شايد تا قبل از پيدايش وسايل ارتباط جمعي انسانها چندان از آداب و آيين همديگر اطلاع نداشتند، ولي با گسترش تكنولوژي و به تبع آن فناوري ارتباطات، انسانها به راحتي در اين دهكده جهاني با آداب و سنن همديگر آشنا ميشوند و درخواهند يافت كه چندان تفاوت اختلافي باهم ندارند.
اگر از لحاظ رنگ و زبان و دين تفاوت دارند، ولي نيازها و آرمانهاي آنها يكي است، آداب و آيين و رسوم آنها به هم شباهت دارد، زيرا كه غمها و شاديها آنها شبيه هم است. مهمترين آييني كه مردم جهان برگزار ميكنند آيين سال نو است. در اين آيين گسترده اشتراكات فراوان و زياد است و ملتهاي سراسر جهان نيز آن را برگزار ميكنند، اشاره به برخي از اين وجوه اشتراك بيانگر ملتها - اين تن واحد جهاني – را بهتر تصوير ميكند.
در تاريخ اجتماعي انسانها آيينها و رسومي وجود دارد كه باتوجه به تفاوت مذاهب، عقايد و حتي تفاوتهاي قومي، داراي وجوه اشتراك و هماننديهاي فراواني است، بهگونهاي كه برخي از انديشمندان در تحليلهاي خود فرهنگ و باورهاي بشري را برخاسته از منشاء و مبدأيي واحد تلقي كرده كه به مرور زمان و براثر تحولات ژئوفيزيكي، اجتماعي، سياسي و حتي براي بهدست آوردن نيازهاي شخصي از مبدأ اوليه جدا شده و در سراسر گيتي گسترده شدند. با اين وصف بشر نيازهاي روحي خود را به نوعي حفظ كرده و در آيينها و آداب خاص آن را بروز داده تا موجبات شادي و راحتي روح خود را فراهم آورد. بسياري از اين آداب و رسوم در تظاهرات شاديانه به منصه ظهور ميرسند، آدابي كه اغلب در قالب جشن سالنو و يا جشنهاي مشابه اجرا ميشوند داراي هماننديهاي بسياري هستند كه در حقيقت ميتوان گفت بيانگر نيازهاي واحد بشري است.
در آيينهاي سال نو در كشورهاي مختلف، مردم در اقصا نقاط جهان گاهي يك عمل را به طور مشترك انجام ميدهند، بهگونهاي كه گويي اين مردم داراي يك عقيده و يك باور مشترك هستند.
آيينهاي سالنو در ايران با وجود تنوع اقليمي و قومي از وجوه اشتراك زيادي برخوردار هستند. اما وقتي كه اين آيينها در واحد كلي ايران با آيين و آداب كشورهاي مختلف تطبيق داده ميشود، همساني و همآييني بشريت بيشتر نمود پيدا ميكند.
مهمترين و در حقيقت اولين وجه در آيينهاي شاديانه باور به تغيير سال و آمدن سال نو و يا سال جديد است. امروزه هيچ ملتي نيست كه داراي سال نو نباشد و به مناسبت آمدن سال جديد به جشن و پايكوبي نپردازد.
انديشمندان معتقدند باور به سال نو در واقع باور به حيات و بقاي بشري است و بيانگر اميد و آرزوي انسانهاست. همانگونه كه در ايران سال جديد را تغيير حال و روزگار انساني ميدانيم و آمدن سال نو را به فال نيك ميگيريم، در كشورهاي ديگر نيز اين باور وجود دارد. همانگونه كه ايرانيان ورود به سال جديد را جشن ميگيرند، مردمان كشورهاي ديگر نيز در آغاز سال نو به شادماني ميپردازند.
ايرانيان از اوايل اسفند در تكاپوي سال جديد هستند، وسائل قابل شستوشو را ميشويند. وسايل كهنه را از خانهها دور ميكنند، لباسهاي نو ميخرند و گويي در انتظار عزيزي مينشينند كه بعداز سالها بر ميگردد. اين چنين آييني را مردم «ويتنام» نيز دارند. ويتناميها براي سالنو مراسم باشكوهي را از گذشتههاي دور برگزار ميكنند. آنها نيز يك ماه پيش از طول سالنو به تميز كردن خانههايشان ميپردازند و همچون ايرانيان به ديد و بازديد ميروند و كوچكترها از بزرگان خود هداياي مختلف ميگيرند.
كرهاي ها نيز قبل از عيد به نظافت منزل ميپردازند و شرايط را براي آغاز سال جديد مهيا ميكنند. در اكثر مناطق ايران معمولاً سالنو را با كلامالله مجيد و آب و گل آغاز ميكنند كه اين سه نشانه خير و بركت است و دفع بلا و شر ميكند، اما كرهايها با حصير وني الك خاصي ميسازند كه بنابه اعتقاد آنها، آنان را از اتفاقات ناخوشايند و شيطاني دور ميسازد. همچنان كه بنگاليها پنج شاخه درخت انبه را درون كوزهاي كه از آب مقدس و رنگ قرمز پر است قرار ميدهند، تا براي خانوادهشان خوشبختي را به ارمغان بياورد.
ترديدي نيست كه برخي از سمبلها و نمادها در ميان انسانها از حالت يك باور صرف سطحي به اعتقادي عميق و آيين تبديل شده است. اما بسياري از سمبلها كه درايام سال نو از آنها استفاده ميشود، تابوهايي هستند كه قالب ديني ندارند ولي از شاكله باورمندي برخوردارند و حداقل آنكه به عنوان نمادهاي عرفي در جامعه جايگاه خاصي دارند. چنانكه حتي در ايران برخي از آيينهاي نوروزي با دين و عقيده مذهبي چنان درهم آميختهاند كه ديگر در مقام تابو، نمينشينند، بلكه جزو اعتقادات ديني محسوب ميشوند. استفاده از كتاب مقدس الهي در سالنو از فطرت عالي بشري سرچشمه ميگيرد كه به اعتقاد ما ايرانيان اين كتاب كه صاحب آن الله است. حافظ پيروان و معتقدان خود است. براين اساس چنين هماننديها بيشتر نشانگر فطرت و نيازمندي دروني يگانه آدمي است.
مردم ژاپن نيز داراي رسم خانهآرايي و پاكيزهسازي آن قبل از سال جديد هستند. در بسياري از مناطق ايران آغاز سال نو با دميدن شيپور و گاهي با شليك تفنگ همراه است، ژاپنيها نيز در آغاز سال نو با زنگولهاي خاص 108 صداي مختلف ايجاد ميكنند كه بيانگر حلول سال نو است. كرهايها نيز شب سال نو 33 دفعه به ياد 33 جنگجوي باستاني زنگولهاي را به صدا در ميآورند و در بلغارستان هنگام سالنو زنگها نواخته ميشود.
در بسياري از اين كشورها بعداز سال نو مردم به ديد و بازديد هم ميروند و بزرگترها به كوچكترها عيدي مي دهند.
آنگولاييها مانند ايرانيان در شب عيد غذاهاي خوشمزه طبخ ميكنند و يكي از غذاهاي مورد علاقهشان ماهي و برنج است. آلمانيها نيز در شب سالنو ماهي كپور را كه نماد دارايي و تمول است طبخ ميكنند.
چينيها كه از لحاظ كميت آيين در رأس همه ملتها قرار دارند، جشن سال نو را با شكوه بسيار گرامي ميدارند و چون ايرانيان اين جشن را در آغازفصل بهار برگزار ميكنند. همانگونه كه ما هر سال را به نام حيواني ميناميم آنها نيز هر سالشان با نام حيواني آغاز ميشود كه در حقيقت سال جديد، با خصوصيات آن حيوانات آغاز ميشود.
در برخي از منابع ايراني آمده است سفرههايي كه ايرانيان تزئين ميكنند و غذاهاي رنگارنگ و لذيذي روي آن قرار ميدهند براي فروهرها و ارواح گذشتگان است، چينيها نيز آيين مشابهي دارند. بهگونهاي كه در اولين شب عيد تمام اعضاي خانواده گردهم جمع ميشوند و غذاي مفصلي تهيه ميكنند، اما پيش از خوردن غذا آن را به خدايا نشان تعارف ميكنند.
چينيها و ويتنامي ها در سال نو رقص مشتركي به نام «رقص اژدها» دارند. اژدها براي اين دو ملت نماد توانايي، قدرت فرا انساني و در عين حال خير و بركت است.
ما ايرانيها در آخرين چهارشنبه هر سال آتش روشن ميكنيم و از روي آن ميپريم. همانند ايران در كشورهاي ديگر نيز روشن كردن آتش يكي از آيينهاي تابع سالنو است؛ كشورهايي چون چين، دانمارك، ويتنام، آرژانتين، اسكاتلند و در آسياي ميانه قرقيزستان، قزاقستان و تاجيكستان، ازبكستان و .... هركدام از سمبل آتش به نحوي بهرهبرداري ميكنند، گرچه شكل اجرا و يا نيازخواهيها كمي متفاوت است، اما وجود آتش در جشن سالنو در ميان ملتها در نوع خود امري قابل بررسي و قابل توجه است.
در باور اكثر اين ملت ها آتش بيانگر قدرت خورشيد و در عين حال پاككننده و سوزاننده تمام آلودگيهاست. اگر در ايران از روي آتش ميپرند و ميگويند: «سرخي تو از من / زردي من از تو» در واقع سرخي آتش همان توانايي و قدرت اوست و زردي آدمها نشانه نقاهت، بيماري و يأس است. حتي برخي معتقدند كه اساساً بيان واژههاي «زردي» و «سرخي» در حقيقت نادرست است، زيرا به گمان آنها در قديم مردم مي گفتند: «سردي من از تو / گرمي تو از من» كه در هر صورت اين داد و ستد با يكي از عناصر طبيعي و در عين حال نمادهاي سالنو مبين باوركهن آدمي به تواناييهاي خورشيد (بهعنوان مادر آتش) و يا آتش در تطهير روح آدمي است.
هنوز در برخي از مناطق ايران مردم معتقدند وقتي كه سالنو ميشود كسي بايد اول قدم به خانه بگذارد كه پاكيزه، خوش طينت و اخلاقنكوي انساني داشته باشد و به اصطلاح ميگويند: «پاي او سبك باشد» اين رسم در ميان مردم دوسوي البرز خصوصاً مازندران وجود دارد و جالب است كه اسكاتلنديها نيز رسمي شبيه همين آيين دارند. آنها به اين رسم «قدم اول» يا «اولين گام» ميگويند. كسي كه پس از نيمه شب سال نو قدم وارد خانه ميگذارد بايد در وهله اول مرد باشد و دوم اينكه خوشبختي را براي يك سال به خانه آنها به ارمغان بياورد.
كرهايها در شب اول سال جديد نميخوابند، زيرا معتقدند كه هركسي شب اول سال نو بخوابد مژهها و ابروهاي او سفيد ميشود، ولي هنوز در ايران رسم است كه ميگويند كسي كه در آغاز سال نو مشغول هر كاري باشد تا پايان سال به همان شكل خواهد ماند، اگر درخواب باشد، تا پايان سال بيشتر وقت او درخواب خواهد گذشت، اگر غمگين باشد، اين غمگيني او را رها نميكند، شايد به همين علت است كه مردم آمريكاي جنوبي تا نيمههاي شب بيدار ميمانند و سعي ميكنند در آغاز سالنو شاد باشند.
شكي نيست كه براي ريز شدن در آيينهاي كشورها و ملتهاي جهان ميتوان مصداقها و تشابهاتي فراواني يافت.
البته تشابهات مطرح شده در اين مقال فقط به بخش آييني سال نو اشارهاي گذرا داشت كه بيشتر از ويژگي شادي و سرور پايكوبي برخوردار بود. چيزي كه در اين تشابه آييني به چشم ميخورد نياز بشر به شادي و سرور است. انسانها از هر بهانهاي براي روشنايي و راحتي روح خويش بهره ميگرفتند. هر چيزي كه بتواند رايحه روح بشري و آسايش باشد در قالبهاي خاص خويش و زمان و موقعيت مشخص اين مسؤوليت را به عهده ميگيرد. قالبي كه آدمي خود آن را ميآفريند و لحظهاي و دقايقي از آن بهره ميگيرد.
از سوي ديگر در آيينهاي غيرشاديانه باز هماننديهاي زيادي وجود دارد. كه نميتوان اين هماننديها را اتفاقي دانست، بلكه ميتوان منشأ واحد آرزوها، آمال، تخيلات، خندهها و گريههاي انساني پي برد. گاهي شايد انسانها در مقام استفاده از شئي يا كالا و يا پارچهاي رنگها را تغيير بدهند، اما مهم اصل اجرا و آيين آن است. اگر در ميان ملتي لباس مراسم عروسي سفيد است در، بين ملت ديگر لباس قرمز نماد عروسي و شادي است، كه اينها فقط رنگ تغيير كرده است نه نفس آيين. واقعيت اين است كه باتوجه به گستردگي كره خاكي و دور دستيها و فاصله زياد ميان ملتها، ولي بايد گفت:
«بنيآدم اعضاي يك پيكرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوي بهدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار