يكشنبه 8 شهريور 1383

پرويز تناولي در گفتگوي اختصاصي با ميراث خبر: گبه عرفان خاموش زن ايراني است، سارا امت علي

«گبه عرفان خاموش زن ايراني است» در ابتداي گفت و گو با پرويز تناولي مجسمه ساز و كارشناس فرش ها و بافته هاي عشايري، هنگامي كه نام گبه به ميان آمد، بلافاصله اين جمله را بيان و به اين نكته اشاره كرد: «عرفاي ايراني در طول تاريخ به جدايي زنان از عرفان و شهود اشاره مي كنند، غافل از اين كه به دليل محدوديت هاي اعتقادي و انديشه خاص ايراني هيچ گاه امكان حضور زنان در چنين محافلي فراهم نشد. زن ايراني از همان ابتدا با مشاهده فضاي بسته و نفوذناپذير عرفان به دستاويزهايي براي رشد و بالندگي روح و روانش متوسل شد كه بافت گبه يكي از نمادهاي آن است.»
او معتقد است: « گبه شخصيتي جدا از فرش دارد. گبه نهايت آزادي و فرش نهايت تعلق و وابستگي است، تعلق به طرح و نقشه و جدايي از آنچه يكباره به ذهن مي آيد.»
او كه سال ها براي شناخت گبه، ميان عشاير و روستاييان رفت و آمد داشت و سرانجام با چاپ مقاله اي در مجله هاي لندن در سال 1983، آن را به جهان معرفي كرد، معتقد است، زني كه گبه مي بافد به جز احساسات و ذهنيات خود از چيزي پيروي نمي كند، اما بافنده اي كه در شهر و كارگاه هاي شهري فرش مي بافد، چاره اي جز اطاعت از نقشه ندارد، او گره به گره و رج به رج از نقشه پيروي مي كند و در اين ميان تخيل، خلاقيت و ذهن ساده روستايي هيچ نقشي ايفا نمي كند.
به گزارش ميراث خبر هرچند كه گبه اكنون وجهه اي جهاني يافته اما گبه باف هنوز هم گبه را براي خودش مي بافد. كاري را كه دوست دارد انجام مي دهد، رنگي كه دوست دارد به كار مي برد و به اين ترتيب مثل يك نقاش احساسات خود را با نخ و رنگ هاي زنده طبيعت بيان مي كند.»
تناولي عقيده دارد: «زن عشيره اي به هنگام بافت گبه دچار همان حالتي مي شود كه موزيسين ها، نقاش ها، مجسمه سازها و... را از زمين جدا مي كند و به عالم رويا مي برد، عالم بهشت گونه اي كه تنها خلق هنر آن را به وجود مي آورد و چنين است كه زني ساده از عشاير كه مدام در حال كوچ و حركتند، چيزي مي آفرينند كه دنيا تحسينش مي كند. ويژگي هاي هنر مدرن كه تنها 100 سال از عمرش مي گذرد، با همان تفكرات و خلاقيت مدرن توسط زن عشاير در گبه ها تجلي يافته است و آنچه را كه مي پنداريم غرب به تازگي بدان دست يافته، هزاران سال است كه توسط زن ايراني به ما معرفي شده است.
وي درخصوص نحوه معرفي گبه در دنيا مي گويد: «كلمه گبه كه امروز در همه جا شناخته شده و جهان آن را مي شناسد، تا همين اواخر واژه اي ناشناخته بود و به ادبيات مربوط به فرش و بافته راه نيافته بود. در سال 1974 اين واژه براي اولين بار از طريق كاتالوگ قاليچه هاي شيري فارس به ادبيات معاصر فرش راه يافت. 9 سال پس از آن، در سال 1983 دو مقاله به طور همزمان درباره گبه در مجله هالي منتشر شد و در سال 1986 بالاخره اولين كتاب با موضوع گبه به چاپ رسيد. از آن پس اين روال سرعت فزاينده اي پيدا كرد و سال و ماهي نبود كه مقاله، كتاب يا كاتالوگي درباره گبه منتشر نشود. روالي كه همچنان ادامه دارد.»
وي كه قصد دارد از اولين حضور گبه در آخرين پژوهش خود با موضوع گبه را با عنوان «هنر زير پا» منتشر كند.
تناولي درباره خارج از مرزهاي ايران مي گويد: «در سال 1985، 3 سال پس از چاپ مقاله در مجله هالي، نمايشگاهي از گبه هاي ايراني در يكي از معتبرترين گالري هاي وين برپا شد. شب اول همه گبه هاي با قيمت متري 2 هزار دلار به فروش رفت. پس از آن تجار ايراني با مشاهده بازار خوب گبه و استقبال اروپايي ها از اين هنر ايراني اقدام به سفارش گبه به عشاير و اشباع بازارهاي جهاني كردند. آنها بدون توجه به ارزش اين هنر و امكان سود دهي بلندمدت از اين جنس ايراني. كاري كردند كه اكنون گبه به قيمت 15 تا 20 دلار در بازارهاي جهاني به فروش مي رود. به اين ترتيب گبه با منفعت طلبي كوتاه مدتي، ارزش و اعتبار والاي خود را در بازارهاي جهان از دست داد و رقابت ناسالم تجار ايراني مانع رشد قيمت آن در دنيا شد.»
اين هنرمند كه مي خواهد كتاب خود را به زنان گبه باف تقديم كند درخصوص پيشينه تاريخي گبه مي گويد: «در گذشته هاي دورتر هم واژه گبه كاربرد داشته، اما كاربري آن مستمر و مداوم نبوده است.
براي اولين بار اين كلمه در فرماني كه شاه طهماسب براي پذيرايي از همايون شاه پادشاه مغولي هند صادر كرده بود، ديده شده و آن در سال 1540 م بود. از اين سال تا اوايل قرن 20 ديگر از كلمه گبه نشاني نيست، حتي در برهان قاطع كه فرهنگ فارسي نسبتا جامعي از قرن 17 است. نشاني از گبه ديده نمي شود.»
تناولي درخصوص كاربري عنوان گبه در كشورهاي ديگر گفت: « درخارج از مرزهاي ايران و در برخي از كشورهاي همجوار اين واژه يا مشابه آن شناخته شده است.
از جمله در عثماني (تركيه امروزي) نوعي زيرانداز وجود داشته كه به آن «كبه» (Kebe) گفته مي شد. به اين ترتيب مي توان تصور كرد كه واژه «كبه» تحريفي از «گبه» بود، و تغيير حرف «گ» به «ك» به سبب ناتواني تركان آن ديار در تلفظ صحيح است. همان طور كه آن مردم «گليم» را كه يك كلمه فارسي است را «كليم» تلفظ مي كنند. با اين وجود آنچه را كه عثمانيان كبه مي گفته اند، با آنچه در ايران گبه شناخته مي شود، تفاوت بسياري دارد. به اين معنا كه نام كبه در عثماني به نوعي فرش هنري اطلاق مي شود كه پرز به آن وصل مي شد. اين واژه در زمان سلطان سليمان كاربرد داشت اما بعدها به فراموشي سپرده شده است. علاوه بر عثماني، واژه گبه در كشمير هم كاربرد دارد منتها در آن ديار گبه به نوعي فرش كه هيچ ارتباطي با گبه ايران ندارد و نوعي تكه دوزي سوزن دوزي شده است، گفته مي شود.»
وي درخصوص واژه شناسي گبه مي گويد: «فرهنگ نويسان معاصر اكثرا كلمه گبه را در كتاب لغات خود گنجانده اند. اما به ماخذ آن و اين كه اين واژه را از كجا برداشته اند، اشاره اي نكرده اند.
مرحوم دهخدا گبه را فرشي با پودهاي بلند ذكر كرده، كه تعريفي به جا است. برخي از فرهنگ نويسان گبه را فرشي كلفت شمرده اند و آن را با «خرسك» يكي دانسته اند.
مساله اي كه بايدخط بطلان بر آن كشيد. خرسك، گبه نيست. ايرانيان به فرش كلفت، بد نقشه و ارزان خرسك مي گويند. اين گونه فرش ها در همه جا ساخته مي شوند و هيچ گونه ويژگي ساختاري ندارند. در ميان فرهنگ نويسان تنها معين است كه خرسك را بازشناخته و آن را «فرش بد نقشه» معنا كرده است.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

فرش شناسان معاصر هم براي تعريف گبه تلاش هايي كرده و براي پيدا كردن ريشه اين واژه، راه هاي دور و درازي پيموده اند. گاه آن را به زبان عربي متصل كرده و آن را مترادف معناي قبيح شمرده اند. گروهي هم آن را با واژه «گاير» لغتي از اوستا هم ريشه دانسته اند و با معنا كردن قبيح به معناي معمولي و زشت و گاير به معناي حفاظ به نتايجي هم دست يافته اند. برخي نيز خرسك را به عنوان شاخه اي از گبه هاي بختياري رواج داده اند.»
تناولي بهترين تعريف براي واژه گبه را همان تعريفي مي داند كه دهخدا ارايه داد و آن را فرشي با پود بلند (پرزبلند) خوانده است. هرچند كه از نظر او بايد صفت هاي ديگري را بر اين تعريف افزود.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/11414

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پرويز تناولي در گفتگوي اختصاصي با ميراث خبر: گبه عرفان خاموش زن ايراني است، سارا امت علي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016