خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
همايون شهنواز، فارغالتحصيل سينماتوگرافي و هنرهاي دراماتيك در موسسهي فيلم لندن و دانشگاه بوستون بعد از ساخت چندين مستند و مجموعه تلويزيوني “دليران تنگستان“ در سال 1353 (پيش از انقلاب) بعد از انقلاب به مدت 23 سال نگارش 17 فيلمنامه داستاني و كوتاه، مستند و فيلمنامه “روزهاي به يادماندني“ را انجام داد و اولين فيلم سينمايي خود به نام “شاه خاموش” را ساخت كه هم اكنون در تعدادي از سينماهاي تهران به نمايش درآمده است.
اين فيلمساز دربارهي استقبال فراتر از انتظار در شرايط اكران نه چندان مناسب براي فيلم ”شاه خاموش” به خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: صرف نظر از كاستيها، مشكلات و حذف و تعديل و تغييرات بسيار در سكانسهاي مهم فيلمنامه كه در جريان توليد پيش آمد و حالا مجال بازگو كردن آن را ندارم بايد بگويم با توجه به آنچه كه اين روزها گويا براساس پسند مردم ساخته ميشود، قرار نبود يا انتظار نميرفت كه شاه خاموش مورد توجه قرار بگيرد و به همين علت زمان نمايش آن در نامناسبترين موقعيت و در سينماهاي معدود، معين شد تا بلافاصله بعد از پايان فصل كسادي، فيلمهاي پرفروش باب روز جاي آن را بگيرند!.
وي افزود: اما اينكه با تمام اين محدوديتها، اين فيلم طي زماني كوتاه ابتدا در دو سينما و 10 روز بعد در سه سينماي ديگر يعني جمعا 20 روز در 5 سينما با ظرفيت محدود، آن هم در ايام ماه رمضان كه معمولا تماشاگران فقط مجالي مييابند تا ساعت 8 شب به سينما بروند مورد استقبال قرار گرفته و به قراري كه در گزارشهاي مختلف از جمله به نوشتهي نشريات در مقام مقايسه با فيلمهاي ديگر كه 10 تا 12 سينما را در ا ختيار داشتهاند، تماشاگر بيشتري داشته است براي خود من هم باعث شگفتي است زيرا همكاران و دستاندركاران حرفهاي بارها تاكيد داشتهاند و اظهار نظر كردهاند كه شاه خاموش به عنوان يك اثر جدي تاريخي، مخاطب بسيار محدود و خاص خودش را دارد و مورد پسند عامه مردم نميباشد.
شهنواز اظهار داشت: و حالا فكر ميكنم شايد لازم باشد در مورد تصورات و برآوردهاي خودمان از ذوق و سليقه و دانش و شعور تماشاگران اين ملك بازنگري كنيم و به جاي آنها تصميم نگيريم و حكم قطعي صادر نكنيم!
كارگردان شاه خاموش به ايسنا گفت: اما اينكه ميپرسيد چرا زمينه داستاني كار كمرنگ است و يا اينكه برخي صاحبنظران بزرگوار، اظهار نارضايتي فرمودهاند كه موضوع عشق نافرجام شاه، پرداخت بيشتري ميطلبيده و به هدر رفته و غيره بايد عرض كنم كه در بازسازي، اصل وفاداري به تاريخ را رعايت كردهام. موضوع اصلي شاه خاموش تشريح و توضيح شمهاي از اوضاع و احوال اندوهبار ملت و مملكت بيطرف ما در گير و دار تحولات سهمگين تاريخ معاصر است كه با آن همه پيچ و خم و فراز و نشيب رقت بار، نيازي به خلق گرههاي دراماتيكي اضافي و سوز و گداز عاشقانه ندارد.
كارگردان دليران تنگستان افزود: ضمنا ميخواستم اين انديشه را مطرح سازم در شرايطي كه از هر سو سرزمين ايران مورد تعدي و تجاوز قرار گرفته و توش و تواني براي مبارزه و پايداري ندارد حفظ استقلال كشور و گذر از بحرانهاي وخيم بيش از هر چيز نياز به دانش و تدبير دارد. حالا در اين ميان بطور موازي و همزمان اگر رابطه شاه با آن خانم فرنگي مطرح ميشود به اين دليل است كه اولا آغاز و فرجام اين ماجرا در همان زمان واقعيت داشته است دوم اينكه با طرح اين موضوع ميخواستم تاملات و حسيات تماشاگران را برانگيزم و متوجه سازم كه حتي شاه مملكت نيز در روابط شخصي و خصوصي خود از گزند دخالت بيگانگان در امان نبوده است و نكتهي ديگري كه گويا مكتوم مانده است و نياز به دقت و تعمق بيشتر دارد اين است كه اين زن در هيات يك كنتس اطريشي در واقع نماد زيبايي و فريبندگي مدرنيته است كه براي برقراري ارتباط نه تنها به قلب شاه بلكه به اعماق اندروني او نفوذ ميكند.
وي گفت: گشت و گذار او در تالارهاي كاخ، هنگامي كه از خود ميپرسد كنتس اينجا چه ميكني؟ و گرد و غبار زمان را از كشتي خارج از تعادل ميزدايد و عقربه ساعت را با زمان حال تنظيم ميكند يا در سرسراي كاخ در برابر تصاوير شاهان قاجار پژواك گفتار احمدشاه درمانده را ميشنود كه ميپرسد و تكرار ميكند “پس چه كنيم“ و نيز هنگامي كه به دنبال منشا صداي موسيقي، آن پله و راهروهاي طولاني را به حوضخانه طي ميكند و به سنتور بدون نوازنده ميرسد، در واقع علاوه بر انگيزهي كنجكاوي معمول يك بانوي فرنگي، اشتياق و تلاش متقابل براي برقراري ارتباط فرهنگي و تمدني را نيز نمودار ميسازد كه با گريختن دخترك قاجاري و پنهان شدن او نافرجام ميماند و حالا نگران آنم كه اينگونه معاني و مفاهيم ناديده گرفته شود و فقط جنبه عاشقانه حضور كنش مورد توجه قرار گيرد.
شهنواز با اين پرسش كه در كجاي فيلم شاه خاموش كنتس به شاه اظهار عشق ميكندبه ايسنا گفت: اصلا گفتار شاه به هنگام ترك كنتس هم، بيشتر از نوع دلجويي و پوزش طلبي و به دنبال تحقيري است كه بر او روا داشتهاند. عاشق واقعي همه چيز را فداي عشقش ميكند. بايد به گفتار شاه توجه شود و اما در شرايطي كه شمار واژگان رايج در سينماي ما غالبا از رقم 300 تا 400 فراتر نميرود اميدوارم تاكيد (نه چندان زياد) بر كاربرد ادب و امثال و حكم فارسي كه نمودار بخشي از هويت ايراني “شاه خاموش” است از نظر برخي از تماشاگران نامانوس ننمايد. همچنين در يافتن و فهم نحوه رفتار body language و گفتار شخصيتها با آن ظرافتهايي كه امروز متداول نيست (به عنوان مثال علت برخاستن مستوفي پيش از ورود سفيران روس و انگليس به اتاق كارش، يا مفهوم تصوير، گفت و گو و رفتار مستوفي با عمومي متمايل به استبداد شاه در آن موقعيت خاص به بيرون كاخ و در نهايت جا گذاشتن او) و نيز مواردي ديگر چون دور شدن احمد شاه از جمع مدعوين و درباريان و تكرار “پس چه كنيم؟“ كه يك پرسش اساسي در طول تاريخ ايران بوده است و يادآور از دست رفتن فرصتهاست و بسياري نكتههاي ديگر نياز به توجه و دقت بيشتر دارد و اگر نه به عنوان جزيي از روال معمول ماجرا از نظر ميگذرد و كلام آخر اينكه بايد ضرورت پرداختن به گسترش بينش و دانش تاريخي را دريابيم.
همايون شهوناز در پايان گفت: چند روز ديگر نمايش شاه خاموش كه طي مدتي كوتاه ميرفت تا بيش از پيش با تماشاگران بيشتري ارتباط برقرار كند به پايان ميرسد و لابد به بايگاني سپرده ميشود تا خاموش بماند و فراموش شود. هيچ ايراد و اعتراضي وارد نيست و چون سرنوشت فيلمها را كسان ديگر با ضوابط و روابط ديگر رقم ميزنند. ميماند سپاس و تشكر از ياري مديران و دستاندركاران سيمافيلم و همكاري شماري از ياران پاكسرشت حرفهاي كه اگر حمايت و عنايت آنان نبود، شاه خاموش، هرگز ساخته نميشد.