خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و هنر - سينما
بهمن قبادي كارگردان “لاكپشتها هم پرواز ميكنند” سه پروژهي ساخت فيلم را در پيش رو دارد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در حالي كه فيلم ”لاك پشت ها هم پرواز ميكنند“ از روز 30 بهمن ماه به صورت محدود در آمريكا اكران ميشود سايت اينترنتي monster and critics با بهمن قبادي، كارگردان اين فيلم گفتوگويي داشته است:
قبادي با بيان اينكه من هرگز خارج از كردستان يا ايران زندگي نكردهام.من در شهري در كردستان ايران در مرز ايران و عراق متولد و بزرگ شدم گفت: در سن 11 سالگي پدرم براي اينكه خانوادهام را از درگيري حاكم بر آن منطقه حفظ كند، از آن منطقه خارج كرد، اما همچنان در ايران زندگي كرديم، زماني كه به تهران آمدم، نميتوانستم دود و آلودگي و سر و صدا را تحمل كنم. در اين شهر نه ميتوانم خوب فكر كنم و نه ميتوانم كار كنم. بيشتر ترجيح ميدهم در آرامش تمام بر ساخت فيلم متمركز شوم.
وي در پاسخ به اينكه چرا شما فيلم لاك پشتها را در كردستان عراق فيلمبرداري كرديد و چرا در ايران، زادگاه خودتان فيلم نساختيد گفت: در زمينهاي كردهاي عراق مملو از مين است و كودكان فلج و يتيم نيز در آن طرف بسيار زياد هستند. حتي اگر تركيه به من اجازه دهد، دوست دارم فيلمي در تركيه بسازم. من دوست دارم تمام جنبههاي اين درگيريها را ببينم و در عين حال دوست دارم تمام جنبههاي اين درگيريها را به مخاطبانم نشان دهم. كردها مرزهاي هيچ كدام از اين سه كشور را به رسميت نميشناسند. آنها بدون توجه به اين مرزها، ملت خود را دارند. از سوي ديگر وضعيت حاكم بر كردهاي تركيه بسيار بدتر از عراق است.
قبادي دربارهي انتخاب بازيگران فيلم نيز گفت: اين پروسه بسيار طولاني بود. 300 تن من را در مراحل پيش توليد ياري كردند. در اين منطقه نه هنرپيشهي حرفهيي وجود داشت و نه يك صنعت فيلم و نه حتي مفهوم هنرپيشگي. ما ميبايست هنرپيشههاي خودمان را پيدا ميكرديم. عوامل پيش توليد من با دوربينهاي خود از شهري به شهر ديگر ميرفتند و از كودكاني كه احتمالا براي اين نقشها مناسب باشند، عكس ميگرفتند. تمام اين كودكان اهل كردستان عراق هستند. به گزارش ايسنا وي افزود: “آواز لطيف”، دختر نقش اول اين فيلم در دهكدهيي زندگي مي كرد كه برق نداشت و جويي كاملا روستايي بر آن حاكم بود. “سوران ابراهيم” كه نقش “ستلايت” را در اين فيلم بازي ميكرد، تنها كودك اين فيلم بود كه نكاتي را دربارهي تلويزيون ميدانست. من براي مدتي با اين كودكان زندگي كردم، براي آنها بياندازه احترام قائل هستم.من ميبايست شرايطي فراهم ميآوردم كه آنها در كنار دوربين احساس آرامش ميكردند. من ميخواستم آن طوري كه هستند از آنها تصور بگيرم.
اين فيلمساز در پاسخ به اينكه آيا به راستي بچههاي كرد مينها را از زمين در ميآورند و آنها را ميفروشند؟ آيا “هيرش فيصل”، بازوهايش را در يك چنين حادثهيي از دست داده بود؟ اظهار داشت: بسياري از كودكاني كه بازوهايشان را در اثر انفجار مين يا بمبهاي عمل نكرده از دست دادهاند، دچار ضربهي روحي شدهاند و نميتوانند صحبت كنند. هيرش فيصل متفاوت از ساير بچهها بود. زماني كه تنها هفت سال داشته است در منطقهيي با بمبهاي عمل نشده بازي ميكرده است و در آن زمان پرندهيي در سيمهاي برق اين منطقه گير كرده بود و او اين پرنده را از سيمها آزاد كرده بود. اما هنگام اين كار برق با ولتاژ بالا بازوهايش را سوزانده بود. با وجود اين حوادث، او هيچ ترسي از دوربين نداشت و با بازي در اين فيلم موافقت كرد.
قبادي افزود: اينكه بچههاي كرد اين مينها را در ميآورند و ميفروشند، كاملا حقيقت دارد. خريدار اين مينها، جزيي از يك سازمان بزرگتر است كه اين مينها را بار ديگر به دولت ميفروشد. دولت بار ديگر اين مينها را در زمين ميكارد تا براي درگيريهاي آتي از آنها استفاده كند. اين چرخه هرگز به پايان نميرسد. بچهها كشته ميشوند؛ مينها در آورده ميشوند و بار ديگر كاشته ميشوند و كودكان بيشتري هنگام درآوردن آنها بار ديگر كشته ميشوند. اين تراژدي اين منطقه است.به گزارش ايسنا،قبادي همچني درباره اينكه چرا قصد دارد فيلم بعديش را در شهر بسازد گفت: بخشي از اين فيلم در شهر فيلمبرداري ميشود، بخش ديگر در روستا. من در حقيقت سه پروژه را در سر دارم. اولين پروژه دربارهي مرگ موزارت است. دومين فيلم با هنرپيشگي يك ستارهي آمريكايي است. من نميتوانم نام اين هنرپيشه را به شما بگويم چرا كه در حال حاضر در مرحلهي مذاكره با او هستم. اين فيلم يك كمدي است و در پاييز سال 2005 فيلمبرداري ميشود. سومين فيلم به طور كل در شهر فيلمبرداري ميشود و به مشكلات شهرنشيني ميپردازد. اين فيلم دربارهي من و پدرم است.