خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
يك داستاننويس گفت: نويسنده بايد از جنسيت خود فراتر رود؛ نه اين كه در چارچوب جنسيت خويش بماند.
ناتاشا اميري ـ در ادامه گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) عنوان كرد: با لحن زنانه يا ادبيات زنانه مخالفم؛ زيرا اولا اين مهم است كه يك زن بتواند احساسات يك مرد را به خوبي ترسيم كند و در مقابل يك مرد نيز بتواند يك زن را خيلي خوب تصوير كند. بنابراين دليلي ندارد كه ادبيات را به زنانه يا مردانه دستهبندي كنيم.
وي همچنين با رد مساله فمينيسم افزود: زماني كه واكنشي عليه مردان يا سيستم مردسالارانه صورت ميگيرد، خيلي از زنان در برابر اين امر كمبودي حس كرده و تصور ميكنند حقشان پايمال شده و در جامعه خيلي از امكانات را مردان دارند و آنها ندارند، اما زماني كه به صورت معقولتري با قضايا برخورد كنيم، فمينيسم مردود شناخته ميشود.
وي يادآوري كرد: خودم در زندگيام هرگز خود را كمتر از يك مرد نديدم؛ ولي اگر خود را كمتر از يك مرد ببينم اين مساله خواه ناخواه به وجود ميآيد. به اين دليل با نفس قضيه فمينيسم تا حد زيادي مخالفم. اين كه زنان به خودباوري رسيده و خود را پيدا كنند نشان دهنده اين است كه اينك اين طور نيستند. اين جريانات جرياناتي مقطعي هستند و اگر چنانچه كمبودي نسبت به زنان وجود داشته باشد يا زنان اين امر را حس كنند، خود زنان در درجه اول مقصر هستند كه نميخواهند از وضعيتي كه دارند فراتر روند چنان چه آنها ديدگاه خود را تغيير دهند خود به خود اين جريان از بين خواهد رفت.
اين داستاننويس درباره وظيفه ادبياتي كه در درون يا بر بستر هستي زنانه شكل ميگيرد، تصريح كرد: كلا به ادبيات مردانه يا زنانه اعتقاد چنداني ندارم، ما فقط ادبيات داريم، ما نويسنده مرد يا زن نداريم، نويسنده داريم. اين مباحث چندين سال است كه بسيار عنوان ميشود، زيرا پيشينه ادبيات داستاني در كشور ما صد و چند سال است؛ مگر در صد سال گذشته مردم ما چقدر سواد داشتند كه كتاب بنويسند؟ اول هم مردان رو آوردند بعد كم كم زنها آن چهارچوبهايي را كه در آن اسير بودند را شكسته و شروع به نوشتن داستان كردند. درنتيجه در كشور ما مطرح شده كه ادبيات زنانه به وجود آمده است، زيرا در سالهاي اخير است كه زنان بيشتر به نوشتن رو آوردهاند.
اميري با بيان اين مطلب كه زنان از ديدگاه خاص خود مينويسند، ادامه داد: حتا مسالهاي تحت عنوان لحن زنانه را مطرح كردند كه من به اين قضيه هم اعتقاد ندارم، اعتقاد دارم ديدگاه و نظرگاه زنانه وجود دارد و مردان ما هم بسيار تشنه هستند كه بدانند مكنونات قلبي يك زن چيست و چه انديشههايي دارند نويسندهيي كه داستاني را مينويسد، ممكن است چندين شخصيت مرد داشته باشد؛ مطمئنا لحن آن مردان را بايد دربياورند يا اگر شخصيت زن دارد بايد شخصيت آنها را درآورد اين بستگي به موضوع انتخابي نويسنده دارد؛ ربطي به زن بودن را مرد بودنش ندارد.
نگارنده داستان هولا ... هولا با رد عاملي براي مقابله براي ظهور هستي زنانه در داستان معاصر گفت: ممكن است وزارت ارشاد مقداري روي صحنههاي اروتيكي كه زنها مينويسند حساسيت بيشتري به خرج دهد، ولي اين مشكل آنهاست؛ نه مشكل من. در مقام يك نويسنده، چيزي را كه بخواهم مينويسم اين كه بعضي از زنها هم نميخواهند بنويسند به مشكلات شخصيتي آنان باز ميگردد.
وي دربارهي خطوط قرمز در ادبيات فمينيستي عنوان كرد: اين خطوط قرمز به خود نويسنده بازميگردد و تصور نميكنم اين محدوديت به شكل عام وجود داشته باشد. نويسنده در درجه اول بايد جسور باشد. اگر اين ويژگي را نداشته باشد؛ بايد در نويسنده بودنش شك كرد، اما مسائلي هم وجود دارد كه ممكن است خودسانسوري كنيم كه اين نيز بخشي از كار ما ميشود؛ ولي اين كه خط قرمزهايي به صورت حتمي و كلي وجود داشته باشد، اعتقاد ندارم.
اميري يادآوري كرد: آنچه در ما نيست فمينيستها وجود دارد، شكستن اين خط قرمزها است؛ نه ايجاد كردن آنها. اين خط قرمزها به جنسيت ربطي ندارد.