سه شنبه 14 مهر 1383

یادی از ُدکتر غلامحسین ُمصاحب ، و فرزند ِ شریفش ! دائرهُ المعارف، همنشین بهار

[email protected]

ُجدا از ستم ِ شاهان و شيخان که عامل بيداری ست ، و علاوه بر َرنج و شکنج امثال َارانی ، َکسرَوی ، آريانپور ، مهدی بهار ، ُمحمد نخشب ، خليل َملکی ، جلال آل‌احمد ، َصمد بهرنگی ، گلسرخی ، حنيف ، جزنی ، پاک نژاد و طالقانی ... ، زمينه ی بسياری از انديشه های ترقی خواهانه که به درک بهتر جامعه از تساوی حقوق اجتماعی و ظلم ستيزی جوانان و زنان انجاميده ، َمديون بزرگانی چون استاد علی اکبر دهخدا ، پروفسور محسن هشترودی، دکتر علی شريعتی ، دکتر محمود حسابی، پروين اعتصامی ، صادق هدايت ، نيما ، شاملو ، عبدالحسين نوشين و دکتر غلامحسين مصاحب ... نيز ، هست که در رشد افکار عمومی ، از بسياری از سياستمداران تاثير بيشتری داشته اند . البته و صد البته ، در زمانه ای که ابتذال ، به ارزشها « تی پا » ميزند ، جانفشانی و ايثار ِآزاديخواهان که جای خود دارد ، کار ارزشمند و بزرگی جون « دائره المعارف ُمصاحب » نيز ، مجهول می ماند ... مگرنه اينکه ما در دنيائی زندگی ميکنيم که خيمه شب بازی ِ طالبان نفت و دلار ، دموکراسی ! شیادی آخوندهای بی َعماَمه و َعمامه دار ، فریضه دینی ! هيستری ِ ضد مذهبی ُمدعیان سوسیالیسم ، روشنگری ! وعوام فريبی و ُپشت هم اندازی ِ میراث خواران خمینی ، اصلاح طلبی قلمداد ميشود ؟ مگر نه اینکه « بوش » و « ِبلر » و « رامزفلد » ، ونظائر موسوی تبریزی و قاتلین زندانیان سیاسی ، هم ، دموکرات ! و طرفدار ِ جامعه َمدنی ! شده اند ؟ و مگر نه اينکه ما در جامعه ای زندگی ميکنيم که امثال « بنان » و « قمرالُملوک ضرابی » در تنهائی و فقر می ميرند ، اما در َعوض َمداحان استعمار و ارتجاع َمعرکه ميگيرند و به ریش خلق الله می خندند ؟... پس چه جای تعجبی دارد اگرامثال « آهنگران » و « حاج باقری » و َهخا وَمخا ، ُدور َبردارند و هر روز فیل ِ تازه ای َهوا کرده ، جای خالی فرهیختگان را ُپر کنند ؟ بگذریم ... دکتر مصاحب از جمله کسانی بود که به تاريخ فلسفه و ياد دادن انديشه اکتفا نميکرد ، و « هنر ِانديشيدن » را ياد ميداد . وی با ُعمل ِ خويش نشان ميداد که در برابر اراده انسانی ، ُمحال نيز ، َسر ِ تسليم فرود می آوَرد و ميگفت : وقتی همه مقدّمات توانستن در درون ما ويا در دسترس ما هست، چرا نتوانيم؟ فقط بايد خواست و يک قدم برداشت .
بارها روی اين نکته تاکيد می نمود که منطق رياضی ، توان اين را دارد که تفکر بشری را از محصور بودن در کادر درست و غلط و صواب و خطا ، به مرز ديگری که معنی دار و بی معنی بودن است فرا َبرَد و بدين طريق در پالودن ذهن از خرافات، پيشداوری ها و اوهام ، نقش تعيين کننده ای بازی کند.
متأسفانه در زبان فارسی تنها کتاب با ارزش ولی تخصصی در اين مورد ، « منطق صورت » نوشته دکتر مصاحب است . در حاليکه منطق ارسطو و منطق ديالکتيک گامهای مهمی برداشته وبخصوص توسط مارکسیستها تشريح شده است ، شرح و بسط منطق رياضی، به زبان ساده ، هنوز در آغاز راه است ... دکتر مصاحب فقط به آموزش رياضی اکتفا نمی کرد ، در جامعه ای که تحقير ِ زنان ، نهادينه و شرطی شده و ُعمری با « تاریخ ِ ُمذکر » ! خو کرده بود ! یکی از معدود کسانی که با عَمل ِ خويش نشان ميداد که زن انسان است ، بستنی و « پيتزا » و کالا نيست ! دکتر مصاحب بود . او به همسرش عميقا احترام ميگذاشت و ميگفت « پشت سر هر مرد بزرگ، زنی بزرگ ايستاده است. زنان، نيمه پنهان و نانوشته تاريخ ‏اند ... اگر همسران ِ مردان بزرگ و کوشا نبودند و زندگی خانوادگی آنها را امنيت نمی‏بخشيدند، هيچ ‏گاه آنان نمی‏توانستند با آسايش خاطر و خيال راحت به فعاليتهای سياسی، علمی، اجتماعی و فرهنگی دست زنند و نام و يادی از خود بگذارند ».
در عين مهربانی ، بسيار جدی بود . از ۱۳۰۶ که به خدمت وزارت معارف درآمد و ِسِمَت های رئيس کل تعليمات عاليه و مدير کل فنی و معاون فنی اين وزارتخانه را داشت ، تا بعد که استاد و رئيس بخش رياضی دانشسرای عالی شد و تا دم مرگ ، آرام و قرار نداشت وبراستی ، خستگی را خسته ميکرد . او معنی علم ، و رنج و تلاش را ميدانست و به همين دليل به احَدالناسی باج نميداد . به خاطر آن ‏که حاضر نشد مدارک کم ‏اهميت بعضی کشورهای خارجی را که به برخی نورچشميها داده بودند ، تأييد کند، بفرموده ! از رياست کل تعليمات عاليه کنارش گذاشتند و او را با عنوان مسئول اصلاح تعليمات متوسطه ، به دنبال نخود سياه فرستادند. و بعد هم آن ‏قدر در کارش موش دواندند که کلافه شد و کار اجرايی را بوسيد و کنار گذاشت . ميگويند در سال ۱۳۳۴ هم که روزنامه برق را بنيان نهاد و پايش را در کفش حکومت کرد ، دولت وقت به نخست ‏وزيری علی سهيلی به خاطرمخالفت شديد وافشاگريهايش به آن کينه ورزيد ، و بالاخره هم جلوی روزنامه وافشاگری هایش را گرفت . دکترمصاحب در عين حال که ابا داشت همه دستاوردهای بشر را به ايرانيان نسبت دهد ! و « هنر نزد ايرانيان است و بس » را ، اوج تنگ نظری ميدانست ، به بازشناسی ميراث علمی ايران به ايرانيان بويژه در زمينه علوم بسيار اهميت می‏داد و می‏کوشيد که بخشهايی از تاريخ رياضيات ايرانی و اسلامی را که برای جامعه ما ناشناخته است آشکار کند ، توجه به خيام به عنوان رياضيدان، بخشی از اين کوشش است. در کتابهائی مانند آناليز رياضی، دائرةالمعارف فارسی و به ‏ويژه تئوری مقدماتی اعداد، نامها و سرگذشتنامه‏هايی از رياضيدانان ايرانی و خدمات علمی آنها آورده است که می‏تواند برای بررسی تاريخ رياضيات ، منبعی دقيق و بسيار غنی باشد
از يک طرح کوچک، آرمانی بزرگ می‏ساخت. در سال ۱۳۴۵ مؤسسه رياضيات را در دانشسرای عالی تاسيس کرد تا افرادی را تربيت کند که بتوانند رياضيات جديد را در ايران گسترش دهند. بسياری از استادان امروزين رياضيات ِ محض، از شاگردان دکتر مصاحب در مؤسسه رياضيات بودند. می‏گفت : « اين موسسه ، تنبل ‏خانه شاه عباس نيست. هر کس اينجا آمده بايد مثل خود من که کارم را از پنج صبح شروع می‏کنم- کار بکند؛ روز و شب و تابستان و در کتابخانه. اينجا تعطيلی ندارد.» نا گفته نماند که در حقيقت خودش از ساعت سه نيمه شب کار را شروع ميکرد
دکتر مصاحب با تأليف سلسله کتابهايی در آموزش رياضيات جديد ، قصد داشت در زمينه انتقال رياضيات روز جهان ، به ايران زمين ، حرکتی به روز و عميق سامان دهد که آغاز آن با کتاب « آناليز رياضی » بود . اين زنجيره با مجلدات « تئوری مقدماتی اعداد» ادامه يافت و متأسفانه با به خاک افتادنش ازهم گسيخت. در سپيده ‏دم ۲۱ مهر ۱۳۵۸ آخرين صفحه ِ بخشی از کتاب « تئوری مقدماتی اعداد » را که از چاپخانه آمده بود نمونه‏خوانی کرد و در حالی که قلم لای انگشتش بود ، به خاک افتاد ... رياضيات عالی و حتی رياضيات مقدماتی در ايران، پيش از وی وضعيت اسف ‏انگيزی داشت . از تئوری مجموعه‏ها، منطق جديد و رياضيات مدرن خبری نبود... کتابهای درسی رياضی ، به َسبک ِ تأليف ۱۰۰ سال پيش ِ اروپا و بسيار قديمی بود . اگر امروز سخن از منطق نوين، رياضيات جديد، تئوری مجموعه‏ها، تئوری گروهها ، ساختمانهای رياضی، تئوری اعداد، توپولوژی و ديگر مفاهيم نوين رياضی می‏رود، نتيجه آثار دکترمصاحب ، تأسيس مؤسسه رياضيات و دگرگونسازی نظام آموزش رياضی در ايران به ‏وسيله اوست . دکتر مصاحب می‏خواست انديشه‏های نو ، و نيز آنچه را که از راسل، وايتهد و ها ردی در رياضيات و منطق آموخته بود در ايران زمين گسترش دهد . او براستی « پدر ریاضیات جدید » بود .
حدود هفتاد سال پيش مجله رياضيات عالی و مقدماتی را که به نظر می‏رسد نخستين نشريه رياضی کشور باشد به ‏صورت ماهنامه و در ۱۳ شماره منتشر نمود- اين مجله به مسائل مربوط به رياضيات عالی و مقدماتی می‏پرداخت و در پی انتقال آگاهيهای تازه درباره رياضيات جهان به دانش‏آموزان و دانشجويان داخل کشور بود. اگر اشتباه نکنم انتشار « مجله يکان » نيز که قبل از سال پنجاه منتشر ميشد به همت او بود . از آنجا که رياضيات جديد و منطق نوين (منطق علامتی) را او به ايران وارد کرد، طبيعتاً بسياری از علايم جديد را در ميان حروف و علايم موجود رياضی پيدا نميکرد. سفارش طرح علايم جديد رياضی و حروفی از جمله حروف ايرانيک ، نخستين بار به ‏وسيله دکترمصاحب انجام گرفت و آن ‏چه امروز به نام « حروف فارسی خوابيده » يا حروف ايرانيک می‏شناسيم ، نخستين بار طرح آن از سوی وی سفارش داده شد تا فارسی‏زبانان نيز حروف ايتاليک فارسی داشته باشند. وی اين حروف را به‏خاطر کاربرد وسيع آن برای کتاب آناليز رياضی سفارش داد و برای نخستين بار در ميهنمان، آن را در همان کتاب به کار گرفت. اين حروف را نخست، « حروف دکتر مصاحب » نام نهادند اما خودش درخواست کرد که نام آن را تغيير دهند و خود، واژه « ايرانيک » را برای آن برگزيده و به کار برد.
گرچه رعايت طبقه‏بندی موضوعی و تدوين حروف و رموزی چند متناسب با اين طبقه‏بندی به گونه‏ای ديگر در آثار کهن فارسی و اسلامی سابقه دارد، اما هيچ ُمحققی از روش موسوم به پئانو ، بی نياز نيست . دکتر مصاحب نخستين فردی در ايران است که ازروش پئانو در تأليف آثار خود به ‏ويژه کتابهای رياضی بهره گرفت. ناگفته نماند که جوزپّه پئانو (Giuseppe Peano ) (۱۹۳۲-۱۸۵۸) رياضيدان ايتاليايی و از مؤسسان منطق جديد که او را پدر اين علم خوانده‏اند ، از شخصيتهای تأثيرگذار و ُپريادگار در رياضيات و منطق امروز است. از کارهای پئانو در تأليف کتاب، روش شماره ‏گذاری اوست که به نام وی معروف است. در اين روش عناوين اصلی را با يک شماره ، عناوين فرعی را با دو شماره و عناوين فرعی‏تر را به نسبت فرعی بودن آن با سه شماره و بيشتر مشخص می‏کنيم . مثلاً عنوان اصلی سوم را با عدد ۳، زير عنوان پنجم آن را با ۵-۳، و زير عنوان ششم اين عنوان فرعی را با ۶-۵-۳ شماره ‏گذاری می‏کنيم . اين روش اينک رايج شده و کار پژوهشگران را ساده ميکند.
واژه‏سازی برای اصطلاحات علمی نيز ، برای دکتر مصاحب اهميت بسيار داشت. از اين رو نشستی هفتگی در خانه خود تشکيل داده بود که در آن احمد آرام، صفی اصفيا، حسين گل گلاب و مصطفی مقربی و ... حضور داشتند و معا دلهای فارسی برای واژه‏های علمی می‏ساختند . واژه به روز ، و« روز آمد» را دکتر مصاحب در برابر Up to date انگليسی نهاد ، اما روزآمدتر از او در آن زمان کسی ديگر نبود. اگر به فهرست منابع و مآخذ کتابهايش مراجعه کنيم می‏بينم که کليه مراجع مربوط را که تا تاريخ اتمام نگارش کتاب چاپ شده بودند دارد. مراجعی به زبانهای انگليسی، فرانسه و آلمانی برای کتابهای رياضی يا مثالها و مسائل رياضی .

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از جمله آثار او ميتوان از کتب زير ياد کرد : « مدخل منطق صورت » ؛ « حکيم عمر خيام به عنوان عالم جبر » ؛ شاهکاری به نام آناليز رياضی ؛ تئوری مقدماتی اعداد ؛ توابع مستد ير، جبر و مقابله با جداول لگاريتم، براهين الجبر و المقابله عمر خيام، تاريخ علوم رياضی تا زمان عمر خيام، هندسه مسطحه، مثلثات (با همکاری احمد ارشميد)، رسم فنی (با همکاری احمد ارشميد)، فيزيک، همکاری در تدوين فرهنگ اصطلاحات جغرافيايی ( با ؛ احمد آرام، صفی اصفيا، حسين گل گلاب و مصطفی مقربی )، علوم تفريحی، رساله در باب افراد خانواده‏های نادرستکار و شيخ علی دشتی. و بالاخره يادگار بی همتايش « دائره المعارف دکتر مصاحب » ، که درنوشته بعدی به آن می پردازم و توجه همه کسانی را که به فردای روشن ميهنمان می انديشند ، به اين کتاب ِ شريف ، و اينگونه مباحث به اصطلاح فرعی وحاشيه ای ! نيز، جلب ميکنم.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/12708

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'یادی از ُدکتر غلامحسین ُمصاحب ، و فرزند ِ شریفش ! دائرهُ المعارف، همنشین بهار' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016