خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
هرگز فكر نكردهام در خلاقيت ادبي افراد به عمد يا سهو روي هويت ايراني تاكيد كنند؛ زيرا نخستين كلمهاي كه در ادبيات روي كاغذ ميآيد خود ابراز هويت ملي است.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا محمود دولتآبادي ـ داستاننويس ـ در آستانه نخستين همانديشي «هويت ايراني» با بيان اين مطلب گفت: تمام ادبيات معاصر ما بازتاب هويت ملي و ايراني است. در گفت و گوهايي كه پيشتر داشتم، گفتهام و حرفم اين بوده كه ادبيات، اول ملي است، بعد به عنوان نشانه يك ملت بخشي از فرهنگ جهاني را تشكيل ميدهد. براي مثال، ادبيات كلاسيك ما ابتدا ادبياتي است كه در ايران و زبان دري به وجود آمد و پس از آن بخشي از ادبيات جهان را به خود اختصاص داد. پس جدا ديدن هويت از ادبيات نگاهي نادرست است. ادبيات به خودي خود يعني هويت ملي.
نويسنده آثاري چون «جاي خالي سلوچ» و «كليدر» اظهار داشت: ادبيات در نوع خود كم و كيف هويت را بيان ميكند و ممكن است افراد ديگر اين كار را با نمايش، نقاشي و هنرهاي ديگر انجام دهند. اما حقيقت اين است كه اگر بخواهيم بخشهايي ديگر از فرهنگ كه هويت ما را بيان ميكنند، به خوبي و به طور كامل نشان دهيم، اين كار بايد از طريق زبان صورت بگيرد؛ يعني زبان تمام فرهنگ و هويت ما را در خود دارد.
وي گفت: با وجود اينكه تكنولوژي پيشرفت كرده است و از بسياري آثار كهن كه نشان هويت ايراني يا هر ملت ديگري است، ميتوان تصوير تهيه كرد، باز هم براي بيان و نشان دادن و معرفي آن به جامعه نيازمند زبان هستيم. براي مثال اگر بنا باشد «كاخ آپادانا» ، «جنديشاپور» يا «مسجد شيخ لطفالله» را به عنوان نشانههايي از هويت ايراني معرفي و نشان دهيم. اين كار با ارايه تصوير تنها امكانپذير نيست و به زبان نياز داريم. براي بيان هويت ايراني و معرفت هويت، زبان در آغاز و پايه قرار ميگيرد.
اين نويسنده گفت: ادبيات از آغاز، يعني هويت و احراز هويت. براي مثال، تمام ايران در شاهنامه «فردوسي» نشانهگذاري شده است. فردوسي در اثر خود به خوبي جغرافياي ايران را، كه يكي از وجوه كار اوست، بيان ميكند؛ بدون آنكه قصد داشته باشد جغرافيا را مطرح كند. اين يعني: توجه به هويت ملي و بخشهاي ديگر آن كه تنها از طريق زبان امكانپذير است و نه جز آن. هندسه و نقوش را هم از طريق زبان ميتوان توضيح داد.
وي با تاكيد بر اين مطلب كه؛ ادبيات در ذات خود يعني هويت ملي، گفت: وقتي اعراب شعرهاي خود را بر پارچه مينوشتند و بر ديوار كعبه آويزان ميكردند، قصدشان نشان دادن هويت بود. اين شعرها هويت اعراب به حساب ميآمد.
دولت آبادي كه در عرصه نمايشنامهنويسي نيز دست دارد، در پاسخ به اين پرسش كه عدهاي معتقدند جايگاه هويت ايراني در نمايش چندان مناسب نيست، گفت: نمايش در كشور ايران جوان است و متاسفانه كساني كه اهل اين كار بودند از عرصه نمايش رانده شدهاند. ستونهاي تئاتر ما از هم پاشيده شدند. وقتي اركان تئاتر كشور را خواسته يا ناخواسته از صحنه خارج ميكنند، هويت در نمايش از بين ميرود.
وي تصريح كرد: اگرچه تئاتر كشور ما عمر 50 ساله دارد، اما وقتي اولين تئاتر جديد را «نوشين» پايهگذاري ميكند، نام آن را ميگذارد «فردوسي» و اين يعني توجه به هويت ايراني در تئاتر. اما حقيقت اين است كه امروز، همانطور كه گفتم؛ ستونهاي اصلي تئاتر ما از هم پاشيده شدهاند و اين باعث كمرنگ شدن هويت ايراني در آثار نمايشي است.