهنگ و هنر ـ اجتناب شده است.
بخش فرهنگ و هنر در تعاريف مرسوم نظام برنامه ريزى كشور، شامل فعاليت هايى نظير كتاب و كتابخوانى، سينما، تئاتر، موسيقى، هنرهاى تجسمى، مطبوعات و از اين قبيل امور است. در اين بررسى به منظور ارائه چشم انداز كلى از وضعيت عملكردى هر يك از اين فعاليت ها، ابتدا شاخص هاى اصلى كمى هر يك ـ بر مبناى آمار رسمى و مستندات موجود ـ مطرح و سپس ضمن بررسى مقايسه اى با برخى آمارهاى موجود و متغيرهاى وابسته ، تحليل و بررسى شده است.
۱ـ بررسى وضع گذشته
بخش فرهنگ، از نقطه نظر جايگاه و اهميت، وضعيت چندان مطلوبى در دولت هاى گذشته نيافته بود. توجه برنامه ريزان و سياست گذاران به اين بخش، على رغم آن كه در اعلام برنامه ها و سياست ها با اهميت تلقى مى شد، چندان حمايت گرايانه نبوده است. به دليل نگاه تنگ اقتصاد محور و تسلط رويكرد صنعتى ـ تجارى در دستگاههاى برنامه ريز، به ويژه سازمان برنامه و بودجه ـ اين بخش همواره اصطلاحاً سربار محسوب شده و توجه بايسته اى به توسعه اين بخش نمى شد. در حالى كه مطالعات متعدد در كشورهاى توسعه يافته و برخى از كشورهاى در حال توسعه نشان مى دهند كه شاخص هاى فرهنگى در آن كشورها، از رشد نسبتاً مطلوبى برخوردار بوده و نگاه همه جانبه و جامع الاطرافى به جايگاه بخش هاى مختلف اجتماعى ـ اقتصادى و فرهنگى مى شده است.
اما در ايران ، علاوه بر مشكلات پيش گفته، تعدد و تنوع پرشمار متوليان امور فرهنگى كشورـ كه طبعاً بخش هاى مهمى از بودجه را به خود جذب مى كرده اند ـ و از سويى نيز حسابرسى شايان توجهى از عملكرد آنها نمى شده است، سبب چندگونگى و ناهمسانى سياست ها و برنامه ها و به عبارت ديگر نابسامانى مديريتى در اين بخش بوده كه بيشتر به ناپايدارى و تزلزل استراتژى ها و سياست هاى كلى نظام منجر مى شده است. پاره اى از نهادها و دستگاه هاى نظارتى نيز از آنجا كه نظامى هماهنگ براى نظارت و ارزيابى دقيق و علمى فعاليت ها و عملكردها تدوين نكرده بودند، از وظايف اصلى خويش نيز بازماندند و گاه به حواشى برنامه ها بيشتر توجه مى كردند تا به اصل و اساس آنها. با اين وجود، نمى توان منكر پاره اى از خدمات دولت هاى ماقبل ـ حداقل در بخش هايى از امور فرهنگى و هنرى شد. در زمينه سينما، كتاب و تئاتر تا حدودى پيشرفت هايى صورت گرفته بود. اما عدم كاميابى نسبى دولت در بخش هاى ديگر برجسته تر مى نمود و متوليان امور انگيزه و جانمايه مطلوبى براى تحرك و پويايى بيشتر در اين بخش ها نداشتند. جدول شماره يك، تا حدودى نشانگر وضعيت كلى بخش فرهنگ در سال هاى پس از انقلاب تا قبل از استقرار دولت آقاى خاتمى است.
چنانكه ملاحظه مى شود از ميان مهمترين شاخص هاى بخش فرهنگ، فقط در بخش سينما آن هم در سال پايانى اين بررسى ، رشد منفى مشاهده مى شود و در ساير فعاليت ها، نسبت به سال هاى اوليه انقلاب، رشد نسبى قابل ملاحظه اى مشهود است . تغييرات مشاهد شده گرچه ناشى از چند دسته عامل اجتماعى، جمعيتى و فرهنگى بوده و به دلايل مختلف نمى توانسته است چوگلى منفى داشته باشد، با اين حال به نظر مى رسد چنانچه دولت هاى مستقر توجه بيشترى نشان مى دادند بخش فرهنگ از ميزان رشد به مراتب بالاترى برخوردار مى شد در حالى كه هيچگونه فشار و مخالفتى هم در برابر برنامه هاى دولت وجود نداشته و يا فشارهاى وارده كمتر از آن حدى بود كه دولت را ناچار به عقب نشينى و عدول از برنامه هاى اعلام شده خود نمايد.
لازم به ذكر است ميانگين رشد شاخص هاى سينما در سال هاى مابين ۶۲ تا ۷۲ كه دوران افتخارآميز و موفق سينماى ايران بود، از ميانگين سال هاى بعد بيشتر بوده است. بسيارى از صاحبنظران هم اكنون وضعيت سينماى ايران را حاد و بحرانى تلقى مى كنند و اعتقاد دارند اگر بر مبناى سياست هاى سال هاى اوج سينماى پس از انقلاب فعاليت ها تداوم داشت. وضعيت سينما به مراتب بهتر از اكنون بود. در بخش هاى بعدى اين بررسى، به اين موضوع بيشتر پرداخته خواهد شد.
۲ـ بررسى وضع موجود
از نيمه دوم سال ۱۳۷۶ تا پايان سال ۱۳۸۲ نزديك به ۶ سال مى گذرد. آقاى خاتمى دوبار دولت تشكيل داده و برنامه هاى نسبتاً يكسانى را پى گرفته و فضاى كلى اجتماعى نيز تفاوت چندانى با قبل نداشته است. علاوه بر جنبه هايى از توسعه يافتگى سياسى و تا حدودى فرهنگى، بى ترديد در همه بخش ها فعاليت هاى قابل توجهى صورت گرفته و آمار منابع جهانى و منابع مستقل نيز دستاوردها را انكار نمى كنند. با اين حال ممكن است به دليل ماهيت تخصصى و فنى و برخوردارى از زبان علمى و رياضى بيان عملكردها، رويكرد مثبتى نزد افكار عمومى برانگيخته نشده باشد. مسلماً دريافت اينگونه بيان ها براى عموم شهروندان اعم از روشنفكر و غيرروشنفكر به سهولتى كه يك متخصص و آماردان درك مى كند نيست. چنين است كه حتى على رغم گزارش هاى كارشناسى منابع مستقل، همچنان نوعى سپر دفاعى در برابر اينگونه گزارش ها قرار مى گيرد و نوعى باورناپذيرى و مقاومت تاريخى ظهور و بروز پيدا مى كند. در هر صورت غرض، ضرورت اتخاذ رويكردى تسهيل شده و متعادل كننده بين گزارش هاى فنى و تخصصى و ميزان هاضمه اجتماعى از درك مفاهيم و پيام هاى آن گزارش هاست. در اين بررسى سعى مى شود اين نوع رويكرد تا حد امكان پى گرفته شود.
آنچه در ادامه اين گزارش توصيف مى شود، داده هاى آمارى موجود درباره ۷ فعاليت فرهنگى است كه دولت آقاى خاتمى در سال هاى بين ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۲ انجام داده است. اين ۷ فعاليت عبارتند از :
۱ـ۲ـ فعاليت هاى مذهبى
۲ـ۲ـ كتاب و كتابخوانى
۳ـ۲ـ موسيقى
۴ـ۲ـ تئاتر
۵ـ۲ـ سينما
۶ـ۲ـ مطبوعات
۷ـ۲ـ مؤسسه هاى فرهنگى و هنرى غيردولتى

۱ـ۲ـ فعاليت هاى مذهبى
فعاليت هاى مذهبى كه عمدتاً در قالب نمايشگاه هاى ملى و بين المللى قرآن كريم و كانون هاى فرهنگى و هنرى مساجد انجام مى پذيرد در سال هاى پس از دوم خرداد ۷۶ ازميزان رشد قابل توجهى برخوردار بوده اند.
اين فعاليت ها از سويى مبين توجه وامعان نظر دولت به ارزش هاى دينى و اسلامى است و از سوى ديگر نشان دهنده نياز وسيعى است كه جامعه اسلامى ايران به فعاليت هايى با موضوع و صبغه دينى دارد. پژوهش هاى مختلفى در سطح كشور در زمينه نياز سنجى فعاليت هاى فرهنگى و هنرى انجام يافته است كه در اغلب موارد، فعاليت هاى دينى و قرآنى در رأس نيازهاى پاسخگويان قرار داشته است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال هاى اخير با درك اين نياز، تلاش داشته است فعاليت هايى را سامان بدهد كه عطش موجود در جامعه را تا حد امكان فرونشاند.
تعداد نمايشگاه هاى قرآنى ، چنانكه ملاحظه مى شود، از رقم ۵ نمايشگاه در سال هاى ۷۵ و ۷۶ به رقم ۱۹ نمايشگاه در سال ۸۲ رشد يافته است. ميزان رشد اين نوع فعاليت در دولت آقاى خاتمى، ۲۸۰ درصد بوده است كه نشانگر توجه جدى دولت به مطرح ساختن ارزش هاى دينى و قرآنى است.
استقبال بى نظير و باشكوه مردم مسلمان ايران از نمايشگاه هاى قرآنى كه عمدتاً مصادف با ايام و ليالى ماه مبارك رمضان بوده است در بردارنده اين پيام ضمنى است كه دولت با درك نيازهاى واقعى مردم، برنامه ريزى شايسته اى براى گسترش مفاهيم و ارزش هاى قرآنى و دينى انجام داده است.
در زمينه تعداد كانون هاى مساجد كه زيرنظر و با حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى فعاليت مى كنند، چنانكه ملاحظه مى شود از رقم ۶۰۳ كانون در سال ۷۵ به رقم ۱۵۰۰ كانون (بيش از دو برابر) در سال۸۲ رسيده است.
ميزان رشد تعداد كانون ها در سال ۸۲ نسبت به سال ۷۵ برابر ۱۴۹ درصد است كه رقم قابل ملاحظه اى است و پيدا است كه دولت عزم جدى در ايجاد و حمايت از نهادهاى دينى دارد.
تعداد اعضاى كانون هاى مساجد از رقم حدود ۱۳۲ هزار نفر در سال ۷۵ به حدود ۴۳۴ هزار نفر در سال ۸۲ رسيده و ميزان رشد ۲۲۸ درصدى را طى كرده است . رشد صعودى تعداد اعضاى كانون ها، نشانگر علاقه و اعتماد مردم و به ويژه جوانان به برنامه هاى دولت در زمينه هاى مذهبى است. مهمترين وجه فعاليت هاى مذهبى دولت در اين زمينه، پرهيز از تبليغات و هياهوهاى سياسى است. در اختيار داشتن افكار پاك و خالصانه قريب به نيم ميليون نفر از جوانان علاقه مند و پرانگيزه، سرمايه بزرگى است و دولت توانسته با رعايت حرمت انسانى و اصول اسلامى، اين سرمايه عظيم را حفظ و نگهدارى نموده و خدشه اى به آن وارد نسازد.
۲-۲- كتاب و كتابخوانى
گرچه در سال هاى پس از انقلاب تلاش هاى مختلفى انجام گرفته بود تا فرهنگ كتاب و كتابخوانى در جامعه جايگاه مطلوبى به دست آورد، اما به دلايل مختلف اين تلاش ها به مرحله مطلوب نرسيد و همچنان خلأهاى وسيعى در اين زمينه قابل مشاهده بود. با اين حال، دولت آقاى خاتمى از ابتداى استقرار خود، توجه ويژه اى به اين امر نموده و تحول نسبتاً قابل توجهى در اين عرصه به وجود آورده است.
در زمينه عناوين كتاب هاى منتشر شده در سال هاى اخير، دولت توانسته است رشد اين شاخص را به رقم ۱۵۲ درصد نسبت به سال ۱۳۷۵ برساند. به طورى كه در سال ۸۲ در مجموع ۳۶‎/۷۲۵ كتاب امكان نشر يافتند در حالى كه در سال ۷۵ اين رقم به ۱۵ هزار عنوان هم نمى رسيد. فضاى نسبتاً باز فرهنگى و مبتنى بر نگرش اصولى دولت به مقولات فرهنگى و از جمله كتاب در اين سال ها، زمينه اى فراهم كرده است تا نويسندگان و صاحبان افكار و انديشه هاى بشرى ملاحظات نظرى و فكرى خود را از طريق چاپ كتاب به جامعه كتابخوان عرضه نمايند.
با اينكه در سال هاى پس از انقلاب تعداد عناوين كتاب رشد قابل ملاحظه اى داشته است، اما در زمينه شمارگان كتاب همچنان در ايران با چالش ها و محدوديت هاى فرهنگى قابل ملاحظه اى مواجه هستيم. به طورى كه آمارهاى منتشر شده وزارت ارشاد نشان مى دهد در سال ۱۳۷۵ به طور ميانگين هر كتاب ۵۵۵۰ نسخه انتشار مى يافته درحالى كه در سال ۱۳۸۲ اين رقم به ۴۷۷۰ نسخه رسيده است كه نشانگر كمتر شدن ميانگين تيراژ كتاب ها به ميزان ۱۶‎/۳۵ درصد در سال هاى اخير است. با اين وجود، در مجموع با توجه به افزايش تعداد كتاب هاى منتشر شده، تيراژ كتاب ها روند افزايشى داشته و به رشد ۱۱۶ درصدى رسيده است.
كتابخانه هاى عمومى نيز از ميزان رشد قابل ملاحظه اى در سال هاى اخير برخوردار بوده اند. همان گونه كه در نمودار ديده مى شود منحنى رشد كتابخانه هاى عمومى روند افزايشى را نشان مى دهد. در سال ۸۲ تعداد كتابخانه هاى عمومى ۱۵۵۷ باب بوده در حالى كه در سال ۱۳۷۵ فقط ۱۰۴۷ كتابخانه عمومى در كشور فعاليت مى كرده اند. ميزان رشد كتابخانه ها در سال ۸۲ نسبت به سال ۷۵ برابر ۴۸ درصد بوده است. اين ميزان رشد با توجه به محدوديت اعتبارات و امكانات توسعه فضاهاى فيزيكى در اغلب نقاط كشور، قابل ملاحظه بوده و نشان از جهت گيرى هاى اساسى دولت در زمينه گسترش فرهنگ عمومى و ارتقاى آن دارد. برنامه اى كه آقاى خاتمى پيوسته پيرامون آن سخن گفته و در معرض افكار عمومى قرار گرفته است .
از جمله فعاليت هاى قابل توجه دولت در زمينه شاخص هاى فرهنگى افزايش تعداد ناشران كتاب در كشور است. رشد ۱۸۹ درصدى تعداد ناشران در سال ۸۲ نسبت به سال ۷۵ نشانگر تحول جدى در اين زمينه است. در سال ۷۵ تعداد ناشران كشور بالغ بر ۲۱۹۵ بود، اين رقم به ترتيب در سال هاى ۷۶ ، ۸۰ و ۸۲ عبارت بوده است از ۲۷۶۲ ، ۵۵۴۵ و ۶۳۶۰ ناشر.
۲-۳- موسيقى
گسترش و توسعه فعاليت هاى فرهنگى و هنرى از جمله برنامه هاى دولت آقاى خاتمى بود كه بر اساس نياز جامعه به ويژه نياز روزافزون جوانان مى بايستى روند تحول جدى را طى نموده و برنامه ريزى هاى مناسبى صورت پذيرد. يافته هاى آمارى موجود نشانگر، تحول قابل ملاحظه اى در اين زمينه است. ابتدا به شاخص هاى عملكرد موسيقى پرداخته مى شود :
به طورى كه ملاحظه مى شود در سال ۷۵ فقط ۱۱۱ عنوان نوار موسيقى توليد شده بود و اين رقم در سال هاى بعد كه دولت آقاى خاتمى استقرار يافت رشد قابل توجهى پيدا كرد. در سال ۱۳۷۶ اين رقم به ،۲۵۳ در سال ۸۰ به ۳۰۴ و در سال ۸۲ به ۴۲۸ عنوان رسيد. ميزان رشد عناوين نوارهاى موسيقى توليد شده در سال ۸۲ نسبت به سال ،۷۵ در مجموع ۲۸۵ درصد بوده است.
در زمينه شمارگان نوارهاى موسيقى توليد شده، ميزان رشد افزايش بسيارى يافته است. در سال ۷۵ در مجموع ۴‎/۴۴۰‎/۰۰۰ نسخه نوار موسيقى توليد شده بود ولى اين رقم در سال ۱۳۸۲ به ۴۲‎/۸۰۰‎/۰۰۰ نوار رسيد كه ميزان رشد ۸۶۳ درصدى را نشان مى دهد. اين رقم بيشتر نشانگر گسترش بازار مصرف كالاى موسيقى و نيز تنوع توليد انواع موسيقى در جامعه است. چنانكه مى دانيم عرضه كنندگان موسيقى در كشور فقط توليد كنندگان داخلى نيستند كه از مراكز دولتى و وابسته به حكومت مجوز كسب كنند، بلكه به هر صورت رسانه هاى فراگير (مانند ماهواره) و نيز عرضه كنندگان قاچاق كالاى موسيقى تا حدود زيادى در اين عرصه فعال هستند، با اين حال افزايش تيراژ (شمارگان) موسيقى رسمى، حاكى از برآورده شدن نياز جامعه از طريق موسيقى هاى مجاز و رسمى است. از اين نقطه نظر مى توان عملكرد دولت را مثبت ارزيابى كرد. البته قابل ذكر است كه سال ۸۰ بيشترين تيراژ موسيقى را در سال هاى اخير به خود اختصاص داده و به رقم ۴۸‎/۶۳۰‎/۰۰۰ رسيده بود و به دلايلى كه عمدتاً مى توان به تحولات اجتماعى و سياسى توجه كرد، در سال ،۸۲ روند كاهش را پيموده است.
۲-۴ - تئاتر
فعاليت هنرى ديگرى كه در سال هاى اخير مورد توجه دولت قرار گرفت و دستاوردهاى مهمى را در پى داشت، فعاليت هايى در زمينه تئاتر و هنرهاى نمايشى بود كه مى توان از جمله شاخص ترين فعاليت ها و اقدامات دولت در طى اين سال ها دانست.
برابر اطلاعات موجود در جدول ، در سال ۱۳۷۵ در كشور ۸۵۴ عنوان نمايش توليد شده بود. اين رقم در سال بعد ـ در ابتداى استقرار دولت آقاى خاتمى با كاهش اوليه به ۶۷۶ و در سال ۱۳۸۰ به ۴۰۵۶ رسيد و در سال ۱۳۸۲ به ۳۳۵۴ عنوان كاهش يافت. ميزان رشد عناوين نمايش هاى توليد شده در سال ۸۲ نسبت به سال ،۷۵ ۲۹۲ درصد بوده است.
اما چنانكه ملاحظه مى شود در مقطع سال ۸۲ توليد تئاتر نسبت به سال ۸۰ كاهش ۸۳ درصدى يافت. دلايل اين كاهش چندان روشن نيست، اما نمى تواند بى ارتباط با چالش هاى فرهنگى سال هاى اخير باشد.
از نقطه نظر دفعات اجراى نمايش، نمايش هاى اجرا شده در سطح كشور از روند افزايشى برخوردار بوده و مخاطبان بيشترى را تحت پوشش قرار دادند. رشد ۹۹۰ درصدى دفعات اجراى نمايش در سال ۸۲ نسبت به سال ۷۵ گوياى موفقيت كم نظير دولت در سال هاى اخير است. به نظر مى رسد تنوع موضوعات، مديريت كارآمد و هوشمند و نيز تعامل مثبت با هنرمندان عرصه هنرهاى نمايشى، دلايل اصلى موفقيت دولت در اين زمينه بوده اند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

۲-۵- سينما
پس از پيروزى انقلاب اسلامى در ربع قرن پيش ، نخستين حوزه فعاليت هنرى كه مورد چالش قرار گرفت سينما بود. به طورى كه انتظار مى رفت سينما تعطيل شده و پس از اتخاذ برنامه ها و سياست هاى منطبق با آرمان ها و ارزش هاى انقلاب؛ دوباره به فعاليت خود ادامه دهد. به هر صورت اين رويكرد كه عده اى به طور جدى به دنبال آن بودند صورت وقوع نيافت و سينما ـ با همه موانع و مشكلاتى كه با آن روبرو بود ـ به كار خود ادامه داد. در سال ،۱۳۶۲ دولت رويكرد نوينى را در اين زمينه اتخاذ كرد. انتصاب مديران جديد سينما كه اعتقاد عميقى به توانايى ها و قابليت هاى سينما داشته و از سوى ديگر خود در سال هاى قبل درگير برخى از فرايندهاى توليد آن بودند و از زوايا و مسائل آن آگاهى داشتند، اين رويكرد نوين را آشكار ساخت و بر اثر سياست ها، اقدامات و فعاليت هاى اين مديران، سينما در ايران شكوفا شد و روند شكوفايى خود را در سال هاى بعد نيز ادامه داد. در سال ۱۳۷۵ كه مديران جديد با رويكردهاى متفاوت بر سر كار بودند، وضعيت سينما از نقطه نظر شاخص ها، چندان برجسته و قابل توجه نبود. استقرار دولت جديد در سال ۷۶ و گسترش فضاى فرهنگى، رونق دوباره اى به سينما بخشيد و هنرمندان سينما توانستند به گونه اى مطلوب تر آثار خود را به مخاطبان عرضه كنند.
به طورى كه مشخص است تعداد عناوين فيلم هاى سينمايى توليد شده در سال هاى اخير از روند افزايش مطلوبى برخوردار بوده و از رقم ۴۱ عنوان در سال ۷۵ به رقم ۷۷ عنوان در سال ۸۲ رسيده است. ميزان رشد در سال ۸۲ نسبت به سال ۷۵ ، ۸۷ درصد است كه نشانگر تحول جدى در اين زمينه است.
در زمينه سالن هاى سينما كه همواره مورد بحث و جدل بسيارى در ايران بوده است، رشد چندان قابل ملاحظه اى ديده نمى شود و كشور ما همچنان از اين نظر با كمبودهاى فراوانى مواجه است. از سويى قوانين، بخشنامه ها و مصوبات در اين باره هنوز به مرحله اجرا در نيامده و از سوى ديگر متولى اصلى اجراى قوانين موجود نيز مشخص نيست. به نظر مى رسد اختلاف نظرهاى اساسى در طرز تلقى مديران مختلف حوزه هاى فرهنگى و اجتماعى به ويژه شهردارى ها و دستگاه هاى ذيربط در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى درباره ساخت سالن هاى سينما وجود دارد كه اميد به رفع موانع بسيار زياد است.
سينما يك وجه ديگر هم دارد. وجه بيرونى كه در قالب شركت در جشنواره ها و فستيوال هاى بين المللى ظاهر مى شود. سينماى ايران در زمينه حضور بين المللى و جوايز دريافتى در سال هاى اخير به طور چشمگيرى به موفقيت هاى خود افزوده است.
ملاحظه مى شود كه ۲۵ جايزه بين المللى در سال ۷۵ نصيب سينماى ايران شده بود. اين رقم در سال ۸۲ به ۸۷ رسيد كه نشانگر رشد ۲۴۸ درصدى آن است. در عين حال وضعيت سينماى ايران از اين نقطه نظر در سال ۸۰ مطلوبتر بوده است و تعداد جوايز دريافتى در اين سال ۹۲ جايزه را شامل مى شده است.
۲-۶- مطبوعات
گسترش اطلاع رسانى از طريق رسانه هاى ارتباط جمعى كه مطبوعات از جمله مهمترين اجزاى آن هستند، اين فرصت را فراهم مى كرده است تا بين دولت و ملت رابطه تعاملى بهترى ايجاد شود و به مثابه ركن چهارم دموكراسى، نقش مؤثرى در فرايندهاى اجتماعى و فرهنگى ايفا كنند. مطبوعات از صبح دم انقلاب اسلامى همواره مورد توجه دولت هاى مستقر قرار داشته و به نسبت موقعيت و شرايط تاريخى، نقش هاى مختلفى را ايفا مى كردند. در سال هاى قبل از دوم خرداد ۷۶ مطبوعات ـ على رغم رويكرد مثبتى كه اغلب مسؤولان داشتند ـ چندان رونقى نداشت. آمارهاى وضع گذشته فرهنگ، در بخش هاى اوليه اين گزارش آمده است. مقايسه بين سال هاى ۷۶ تا ۸۲ و سال هاى ما قبل نشانگر آن است كه در سال هاى اخير مطبوعات گسترش بسيارى يافته و نقش هاى بسيار فعال ترى پذيرفته اند.
پيداست كه فضاى نسبتاً باز اجتماعى و سياسى پس از دوم خرداد ۷۶ سبب شده است بسيارى از علاقه مندان فعاليت در حوزه مطبوعات به اين عرصه رو آورند و بدين سان در فرايند فرهنگ سازى با دولت مشاركت و هميارى كنند. از نظر شمارگان مطبوعات وضع تا حدودى مشابه است و وضع تيراژ مطبوعات بهبود چشمگيرى پيدا كرده است. شمارگان سالانه مطبوعات كشور در سال ۷۵ برابر بوده است با حدود ۸۲۸ ميليون نسخه. اين رقم به ترتيب در سال هاى ،۷۶ ۸۰ و ۸۲ عبارت بوده است از ۹۶۵ميليون ، ۱‎/۱۸۵ ميليارد و ۱‎/۲۶۴ ميليارد نسخه. بنابراين ، داده ها حاكى از رشد تيراژ مطبوعات سال ۸۲ نسبت به سال ۷۵ برابر ۵۲ درصد است.
۲-۷- مؤسسه هاى فرهنگى و هنرى غيردولتى (NGO)
وضعيت ايجاد مؤسسه هاى فرهنگى، هنرى غيردولتى كه اصطلاحاً به عنوان NGO معروف هستند به مراتب بهتر از ساير حوزه ها است. در سال ۷۵ فقط ۳۶ مؤسسه فرهنگى هنرى از ارشاد مجوز فعاليت دريافت كرده بودند، در حالى كه در سال ۸۲ اين رقم به ۲۸۱۵ مؤسسه رسيد كه رشد چشمگير ۷۷۱۹ درصدى را نشان مى دهد.
توجه به ايجاد سازمان هاى مردمى كه خواهان نقش بيشتر در سازندگى و سامان بخشى به موقعيت فرهنگى، هنرى كشور ايران هستند، از جمله برنامه هاى دولت پاسخگوى آقاى خاتمى بوده است كه بى ترديد به موفقيت هاى كم نظيرى دست يافته است.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/11408

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'دستاوردهاى فرهنگى و هنرى دولت خاتمى؛ بررسى مقايسه اى و عملكردى شاخص هاى فرهنگى وهنرى در سال هاى ۷۶ تا ۸۲، روزنامه ايران' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016