خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
بهمن قبادي ، كارگردان سينماي ايران طي نامهاي به وزير”آموزش وپرورش ”خواستار اين شد كه، نمايش فيلم و آموزش فرهنگي از طريق سينما، در نظام آموزشي كشور، صاحب كتاب و واحد درسي شود.
وي در اين نامه كه نسخهاي از آن را در اختيار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قرار داد آورده است :
«جناب آقاي حاجي، وزير محترمآموزش وپرورش
چند روزي است كه نمايش آخرين فيلم ”لاك پشتها هم پرواز ميكنند” آغاز شده است. طي روزهايي كه در تكاپوي
آماده سازي و نمايش عمومي فيلمم بودم، و همچنين در همين مدت كوتاه كه از اكران فيلم ميگذرد، اين دغدغه كه چرا امكان تماشاي گسترده اين فيلم و بسياري ديگر از آثار متفاوت يا معمول سينماي كودك و نوجوان، براي دانش آموزان فراهم نيست، ذهنم را به خود مشغول كرده است. اين يادداشت درخواستي براي حمايت آن سازمان به فيلم اينجانب نيست، شايد تا زمانيكه اين نامه را مطالعه كنيد، فيلم را از اكران برداشته باشند. صرفا اكران اين فيلم، بهانهاي براي نوشتن اين نامه شد.
اين كارگردان در ادامه اين نامه آورده است:
«جناب وزير!
بيش از يك دهه است كه به طور جدي در عرصه ساخت فيلم كوتاه و بلند فعال هستم. در اين مدت، موضوع بسياري از آثار كوتاه و بلندم درباره كودكان و نوجوانان بوده است. به واسطه همين ويژگي آثارم، همواره با كودكان و نوجوانان سرزمينم ارتباطي نزديك داشتهايم و در عين حال فراموش نميكنم كه خود نيز، زماني كودك و سپس نوجوان بودهام. به ياد ميآورم دو دهه پيش، من و بسياري از هم سالانم از درس و مدرسه گريزان و فراري بوديم و امروز در عصر تكنولوژي و آغاز هزار سوم، هنوز هم از فضاي مدرسه ميترسم. حالتي كه همچنان در حضور گاه و بيگاهم در مدارس براي انتخاب بازيگر، همان نگاه و حالت را در چهره بسياري از بچهها ميبينم. بسيار تاسف انگيز و بيش از آن، نگران كننده است كه مي بينم در فضاي آموزشي و در چهرههاي دوست داشتني و معصوم دانش آموزان، كمتر اثري از شادابي و نشاط، ناشي از حضور در مدرسه و انگيزه و ميل كافي براي درس خواندن ديده ميشود. اين بي ميلي در شهرهاي كوچك و محروم، بيش از شهرهاي بزرگ و داراي امكانات رخ مينمايد. گويي كه دانش آموزان نقاط محروم اين سرزمين بزرگ، پويا و پر از استعداد، از پيش به سرنوشت خود ميانديشند، كه در آن هيچ اتفاق جدي در مسير به پايان رساندن تحصيل شان رخ نخواهد داد.
آقاي وزير آموزش و پرورش!
تغيير اساسي در شيوههاي نظام آموزش و پرورش كشور، بايد يكي از جدي ترين دغدغههاي شما و همكارانتان در حوزه مسئوليتشان باشد. اما فراموش نكنيد كه تغييراتي در سطح فرم و قالب كتابهاي درسي، فقط كوششي ابتدايي و تنها در لايههاي ظاهري است. آنچه بيش از هر چيز ديگري اهميت دارد، افزايش شوق و ميل دروني دانش آموزان براي حضور هرچه بيشتر در مدرسه و فضاي آموزشي است. رويكرد نظام آموزش و پرورش جهان، بر خلاف ما، بر پايه ترس از ناظم و مدير، سيستم خشك و رسمي و روش تعليم سربازخانهاي نيست. ايجاد فضاي مفرح، متفاوت و اشتياق برانگيز، بستر مناسب يك آموزش غير رسمي اما موثر و پايدار را فراهم ميآورد. اين روش سالهاي متمادي است ،كه در بسياري از كشورهاي جهان، مرحله آزمون و خطا را پشت سر گذاشته و به تجربهاي جدي و عملي تبديل شده است.
به گزارش ايسنا بهمن قبادي در ادامه اين نامه، آورده است:
آقاي حاجي!
طي قرني كه گذشت، سينما و تلويزيون، اثر گذارترين وسيله ارتباطي با مخاطبان بودهاند، چه اين مخاطبان بزرگسال بوده باشند و چه كودك و نوجوان. قطعا در قرني كه پيش رو داريم، روند اين حضور و اثر گذاري سيري باز هم صعودي را خواهد پيمود.
پيشنهاد ميكنم از فرصت استفاده كنيد و افتخار فرهنگي اجراي يك طرح متفاوت در حوزه مسئووليتتان را به خود اختصاص دهيد. طرحي كه طي آن، سالنهاي نمايش فيلمي را در سراسر كشور، بخصوص در شهرهاي كوچك و محروم بسازيد كه متعلق به آموزش و پرورش باشد. در اين سالنها براي كودكان و نوجوان اين سرزمين پر از استعداد، دو يا سه بار در هفته فيلمهاي متفاوتي به نمايش بگذاريد. فيلمهايي كه شعار ندهند، چيزي را به مخاطب كودك و نوجوان خود تحميل نكنند و خلاصه به غير مستقيم ترين شكل ممكن، پيام اخلاقي، فرهنگي و آموزشي خود را با تماشاگران كوچك ،اما با هوش خود در ميان بگذارند. قطعا تاثير تماشاي چنين آثاري، از خواندن دهها صفحه كتاب، شنيدن سخنرانيهاي نه چندان مفيد در صفهاي كلاسها و نظاير آن، بسيار بيشتر خواهد بود.
اگر كودكان و نوجوانانمان برايمان اهميت دارند، كه دارند، و اگر اعتقاد داريم كشورمان سرزميني متفاوت، پر از استعداد و منشا اتفاقات شگفت انگيز و بزرگ است، كه حتما معتقديم، بياييد اولين وزيري باشيد كه اين طرح در نظام آموزشي كشورش اجرا ميشود.
حتما ميدانيد كه ما جزو كشورهاي مطرح و «صاحب سينما» هستيم. پس بگذاريد عنوان «صاحب سينما» بودن ما، در چنين عرصه خطيري، يعني نظام آموزش كشور، حضوري شايسته و موثر داشته باشد. اجازه بدهيد نمايش فيلم و آموزش فرهنگي از طريق سينما، در نظام آموزشي كشور صاحب كتاب و واحد درسي باشد. به شما قول ميدهم تاثير شگفت انگيز اين آموزش غير مستقيم و مفرح در چهره هاي دانش آموزان و نگرش فرهنگي اجتماعي آنها همه را به وجد خواهد آورد.
دربخش پاياني نامه آمده است :
آقاي وزير!
هنگامي كه سالنهاي كوچك سينماي متعلق به آموزش و پرورش، در كنار ساختمان مدارس و همانند آن، ساخته و اداره شوند، آن گاه درخواهيد يافت با چه خلاي در زمينه فيلمهاي خاص گروههاي سني دانش آموزي مواجهيد و اين، نويدي خواهد بود كه به طور جدي، بخشي از بودجههاي كمك آموزشي وزارت متبوعتان را به توليد آثار كودك و نوجوان اختصاص دهيد و درست در اين لحظه، همكارانتان به همان اندازه كه نگران طراحي، آماده سازي و چاپ ميليونها كتاب درسي هستند، نگران توليد كتابهايي تصويري براي كلاسهاي نمايش فيلم خواهند بود، كتابهاي كه تنها چند نسخه از آن، با چند ميليون نمونه مكتوب خود برابري ميكند.