خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
جواد مجابي معتقد است: نياز عمومي به آگاهي، نوشتن كتابهاي تاريخي و تعليمي را باعث شد و علاقه عجيبي كه پس از انقلاب به خواندن كتابهاي تاريخي ديده شد، ناشي از همين موضوع است.
اين داستاننويس و منتقد در گفتوگويي با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: از آغاز مشروطيت به تقليد از ادبيات فرنگي، رمانهاي تاريخي و اجتماعي نوشته شد كه در آن ضمن بسط داستان، رفتارهاي عمومي و اخلاق رايج زمانه از سوي نويسندگان تجددگرا وصف و نقد ميشد.
وي افزود: پس از رواج ترجمههايي از رمانهاي تاريخي و اجتماعي فرانسوي و بعداð انگليسي، روسي، عربي و تركي كه با ترجمههايي ساده و عامهفهم منتشر شد، مردم به اين نوع داستانها علاقهمند شدند.
مجابي يادآور شد: ترجمه ساده و روان اين كتابها كه از متن ساده اصل آنها تبعيت ميكرد، متفاوت با نثر منشيانه و متكلف قاجاري بود و باعث شده كه زبان نوشتاري به تحولي به سوي سادهنويسي و آسانفهمي دچار شود و البته زبان روزنامهها هم در اين سادهنويسي بيتاثير نبود.
او ادامه داد: همين سادگي بيان مردم را به ترجمهها و آثار تاليفي اولين رماننويسهاي ايراني جلب كرد؛ اگرچه هنوز فاضلنمايي اين نويسندگان مانع از همهگير شدن آثارشان ميشد؛ اما در ادبيات ديگر حلقه خواص محصور نبود و نثر زنده و نزديك به محاوره روزنامهها و رمانها مردم را به خواندنيهاي مورد علاقهشان فرا ميخواند و زبان ارتباطي رو به سادگي و رواني ميرفت.
مجابي در همين زمينه خاطرنشان كرد: همراه اين زبان و بيان ساده، نويسندگان به زندگي عامه توجه نشان ميدادند. زندگي روزانه، مسائل اين عصر، مكانها و موضوعات آشنا به تدريج در نوشتهها آشكار ميشد. اگرچه طبق الگوي غربي نخست شناخت مردم ايران و آيين و رسومش از طريق طرح وقايع تاريخي مورد توجه قرار گرفت؛ تا به تدريج جواز پرداختن به زندگي امروز مردم فراهم شود.
نويسنده رمان تاريخي “موميايي“ همچنين عنوان كرد: اين نوع نوشتهها علاوه بر الگوگيري از رمانهاي ترجمه شده زير تاثير يافتههاي تازه تاريخي است كه از طريق تدوين تاريخ نسبتاð مستند ايران با تكيه بر الواح و سكهها و كتيبهها و اطلاعات تازه به دست آمده از منابع فرهنگي فراهم شده است. در اين دوره جامعهي قبيلهاي دارد به شناخت خود نزديك ميشود و از غرقه بودن در افسانهها و قصص درميآيد.
مجابي گفت: در عصر پهلويها دو الگوي تاريخنمايي و اكنوننگاري را در رمانهاي مشهوري كه از اقبال خاص و عام بهرهمند شدهاند، توامان ميبينيم.
او با اشاره به گرايشي كه در اين دوره نسبت به پاورقي نويسي شكل گرفت، يادآور شد: درواقع پاورقيها، پيشگام سريالهاي تلويزيوني است كه بعدها جاي آن را غصب كرد كه وقت مردم را در اوقات خاصي به عنوان يك تفريح فكر و غصهزدا ميگيرد و در عين حال نوعي مد و روش زندگي و واكنش گروهي را به جامعه مخاطبش القا ميكند.