دوشنبه 16 شهريور 1383

محمدعلي سپانلو: دهه چهل، متعلق به جلال آل احمد است، گفت و گو از مهران انصاري، ميراث فرهنگي

اشاره:
آل احمد، خود معتقد است سعي كرده ايجاز زبان گلستان سعدي و خواجه عبدالله انصاري را پالوده كند و از صنايع لفظي به شعر پيوند بزند. وي كه سردمدار نثر ساده و تلگرافي بود، هيچ گاه از مسايل اجتماعي _ سياسي روزگارش فاصله نگرفت تا آنجا كه در تمامي آثارش سايه مسايل و مشكلات جامعه رخ مي نمايد. وي با خلق آثاري چون «مدير مدرسه» بدون شك بر ادبيات پس از خود تاثير فراواني گذاشت اما چنين مي نمايد كه وي قبل از پرداختن به تكنيك داستان به محتوا و مضمون آن حساسيت نشان مي داد، آنچه پيش روست، گفت و گوي ميراث خبر با محمدعلي سپانلو،شاعر و داستان نويس و از همراهان جلال آل احمد است كه در آستانه سالگرد درگذشت جلال با هم مي خوانيم.

* آيا به اعتقاد شما آل احمد شروع كننده سبكي خاص در ادبيات داستاني ايران بود ؟

_ تقريبا مي شود چنين ادعايي كرد. نثري كه جلال آل احمد در ايران رواج داد كه البته پيش از او نيز سابقه داشت، يك نوع نثر تلگرافي و مختصر و مفيد بود. نثر آل احمد بدون شك متاثر از خواجه عبدالله انصاري و تاريخ بيهقي، اما كاملا مدرن شده بود. چيزي كه در سفرنامه ها و گزارش هايش بيشتر از جاهاي ديگر به چشم مي خورد. به هر حال اين نوع ساده نويسي توام با اختصار را آل احمد در ادبيات داستاني ايران به كرسي نشاند.

* آل احمد بر داستان نويسان پس از خود هم تاثير گذاشت؟

_ بله، او نوعي مختصرنويسي را در ايران رواج داد كه پيش از او سابقه داشت، به طور مثال مي توان از غلامحسين ساعدي به عنوان كسي نام برد كه از آل احمد تاثير گرفت، البته ساعدي طور ديگري مي نوشت ولي از تاثير آل احمد بر او مشخص است؛ مي توان گفت كه آل احمد حتي بر نمايشنامه نويسان پس از خود نيز تاثير مستقيمي گذاشت.

* برخي معتقدند كه آل احمد پيش و بيش از آن كه اديب باشد، مرد سياست بود، نظر شما چيست؟

_ فراموش نكنيم كه ادبيات دوران‌ آل احمد، ادبيات متعهد بود. پس بهتر آن است كه بگوييم نيمي از آل احمد سياسي بود و نيمي ديگر ادبي. و از آنجا كه گاه در ارزش گذاري مسايل سياسي افراط و تفريط مي شود، آنها كه درباره مسايل سياسي او منفي فكر مي كنند راجع به آثارش بي انصافي مي كنند و آنها كه درباره افكار سياسي جلال ارزيابي مثبتي دارند، آثارش را بيش از حد بزرگ مي نمايند.
اما واقعيت اين است كه ميراث ادبي جلال آل احمد زياد نيست، او در «جشن فرخنده»، «خواهرم و عنكبوت» و رمان «مدير مدرسه» سهم مستقل خود را بر روند داستان نويسي ايران ايفا مي كند. به هر حال بايد نقش سياسي و ادبي وي را از هم تفكيك كرد. در ضمن بايد بگويم هيچ كس به اندازه آل احمد در «غربزدگي» به شكل اصلي به كشور نزديك نشد. اين را هم بايد خاطرنشان كرد كه نثر آل احمد گاه آنقدر هنري مي شود كه به شعر پهلو مي زند و نمونه آن را مي توان در سفرنامه حج او ديد.

* تاثير آل احمد را بر جريان روشنفكري ايران چگونه ارزيابي مي كنيد؟

_ از نظر تاريخي به اعتقاد من، از سال 1310 تا 1320 دهه صادق هدايت است، از 1320 تا 1330 دهه نيما يوشيج، و بدون شك از سال 1330 تا 1340 يعني دهه چهل متعلق به جلال آل احمد است. پس از وي نيز تا سال 1370 عصر احمد شاملو است.

* به نظر شما آل احمد از كدام جريان يا نويسنده غربي تاثير گرفته است؟

_ به اعتقاد من بيشترين تاثير را وي از جريان اگزيستانسياليسم فرانسه گرفته است و اگر به طور مشخص بخواهم نويسندگاني را نام ببرم كه آل احمد از آنها تاثير گرفته بايد به آلبر كامو و ژان پل سارتر اشاره كنم.

* برخي از مخالفان آل احمد او را به نوچه پروري و رفتارهاي مريدپرورانه متهم مي كنند، نظر شما در اين باره چيست؟

_ فكر مي كنم قضاوت به اين شكل بي انصافي باشد. اولا در آن زمان همه افرادي كه شاخص بودند، كساني آثارشان را به آنها مي دادند و از آنها نظر مي خواستند، مثلا گلستان هم اين گونه بود و اصلا طرفداران اخوان عنوان مي كردند كه او بر ما ولايت دارد. ولي درباره جلال آل احمد بايد بگويم كه وي بسيار با علاقه و شور و شوق آثار بقيه را دنبال مي كرد تا حدي كه خود او به سراغ نويسندگان جوان مي رفت و مي پرسيد چه كار مي كنند و اگر اثري در دست نداشتند آنها را بازخواست مي كرد. خاطرم هست پس از مرگ آل احمد، ابوالحسن نجفي به من گفت: «تا زماني كه آل احمد زنده بود آثار همه نويسندگان را مي خواند و وقتي آنها را مي ديد درباره آن اظهار نظر مي كرد، اما الآن چه كسي مي خواهد اين كار را انجام دهد.»

* چه طور شد كه تمايلات مذهبي در اواخر عمر جلال بروز كرد؟

_ جلال در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد و بزرگ شد و در جواني شايد در عكس العمل طرز تفكر پدرش به حزب توده رفت و سپس به همراهي ملكي از حزب منشعب شد. در آن زمان زير بار جنگ رواني حزب توده قرار گرفت كه او را خائن معرفي مي كردند. من مي توانم چنين بگويم كه جلال پس از تمام تجارب خود در انتها به خانه پدري بازگشت. به هر حال جلال آل احمد، تحت تاثير افكار حزب توده كينه قلبي شديدي نسبت به نظام شاهنشاهي و سلطنت داشت و مي خواست به هر طريقي آن را سرنگون كند و معتقد بود كه تنها با نيروي مذهب مي توان اين كار را انجام داد ولي در هر صورت تا آنجا كه من مي دانم و ديده ام آل احمد به آن شكل هم متشرع و متعبد نبود. همان گونه كه گفتم وي در انتها به خانه پدري يا به عبارت بهتر خانه اصلي خود بازگشت، چون مذهب با فرهنگ ملي ما عجين شده و آميخته است.

* به نظر شما، زندگي شخصي آل احمد با سيمين دانشور، چقدر بر شكل گيري شخصيت نويسندگي طرفين تاثير گذاشت و آيا دليلي وجود دارد كه بتوانيم تاثير واضحي از يكي بر ديگري ببينيم؟

_ آنها هيچ تاثيري بر يكديگر نداشتند، با آن كه آنها اولين افرادي بودند كه آثار همديگر را مي خوانند ولي هيچ تاثير محدود كننده بر هم نگذاشتند و البته به اعتقاد من سيمين دانشور خلاق تر از جلال آل احمد است.

* اگر خاطره يا حرف خاصي از جلال به خاطر داريد كه قطعا براي خوانندگان مان نيز جذاب خواهد بود، بفرماييد.

_ بيشترين چيزي كه از وي به خاطر دارم شور و شوق او بود راجع به كمك كردن به نويسندگان جوان. يادم مي آيد كه شعر «سند باد» مرا گرفت و در حواشي آن شعرهايي از خودش نوشت و آنها را به من پيشنهاد داد ولي من تنها يك پنجم پيشنهادهاي او را پذيرفتم و او هم از من ناراحت نشد، پس مي بينيد كه آل احمد نوچه پرور نبود. سال 1347، در شب سالگرد نيما يوشيج كه در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران برگزار شده بود، آل احمد به عنوان آخرين نفر و براي پرسش و پاسخ روي سن رفت و چيزي نزديك به اين مضمون گفت: «يك نفر از ميان شما جوانان بلند شود و يقه مرا بگيرد و يقه همه نويسندگان را كه چرا راجع به مسايل اجتماعي مي نويسيم.»

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

* و حرف آخر؟‌

_ جلال آل احمد هميشه مي گفت حساب «دولت» را از «حكومت» جدا كنيم. چون در آن زمان اين انگ را به هر كسي كه حتي كارمند بود، مي زدند. ولي او مي گفت فارغ از رژيم حاكم هر كشوري نياز به دولت به معني آموزش و پرورش، بهداشت، برنامه و بودجه دارد اما سعي كنيد كه در «حكومت» وارد نشويد. وقتي جلال مي شنيد مثلا كسي در روزنامه اي كار مي كند كه بودجه اش را نخست وزير مي پردازد، ناراحت مي شد به هر حال وي هميشه حساب «دولت» و «حكومت» را از هم جدا مي كرد.

سوتيترها:
_ به اعتقاد من جلال آل احمد بيشترين تاثير را از اگزيستانسياليسم فرانسه گرفته است.
_ جلال پس از تجارب فراوان، دست آخر به خانه پدري خود بازگشت.
_ به نظر من جلال و سيمين تاثير چنداني بر آثار ادبي يكديگر نگذاشتند.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/11665

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'محمدعلي سپانلو: دهه چهل، متعلق به جلال آل احمد است، گفت و گو از مهران انصاري، ميراث فرهنگي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016