خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
- 15 آبان ماه 1382 ( مصادف با چنين روزي) فيلمبرداري «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» دركردستان عراق آغاز شد. (8 ماه بعد از آغاز جنگ آمريكا برعليه عراق)
- آبان ماه 1382 اين خبر منتشر شد: «دو فيلم كوتاه، كه بخش اعظمي از آن به موسيقي كردي خواهد پرداخت و بخش ديگر آن به وضعيت كودكان و زنان عراق بعد از جنگ، فيلمهاي جديد بهمن قبادي است».
اما، بهمن قبادي، در گفتوگويي تفصيلي همزمان با اكران فيلمش كه با خبرنگار هنري ايسنا دارد، ميگويد: اين خبرها را با توجه به شرايط عراق كار ميكرديم، اخباري در مورد فيلمي كه موسيقي كردي، عربي را بررسي ميكند و در حقيقت با اين اخبار ميخواستيم، رد گم كنيم. چون اوضاع و شرايط در آنجا خيلي خطرناك بود، مادر آن شرايط سي نفر باديگارد داشتيم، كه كردهاي عراق آنها را در اختيار ما گذاشته بودند و تحت مراقبت آنها بوديم. به هر حال اگر اين نوع بازيهاي خبري را در عراق نداشتيم، احتمال هر اتفاقي بود، كه خوشبختانه نيفتاد. البته بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه در ابتدا قرار نبود فيلم بلند بسازم بلكه دو سوژه داشتم كه قرار شده بود، دو فيلم كوتاه كار كنم و در نهايت با توجه به شرايط تصميم گرفتم. دوطرح كوتاهم را تبديل به يك فيلم سينمائي كنم( پيشگويي درباره جنگ ـ وضعيت كودكان و زنان بعد از جنگ)
«بنابراين گزارش داستان فيلم «لاك پشتها هم پرواز ميكنند» دو داستان مختلف را روايت ميكند، يك داستان، مردمان سرگردان عراق كه چند روز مانده به شروع جنگ آمريكاو عراق، به دنبال دريافت جديدترين اخبار جنگ هستند و دركنار آن مادري 14 ساله به نام «آگرين» كه قصد خودكشي دارد».
بهمن قبادي، درباره اين نوع روايت گفت: ميخواستم شيوه نگارش ،فيلمنامه اين فيلم متفاوت باشد، به همين دليل فيلم داستان سرراستي را دنبال نميكند و دو داستان را در كنار هم ميبينيم، كه البته داستان اصلي فيلم روايت مادري چهارده سالهاي به نام «آگرين» كه دقيقه 45 فيلم مشخص ميشود. به هر حال اين فيلم يك لايه طنز و تراژيك دارد و فردي به نام «ساتالايت» وجوددارد كه دو داستان فيلم را به هم مربوط ميكند.
اين كارگردان در ادامه تاكيد كرد: اين فيلم بازي بين طنز و تراژدي و معتقد است: اصلا فيلم به شدت تلخي نيست و حتما فيلم بعديام هم همين طور خواهد بود.
بهمن قبادي گفت: تماشاچي امروز قصه ميخواهد و بايد او را دچار حيرت كرد. اگر تماشاچي يك مقدار شگفتزده نشود، حتما فيلم ضرر خواهد كرد. چون معتقدم در سينماي جهان هر سال شايد 50 فيلم ساخته شود كه شبيه هم هستند.
كارگردان «آوازهاي سرزمين مادريام» در پاسخ به سوالي ،اتهام فيلمسازي براي جشنوارهها را رد كرد و به ايسنا گفت: من براي جشنواره فيلم نميسازم، بلكه فيلم را براي مردم ميسازم و در فيلمهايم تنها ده درصد به دغدغههاي شخصيام فكر ميكنم ، چون نميتوانم با سرمايه 200، 300 ميليوني در يك فيلم، مسائل شخصيام را مطرح كنم و اگر قصد مطرح كردن مسائل شخصيام را داشته باشم، مطمئن باشيد به سراغ رمان نويسي، و داستان نويسي ميروم، نه اينكه در سينما كه يك بحث بزرگ صنعتي است، قصد داشته باشم، مسائل شخصي را مطرح كنم.
وي در ادامه تصريح كرد: البته من نميخواهم واژه سينما ـ صنعت را بكار ببرم، بلكه بهتر ميدانم از واژه سينما ـ مردم استفاده كنم،بنابراين فيلم را براي مردم ميسازم و سعي ميكنم كه در آن انرژي باشد، چون آدمهائي امروزي به يك انرژي نياز دارند.
بهمن قبادي تاكيد كرد فيلم «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» را براي مخاطب عام ساخته است و گفت: مخاطب عامي كه امروزه فهيم و با درك بالاي بصري است. اما با تمام تلاش براي ساخت اين نوع فيلم، هماكنون محكوم هستم كه فيلم را در سه سينماو بصورت خاصي به نمايش بگذارم ،اما درعين حال خوشحال هستم، يك فيلم با كيفيت خوب از سينماي ايران به فستيوالها و پخش گسترده جهاني عرضه ميشود.
اين كارگردان مهمترين عنصر فيلم را پخش آن دانست و تصريح كرد: در سينماي ايران مقوله پخش به شكل فني و تخصصي تعريف نشده است ،بنابراين بايد يك سازماني به عنوان پخش ملي فيلم درست شود، تا فيلمها بدرستي تبليغ شوند، نه اين كه من كارگردان بخواهم بر سر تك تك كپيهاي فيلم در لابراتوار حضور داشته باشم و پوستر فيلم، مواد فني را نظارت كنم تاآنچه مي خواهم بدرستي منعكس شود، پس من كي وقت خواهم كرد، فيلم بعديام را بسازم.
وي معتقد است، سينماي ايران، سينماي تخصصي نيست و تصريح كرد: بنابراين سينماي ايران بايد رنگ و رويش را عوض كند، اماكمتر گامي در اين زمينه برداشته ميشويد. مويد آن لابراتوارهاي فرسوده و استوديوهاي صدا و تجهيزات چنددهه گذشته است، به هر حال ما فيلم را براي چي ميسازيم؟! براي اين كه دركشور خودمان به نمايش درآيد. البته دغدغه معاونت سينمائي بحث بروز كردن تجهيزات است، اما بايد يك دغدغه ملي و همهگير در ميان اهالي و مسؤولين سينمائي باشد ، نه اينكه دغدغه فردي ياگروهي خاص باشد.
بهمن قبادي در ادامه، درباره نوع و شرايط خاص فيلمبرداري در آن منطقه و نحوه بازي گرفتن از بازيگرانش گفت: من با اين قشر آدمها زندگي كردم و دركردستان ايران كه چيزي شبيه كردستان عراق است، حضور داشتم و هميشه معتقدم ،آدمهايي كه در فيلمهايم حضور دارند، بدون آنكه بدانند (به شكل غيرمستقيم) از آنها ايده ميگيرم.
وي در ادامه تصريح كرد:18 سال است كه در عرصه فيلم كوتاه و بلند كار ميكنم و از سال 66 كه اولين فيلم كوتاهم را ساختم به خاطر بيپولي هميشه به دنبال آدمهاي آماتور بودم، چون با آماتور خيلي راحتتر كار ميكنم، البته ارتباط گيري با بچهها در اين فيلم سخت نبود، بلكه شرايط ديگر فيلم كه بايد 8 هزار نفر را آماده ميكردم و در يك روز خاص دو هليكوپترامريكائي ميآمدند و فقط هم يك ساعت ميامدند و ديگر اين اتفاق تكرار نميشد، شرايط را سخت ميكرد.
اين كارگردان درباره انتخاب كودكان اين فيلم گفت: دو تا سه ماه قبل از فيلمبرداري 4 گروه شديم وهركدام يك دوربين به دست و مقر اصلي ما اربيل بود و سرتاسر مناطق عراق را گشتيم تا به اين كودكان رسيديم و هر كدام از اين بچهها را در يك نقطه از عراق پيدا كرديم.
بهمن قبادي ، درباره پيگيري وضعيت كودكان فيلمش بعد از اتمام فيلمبرداري،نيز گفت: درهر فيلمي كه ساختم يك آدم «باهوش» را پيدا ميكنم، مثلا در «زماني براي مستي اسبها» «ايوب» از همه با هوش تر بود. بنابراين در فيلم دوم تا سوم من دستياري كرد و الان كمكم ميخواهد خودش يك فيلم بلند بسازد و در فيلم اخير «ساتالايت»از همه باهوشتر بود و قطعا با اتمام درسش، اولين كلاس فيلمسازي كه بگذارم، جزء كساني خواهد بود كه دعوتش ميكنم.
وي در ادامه تصريح كرد: بچه كودك نابيناي فيلم، بواسطه اين فيلم شرايطي برايش فراهم شد،كه بينايي خود را بدست آورد و تحت معالجه قرار گرفت وحتي در فيلم يك كارگردان فرانسوي هم بازي كرد و به نوعي بازيگران كودك فيلم حقوق ماهيانه تا آخر عمر از دولت بارزاني دريافت خواهند كرد.
به گزارش ايسنا كارگردان «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» درباره سينماي قومي تصريح كرد:بايد دقت كرد كه حرف فيلم چي ست؟ آيا با تمام مردم دنيا ارتباط برقرار ميكند؟ و در حين حال من هميشه گفتم كه به همان اندازه كه تنوع قوكي در سرزمين ما ايران هست، ما ميتوانيم تنوع فيلمساز داشته باشيم و هركس از منطقه خودش فيلم بسازد.
وي درباره عنوان «فيلم مشترك عراق و ايران » در پايان تيتراژ فيلم نيز گفت: تهيه كننده اين فيلم خودم هستم، اما چون تمام لوكيشن و بازيگران آن عراقي هستند، در پايان تيتراژ نوشته شده اولين محصول ايران و عراق.
بهمن قبادي درباره فيلم بعدياش گفت: به دنبال سينمايي هستم كه رنگ و لعاب ديگري داشته باشد و پروداكشن وسيع اما معلوم نيست بتوانم در فيلم بعدي اين اتفاقها را رقم بزنم، چون بودجه فراواني ميطلبد.
براساس همين گزارش «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» سومين فيلم بلند بهمن قبادي و فيلم معرفيشده به اسكار طي ماههاي گذشته،علاوه بر جايزه بهترين فيلم بخش بينالملل جشنواره كودك اصفهان جايزه جشنواره سن سباستين، نوين مونترال،را دريافت كرد و در جشن خانه سينما تنديس بهترين كارگرداني و بهترين فيلمبرداري را براي ”شهريار اسدي“ در برداشت.