دوشنبه 5 ارديبهشت 1384

دگما ده ساله شد، گاردين، ترجمه:امير نورى زاده، ايران

لارس فون تريه
لارس فون تريه

در مارس ۱۹۹۵ لارس فون تريه كارگردان دانماركى و سازنده آثارى چون رقصنده در تاريكى وداگ ويل، طى كنفرانسى در پاريس پيرامون آينده سينما، جزوه اى را در ۵۰۰نسخه در سينماى اودئون در بين حاضران توزيع كرد. در اين جزوه آمده بود: اكنون بيش از هر زمان ديگرى از فيلمهاى مصنوعى و پرزرق و برق تقدير مى شود. در ادامه مطالب اين جزوه ده اصل در قالب مانيفستى به نام دگما ۹۵ مطرح شده بود كه شيوه جديدى را در فيلمسازى مطرح مى كرد. براى مثال فيلمسازان دگما در لوكشين هاى واقعى و با دوربين سردست ساخته مى شدند و صدا، موسيقى و يا جلوه هاى ويژه به اين فيلمها اضافه نمى شد. در آن زمان اين اقدام فون تريه با بى تفاوتى اكثر فيلمسازان مواجه شد ولى اين تلاش او نتايج قابل توجهى به همراه داشت. چهار فيلم اول دگما توسط «برادران دگمايى» ساخته شدند، كه عبارت بودند از: توماس وينتربرگ (جشن)، لارس فون تريه (احمق ها)، سورن كراگ ياكوبسن (ميفونه) و كريستين لورينگ (پادشاه زنده است) و تأثير بسيارى بر فضاى جشنواره هاى جهانى و گيشه سينماها داشتند. ده سال پس از گذشت اين روند تازه در تاريخ سينماى جهان دگما ۹۵ هنوز با قدرت پيش مى رود وسى و پنجمين فيلم دگما به نام «در دستان تو» به اكران درآمد. به نظر مى رسد اكنون زمان قضاوت درباره عملكرد اين موج سينمايى از زبان دست اندركاران و صاحب نظران فرا رسيده است.
پيتر آلباك نيسن (تهيه كننده و مؤسس شركت زنتروپا)
من در ابتدا مطمئن بودم كه دگما فاجعه آميز خواهد بود و حتى پس از تماشاى احمق ها و جشن تغيير عقيده ندادم ولى وقتى در جشنواره برلين فيلم ميفونه را ديدم، با خودم گفتم مثل اينكه دارد اتفاقاتى مى افتد. زنتروپا به ساخت ۱۰فيلم دگما كمك كرد و ۸فيلم از بين آنها سودآور بود. ما بدون مطالعه فيلمنامه از فيلمها حمايت مالى كرديم و به سرمايه گذاران اعلام كرديم كه اعمال نفوذى بر فيلمها نداشته باشند. پس چرا حالا نبايد از فيلمهايى حمايت كنيم كه بسيار ارزانقيمت هستند ولى به بهاى گزافى فروخته مى شوند و مهمتر از همه به بازاريابى احتياجى ندارند؟ از ديدگاه تجارى دگما يك معجزه اقتصادى بود.
مايك فيگيس (كارگردان)
دگما همچون انقلابى بود كه مى توانست مسيرهاى مختلفى را بپيمايد ولى اصلى ترين دليل وقوع آن حضور تكنولوژى بود. از نگاه من فيلمسازان دگما همچون افراد فرقه اى هستند كه بايستى تا به انتها به اصول تعريف شده برايشان وفادار بمانند ولى اين روزها افراد زيادى از پارامونت تا كشورهاى شرق اروپا مى خواهند به آنها بپيوندند. فيلم دگمايى كه من واقعاً آن را مى پسندم جشن است كه شايد تحت شرايط ديگر ساخت آن بسيار مشكل بود.
كريستين لورينگ (كارگردان)
اگر شما به كارنامه هنرى كارگردانان كه يك فيلم دگمايى دارند نگاه كنيد، متوجه مى شويد فيلم دگما آنها بهترين كارشان است. من با اكثر آنها در اين زمينه صحبت كرده ام و همه آنها - حتى لارس فون تريه - با اين نظر من موافق هستند. او هميشه اين فرضيه را داشت كه فيلم دگما بايستى در بين ساير فيلمها شاخص باشد و فكر مى كنم اكثر فيلمهاى دگما اين خصوصيت را دارا هستند. گرچه خود من هم عضوى از اين موج بودم ولى خودم را صددرصد تابع قوانين آن نمى دانم و فكر نمى كنم ديگران هم به جز اين فكر كنند.
نيك برومفيلد (مستندساز)
فيلمهاى مستند قوانين سختگيرانه زيادى دارند: صداى اريژينال، فيلمبردارى در يك برداشت، حداقل نورپردازى و اگر بخواهيم قوانين دگما را با اين قوانين مقايسه كنيم، درمى يابيم كه با شرايط ساده ترى براى فيلمسازى مواجه هستيم. فيلمسازان دگما مى توانند با بازيگران حرفه اى كار كنند و ديالوگها را در فيلمنامه داشته باشند. مزيت بزرگ فيلمسازى به شيوه دگما اين بود كه تمركز خود را معطوف به الفباى فيلمسازى كرد.
آنت اولسن (كارگردان)
من فيلمسازى به شيوه دگما را نوعى بازى هنرى با توانايى شخصى ام در فيلمسازى تلقى مى كنم و آن را آيينه مجسم قدرت فيلمسازى ام مى دانم درست مثل وقتى كه صبح بدون هيچ آرايشى مقابل آينه به صورتم نگاه مى كنم. اما به عقيده من نقطه ضعف دگما در صدابردارى است و گاهى در فيلمهاى دگما صدا به قدرى بد است كه شما نمى توانيد ديالوگها را بشنويد به همين علت من در فيلمهايم هميشه از سه ميكروفون استفاده مى كنم.
هارمونى كورين (كارگردان)
دگما مرا ناچار ساخت تا به شيوه اى خاص فيلم بسازم و من ايده پيروى از اين دستورات را كاملاً مى پسندم من بعد از ساخت فيلم اول خودم به دانمارك رفتم و با لارس فون تريه و توماس وينتربرگ جلسات متعددى داشتم و آنها پس از تماشاى فيلم من نظراتشان را اعلام كردند وبه نوعى مرا در جمع برادران دگما پذيرفتند.
برنارد رز (كارگردان)
زمانى كه من فيلم دگمايى Ivansxtc را ساختم، قانون جديد را هم به دگما اضافه كردم و آن عدم استفاده از مدير برنامه براى ساخت و بازاريابى فيلم بود. ولى بايد اعتراف كنم كه يك ماده دگما در مورد عدم استفاده از موسيقى براى فيلم را قبول ندارم و به عقيده من كارگردان بايستى قادر باشد هر زمان كه صلاح ديد از موسيقى استفاده كند و از نقطه نظر من رعايت اين قانون دگما مى تواند به اعتبار يك كارگردان لطمه بزند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دان ميريك (كارگردان)
ما به شكل كاملاً ناخواسته در خلال ساخت فيلم پروژه بلروويچ از قوانين دگما پيروى كرديم و من به همان اندازه كه از اسپيلبرگ تأثير پذيرفته ام، از لارس فون تريه هم نكات زيادى را آموخته ام به عقيده من لازم بود كه يك زمان فيلمسازان به اصول اوليه فيلمسازى بازگردند و از ظواهر تكنولوژيك فاصله بگيرند و حالا دگما اين اقدام را انجام داده است.
پاپريكا استين (هنرپيشه چهارفيلم دگما)
من هميشه از فضاى خوب اين فيلمها لذت برده ام حتى اگر كارگردان فيلم فرد سختگيرى مثل لارس فون تريه باشد. براى مثال در فيلم احمق ها يك صحنه قرار بود كه بداهه باشد ولى لارس ۱۳ برداشت از آن انجام داد. اما من نمى خواستم كه فقط براى بازى در فيلمهاى دگما تا آخر عمرم شناخته شوم و به همين خاطر حالا چندان دوست ندارم در فيلمهايى از اين دست بازى كنم.
توماس وينتربرگ (كارگردان)
زمانى كه ما قوانين دگما را نوشتيم، تصور نمى كرديم بتوانيم با عده زيادى ارتباط برقرار كنيم و به همين دليل بود كه من از تأثيرات آن واقعاً شگفت زده شدم. من و لارس فكر كرديم كه فيلمسازان اين سالها از انجام چه كارهايى منع مى شوند و ما دقيقاً همان اصول را به عنوان اصول دگما انتخاب كرديم. ما چندان جدى به اين طرح فكر نمى كرديم و نگارش اصول ده گانه آن فقط ۴۵دقيقه طول كشيد. به عقيده ما پايبندى به اين اصول براى يك كارگردان در جريان اصلى سينما مى توانست به منزله خودكشى باشد. اما حالا كه دهمين سالگرد آغاز اين موج جديد رسيده، به اين فكر افتاده ايم كه آن را به دنياى بيرون و از طريق اينترنت بهتر معرفى كنيم. موج دگما مطلقاً روند خود را در سينماى امروز خواهد داشت ولى ما بايد اين موج را هر چه مؤثرتر و گسترده تر كنيم.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/21583

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'دگما ده ساله شد، گاردين، ترجمه:امير نورى زاده، ايران' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016