مطلب زير گزارش فرناندو بائز نويسنده تاريخ جهان سوزي كتاب و پژوهشگر تاريخ ونزوئلايي است كه درخصوص انهدامهاي تاريخي كتابخانههاي جهان در طول اعصار پژوهشميكند و متخصا اين رشته به شمار ميآيد. او از افراد كليدي پروژه ؤبت جزييات نابودي اخير گنجينههاي فرهنگي و مذهبي عراق بوده است. صورت برداري اين نويسنده نابودي اخير مظاهر و گنجينههاي فرهنگي عراق و نكوهش عملكرد امريكا و متحدين آن در اين رابطه و متهمساختن آنان به عدول از مواد كنوانسيون 1954 لاهه كه مسووليت حراست ميراث فرهنگي كشور شكست خورده را بر دوش كشور پيروز ميگذارد خشم واشنگتن را نسبت به اين نويسنده برانگيخته است تا جايي كه حتي از دادن ويزا به او به منظور شركت در كنفرانسي درباره همين موضوع خودداري ميكند. اين نويسنده كه حق بازگشت به عراق به منظور ادامه تحقيق مفصلتر را از سوي امريكا از دست داده، ميگويد:اين ديگر خيلي بيجاست براي اينكه ما همهچيز را به قدر كافي ؤبت كرده و فيلمبرداريها وعكسبرداريهاي لازمهيي را كه بعدها به عنوان سند غارتها و انهدامها ارايه خواهد شد انجام دادهايم. انگيزه پژوهش تاريخي او در خصوص نابودي كتابخانهها به خاطرات دردناك كودكي او و مشاهده از ميانرفتن كتابخانه شهرش سان فليكس )جنوب شرقي ونزوئلا( در اؤر سيل برميگردد. او از همان اوان كودكي كتابخانهها راگرامي ميداشت. در ساعاتي كه پدر و مادرش به كار روزانه مشغول بودند و او به حال خود نزد اقوامي كه در كتابخانه شهرداري شاغل بودند رها ميشد وتمام روز را به مطالعه ميگذراند.
حاصل نهايي تحقيقات او در كتاب تاريخ جهاني كتابسوزي منعكس است. او در اين كتاب نابودي فاجعهآميز كتاب وكتابخانههايي نظير كتابخانه اسكندريه كه در سال 48 قبل از ميلاد كاملا سوخت و از ميان رفت يا كتابسوزيهاي ميليوني نازيها را به ؤبت رسانده و مورد تحليل قرار داده است.
عدول امريكا از مواد كنوانسيون لاههكه صراحتا بر حفاظت اموال فرهنگي كشورها در زمان جنگتاكيد دارد جرمي است كه قانونا جنايي محسوب شده و درست به همين دليل است كه واشنگتن از امضاي اين عهدنامه و سند الحاقي سال 1999 به آن خودداري ميورزد. ممكن است كه همين مساله،خود يكي ديگر از دلايلي باشد كه دولت جرج بوش چنين مصرانه خواستار مصونيت حقوقي سربازان امريكايي ميشود. در اين جريان البته نه تنها امريكا بلكه متحدين او در اين جنگ نيز مقصر محسوب ميشوند. البته گزارشاتي هم داريم از اينكه مردم عراق به غارت موزهها و كتابخانهها دست ميزدند.اما جرم ارتش امريكا مسامحهكاري و سرباز زدن از وظيفه قانوني خود يعني حفاظت كتابخانهها، موزهها و اماكن تاريخي است. امريكا عليرغم هشدارهاي قبلي سازمان يونسكو، سازمان ملل،انستيتو مطالعات شرقي دانشگاه شيكاگو و شخا مارتين سوليوان سرپرست سابق كميته مشورتي رييس جمهور در امر ميراثهاي فرهنگي در اين زمينه كوتاهي كرده است. عراقيهايي كه به اين غارتها دست زدهاند اهمالكاري امريكاييها را چراغ سبزي در اين غارت بيحساب تعبير كردهاند.
جرم امريكاييها نه فقط اهمالكاري بلكه تخريب آشكار است. در ماه مه سال 2004 يعني يك سال پس از خاتمه جنگ و در جريان رويارويي با مبارزان طرفدار مقتدي صدر، در اؤر آتش سربازان امريكايي و متحدان آنها 4000 اؤر خطي مذهبي سوخته است. سربازان امريكايي به محض اينكه دريافتند كه شهر «اور» در جنوب عراق محل تولد ابراهيم نبي بوده شروع كردند به كندن آجرهاي قديمي و آنها را به عنوان سوغات با خود بردند.
اواخر ماه مه سال 2004 عدهيي از كارابينيارهاي ايتاليايي كه قصد داشتند آؤار تاريخي دزدي را از مرز كويت خارج كنند دستگير شدند. بنا به گزارش موزه بريتانيا سربازان لهستاني بخشي از خرابههاي بابل در جنوب بغداد را منهدم كردهاند. همين تازگيها معلوم شده كه سربازان لهستاني وسايل نظامي سنگين خود را تا نزديكيهاي كاخ بختالنصر كه قدمت آن به قرن ششم پيش از ميلاد ميرسد برده و قسمتي از آن را آسفالت كرده و به آن خسارتهاي جبرانناپذيري وارد آوردهاند. برخيها نيز سعي كردهاند آجرهاي دروازه «اشتر» را كنده و با خود ببرند. به همه اينها فروريختن قسمتي از ديوارهاي باستاني را به دليل تردد مداوم نفربرهاي امريكايي و هليكوپترهاي آنها بايد اضافه كرد.سربازان امريكايي روي ديوارهاي تاريخي يادگارهايي نوشتهاند نظير «من اينجا بودم» ، «من عاشق مري هستم» اتهام ديگري كه به ايالات متحده وارد ميشود اين است كه آنان كشور عراق را روي همرفته ناامني ساخته وشرايطي كه نابودي فرهنگي اين كشور را آسانتر ميسازد فراهم آوردهاند. اين وضع در آينده به وخامت بيشتري خواهد گراييد چرا كه نا امني قضايي بر اين كشور حاكم است. دونالد رامسفلد در بحبوحه غارت ميراث فرهنگي عراق تا آنجا پيش رفته بود كه در يك جا گفته بود،«غارت و تاراج چيزي نيست كه كسي اجازه آن را صادر بكند يا نكند. اين چيزي است كه خودبهخود پيش مي آيد» و امروزه عراق در حكم ميدان عمل تروريستهاست و گنجينههاي فرهنگي آن در آينده نيز از مصونيت برخوردار نخواهد بود.
مقامات پنتاگون و وزارت خارجه تلاش ميكنند آؤار منفي عمل خود را به گونهيي لاپوشاني كنند .پليس نظامي امريكا وسيلهساز بازيابي مجسمه «بانوي ورقا» كه به موناليزاي بين النهرين شهرت دارد بوده است. اين مجسمه مرمرين 5200 سال قدمت دارد و از اولين آؤار هنري تاريخ بشر كه در آن چهره انسان تصوير ميشود به شمار ميآيد. ارزش مالي «بانوي ورقا» به حدود 100 تا 150 ميليون دلار ميرسد. يك لوح خط ميخي سوري يا يك لوح آشوري ميتواند خارج از مرز حتي تا 57 هزار دلار نصيب دارنده آن بكند. برخي از عراقيها شروع كردهاند به خريداري كتابهاي قديمي و آنها را به كتابخانهها باز ميگردانند. ابعاد خسارتها با اين همه از اندازه خارج است. حدود يك ميليون جلد از كتابهاي كتابخانه ملي بغداد سوخته است كه از آن ميان ميتوان به اولين نسخه هاي دستنويس «هزار ويكشب» و رسالههاي رياضي عمر خيام و مقالاتي از ابنسينا و ابن رشد اشاره كرد.
گزارشات اوليه درباره مفقود شدن آؤار تاريخي از موزه ملي عراق از رقمي حدود 170 هزار سخن ميگفت، بعدا ولي مشخا شد كه 25 اؤر معروف و حدود 14000 اؤر كمتر شناخته شده ناپديد شده است،بنابه گفته سرهنگ مايتوبوگدانوس، )سرپرست پروژه بازيابي آؤار به سرقت رفته( اعلام بخشودگي عمومي باعث بازگرداندن 35000 اؤر شده است. با اين همه علاوه بر كتابخانه و موزه ملي، كتابخانه الاوقاف كه 5000 اؤر دستنويس و اسلامي را در خود جا ميداد و نيز كتابخانههاي دانشگاهي و كتابخانه بيتالحكمه،دچار خسارت شدهاند.
در اين گيرودار رويهم رفته حدود 10 ميليون سند از ميان رفته است. اين در حالي است كه بسياري از كساني كه امريكا را در حمله به عراق تشويق ميكردند به قشر آكادميك تعلق دارند. اين هم يكي ديگر از پارادوكسهاي جهان ما است كه مخترعين «كتاب الكترونيكي» به بينالنهرين يعني مهد تمدن بشر و محل تولد كتاب و تاريخ باز ميگردند و همانها را نابود ميكنند.