فراز و فرود کلام شاملو با همراهی نت نوشته های شهبازيان، می بردت تا سپيده دم خونين کاشفان فروتن شوکران! شعبده بازان لبخند در شب کلاه درد!
درنيمه دومين ماه از فصل تموز، امرداد گرم رودرروی فريدون شهبازيان در استوديو مهر می نشينم و برای اولين بار با او از بامداد می گوييم، از کاشفان فروتن شوکران! و نيز وضعيت امروز موسيقی دراين ملک! لازم به يادآوری است که اين گفت وگو درچهارمين سالگرد کوچ بامداد صورت گرفته، لاجرم حال و هوايی بامدادی دارد!
\ مايلم بی هيچ مقدمه چينی، از شاملو بگوييد و از سابقه آشنايی با او؟
> گفتن از شاملو، از احمد شاملو، شاعر بزرگ ايران که اکنون درميان ما نيست، هم سخت است و هم برای من غم انگيز! من با اين مرد بزرگ سال ها زندگی کردم، شايد ملاقات های ما انبوه نبوده باشد و زياد تکرار نشد، شايد بين بيست يا سی بار همديگر را ملاقات کرديم، اما هميشه در ذهن من، در زندگی من و در کارهای من نمود داشته است.
\ و سابقه آشنايی با شاملو و صدای او؟
> سال های دهه،۴۰ سال هايی بود که من با آثار شاملو و صدای او آشنا شدم. درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع به کار من با اين مردبزرگ بود. از شاعرهمه دوران ايران، حافظ شروع کرديم و بعد شاعر بزرگ ديگر ايران، مولوی. روی اشعاری که آقای شاملو نوشته بودند، من موسيقی نوشتم. اولين کار، حافظ بود و دومين کار مولانا. البته، ايشان خودنسبت به مولانا خيلی سمپاتی داشتند و او را خيلی می پسنديد ولی مجموع کارهايی که با ايشان کردم و آخرينش، پيش از کاشفان، خيام بود، ايشان را بسيارخشنودکرد.
\ و نحوه اين تعامل؟
> آقای شاملو، شعرها را می خواندند، دراختيار من قرارمی گرفت و من روی آن شعرها موسيقی می نوشتم.
\ يعنی در ابتدا، ملاقات و ديداری با شاملو صورت نمی گرفت...
> البته دراوايل من ايشان را ملاقات نمی کردم، فقط شعرها به دستم می رسيد و کاردومی که انجام دادم، يعنی مولانا، بعد از اين کار، اولين ملاقات من با اين شاعر بزرگ ايران صورت گرفت.
\ نخستين ديدار با بامداد! مايلم از حال و هوای اين نخست ديدار بيشتر بگوييد.
> يادم می آيد با احمدرضا احمدی شاعر، به منزل شاملو رفتيم، در سيدخندان. واردشدم و در وهله اول موسيقی کلاسيک به گوش رسيد، اثری از «ويددی» به نام «ريکوئم» که شاملو بسيار به آن علاقه داشت. صدای موسيقی با خوانندگان و گروه کر شنيده می شد. واردشدم و اولين آشنايی ما صورت گرفت و اولين حرفی که شاملو به من زد درباره مولانا بود. درباره نوار غزليات او که من موسيقی آن را نوشته بودم و آقای شاملو هم شعرها را خوانده بودند.
ايشان از لحظاتی ازموسيقی که سماع گونه نوشته شده بود و حالت سماع و رقص داشت، خوشحال بودند و می گفتند که بارها همراه با موسيقی به هيجان آمدند و بسيار لذت برده اند از شنيدن اين کار.
\ و کارخيام شروع می شود. کاری که درآن از موسيقی آوازی بهره گرفته ايد...
> البته دراين بين آقای شاملو، شعرهای «نيما» را خواندند و موسيقيدان های ديگر کارکردند و رسيد نوبت به خيام. من با مشورت احمدرضا احمدی و خود آقای شاملو تصميم گرفتم که درخيام، از موسيقی آوازی استفاده کنم؛ چرا که رباعيات خيام، شايد بشود گفت در شعر قديم ايران از معدود شعرهايی است که آوازگونه نوشته شده، فکرشده و ريتم آوازی خوب عجين و چفت می شود. من موسيقی را نوشتم و ازمحمدرضا شجريان هم دعوت کرديم و آن را خواند.
\ و البته استفاده زيادی از موسيقی بی کلام در اين اثر شده است، دراين موسيقی بی کلام نيز زوايای پژواک صدای بامداد همچنان شنيده می شود!
> بله به دليل اين که تعداد بسياری از شعرهای خيام را آقای شاملو خوانده بودند و ما نتوانستيم جز ازمعدود آنها استفاده کنيم! بقيه کار با موسيقی بی کلام همان آوازها ميکس شد و در دسترس قرارگرفت...
\ و می رسيم به سال های دهه۵۰! از ابتدا بگوييد که ايده «کاشفان فروتن شوکران» چگونه شکل گرفت و به مرحله اجرارسيد؟
> درسال های آخر دهه،۵۰ ما تصميم گرفتيم، «کاشفان...» را کارکنيم. شرکت ابتکار که مبتکر انتشار اين نوار بود ازمن دعوت کرد که با شعرهای کاشفان آقای شاملو، همگون شوم و برای آنها موسيقی بنويسم. خوشبختانه دراين مرحله هنگام ضبط اشعار خودم حضور داشتم و اولين باری بود که در استوديو در کنار آقای شاملو بودم و ايشان شعر می خواندند.
\ و آنچه دراين شعرخوانی ها بيش از هرچيز مدنظربود؟
> آنچه بيشتر موردنظر بود دراين شعرخوانی ها، آهنگ صدای احمدشاملو است که منحصر به فرد است. و شايد تعجب کنيد اگر به شما بگويم که با کلامش، حتی می تواند نت های موسيقی را به ذهن متبادرکند و کسی که موسيقيدان باشد به ملودی ها و فواصل موسيقی دست می يابد که برخورداری دارد از کلام آقای شاملو!
\ و کار ضبط کاشفان...
> دردهه،۶۰ شعرهای کاشفان را ضبط کرديم و من موسيقی آن را آماده کردم.
\ «... می خواهم يادداشتم را با تقديم سپاس های عميق خود به فريدون شهبازيان به آخر برم... جز آن که اين مجموعه را تقديم خود او کنم چگونه می توانم به او بگويم که چقدر موسيقی درخشانش را دوست می دارم؟»
حال و هوای قطعاتی که گاه به شدت با يکديگر متفاوتند، به قول بامداد قطعه ای ازاندوه عميق حکايت می کند، قطعه ای روايتگر حماسه اعتقاد و ايمان است و قطعه ديگر به تلخی و حسرت ازمرگی بيهوده سخن می گويد، مرگی که شجاعانه هست اما نه محصول اقدامی حماسی... روند شکل گيری اين قطعات خصوصاً يک دستی تمی که دراين اثر حفظ شده است، چه سيری و چه تکوين و تحولی را پيموده؟
> زمانی که اين کارمی خواست ميکس شود، با مشورت ايشان، حالت هايی که برای موسيقی درنظر گرفته شده بود را بيان کردم و حتی به دليل آن موردی که درمقدمه کاشفان، آقای شاملو در جلد نواريادداشت کردند که بعدها درنسخه های بعدی انتشارکاست، استفاده ای از نوشته نشد و من مقداری از آن را درکاشفان۲ آوردم، ازنظر من خوششان آمد، استقبال کردند که من بتوانم حالت موسيقی را عوض کنم و همانجا هم عنوان کردم که به خاطر حالات مختلف شعر، حالات حماسی، عاشقانه و...
من هم سعی کردم درموسيقی ازمدهای مختلف، گام های مختلف استفاده کنم تا با کلام ايشان عجين شود و بتواند جوابگو باشد.
\ دوست دارم که بيشتر وارد اين ماجرا شويم. هم آوايی و هارمونی خارق العاده آثار شما با شعر و صدای سحرآميز احمدشاملو، چيزی نيست که بتوان به سادگی ازکنار آن گذشت! همگی به ياد داريم جاودانه های بيات را دراشعار مارگوت بيکل يا آثار درخشان عليزاده، فخرالدينی و نيز موسيقی های اشعار لورکا، ترانه های ميهن تلخ و ماوت هاوزن ريستوس، اشعار لنگستون هيوز و... اما هم آوايی موسيقی شما با شعر و کلام شاملو، چه درخيام، چه درکاشفان ۱و۲ و چه حافظ و مولوی چيزی ديگر است! چه حادثه يا چه اتفاق درونی در شما رخ داد که اينگونه به روح کلام بامداد نزديک شديد؟!... آشنايی با ادبيات، تاريخ و يا...؟
> از نظر تاريخی و از نظر ادبی، بايد به شما بگويم با ادبيات ايران آشنا هستم.
شعر را خوب می شناسم و اين سيرتحول شعر ايران از شعر قديم به شعر جديد را سالها مطالعه کرده ام.
سال ها درکنار آقای ابتهاج، شاعر بزرگ ايران حضورداشتم، با هم دريک مجموعه موسيقايی در راديو و در برنامه گل های تازه و آن برنامه گلچين هفته. من درکنار آقای ابتهاج، آشنايی با شعر را برای خودم کامل کردم و قبلاً هم بسيار مطالعه کرده بودم.
لازم است اين نکته را بگويم در سال های دهه۵۰ که آقای ابتهاج مديرموسيقی راديو بودند و من به عنوان مسؤول موسيقی برنامه ها درکنار ايشان بودم، خيلی چيز يادگرفتم. لازم است ازمرد بزرگ ديگری نام ببرم که درکنار آقای ابتهاج آنجا حضورداشتند، روانشاد فريدون مشيری، که ايشان هم از دوستان خوب آقای ابتهاج بودند و هميشه در راديو کنار ايشان بودند.
\ و دو اثری که شما برای اشعار سايه (هوشنگ ابتهاج) و فريدون مشيری نوشته ايد...
> اين دو اثر جزو برنامه های گل های تازه از راديو پخش شده است. با نام «انديشه ميان دوجام» و «پرکن پياله را»، شعرفريدون مشيری با صدای محمدرضا شجريان و با نام «گريز» شعر هوشنگ ابتهاج با صدای نادرگلچين.
اين دو اثر محصول سالهايی است که من درکنار دو شاعر بزرگ دراين مملکت حضور داشتم و درواقع فيض می بردم از حضور آنها!
\ و برمی گرديم به نوع تعامل و هم آوايی شما با شعر شاملو، با پژواک صدای او!
> يک نکته را به شما گفتم، گفتم که در شعر ايشان، کلام و آهنگ کلام کاملاً موسيقايی هست. يعنی پستی بلندی ها، سايه روشن ها، شدت ها، کوتاهی ها، سکون ها، پاراگراف ها، نقطه ها، ويرگول ها، تمام اينها در شعر شاملوی بزرگ نمودار است.
شايد هيچ شاعری در ايران ما نداشته باشيم که مثل آقای شاملو بتواند شعر را بيان کند.
\ و پژواک کلامش در فراز و نشيب های شعر و کلمه! سيال، غلتان!...
> جالب است برايتان بگويم که در فراز و نشيب های شعرهم، گفتار آقای شاملو، الهام بخش است و من اگر اين توفيق نصيبم شده باشد که موسيقی خوبی برای کارهای ايشان فراهم کرده باشم، سعادت نصيبم شده، به خودم می بالم که چنين اتفاقی افتاده و طبيعی است وقتی چنين تأثيری شعر وبيان يک نفر، برروی يک آهنگساز بگذارد، مسلماً بايد کار درست و موجه جلوه کند و من توانستم با بهره گيری از شعر ايشان و آشنايی با ادبيات ايران چنين اثری را بنويسم و منتشرکنم.
\ می خواهم پيش برويم، اما حال که رودرروی آهنگساز کاشفان فروتن، خيام وحافظ نشسته ام، پرسش پيشينم را نمی توانم باز وانکاوم! تم واحد! و اين زنجير مستحکم که پيوستگی کار شما را حفظ می کند... خلق موسيقی ، نزديک به عظمت شعر وکلام بامداد...
> نمی توان اين مسأله راتوضيح داد همانطور که شعر شاملو گاه ازحماسه می گويد، گاه از اميد، گاه از غم، گاهی ازنااميدی ويأس و... و همه پديده های اجتماعی را بيان می کند، واقعاً سخت است گفتنش! الهام می شود... به نظر من به ذهن من الهام شد، يعنی من فکر کردم، اين شعر بايد، اين موسيقی را داشته باشد. يک تم واحد برای يک موسيقی انتخاب کردن، کار هر آهنگسازی هست، هر آهنگسازی وقتی يک مجموعه را می نويسد، سعی می کند از يک تم، دوتم، استفاده کند تا درهمه مجموعه جريان داشته باشد. حرکت ارکستراسيون وهارمونی است که اين تبديل هارا انجام می دهد.شما با يک تم موسيقی می توانيد هم اميد را بيان کنيد، هم غم را و هم شادی را. با يک تم واحد!
چرا که ارکستراسيون، سازبندی و هنر نوشتن موسيقی، اين اجازه را به آهنگساز می دهد که اينگونه بيان کند. من اين قدرت را داشتم که اينگونه بيان کنم ، خوشبختانه! و توانستم تمام پديده ها واحساسهای مختلف شعر شاملو را با موسيقی بيان کنم.
\ از کاشفان ۲ گفتيد.ايده انتشار کاشفان ۲ پس از استقبال بی نظير از کاشفان ۱ از کجا سرچشمه گرفت وکلاً روند توليد اين اثر چگونه بود؟
> در موردکاشفان ۲ ، لازم است بگويم، زمانی که کاشفان ۱ منتشر شد سالها طول کشيد تا اين کار به ميان مردم برود، به فروش برسد وهمه بشنوند. خب، ازشهرت بسيار خوبی برخوردار شد، حتی درخارج ازکشور هم بسيار مورد توجه قرار گرفت.
شعرهايی که آقای شاملو در کاشفان ۱ خوانده بودند را ما استفاده کرديم، حدود هشت يا ده تا شعر باقی ماند، از کاشفان۱ پيش من به امانت باقی مانده بود.من در آن سال ها پيش خودم تصميم گرفتم، شعرها را با موسيقی ميکس کنم و همين طور بگذارم تا آقای شاملو بشنوند.
با يکی از موسيقی های خودم ميکس کردم، برای ايشان گذاشتم، ايشان پسنديدند و به من گفتند اگر دوست داشته باشی، ما می توانيم کاشفان ۲ را هم منتشر کنيم، من استقبال کردم ولی خب متأسفانه همه شعرها در اختيارم نبود. چون به همين تعدادشعر نيازداشتيم برای تکميل زمان يک نوار و باور کنيد زمانی که ايشان اين را به من گفتند، سالهای ۶۸ ، ۶۹ يا ۷۰ بود و من هرگز اين فرصت را پيدا نکردم که بتوانم ايشان را به استوديو بياورم وشعرهای تازه تری برای من بخوانند.
\ و کی بايد در انتظار کاشفان ۳ باشيم! و کاشفان ۴ و ۵ و...
> عرض کنم برای کاشفان های ديگری، اگر قرار باشد منتشر شود، در همان نواری که در اختيار من هست يک مجموعه ديگر شعر وجود دارد که اگر عمری بود وتوانستيم کاری برايش کنيم، منتشر خواهدشد.