خبرگزاری سینا – طاها حشمتی
پوران درخشنده، طرح هایی را برای آینده آماده کرده است تا بسازد یک فیلم کودک و نوجوان و فیلمی درباره مسائل دختران جوان. او برای آینده دورتر هم طرحی دارد که روزی آن را خواهد ساخت؛ فیلمی درباره مشکلات ساخت فیلم "عشق بدون مرز" که پاسخی بود به فیلم ضد ایرانی "بدون دخترم هرگز"
او چند سالی است که دغدغه های روانشاسانه فیلم هایش را به دغدغه های اجتماعی تبدیل کرده است و در میان این دغدغه ها، جوانان سهمی بزرگ دارند و به خصوص دختران جوان. "شمعی در باد" را که این روزها در سینما های تهران و شهرستانها به نمایش درآمده، همین دغدغه ساخته است. او خودش می گوید فکر این فیلم از مصرف قرص های روانگردان توسط دختران دبیرستانی شروع شد.
او کارش را در سینما با فیلم های مستند شروع کرده است و شاید همین مستند سازی است که او را به سینمای اجتماعی و روانشناسانه سوق داده است.
درخشنده 16 بار همراه با تماشاگران در سینماهای مختلف فیلمش را دیده و واکنش های آنان را ارزیابی کرده است. این را خودش می گوید.
س:چگونه شد که سوژه ساخت این فیلم به فکر شما رسید و تصمیم به ساخت این فیلم گرفتید؟
ج: همه چیز از ساخت سریالی به نام "زمانی برای زیستن" شروع شد. من ساخت این مستند را در سال 80 برای تلویزیون شروع کردم و بیشترین چیزی که توجه من را به خود در آن زمان جلب کرد مصرف این قرصها توسط دختران دبیرستانی بود یعنی قشر سنی 16 – 17 سال.فهمیدن این موضوع برای من خیلی سنگین بود و نمی توانستم به راحتی از کنار این مشکل اجتماعی عبور کنم. مصرف قرص هایی که می توان به آن یک نوع اعتیاد مدرن نام دادکه متاسفانه اطلاع رسانی درستی هم در رابطه با آن انجام نشده است. با توجه به این موضوع که نوع نگاه من به سینما بیشتر در مقوله آسیب شناسی است، تصمیم به ساخت فیلمی بر این اساس را گرفتم.
س: آیا این کار با تحقیقات قبلی انجام شد؟چه تحقیقاتی در این رابطه انجام دادید؟
ج:با انواع و اقسام این گونه مواد آشنا شدم و در مجالس مختلفی که از این قرصها استفاده می شد حضور پیدا کردم و موضوعات مختلفی را دیدم که اگر می خواستم آنها را جلوی دوربین ببرم هیچ وقت امکان پذیر نبود. تحقیقاتم را آنقدر ادامه دادم تا اینکه با شخصیتی به نام فرزین برخورد کردم. فرزین کسی بود که همه این نوع مواد را استفاده کرده بود. او مترجم بسیار خوبی بود و از نظر فکری در سطح بالایی قرار داشت اما به دلیل سرگشتگی هایی که در زندگی برای او به وجود آمده بود به سمت این مواد کشیده شده بود. من به شدت تحت تاثیر این آدم قرار گرفتم و شخصیت اصلی فیلم خودم را هم بر اساس این شخصیت انتخاب کردم.
س:چه چیزی در این شخصیت وجود داشت که شما را به خود جلب کرد؟
ج:ببینید من به دنبال ساخت این فیلم نبودم ولی در شرایطی که جوانان کشور ما را قشر سنی زیر 30 سال تشکیل می دهد و این مشکل به همین قشر سنی بر می گردد من به سمت این موضوع هدایت شدم. شخصیت فرزین از این نظر برای من تاثیر گذار بود که من می دیدم این نوع قرصها توسط جوانانی مصرف می شودکه هه آنها از نظر فکری در کلاس بالایی قرار دارند. این جوانان می توانند در المپیادها شرکت کنند. در زندگی شخصی خود موقعیت های بسیار خوب به دست آورند ولی متاسفانه به سمت موادی می روند که راه بازگشتی در آن وجود ندارد.
س:آیا بهرام رادان که نقش فرزین را باز ی می کند هم با اوآشنا شد؟
ج:بله اتفاقا یک روز فرزین سرصحنه آمد و با بهرام رادان آشنا شد و این موضوع باعث شد که بهرام رادان بتواند بهتر در نقش خود جا بیفتد.
س:راستی چرا ساخت شمعی در باد چند سال طول کشید؟
ج:من در سال 78 پروانه ساخت شمعی در باد را گرفتم. داستان فیلم در آن زمان در رابطه با یک زن بیوه بود که در زندگی پشتوانه نداشت و می خواست روی پای خودش بایستد. ساخت فیلمی در رابطه با مشکلات زنان در آن زمان مشکلات خاص خودش را داشت و من نتوانستم سرمایه گذاری برای این فیلم پیدا کنم . خلاصه مشکلات بسیاری در این مورد پیدا کردم و ساخت این فیلم منتفی شد. سال 81 تصمیم به ساخت فیلم براساس قرصهای شادی آور گرفتم که ابتدا نامش سودای پرواز بود که بعد از آن نام فیلم قبلی خودم را روی آن گذاشتم و شمعی در باد ساخته شد.
شمعی در باد داستان سه جوان است با سه زندگی متفاوت که همه آنها در زندگیشان در یک چیز مشترک هستند و آن هم تنهایی در زندگی، بی هدف بودن و بی انگیزه شدن نسبت به همه چیز است. تنها چیزی که آنها را نسبت به هم پیوند می دهد استفاده از همین مواد است.
س:شما در سینما کارتان را با فیلم های رابطه و پرنده کوچک خوشبختی شروع کردید که فیلم هایی در رابطه با مشکلات گروه سنی کودک و نوجوان بود، انتخاب این موضوع چه دلیلی داشت؟
س:بیشتر ناهنجاری های روانی انسانها در دوران کودکی آنها شکل می گیرد. دورانی که هر انسانی شاهد بسیاری از حوادث در زندگی خود است. و تحمل شرایط سخت در این سنین تاثیر شدیدی بر روح و روان انسان می گذارد و این زخمها در سنین بالاتر آثار خود را نشان می دهد.
انسانی که دیده و باور نشود. انسانی که موقعیت اجتماعی او احساس نشود.
و از نظر موقعیت اجتماعی به یک فراموش شده تبدیل شود. انسانی که فقط به او امکانات زندگی داده شود ولی دارای روان خالی و روان رنج کشیده باشد. اولین کاری که انجام خواهد داد این خواهد بود که با همان امکاناتی که در اختیار دارد به تخریب خود دست بزند. به نظر من بسیاری از این ناهنجاری ها _ استرس ها و بی انگیز ه بودن ها ریشه در مشکلات دوران کودکی دارد.
س:شما فکر نمی کنید بسیاری از جوانانی که از این نوع قرصها استفاده می کنند و همچنین جوانانی که مشکلات فراوانی در زندگی خود دارند، سعی می کنند در تمامی لحظات زندگی خود ظاهر شاد خود را حفظ کنند؟
ج:دقیقا همین طور است و یکی از دلایل مهم مصرف این قرصها نیز همین است. جوانان ما در زندگی با وجود تمامی مشکلات سعی می کنند که ظاهر شاد خود را حفظ کنند و استفاده از این قرصها هم در بسیار از اوقات به همین دلیل است. جوانان ما طوری رفتار می کنند که انگار هیچ مشکلی در زندگی ندارند و به خود یک نوع امید واهی می دهند که در دراز مدت تبدیل به یاس و سرخوردگی شدید می شود و به همین دلیل است که همیشه ضربه پذیر و ضربه زننده هستند و بر اثر یک تلنگر کوچک به طور کامل به هم می ریزند و کوچکترین ضربه که به روح و روانشان وارد شود، واکنش نشان می دهند. در این حالت است که بزرگترها متوجه می شوند جوانی که ظاهری کاملا معقول داشته به شخصیتی کاملا تخریب شده تبدیل گردیده است.
س:در ابتدای مصاحبه شما عنوان کردید که برای ساخت این فیلم دست به تحقیقات وسیعی زدید، چند درصد از واقعیت هایی را که دیدید توانستید به تصویر بکشید؟
ج:سعی خودم را کردم که به واقعیت نزدیک شوم البته واقعیت به مراتب تلخ تر از این چیزی بود که من تصویر کردم. در میان جوانان چیزهایی دیدم که قابل بازگو کردن نبود. نگاه کنید جوان جامعه امروز با جوان 20 سال پیش با جوان 10 سال پیش و حتی 2 سال پیش تفاوت بسیار دارد. در جامعه ما جوانان می خواهند مستقل باشند، می خواهند روی پای خودشان بایستند ولی شرایط به آنها این اجازه را نمی دهد. هزار گونه مشکلات مختلف به جوان حمله کرده و او را از پا در می آورد، من سعی خودم را کردم تا حدودی این مشکلات را نشان بدهم. من خودم را نسبت به جامعه مسوول می دانم . من سعی کردم یک آیینه در برابر جامعه گذاشته و این شرایط را نشان بدهم. در تحقیقاتم هم فهمیدم که جوان جامعه ما به دنبال معنا است و ما نمی توانیم به او معنا بدهیم. خانواده ها باید در مقابل جوانان خودشان را مسوول بدانند و هرچه که در توانشان است از آنها دریغ نکنند، قبل از آنکه دیگر دیر شده باشد.
س: شما در زمانی که فیلم رابطه و پرنده کوچک خوشبختی را ساختید. داستان فیلم شما در رابطه با مشکلات یک فرد بود ولی در این فیلم شما به مشکلات گروه می پردازید؟
ج:در گذشته زمانی که من فیلم رابطه را کارگردانی کردم موضوعات جامعه بیشتر موضوعات فردی بود ولی امروزه این موضوعات به بیرون از محیط خانه و به جامعه کشیده شده و موضوعات فردی بیشتر حالت جمعی پیدا کرده است چرا که سیر تحولات اجتماعی سرعت بیشتری به خود گرفته و ما در این سرعت باید خودمان را پیدا کنیم که در کجای جامعه ایستاده ام .
س:شما فکر نمی کنید استفاده از این قرصها به دور افتادن جوانها از خانواده مربوط باشد و این دور افتادن از خانواده چه دلیلی می تواند داشته باشد؟
ج:درون یک خانواده ممکن است چهار فرزند وجود داشته باشد که اخلاق هیچ کدام از آنها به هم شبیه نباشد، سوالات آنها با هم تفاوت دارد.
هر کدام از آنها نگاه متفاوتی به زندگی دارد. در یک جامعه جوان تفاوت هایی بین خود و دیگر دوستانش می بیند که قادر به به دست آوردن آنها نیست. شرایط اجتماعی که به آنها تحمیل می شود و شرایطی که برای او در نظر می گیرند که او قادر به تغییر دادن آن نیست.
عدم اشتغال مناسب و موارد مختلف ديگر باعث می شود که جوان به یک نوع بحران هویت و عدم خودباوری برسد و به این نتیجه برسد که اصلا برای چه زندگی می کند و در این حالت است که دستاویزی برای ادامه زندگی پیدا نمی کند و به پوچی می رسد. در این شرایط است که یک جوان در خانواده زندگی می کند ولی از نظر روحی به طور کامل خارج از خانواده است و پدر و مادر خود را خیلی از خود دور می بیند و روز به روز این فاصله بیشتر می شود.
س:تصویری که از اعتياد در فیلم شما می بینیم تصویر کاملا متفاوت باتصویر کلیشه ای معتاد در دیگر فیلمها است این تصویر را از کجا به دست آوردید؟
ج:تصویری که شما از معتاد در فیلم می بینید یک تصویر کاملا مدرن است که با تصویر کلیشه ای معتاد در فیلمها تفاوت بسیاری دارد. تصویر مدرنی است مربوط به جامعه امروز که نشان می دهد اعتیاد نسبت به گذشته دچار تغییراتی شده است.
س:شما نسبت به تصویری که از جوان در سینمای امروز نشان داده می شود چه نظری دارید؟
ج: تصویری که از جوان در سینمای امروز ما نشان داده می شود یک تصویر کاملا غیر واقعی است و تنها قصد آن هم فروش فیلم و سرگرم کردن جوانان است. این که در سینما یک مثلث عشقی درست کنیم موضوع جوان جامعه امروز نیست. من فکر می کنم امکاناتی که نیازمند روح جوان است باید در همه ابعاد از جمله سینما به آن توجه کرد. عشق در زندگی همیشه موجب تحول است. اما اینکه بخواهیم از عشق یک چیز غیر واقعی برای فروش فیلم ها درست کنیم، این کار درستی نیست. در اين فیلم هم مقوله عشق وجود دارد ولی این عشق یک عشق زمینی نیست یک عشق ماورایی است. این عشق مثل یک روح پاک عشقی است که سوالات بی جواب شخصیت اصلی فیلم را پاسخ می دهد. و وقتی که این عشق کنار می رود، خلاء وجود او فرزین را به آن سرگردانی ها می رساند.
س:شما می گویید در فیلم من عشق یک مقوله زمینی نیست و به گونه ای از عشق زميني حرف مي زنيد كه انگار كار بدي است؟
ج:ببینید همه ابعاد عشق زمینی نیست، یک جوان وقتی به دنبال معنا است ممکن است این معنا را در وجود شما پیدا کند. کسی که روح بزرگی دارد می تواند بر وجود یک شخص غلبه کند و باعث تحول انسان بشود. امادر سینمای ما عشق در یک حد کاملا سطحی می گذرد.
س:شما از پرسشگری جوانان می گویید، به نظر شما جوان امروز چه سوالات بی پاسخی دارد؟
ج:ببینید در جامعه امروز ما کودکان با اینترنت کار می کنند این چه معنایی می تواند داشته باشد. این پرسشگری را نشان می دهد که از همان سنین شروع می شود و در سنین بالاتر همچنان بیشتر می شود. یک جوان همیشه در زندگی به دنبال یک امید و هدفی می گردد که به وسیله آن به آینده امیدوار شود. اگر این عشق وامید به یک جوان داده نشود و یا از او گرفته شود مطمئنا جوان به سمت چیزهای دیگری کشیده می شود.
س:شما آماری در دست دارید که چند درصد جوانان جامعه از این قرصها استفاده می کنند؟
ج:احتمالا بخش آسیب شناسی ناجا آماری داشته باشد اما می دانم که مصرف این قرصها روز به روز در حال افزایش است.
بنابر این اگر اطلاع رسانی در این زمینه انجام نشود و شرایط اجتماعی برای مقابله با این مشکل فراهم نشود با یک فاجعه در این زمینه روبرو خواهیم بود.
س:یعنی چگونه شرایط فراهم شود؟
ج:جوان در زندگی به دنبال معنا است. باید شرایطی فراهم کرد که جوان به این خواسته خود برسد و اطلاع رسانی درستی در رابطه با مضرات این گونه قرصها انجام شود.
س:شما در فیلم خود از تعداد زیادی سوپر استار استفاده کردید آیا در زمان ساخت فیلم به فروش آن فکر می کردید؟
ج:من هرگز به استفاده از سوپر استار در فیلم هایم فکر نکردم و هیچ زمان هم تا قبل از این فیلم از سوپر استار در فیلم استفاده نکردم. در واقع در این فیلم بهترین بازیگرانی که می توانستند این شخصیت ها را ایفا کنند همین بازیگران بودند. همان طور که شما بهرام رادان جذابی در این فیلم نمی بینید دختر جذابی هم نمی بینید. البته من در این فیلم از پیشکسوتان هم استفاده کردم از آقایان جمشید مشایخی و ایرج راد و همچنین خانم آزیتا حاجیان. تصمیم داشتم که این دو نسل را کنار هم بگذارم.
س:شما درسالهای کم کاریتان در سینما هیچ گاه قصد نداشتید مطابق با فیلم هایی که در این سالها ساخته می شد کاری را جلوی دوربین ببرید؟
ج:من به عنوان یک فیلمساز فکر می کنم که در برابر جامعه مسوولیت دارم .من فکر می کنم که اگر بخواهم در فیلم هایم به عشق و عاشقی های آنچنانی بپردازم از موضوع اصلی جوانان دور می شوم. رویکرد اصلی من سینمای اجتماعی است. سینمای اجتماعی از واقعیت سرچشمه می گیرد و فیلمساز نمی تواند تخیلات را در آن دخیل کند. سینمای اجتماعی باید به واقعیت و رئالیزم نزدیک باشد.
س: سکانس هایی از فیلم در ارتفاع فیلمبرداری شده در این صحنه ها مشکلی نداشتید؟
ج:فیلمبرداری در ارتفاع ویژگی های خاص خودش را دارد. به هر حال ترسیدن از ارتفاع در وجود هر انسانی هست ولی در زمانی که قرار است بازیگر به باور آن نقش برسد بایدسعی کند که ترس خود از ارتفاع را نشان ندهد، به خاطر اینکه او دارد نقش کسی را بازی می کند که تحت تاثیر مواد مخدر حالتی پیدا کرده که می خواهد در آسمان پرواز کند و خطر سقوط از ارتفاع را احساس نمی کند. در کنار این موضوع در رابطه با فیلمبرداری مشکلات بسیاری داشتیم که طبیعتا این سختی ها را پشت سر گذاشتیم.
س:فیلم در حال اکران شما نسبت به فیلمی که در جشنواره نمایش داده شد کوتاه تر شده دلیل آن چیست؟
ج:یک سری از صحنه ها را خودم حذف کردم ولی یک سری صحنه ها همانند پارتی و تزریق هم دچار حذف شد.
س:قصد ندارید در زمینه ای که سینما را با آن شروع کردید یعنی مشکلات کودک و نوجوانان فیلم بسازید؟
ج:اگر موقعیتی فراهم شود که مجددا به مشکلات کودکان و نوجوانان بپردازم این کار را می کنم.
مجددا طرح هایی برای ساخت دارم و دوست دارم در هر ژانر سینمایی به مقوله مشکلات بپردازم. من وظیفه خودم را در سینما ریشه یابی دردها می دانم و فکر می کنم که اگر همیشه آن نقطه مشکل دار را در زندگی پیدا نکنیم و بخواهیم با یک مسکن آن را رفع کنیم روز به روز این مشکلات بیشتر می شود. یک فیلمساز اجتماعی باید زشتی های جامعه را با بهترین بیان سینمایی نشان بدهد.
س:شما فیلمی با نام عشق بدون مرز را در کشور آمریکا جلوی دوربین بردید در رابطه با چگونگی ساخت آن توضیح بدهید؟
ج:برای ساخت این فیلم سختی های بسیاری کشیدم. با مشکلات بسیاری روبرو شدم. تصمیم دارم در رابطه با مشکلاتی که در رابطه با ساخت این فیلم کشیدم در آینده فیلمی بسازم س:منظور من چیز دیگری بود فیلم شما بشدت خود را فیلمی مخالف با فیلم بدون دخترم هرگز نشان می دهد.
ج:من کاملا با فیلم بدون دخترم هرگز مخالف بودم به خاطر این که در این فیلم یک مادر دخترش را به طور کامل از پدرش جدا می کند و فیلم را هم طوری ساخته اند که حق را به طور کامل به مادر دختر می دهد و به این نکته فکر نمی کنند که این دختر به وجود پدر احتیاج دارد. چگونه می توان تکه ای از وجود دختری را از او جدا کرد.
من بر اساس این فیلم به دنبال سوژه رفتم که یک مادری بچه را با خود به آمریکا می برد و مشکلاتی به وجود می آید که متوجه می شود فرزند او احتیاج به پدر هم دارد و اگر پدر هم در کنار فرزندش بود شاید این حوادث برای او به وجود نمی آمد. من این فیلم را باز با نگاه به آسیب های روانی کودکان کارگردانی کردم.
س :خانم درخشنده جوانان علاقه زیادی به وارد شدن به مقوله سینما دارند با جوانان علاقمند به این رشته چه صحبتی دارید؟
ج:علاقه در این رشته بسیار مهم است ولی کافی نیست مهم ترین مسئله برای ورود به این رشته استعداد است و بعد از آن در مسیر درست این رشته قرار گرفتن. بر خلاف نظر بسیاری از جوانان این رشته مشکلات بسیاری دارد که از بیرون قابل دیدن نیست.
س:شما فیلم خود را با تماشاگران دیده اید؟
ج:من 16 بار به دیدن فیلم خودم رفتم و واکنش جوانان در برابر این فیلم و میزان استقبال جوانان را به خوبی احساس کردم و نکته ای که برای من جالب بود این است که جوانان که قبلا به تنهایی به دیدن فیلم می آمدند جدیدا به همراه خانواده می آیند.