چهارشنبه 20 آبان 1383

حسين پاينده: نقد ادبي در ايران نداريم، ايلنا

از ديدگاه فمنيست‌‏ها، زنان هميشه از صحنه ادبيات حذف شده‌‏اند

تهران- خبرگزاري كار ايران

نقد ادبي مقوله‌‏اي است كه هنوز در ايران شكل نگرفته وجايگاه واهميت آن به صورت جدي درك نشده‌‏است؛

به گزارش خبرنگار ادبي خبرگزاري كار ايران‌‏ ايلنا, دكتر حسين پاينده در نشست تخصصي وضعيت نقد ادبي در ايران كه در تالار كمال دانشگاه تهران برگزار شد, گفت‌‏: نقد ادبي بحث مدلل و مستند درباه آثار ادبي و معاني آنهاست. البته اين تعريف كلي درباره همه رهيافت‌‏هاي ادبي است، كه در 3 دهه اخير در نقد ادبي مطرح شده‌‏است. فمنيسم و نشانه شناسي و خواه رهيافت قديمي كه در ابتداي قرن بيستم در نقد ادبي مطرح شدند، فرماليسم يا نقد نو پاسخ به اين پرسش است كه نقد ادبي چيست؟
وي در ادامه با بيان اينكه پوزيتيويسم نام مكتبي در فلسفه دانش است كه نخستين بار در آثار فيلسوف فرانسوي" آگوست كنت" مطرح شد‌‏, گفت‌‏: هدف كنت اين بودكه روش‌‏هاي مطالعه در علوم طبيعي را به هنر تعميم دهد. فيلسوف پوزيتيويسم به حقايق ملموس نظر دارد و نه به ايده‌‏ها و انديشه‌‏هاي انتزاعي، از نظر پوزيتيويست‌‏ها هر دانشي كه به غير از حواس پنج گانه كسب شود حكم تعملات بي‌‏ارزش را دارد.
پاينده در ادامه افزود‌‏: از اواخر قرن نوزدهم بود كه پوزيتيويسم تاثير بسزايي در مطالعات ادبي گذاشت. نمونه اين تاثير را در كتاب تاريخ ادبيات مي‌‏بينيم و نويسنده آن" ايپولي تن" است. او استدلال مي‌‏كند كه هر اثر ادبي را بايد مبين روانشناسي نويسنده آن اثر بدانيم، به عبارتي اگر داستان‌‏هاي سيمين دانشور را مي خوانيد در واقع داريد با روان كاوي سيمين دانشورروبرو مي‌‏شويد. او همچنين استدلال مي‌‏كند كه روان خود نويسنده متاثر از محيط زمانه و همچنين نژاد اوست.
وي در ادامه افزود‌: با ديدگاه" ايپولي تن" اگر به سراغ آثار صادق هدايت برويم و به نشانه‌‏هايي از سورئاليسم بر بخوريم بايد در نظر بگيريم او اصلا از نژادي است كه بتواند چنين جنبشي را در ادبيات درك كند ،چون اين جنبش ماحصل نويسندگان اروپايي است؛ همچنين بايد بدانيم كه محيطي كه صادق هدايت در آن بزرگ شده‌‏است، كجا بوده‌‏است و تاثير فرهنگ بر آثار هدايت چگونه خودش را نشان داده‌‏است .
پاينده در ادامه با بيان اينكه اگر مطالعات ادبي اين الگو را در پيش گيرد, به علوم طبيعي مي‌‏رسد, گفت: اين الگو تا پايان قرن بيستم بر مطالعات ادبي سيطره داشته‌‏است‌‏ ،هر وقت صحبت از اثر ادبي مي‌‏شد منتقد با در نظر گرفتن اينكه اين متن را چه كسي نوشته است و نويسنده در چه فضاي رشد كرده است؟ به نقد ونظر مي‌‏پرداخت در واقع هدف از برائت نقادانه متون ادبي كشف روانشناسي نويسنده بود يا پي بردن به تاريخي كه اثر نوشته شده‌‏است, به عبارتي مي‌‏خواهيم نتيجه بگيريم كه اين رهيافت, رهيافتي برون معنا درادبيات بوده‌‏است .
پاينده در ادامه با اشاره به اينكه دراين شيوه ويژگي ذاتي خود اثر هرگز براي نقد ادبي اهميت نداشته, گفت‌‏: در اينجا ادبيات يا در خدمت تاريخ است يا روانشناسي, اين الگو نقد ادبي شباهت زيادي به" فقه الغه" يا" لغت شناسي" دارد. در اين رهيافت وقتي استاد ادبيات بر سر كلاس مي‌‏رفت شعري را مي‌‏خواند و به معني كلماتي كه در متن مهجور بودند مي‌‏پرداخت. در اين شيوه زبان متون ادبي از جهت كاركرد زبان بلكه از نظر تاريخي اهميت پيدا مي‌‏كرد.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه چه متني را ادبيات مي‌‏خوانيم و بايد اين متن از چه ويژگي‌‏هايي برخوردار باشد گفت‌‏: چه ويژگي‌‏هايي در طرز بكار بردن زبان فارسي در شعرها حافظ به چشم مي‌‏خورد، كه آن را در مقاله روزنامه همشهري نمي‌‏بينيم. البته ادبيات هرگز پاسخ اين سوال را نداده است , چون اين سوال ما را به سمت موضوعاتي كه حد فاصل مطالعات ادبي بوده‌‏است مي‌‏برد.
وي در ادامه با بيان اينكه پارادايم تغيير در نظريه‌‏هاي ادبي جديد از اواخر قرن بيستم به اين سو شكل گرفت گفت : در نظريه‌‏هاي جديد ادبي، ادبيات نوعي ارتباط است، اين ارتباط كلامي، دو سويه بين خواننده، نويسنده و متن برقرارمي‌‏شود. از اين نظر 5 پرسش بنيادي در مورد نقد و ادبي و ويژگي متون ادبي وجود دارد كه بنا به دلايلي برخي نوشته‌‏ها را ادبي مي‌‏دانيم و برخي را غير ادبي.
وي در ادامه افزود‌‏: زمينه‌‏هاي مختلف نقد ادبي جديد از اين نظر كه پاسخ‌‏هاي متفاوتي دارند متفاوت هستند. براي مثال فرماليست‌‏هاي روس متوني را ادبيات تلقي مي‌‏كنند كه از هنجارهاي زبان معيار دور شده‌‏اند. مثلا اين مصراع از شعر سهراب سپهري كه "زني را ديدم كه نور در هاون مي‌‏كوبيد" را مي‌‏توان از ديدگاه فرماليست بررسي كرد. كار فرماليست حمله نظام‌‏مند بر منطق روزمره است و به اين علت‌‏آنچه كه حافظ مي‌‏نويسد شعراست و گفتارما زبان معمولي به شمار مي‌‏رود.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه نقد نو در دهه 30 بوجود آمد گفت‌‏: منتقدان اين مكتب به مقوله فرم در ادبيات اهميت مي‌‏دهند و معتقدند كه زبان متون ادبي در مجموع بسيار سامان يافته‌‏تر از متون ادبي هستند. البته اين تاكيد فقط در فرماليسم به چشم مي خورد. در ماركسيسم اردتدوس، متون ادبي را جزئي ازمتن جامعه مي‌‏دانند، كه تابع زير بنا يا شيوه مسلط توليد است.
پاينده در ادامه با اشاره به اينكه منقدان ماركيسم اظهار مي‌‏كنند كه شكل‌‏هاي خاصي از رمان رئاليست قرن 19 كاملا با نوع توليد سرمايه داري كه در آن مقطع تاريخي رواج داشت سنخيت دارد و يا پست مدرنيسم، پيروي فرهنگ از شكل نظام اقتصادي است تصريح كرد: در اينجا در مي‌‏يابيم كه محتوا در آثار ادبي مهم است.
وي در ادامه افزود‌‏: پرسش دوم اين است كه چه رابطه‌‏اي بين نويسنده و متن وجود دارد كه آيا نويسنده صاحب متن است يا نه‌‏؟
در الگوهاي ادبي ما قبل يعني تا پيش از نقد ادبي جديد ما تصور مي‌‏كرديم كه پاسخ اين سوال مثبت است و حافظ معناي شعرش را يا سيمين دانشوردر رمان "جزيره سرگرداني" معنا را از پيش تعيين كرده‌‏است .اما نقد ادبي جديد در اين جا وارد مناقشه مي‌‏شود. در گذشته زندگي‌‏نامه در بخش جدايي ناپذير نقد ادبي بود. نقد ادبي در آن زمان برون مبنا بود. يعني زندگي‌‏نامه هم خارج از متن است.
وي در ادامه افزود: شما با گفتن آن چيزي كه تصور مي‌‏كنيد نيت نويسنده است هنوز چيزي درباره متن نگفته‌‏ايد بلكه حدس و گمان زده ايد، مثلا در تاريخ ادبيات آثاري وجود دارد كه مولف آن را نمي‌‏شناسيم, بنابراين اگر منتقد بر اساس زندگي‌‏نامه مي‌‏خواست به سراغ اين متون برود كارش از بيخ و بن دچار مشكل مي‌‏شد. مثلازماني كه سيمين دانشور"جزيره سرگرداني" را نوشت يك مضمون مد نظر او بود و متن او نشان مي‌‏دهد كه تا چقدر موفق بوده‌‏است نه زندگي‌‏نامه او .
وي در ادامه با بيان اينكه نقد روان كاوانه در ابتداي قرن بيستم به‌‏وجود آمد گفت: اين شيوه نقد سفسطه درباره نيت مولف را كاهش داد و تفكر منتقدان را نسبت به نيت مولف به كلي تغيير داد. تا پيش از پيدايش نظريه روان كاويي تصور مي‌‏كرديم كه انسان صاحب امتياز خودش است افكاري دارد و رفتاري كه دارد از اميال آگاهانه او بر مي‌‏آيد.
وي در ادامه افزود: نقدروان شناختي در همه حوزه‌‏هاي علوم انساني حتي فلسفه تاثير شگرفي داشته است.
پاينده گفت: ‌‏نويسنده در هنگام پديد آوردن اثر به كسي شباهت دارد كه درخواب يارويا فرورفته است. همان گونه كه شخصي در هنگام خواب هيچ تسلطي بر روياهاي خود ندارد و روياهاي او به شكلي نمادين از آرزوهاي كام نيافته اوست، نويسنده هم در هنگام نوشتن چنين شرايطي دارد.
وي در ادامه با بيان اين مطلب كه نقد روان شناختي قبل از ميلاد مسيح هم وجود داشته است؛ گفت: اگر به اساطير يونان باستان مراجعه كنيم در يونان اسطوره‌‏اي به نام"پگس" دارند،كه اسبي بالدار است و شاعر به هنگام سرودن شعر بر روي آن مي‌‏نشيند و از زمين فاصله مي‌‏گيرد و به سمت‌‏آسمان مي‌‏رود و پس از سرودن شعر دوباره باز به زمين باز مي‌‏گردد.
پاينده به مشابه اين ديدگاه را در فلسفه قديم ايران اشاره كرد و گفت :از ديدگاه حكما, شاعر در هنگام سرايش شعر شوريده‌‏است، كسي كه عقل بر او حاكم نيست. يعني بر آنچه مي‌‏نويسد وقوف ندارد. اين نظريه از ديرباز وجود داشته و تبين خودش را در قرن بيستم پيدا كرده است. بنابراين نظريه روان كاوانه اولين ضربه تبر را به بدنه زندگي نامه‌‏فرماليست‌‏هاي آمريكايي زد.
پاينده در ادامه خاطر نشان كرد‌‏: نظريه‌‏هاي ديگر نيز آنقدربه اين تصور تبر زدند كه ديگر هيچ جايگاهي در نقد ادبي ندارد, امروزه هيچ منتقدي در نقد با استناد به زندگي‌‏نامه مولف به تبين متن نمي‌‏پردازد.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه مطالعات ادبي در كشور ما پايين است, گفت: افرادي قرباني اين شيوه نقد مي‌‏شوندكه منتقد به زندگي‌‏نامه آنها استناد مي‌‏كند. در حال حاضر آثار درخور اعتنايي در ادبيات مدرن ما خلق شده‌‏است كه اين آثار مايه مباهات هر ايراني است. اما به دليل اين كه نويسنده آنها فرد بدنامي است و ارتكاب به خود كشي كرده است كه عملي مذموم است آثار آنها را با استناد به اين مطالب نقدمي‌‏كنند و معتقدند كه آنها فردي افسرده و غمگين بودند ولي اگر شما" وغ وغ ساهاب" را در دست بگيريد و بخوانيد حتما از خنده روده‌‏بر خواهيد شد. منقد واقعي كسي است كه به سراغ خود متن برود نه مسائل حاشيه‌‏اي زندگي نويسنده.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه منتقد ناتوان با استناد به زندگي نامهء نويسنده مي‌‏خواهد در پرتو اين اثر تبيني از اثر بدهد, گفت :‌‏تبر سوم بر اين شيوه را رولان بارت با به‌‏وجود آوردن نظريه مرگ مولف زد. او در دهه 60 استدلال كرد كه لحظه تولد اثر زماني كه مولف قلم را بر زمين مي‌‏گذاردو مرگ استعاري مولف رخ مي‌‏دهد. و از آن زمان به بعد مولف نمي‌‏تواند در معناي آن متن دخيل باشد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

وي در ادامه افزود‌‏: بعد از بارت، فوكو با نوشتن مقاله مولف كيست؟ به اين موضوع بيشتر دامن زد. تا قبل از اين به اين شكل بود كه از شعر يا متن استادان سر كلاس در نهايت پيام اخلاقي دريافت مي‌‏كردند . ريچاردز استاد دانشگاه كمبريج از ديد روانشناسي ،به نقد ادبيات مي‌‏پردازد و كتاب" اصول نقدادبي" او توسط دكتر سعيد حميديان به فارسي ترجمه شده‌‏است.
ريچاردز از اين متحير بود كه در كلاس‌‏هاي ادبيات دانشجويان واكنش‌‏هايي به متون ادبي نشان مي‌‏دهند كه بسيار قالبي است. يعني بدون شناخت ازشكسپير از او تعريف مي‌‏كند و بيشتر با پيش داوري‌‏هاي ديگران به سراغ متن او مي‌‏روند.
پاينده در ادامه با بيان اين نكته كه ريچارز چند غزل از شپيكر, ويليام بليك ـ كه از شاعر رمانتيسم انگلستان به شمار مي‌‏رودـ وشعري از چند شاعر ناشناس را بدون نام مولف سر كلاس خواند و دانشجويان در واكنش ‌‏اي نقادانه خود اظهار كردند كه شعر "گل سرخ" "ويليام بليك" را يك باغبان سروده‌‏است و هيچ ارزشي ندارد در حالي كه اين شعر يكي از موفق‌‏ترين شعرهاي رمانتيك انگلستان است و يا حتي دانشجوياني هم معتقد بودند كه شعرهاي شيكپر از نظر صناعات ادبي اشكال دارد.
وي بيشتر انتقادها را بر اساس مولفه‌‏هاي خارج از متن دانست و گفت‌‏: بيشتر خواننده‌‏ها با خود آگاهي وارد تعامل با متن مي‌‏شوند و اين تعامل از نقد ادبي به شكل‌‏هاي متفاوتي تبين مي‌‏شود. البته نقد ادبي امري نيست كه در خلاء فرهنگي انجام شود به اين دليل بارت متون ادبي را به دو دسته تقسيم مي‌‏كند و مي‌‏گويد"متن يا خواندني است يا نوشتني". متون خواندني را فقط مي‌‏خوانيم و تمام مي‌‏شود ولي متون نوشتي با هر بار خوانش توسط خواننده خلق مي‌‏شوند.
پاينده در ادامه با اشاره به اين نكته كه هميشه اين سوال از دوران افلاطون وجود داشته است كه چه رابطه‌‏اي بين متن و واقعيت وجود دارد گفت : وقتي من صحبت از واقعيت مي‌‏كنم، نظرم واقعيت‌‏هاي ملموس و مادي پيرامون ما نيست بلكه مفهوم گسترده‌‏تري از واقعيت را در نظر دارم. اما منتقد روان كاو مي‌‏گويد كه شما تنها يك واقعيت رواني را مي‌‏بينيد, اين واقعيت رواني ممكن است به آرزوهاي كام نيافته نويسنده مربوط شود.
وي در ادامه افزود‌‏:پرسشي كه براي خواننده بوجود مي‌‏آيد اين است كه متن كدام جنبه از واقعيت را براي خواننده باز آفريني مي‌‏كند، مثلا آثار ديكنز درباره تضادهاي طبقاتي بين طبقه كارگري و سرمايه‌‏داري انگلستان قرن 19 است و يا همسايه‌‏ها احمد محمود درباره تنش‌‏هاي اجتماعي سياسي و ملي شدن صنعت نفت دردهه 40 است كه واقعيت‌‏هاي موجود بر آن صحه مي‌‏گذارد.
وي در ادامه بيان اين نكته كه بر خلاف آنچه كه افلاطون تصور مي‌‏كرد وظيفه ادبيات فقط محاكات است, گفت: وظيفه ادبيات تقليدي از حتي المقدور واقعيت نمايانه از واقعيت نيست و بالاخره پرسش آخر اين است كه نقش زبان متون ادبي چيست‌‏؟ دسته‌‏اي از نظريه‌‏هاي ادبي ادبيات راتافته جدا بافته مي‌‏داند و ويژگي‌‏هاي ذاتي براي زبان و ادبيات قائل هستند، مثل فرماليست‌‏هاي روس كه منزلت خاصي براي كاربرد زبان در ادبيات قائل هستند؛ تعدادي از نظريه هاي ادبي كه متاثر از ديدگاه زبان شناسي" سوسور"به وجود آمده‌‏اند و به گونه‌‏اي پايه گذار نقد ساختار گرابه شمار مي‌‏روند.
وي در ادامه افزود : ساختارگرايان به نوعي متاثر از ياكوبسن و همكارانش درمكتب پراگ هستند. بنا به سوالاتي كه مطرح كردم مفهوم ادبيات بر اساس هر كدام از اين مكتب ما متمايز است. در شيوه‌‏ها نقد ادبي جديد به هيچ وجه اجماع نظر نداريم.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه فمنيست‌‏ها معتقدند كه در كتاب‌‏هاي كه در خصوص تاريخ ادبيات نوشته شده‌‏است نويسندگان زن فعالانه كنار گذاشته شده‌‏اند گفت: از ديدگاه فمنيست‌‏ها در جامعه براي زنان منزلت پايين‌‏تري از مردان قائل شده‌‏اند و اين تقسيم كار به ادبيات نيز تسري پيدا كرده‌‏است.
قطعا در تاريخ ادبيات ما شاعران زن هم بوده‌‏اند، اما متاسفانه آنها را كنارگذاشته‌‏اند. مثلا در دوره معاصر فروغ را كنار گذاشته‌‏اند و به سهراب پرداخته‌‏اند. فروغ براي رسيدن به جايگاه سهراب، بايد راه درازي را طي كند. البته ويژگي‌‏هاي منحصر به فردي در شعر فروغ به چشم مي‌‏خورد كه همتا ندارد.
وي در ادامه با بيان اينكه در بررسي‌‏هاي صورت گرفته" سووشون "پس از" بوف كور" پر فروش‌‏ترين رمان فارسي است, گفت‌‏: اما چهره سيمين دانشور هميشه زير سايه سنگين جلال آل احمد بوده‌‏است . يعني هويت سيمين دانشور را به عنوان يك زن نويسنده ناديده مي‌‏گيرند و هويت او هميشه تحت سيطره يك مرد قرار دارد؛ بنابراين كمتر به او پرداخته مي شود.
وي با بيان اين نكته كه استعداد و توانايي ادبي سيمين دانشور در داستان‌‏هاي كوتاهش به مراتب بالاتر از داستان‌‏هاي جلال آل احمد است گفت: به اين ترتيب اين پرسش پيش مي‌‏آيد كه كدام آثار ويژگي و قابليت اين را دارند كه در دانشگاه‌‏ها بررسي شوند. از ديدگاه فمنيست‌‏ها، زنان هميشه از صحنه ادبيات حذف شده‌‏اند و از ديدگاه اقليت‌‏هاي نژادي نيز برخي از نويسندگان از صحنه ادبيات طرد مي شوند،حتي اگرآثار در خور توجهه‌‏اي دارند. اما در نقد جديد ارزش‌‏گذاري جايگاهي ندارد هدف ما اين نيست كه دست به مقايسه بزنيم كه كدام نويسنده در جايگاه بالاتري قرار مي‌‏گيرد يا بالعكس.
پاينده با اشاره به اين نكته كه هرمنتقد در پايان نقد خود مجاز است كه ارزش‌‏گذاري خود را بكند گفت‌‏: نقد ادبي در دوره ما تبديل شده‌‏است به يك حوزه عميق و ميان رشته‌‏اي. نقد ادبي تنها مختص به دانشكده ادبيات نمي‌‏شود و در دانشكده‌‏هاي علوم اجتماعي، روان شناسي نيزتدريس مي‌‏شود.
وي در ادامه با اشاره به اين‌‏نكته‌‏كه واضح نظريه روان كاوي ادبي يك پزشك بود كه در تبين روان كاويي به" اسطوره"،"عقده اُديپ" ," اكترا" و... كه همه از نمايشنامه‌‏هاي يونان باستان گرفته شده‌‏اند، استناد كرده‌‏است, گفت: حتي اصطلاح مثل نارسيسم نيز ريشه ادبي دارد. ادبيات نيز با به‌‏كارگيري نظريه‌‏هاي متعددي توانمند شده‌‏است.
پاينده با اشاره به اين نكته كه نظريه ماركسيم يك ديدگاه فلسفي راجع به سازمان جامعه است و سير آينده بشري را مورد بررسي قرار مي‌‏دهد, گفت: ولي قرائت ماركيتسي به شكلي نقد ادبي و اصول و مباني اين فلسفه را درادبيات دخالت مي‌‏كند.
پاينده در ادامه افزود: سوالي را در اينجا مي‌‏خواهم مطرح كنم كه آيا يك منتقد ادبي حرفي براي گفتن در مورد آگهي‌‏هاي تجاري دارد يا نه ؟ اصولا همه معتقدند كسي كه در رشته ادبيات تحصيل كرده‌‏است، يا بايد به نسخه‌‏شناسي بپردازدو يا اينكه در رشته ادبيات تدريس كند. ولي منتقد ادبي مطالب بسياري از ديدگاه نقد براي گفتن دارد كه كار او را بامنتقد جامعه شناس متمايز مي‌‏كند.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه بسياري از آگهي‌‏هاي تلويزيوني شكل داستانك يا SHORT SHORT STORY دارند گفت : شما دراين اگهي‌‏ها با يك ايپروزد روبرو هستيد، كه شخصيت پردازي دارد و عناصر داستان نيز در آن به چشم مي‌‏خورد. شخصيت‌‏ها در اين آگهي‌‏ها ممكن است با هم رابطه تنش آميزي داشته باشند،كه در واقع حكايت از كشمكش دارد و از آنها بيننده مفهومي را كه هدف اين اگهي‌‏ها است دريافت مي كند.
وي در ادامه با بيان اين نكته كه بسياري از اين آگهي‌‏ها سريالي هستند, گفت‌‏: براي مثال آگهي محصولات كارخانجات ارج در مدتي كه از تلويزيون پخش شد و يا گوشي" صا ايران" شخصيت‌‏ها‌‏ي ثابتي دارندكه در زمان‌‏هاي مختلف تغيير مكان مي‌‏دهند. مثلا در يكي از اين اگهي‌‏ها فردي كه دارد از خيابان عبور مي كند وهمزمان با گوشي همراه خود حرف مي‌‏زند، با ماشيني تصادف مي‌‏كند ونقش زمين مي‌‏شود.همزمان دوآمبولانس از راه مي‌‏رسند و اولي يك برانكار مي‌‏آورند و فردي را كه تصادف كرده بود روي برانكار مي گذارند و از آمبولانس دوم هم يك برانكار بيرون مي‌‏آورند، و گوشي را كه روي زمين افتاده‌‏است را بلند مي‌‏كند و مي گذارند توي آمبولانس وقتي كه در آمبولانس بسته شد اين جمله در پشت آن كامل مي شود" صا ايران با خدمات پس از فروش" .
وي در ادامه با اشاره به اينكه در اينجا "شي بي جان" جاندار فرض شده‌‏است گفت‌‏: اين اتفاق بارها در شعر حافظ و سپهري اتفاق است. اين جاندار فرض كردن شي كه صنعت "تشخيص" ناميده مي‌‏شود در اين آگهي به چشم مي‌‏خورد و منقد ادبي با بيان نظر خود مكمل نظر جامعه شناس است به كشف بخش‌‏هاي پنهان مي‌‏پردازد, در فرهنگ امروز ما اشياء چنين جايگاهي پيدا مي‌‏كنند. البته حافظ در شعرش از"سرو چماني" حرف مي‌‏زند كه ميل چمن نمي‌‏كند، البته "سرو" استعاره‌‏اي از ياراست.
وي با بيان اين نكته كه در دنياي مادي ما استعاره يا صنعت ادبي تشخيص براي ارتقا شي استفاده مي‌‏شود و اين مادي‌‏گري است, گفت‌‏: منتقد ادبي با بررسي جايگاه اين موضوع در زندگي ما به جامعه شناسي و ادبيات كمك كند من در حدود يك سال است در حال انجام يك تحقيق ملي، درباره آگهي‌‏هاي تلويزيون هستم تا بسياري از ناگفته‌‏هاي فرهنگ را كه از اين طريق بيان مي‌‏شود را بررسي كنم.
پاينده در ادامه با اشاره به اين نكته كه در جهان امروز شي جايگاه انسان را پيدا كرده‌‏است, گفت‌‏: بنابراين شما نبايد تعجب كنيد كه يك شي از راه تشخيص به بيمارستان برده شود, اين همان فرهنگي است كه گه‌‏گاه در منزلت اجتماعي كه به افراد مي‌‏دهد متكي به تلفن همراه است و اين ديدگاه مادي، ارتقا شي به انسان وتنزل انسان به شي در فرهنگ ما كاملا بارز است. تبليغات در زندگي ما امروزه جاي همه چيزي را گرفته و هر چند لحظه يكبار وقتي تلويزيون روشن باشد به غير از سخنراني‌‏هاي مهم برنامه بايد قطع شود تا آگهي پخش شود.
پاينده در ادامه با بيان اين نكته كه از اين راه مي‌‏خواهيم به خصلت ميان رشته‌‏اي ادبيات تاكيد كنيم, گفت‌‏: همه انتظار دارند يك دانشجو ادبيات نسخه شناسي، يا عرفان بداند. البته او بايد در اين رشته‌‏ها تبحر داشته باشد. امروزه مي‌‏توان از دانشجويان و فارغ التحصيلان ادبيات براي فهم فرهنگ نيز استفاده كرد.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/14230

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'حسين پاينده: نقد ادبي در ايران نداريم، ايلنا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016