دوشنبه 27 مهر 1383

ناهيد توسلي: ادبيات و هنر به‌دليل حاكميت جنس مرد در تيول مردان بوده است، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
ناهيد توسلي معتقد است: چه زن و چه مرد، نويسنده ما «زن» و جهان زنانه او را آن‌گونه كه هست نمي‌بيند؛ او زن را به گونه «ابژه» مي‌بيند؛ مفعول نه فاعل.
مديرمسؤول نشريه‌ي ادبي نافه در ادامه به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: هيچ نويسنده زن يا مردي به دليل عدم جسارت و آگاهي و نيز شرايط اجتماعي، سياسي، ديني نه تنها وارد حوزه جنسي و جنسيتي زن نشده، بلكه حتا تمايلي هم به ورود به آن حريم نداشته است.
او ادامه داد: دليل سوء تفاهم، بدفهمي و كژفهمي مساله «جنسيت» در جامعه ما دقيقا در باورها و سنت‌هاي ديرينه‌مان ريشه دارد. ما جامعه‌ي در حال گذار هستيم. يعني جامعه‌اي كه داريم به سوي باورها و انديشه‌هاي ديگري غير از آنچه تا به حال داشته‌ايم مي‌رويم. يعني بهتر است بگوييم «برده مي‌شويم». بله، برده مي‌شويم؛ به وسيله‌ي تحميل اجتناب ناپذير نظام جهاني موجود در دور و برمان.
وي افزود: نظام ديجيتالي دهكده‌ي كوچك جهاني آگاهي‌ها و دانش عمومي را به دليل وجود ارتباطات سريع به ميزان غير قابل تصور و غير قابل پيش‌بيني بالا برده است و اين ارتباطات متقابل در اين دهكده‌ي كوچك جهاني موجب به هم پيوستن جوامع گوناگون با هم شده است؛ جوامعي با اختلافات سنت‌ها و باورهاي دو سويه و بي‌نهايت. اين يعني شكست بخش زيادي از تابوها در جوامعي كه هنوز از نظر ساختار اجتماعي به نوعي زندگي قبيله‌يي مي‌كنند.
توسلي يادآوري كرد: در چنين وضعيتي، آنچه ساختار اجتماعي جامعه‌ي ما را تشكيل مي‌دهد ـ در يك جمع‌بندي كلي و نهايي كه ما را جهان سومي يا جنوبي تلقي مي‌كند ـ با آنچه ساختار اجتماعي جوامع جهان اول و يا شمالي است، داراي اختلافات و تفاوت‌هاي بسياري در گستره‌ي وسيعي از رفتارهاي اجتماعي است.
وي با بيان اين مطلب كه در كمتر جامعه‌يي مثل ايران «بحران» «زمان تاريخي» وجود دارد، تصريح كرد: بنابراين در چنين جامعه‌اي با يك زيربناي سنتي/بومي/مذهبي شناخت و درك مسائل و مفاهيمي با اين همه فاصله زماني تاريخي متفاوت از اين جامعه، با سوء تفاهم و مناقشه روبه‌روست. يكي از اين مسائل و مفاهيم «جنسيت» و «جنس» انسان‌هاست كه مي‌دانيم يكي فرآيند جامعه‌شناختي (جنسيت) و ديگري فرآيند زيست‌شناختي (جنس) دارد.
اين داستان‌نويس درباره فمينيسم در اشكال افراطي آن عنوان كرد: مي‌توان گفت فمينيسم افراطي اگر چنين عمل مي‌كند مشكل فمينيسم افراطي است و نه مشكل انديشه فمينيسم كه متاسفانه به دليل همين برخوردهاي افراطي و نيز تفريطي به مفهومي سخت حساسيت زا در جامعه‌ي ما ـ چه نزد بسياري از زنان و مردان فرهيخته و چه نزد بسياري از زنان و مردان عادي ـ بدل شده است. زيرا اين نوع فمينيسم يعني فمينيسم افراطي، مانند هر پديده‌ي افراطي ديگري فاقد ارزش كاربردي و اعتقادي است و درحقيقت فرآيندي بيمارگونه است كه خودم نه به آن باور دارم و نه برايش ارزش قايلم.
وي گفت: وقتي پديده‌اي، ايسمي يا انديشه‌اي به جاي تثبيت واقعيت خودش به دنبال برابري يا جانشين سازي و يا حتا حذف پديده‌ي مقابلش باشد، از هيچ ارزش علمي و كاربردي سالم و منطقي برخوردار نيست. با حذف چيزي نمي‌توان خود را اثبات كرد. در يك فرآيند تحليلي كامل، مي‌توان به عينيت وجودي يا وجود عيني چنين فمينيسم افراطي متاسفانه باور داشت؛ زيرا زنان، عملا تاوان ظلم وجود حاكميت مردانه‌ي جهاني به خود را مي‌پردازند و اين واكنش از سوي آناني كه به منطق و رشد عقلاني كامل و كافي نرسيده‌اند، اجتناب‌ناپذير است.
وي تابو بودن هستي زنانه را عامل مقابله با ايجاد فضاي ظهور هستي زنانه در داستان معاصر دانست و اظهار داشت: اول از همه، هستي زنانه، به دليل وجود حقيقي و حقيقت وجودي خود در سراسر هستي ما حضور دارد (و مقابله با آن نوعي ناداني حاكميت مردانه است) همان گونه كه هستي مردانه حضور دارد. مساله، تنها پرداختن به اين هستي زنانه است كه به دليل نظام حاكم مردانه‌ي جهان از دوران پس از رشد و تثبيت و استقرار و استمرار نظام كشاورزي مغفول مانده است.
مديرمسؤول نشريه‌ي نافه تصريح كرد: در حوزه‌ي ادبيات و هنر «هستي زنانه» حضور داشته است؛ منتها با توجه به شرايط تاريخي/جغرافيايي (زماني/مكاني و با توجه به شرايط اجتماعي/سياسي/فرهنگي/اقتصادي/و... جامعه‌ي ما اين حضور زنانه با حضور مردانه نه برابري داشته و نه حتا اگر هم داشته عادلانه بوده است. ادبيات و هنر مانند همه‌ي پديده‌هاي ديگر به دليل حاكميت مردمي پدرسالارانه در تيول «مرد» بوده است و همين مردم žـ به دليل كنار گذاشتن زن از صحنه‌ي اجتماع و عدم تماس اجتماعي با زن، به دليل عدم تماس اجتماعي زن با اجتماع دور و بر خودش ـ زني را در ادبيات مطرح كرده كه ساخته‌ي ذهنيت مردانه‌ي خودش بوده است و اين زن كه ساخته و پرداخته اقتدار از بالا به پايين بوده، هرگز در جهان عيين ما حضوري عريان و زنده نداشته است.
وي اين موضوع را در داستان معاصر نيز دخيل دانست و ادامه داد: هيچ زن، با ويژگي‌هاي واقعي زنانه‌ي جنسي و جنسيتي خودش در هيچ قصه و داستاني حضور نداشته است؛ حتا در داستان‌هايي كه خود زنان نويسنده نوشته‌اند. آن‌ها هم زناني بوده‌اند كه در چهارچوب روايت مردانه به وسيله نويسنده زن توصيف شده‌اند. هيچ زن و هيچ مرد نويسنده‌اي نتوانسته است به دنياي دروني و جنسي و جنسيتي انيمايي (anima) قهرمان زن قصه يا داستانش وارد شود. نه تنها شايد با اين درونه‌ي آشنايي و الفت نداشته، بلكه اساسا هميشه در نقطه‌ي با سيم خاردار متصل به الكتريسيته روبه‌رو بوده است كه درجا شوك مي‌داده يا با خط قرمزي كه از دوررها خودش را به رخ مي‌كشيده است.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

توسلي درباره‌ي خط قرمزهاي موجود در ادبيات فمينيستي عنوان كرد: در كل ادبيات و هنر ما در شرق و بالاخص در ايران، چه به دليل ساختار سنتي/اجتماعي و چه به دليل ساختار ديني/مذهبي همه گونه خط قرمز وجود داشته و دارد. از حضور صداي زن گرفته در هر ژانر هنري يا حضور توصيف فيزيك بدن زن و حتا توصيف احساسات دروني و عشقي و جنسي و... زن همه‌ي اين‌ها در كادر خاصي بايد توصيف شوند؛ چون هنوز ما به تابوهايي باور داريم.
آنچه درك من از ادبيات فمينيستي است، با آنچه ادبيات جنسي خوانده مي‌شود، متفاوت است.
وي با اعتقاد بر اين كه در ادبيات ما هنوز كسي به صورت جدي وارد حوزه زنانه نويسي نشده است، گفت: به همين دليل هم برخي نويسندگان مي‌گويند نوشتن نوشتن است و زن و مرد ندارد كه من مي‌گويم دارد؛ با «ادبيات فمينيستي» تفاوت بسيار بسيار زياد دارد. «زنانه نويسي» كه اساسا ژانر بسيار متفاوت از ديگر ژانرهاي ادبي است، دقيقا به وسيله زنان و حتا مرداني نوشته مي‌شود كه زن و مرد را دو موجود برابر و يگانه‌ در خلقت و هستي مي‌دانند كه تفاوت‌هايشان تنها تفاوت‌هاي جنسي (زيست شناختي) است و نه جنسيتي. يعني جنسيت آن‌ها (آنچه كه شرايط اجتماعي/سياسي/فرهنگي/اقتصادي/و... آنان را ساخته كه اين شرايط هم متاسفانه شرايطي تحميلي از سوي نظام مرد ـ پدر سالارانه و ساخته شده در همان چهارچوب بوده است و موجب پديد آمدن تفاوت‌ها و تمايزهاي همراه با ارزش‌گذاري‌هاي ويژه نمي‌شود.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/13231

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'ناهيد توسلي: ادبيات و هنر به‌دليل حاكميت جنس مرد در تيول مردان بوده است، ايسنا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016