يكشنبه 26 مهر 1383

سيدعلي صالحي: چه آنان كه در خدمت حكومت بودند و چه آنان كه مقابل آن ايستادند، به ادبيات ابزاري پناه بردند، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
سيدعلي صالحي معتقد است: ادبيات دولتي، ادبيات اعتراض و ادبيات خنثا، جريان‌هاي غالب ادبي پس از انقلاب هستند.
اين شاعر و داستان‌نويس در گفت و گويي با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار كرد: هر ادبياتي كه در خدمت چيزي قرار گيرد، ادبيات ابزاري است و جريان غالب ادبيات ما هم همين است. يعني ادبيات ما چه به‌صورت مستقل و خصوصي و چه حكومتي و دولتي، ابزاري است؛ يعني حتا اهل قلم مستقل هم بخش عمده توليداتشان ابزاري است.
وي با تاكيد بر محدوديت زماني اين نوع ادبيات گفت: ادبيات وقتي به پديده‌هاي اجتماعي، خواست‌ها و آرمانها مي‌پردازد، چه در خدمت قدرت باشد و چه معترض به آن، حذف مي‌شود. بهترين نمونه اين مساله ادبيات ابزاري و حزبي سياوش كسرايي است كه حذف شده و تنها در بخش‌هايي كه گوشه چشمي به ادبيات ناب دارد، مانند آرش كمانگير، كارش هنوز داراي ارزش است.
صالحي با تاكيد بر اينكه ادبيات واقعي را ادبيات ناب مي‌داند كه خارج از هرگونه تقليد، پسوند و ايدئولوژي است، گفت: به ويژه در كشورهاي جهان دوم و سوم، ادبيات فرقه‌يي، حزبي، معترضانه و خنثا رواج زيادي دارد و ادبيات ناب در سراسر دنيا بسيار محدود است. يعني حتا بخشي از شعرهاي حافظ و بخش‌هاي زيادي از شعرهاي لوركا و شاملو هم ابزاري است.
او با بيان اينكه دو حادثه انقلاب و جنگ به صورتي باورنكردني زلزله عجيبي را در پررنگتر شدن طيفهاي ادبي و حاكميت بيشتر ادبيات ابزاري ايجاد كرد، افزود: چه آنان كه در خدمت حكومت بودند و چه آنان كه مقابل آن ايستادند، به ادبيات ابزاري پناه بردند و مهجور واقع شدن ادبيات ناب پس از انقلاب به‌خاطر همين گرايش وسيع به ادبيات ابزاري است.
صالحي در مقايسه اين وضعيت با ادبيات پيش از انقلاب گفت: در دهه‌هاي قبل همه چيز جا افتاده بود، درنتيجه حكومت نياز چنداني به مداح نداشت و به همان نسبت هم تعداد مخالفانش در ادبيات كم بود و اگر سركوب، اختناق و سانسوري وجود داشت، تعريف شده بود؛ شاعر مي‌دانست نبايد از خنجر، دشنه و گل سرخ استفاده كند؛ ولي بعد از انقلاب يك دهه مي‌تواني خيلي چيزها را به كار ببري و در دهه بعد تمام كدواژه‌ها و رمزگونگي ادبيات عوض مي‌شود.
وي ادامه داد: در اين وضعيت با سانسور جديدي مواجهيم كه در حوزه ايدئولوژيك تعريف شده است.
اين داستان‌نويس درباره ارزيابي‌اش از آينده جريانهاي موجود در ادبيات امروز كشور متذكر شد: جامعه، مردم و ادبيات زنده ما اهل ”ايست” و ”ايستادن” نيستند. در طول تاريخ هم كار خودشان كرده‌اند و پيش آمده‌اند كه حضور و توليد حافظ در يكي از شنيع‌ترين ادوار با آن اختناق مذهبي و فرقه‌يي، مؤيد همين ادعاست.
صالحي آينده را متعلق به نسلي دانست كه واژه را خوب مي‌شناسد و به راز لغت رسيده است و گفت: آثار نسل‌هاي جوانتر با همه شورش گاه بي‌نتيجه آن در ادبيات، اين موضوع را تاييد مي‌كند كه آينده به ادبيات ناب و انسان آگاه ايراني تعلق دارد.
او همچنين درباره نقش و تاثيرگذاري دولتها در اين تقسيم‌بندي‌ها خاطرنشان كرد: هيچ دولتي سازنده ادبيات ماندگار نبوده است. در واقع ادبيات به دولتها ربطي ندارد، بلكه اين دولتها هستند كه مي‌خواهند از ادبيات براي خود ”صدا و سيما” و عنصر تبليغ بسازند.
وي عالي ترين نقش يك دولت را در زمينه ادبيات، رها كردن ادبيات و خلاقيت دانست و متذكر شد: چرا براي رهاسازي قيمت قند، چاي و نان اين همه اشتياق نشان داده مي‌شود؛ اما ادبيات را تحت مميزي، مهار مي‌كنند؟
هرچه اين كنترل و فشار شديدتر شود، ادبيات هم ابزاري تر خواهد شد. ستيز، ستيز مي‌آورد و با هيچ ابزاري هم قابل كنترل نيست؛ به ويژه در اين عرصه كه باقي مانده مرزها نيز در حال اضمحلال به سر مي‌برند و به نوبت ايستاده‌اند. ادبيات روح يك ملت است و چنين پايگاهي قابل فيلترينگ نيست.
سيدعلي صالحي در توضيح بيشتر درباره طيف‌هاي موجود در عرصه ادبيات امروز كشور و ميزان تاثيرگذاري آنها گفت: مقابل پرسش‌هايي از اين دست مي‌توان چند رساله نوشت؛ تا به نتيجه‌اي عادلانه رسيد؛ اما ادبيات عرصه‌اي وسيع، پيچيده و عميق است و دشوار است كه چنين عرصه‌اي را در تعاريف آكادميك و تذكره‌يي تقسيم كنيم؛ چون وجود و ذات ادبيات، مادر تمام تعاريف و فرهنگهاست.
او در ادامه تصريح كرد: اين نوع تقسيم بندي‌ها كه خواه ناخواه در بستر معنا و مضمون و سوژه قابل اشاره به شمار مي‌روند، تنها در حوزه تدريس و تدرس و آزمون معلومات عمومي به كار مي آيد، كه به زعم من اعتبار آن در همان ادوار پيشامدرنيزم به پايان رسيده است؛ منتها در عصر مدرنيزم، با پنهان شدن در قباي فرهنگ حزبي و سلوك سياسي، آيينه حيات را خود جا به جا كرده است؛ تا از منظري ديگر به تصاويري تازه تر از آن باور بياوريم. در حالي كه ادبيات حتا قابل تعريف هم نيست، چه رسد به تقسيم آن در انواع بينشي و صوري؛ ادبيات ناب نوعي عبور از تعريف است كه اگر به انفكاك خود - در اين شمايل شمرده شده - تن بدهد، ديگر ادبيات نيست. ادبيات ناب پسوندپذير نيست، چون مستقل است و اگر ديديم جاي استقلال خود را به نفع يك صفت با اشاره از دست مي‌دهد، يقينا ديگر آن ادبيات مورد نظر ما نيست.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

صالحي به خبرنگار ايسنا گفت: ميل و آرزوهاي سركوب شده يك جامعه در جهان سياست، او را مجبور مي‌كند كه تعاريف ممنوع سياسي را بر دوش نزديك ترين مونس خلوت خود، يعني ادبيات رها كند، درنتيجه انتظار چنين جامعه‌اي از ادبيات اين است كه نقش احزاب را ايفا كند و شاعران و نويسندگان نيز به دلاوران و مبارزان اجتماعي و سياسي بدل شوند؛ كه اين آفت عظيم البته خود دستاورد اختناق عمومي و تاثير منحوس انواع سانسور است كه شاعر و نويسنده را از خدمت به زبان مادري خود محروم مي‌كند و از او نوعي قرباني موقت مي‌سازد.
وي با تاكيد بر اينكه به دسته بندي‌هاي ايدئولوژيكي و فكري در حوزه ادبيات اعتقادي ندارد، گفت: در صورت و فرم، بنا به فرامين زماني و مكاني، حتما مكاتب و دبستان‌ها و سبك‌هايي هستند كه قابل تفكيك و ارزيابي‌اند. اما از حيث معنا و صفات تحميلي و شبه سياسي، لااقل من هنوز قانع نشده‌ام. با اين حال اذعان مي‌كنم كه مكتوباتي وجود دارد كه با نظر به اين دسته بندي‌ها به راه خود ادامه مي‌دهد و بعضي‌ها به آن، ادبيات هم مي‌گويند؛ كه البته به قول امروزي ها نوعي شبه ادبيات ابزاري است. ادبيات ناب هرگز در خدمت نيست؛ بلكه خود خدمت است؛ خدمت خلاقيت.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/13193

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سيدعلي صالحي: چه آنان كه در خدمت حكومت بودند و چه آنان كه مقابل آن ايستادند، به ادبيات ابزاري پناه بردند، ايسنا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016