سه شنبه 22 دي 1383

پيشگام روشنفكرى دينى؛ نگاهى به زندگى و انديشه زنده ياد ميرزا ابوالحسن خان فروغى، حسن يوسفى اشكورى، شرق

ميرزا ابوالحسن خان فروغى فرزند محمدحسن ذكاءالملك بزرگ و برادر محمدعلى فروغى ذكاءالملك در سال ۱۲۶۳ شمسى در تهران متولد شد. پدرش به دليل تولد فرزند پس از مراجعت از سفر مشهد او را ابوالحسن نام نهاد. نزد پدر و معلمان خانوادگى دانش ابتدايى و مقدماتى را فراگرفت. در دوازده سالگى به دارالفنون رفت و در آنجا تحصيلات متوسطه و متداول آن روزگار را فراگرفت. سپس براى آموختن زبان فرانسه به مدرسه اليانس فرانسه در تهران رفت و زبان فرانسه را به خوبى فراگرفت. آنگاه براى تحصيل به فرانسه رفت.
پس از بازگشت از سفر تحصيلى به فرانسه به خاطر مهارت در زبان فرانسه به عنوان مترجم آقاى دانتان معلم طبيعى در دارالفنون شعبه طب مشغول به كار شد. پس از آن به تدريس در دارالفنون پرداخت. بعد در مدرسه علوم سياسى در رشته تاريخ و تاريخ طبيعى به تدريس مشغول شد. مدتى نيز رياست مدرسه علوم سياسى را بر عهده گرفت. در سال ۱۲۹۸ ه .ش كه دارالمعلمين مركزى تاسيس شد، فروغى در آنجا به تدريس پرداخت و پس از آن رياست دارالمعلمين مركزى را براى ساليانى عهده دار شد و از سال ۱۲۹۸ تا سال ۱۳۰۷ اين مسئوليت را بر عهده داشت. در اين دوران مديريت دو مجله علمى خوب را برعهده گرفت كه اين دو مجله از مجلات بسيار خوب، علمى و پربار اين دوره هستند. يكى مجله «تعليم و تربيت» و ديگرى هم مجله «فروغ» كه در اين دوران با مديريت مرحوم ابوالحسن خان فروغى منتشر مى شد.
فروغى سفرهاى متعددى به اروپا كرد و در كنگره هاى علمى و ادبى متعدد شركت كرد. وى مدتى تا سال ۱۳۱۵ ه.ش نمايندگى ايران در سوئيس را بر عهده داشت. (تنها شغل سياسى وى) در سال ۱۳۱۶ به استادى دانشگاه و عضويت فرهنگستان منصوب شد. فرهنگستان نقش بسيار مهمى داشت و يكى از نقش ها و رسالت هاى اصلى فرهنگستان تقويت زبان فارسى و پيراستن زبان فارسى از واژه هاى بيگانه بود. ميرزا ابوالحسن خان فروغى سرانجام در سال ۱۳۳۸ درگذشت.
آثار متعددى به وسيله فروغى پديد آمدند كه بعضى از آنها عبارتند از: اوراق مشوش (در يك جا هم نوشته شده، دوران مشوش كه مجموعه مقالات اخلاقى و تاريخى است) كتابى به نام سنتر به زبان فرانسه، مجموعه سخنرانى ها و يادداشت هاى فروغى در جامعه ملل و دانشگاه سوربن، رساله تجدد و مليت، سرمايه سعادت، مكاشفات علميه، يونان قديم، علم منطق جديد و قديم، فلسفه و حكمت، ترجمه خطابه اى از ب. آگوستين هامن در سال ،۱۹۱۲ مثنوى ژاله نامه، رباعيات و غزليات، تئاتر منظوم، داستان خسرو و برجيس، جوانى و جانفشانى و مجموعه اشعار.
اين يك زندگينامه مختصر و همچنين يك كتاب شناسى از فروغى و نوشته هاى آن مرحوم بود. از همين زندگينامه كم و بيش ديده مى شود كه ابوالحسن خان فروغى يك انسان تحصيلكرده، دنيا ديده و داراى تجارب اجتماعى، سياسى و علمى فراوان بوده است. باز هم از عناوين كتاب هايش برمى آيد كه با فلسفه بيشتر انس داشته است. ظاهراً فلسفه در خاندان فروغى تقريباً عادى و معمولى بوده و يك ارثيه خانوادگى بوده است. چون محمدعلى فروغى ذكاءالملك كه مهمترين تخصصش در فلسفه است و كتاب سير حكمت در اروپا را نوشته كه كتاب فلسفى بسيار مهمى بوده كه تا دوره هاى اخير هم وجود داشت و مرحوم علامه طباطبايى و مرحوم مطهرى بيش از همه به اين كتاب استناد كرده اند.
درباره ابوالحسن خان فروغى بايد گفت كه وى از نوانديشان مسلمان بوده كه پس از سيد جمال، سمت پدرى را در جريان روشنفكران مسلمان معاصر ايران دارد. مهندس بازرگان شاگرد فروغى در دارالمعلمين مركزى بوده و چنان كه بازرگان خود بارها گفته است روشنفكرى و آشنايى خاص با قرآن را از ابوالحسن خان فروغى آموخته است. مرحوم بازرگان در مصاحبه اى در مجله كيان.ش. ۱۱ گفته است:
«در كلاس چهارم متوسطه براى اولين بار با تفسير قرآن آشنا شدم كه ابتكار مرحوم ميرزا ابوالحسن خان فروغى بود. چيزى كه تازگى داشت و جلب نظر مى كرد اين بود كه مرحوم فروغى علاوه بر ترجمه و تفسير ساده قرآن، به تفهيم آيات و اثبات با ارائه حقيقت و حقانيت آنها بر مبناى نظريات علمى، تاريخى و اجتماعى مى پرداخت.»مهندس بازرگان در جاى ديگر در همان مصاحبه گفته است:«ميرزا ابوالحسن خان فروغى استاد ادبيات، تاريخ و فلسفه كه در مديريت دارالمعلمين مركزى بود، پايه گذار تفسير قرآن و نويسنده مبتكر به سبك علمى و جديد در مدارس بود و من بهره فراوان از شاگردى او بردم.»
جالب است كه هنگام اعزام بازرگان براى تحصيل به خارج در سال ،۱۳۰۷ وزارت معارف (وزارت علوم كنونى) از دارالمعلمين مركزى در اين مورد نظرخواهى كرده است و فروغى در پاسخ به وزارت معارف در اين مورد (يعنى مهندس بازرگان) اظهار نظر كرده است كه:«از محصلين دارالمعلمين، جوان باهوش و خيلى حساس است، قابل توجه مخصوص است، چون ممكن است برحسب پيشامد و مناسباتى كه براى او فراهم شود، مرد بزرگى بشود يا اخلاق او فاسد گردد و اگر خراب شود خيلى محل تاسف خواهد بود. ابوالحسن فروغى.»
نسل پس از بازرگان نيز در دهه بيست و سى از فروغى استفاده زياد كرده است. از جمله مهندس سحابى بارها در نوشته ها و مصاحبه هايش از اثرگذارى ابوالحسن خان فروغى بر خودش و نسل خودش سخن گفته است. جالب اين است كه دكتر شريعتى هم از ابوالحسن خان فروغى آموخته بود و از وى چنين ياد كرده است:«ابوالحسن خان فروغى برادر ذكاءالملك فروغى نخست وزير و نويسنده سير حكمت در اروپا و حكمت سقراط به قلم افلاطون... او بود كه براى نخستين بار به من آموخت كه انسان يك روح پرورده و ورزيده انسان، تا كجاها مى تواند رشد كند، تا چه اندازه مى تواند بزرگ باشد و بشود. اين درس كوچكى نبود. چه روح هاى بسيارى را ديده ام كه پوسيده اند و كوچك و زبون و قانع و لاغر مانده اند. به اين علت كه همين يك درس را نياموخته اند. به همين علت كه كسى بر سر راهشان نايستاده تا به آنان بفهماند كه تو تا كجاها مى توانى بروى، بپرسى، سفر كنى، بگريزى. تلمذ من نزد او دراز نبود، ولى عميق بود. گاه كسى با يك ديدار و يك سخن استاد و آموزگار آدمى مى شود و گاه ديگرى با سال ها تدريس و تعليم و معاشرت و مصاحبت، اثر را بر ما دارد كه كت و شلوار و يا ميز كارمان و حتى كمتر از اين.» (م. آ. ،۱۳ ص ۷-۳۲۶)در اين متن شيفتگى دكتر شريعتى نسبت به ميرزا ابوالحسن خان فروغى ديده مى شود. گرچه هم به علت سن و سال دكتر و هم به علت عدم اقامت دكتر شريعتى در تهران، خيلى با وى ارتباط مستقيم نداشته است، ولى همان چند بار از وى اين همه آموخته است و اين نشان مى دهد كه سخن گزافى نيست كه بعد از سيد جمال، فروغى را پدر روشنفكرى ايران بدانيم. هر چند كه مقام و منزلت و نقش ميرزا ابوالحسن خان در اين دوره چندان شناخته شده نيست و نياز به كار تحقيق و معرفى بيشترى دارد.در مجموع مى توان گفت كه فروغى فيلسوف و اديبى بود كه از دريچه عرفان و فلسفه و نيز دانش روز با اسلام و قرآن و نيز با غرب برخورد داشت. او از شرق معنوى در برابر بعد مادى غرب دفاع مى كرد. افكار و نقش او نيازمند تحقيق بيشتر است. براى آشنايى بيشتر با فروغى متن نامه اى از او را كه براى فرزندش نوشته شده است، در اينجا نقل مى كنيم:«هوالمعين. يهدى الله لنوره من يشاء. نور چشما، خدا را بنده باش تا از بندگى بندگان خدا آزاد باشى. بندگى خدا را در راستى و آزادگى، حرمت پيشوايان و بزرگان گذشته و آثار گرانبهاى ايشان و دوستى جامعه بشرى و حب وطن و خانواده خويش، حفظ شرافت و خدمت خلق و در هر حال دورى از هواى نفس و ترك آزار و كار كردن به بينش و دانستگى بدان. از بزرگان حرمت و بر خردان شفقت داشته باش. هميشه روان به دانش روشن، تن را به كار نرم، دل را به ياد خدا قوى دار. زيبايى را از صفاى طبيعت بياموز و در كمال هنر بشناس. لطف هر چيز و هر كار را در طبيعى بودن آن بدان. در تجمل و آرايش پيرو رسم و مد مباش و ذوق سليم و زيبايى واقعى و لطافت هنر را دستور بساز. از همنشين بد بپرهيز و نيكى را از گفتار و كردار بزرگان پيشين كه خردمندان به خردمندى شناخته اند، بياموز. نيازمند هدايت رحمانى، ابوالحسن فروغى. »

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

قطعاً ابوالحسن خان فروغى خود از پيشگامان نوانديش اسلامى پيش از خودش استفاده كرده است. از جمله مى توان به طور مشخص به اثرپذيرى او از مرحوم حاج شيخ هادى نجم آبادى ياد كرد. اينكه فروغى مقدمه اى بر كتاب تحريرالعقلا تاليف حاج شيخ هادى نوشته است و او را با تفصيل معرفى كرده است، از اين اثرپذيرى حكايت مى كند.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/16755

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پيشگام روشنفكرى دينى؛ نگاهى به زندگى و انديشه زنده ياد ميرزا ابوالحسن خان فروغى، حسن يوسفى اشكورى، شرق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016