خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
عباس كيارستمي :من و امير نادري هر دو با هم كار فيلم سازي را شروع كرديم. او عكاس بود و من سازنده تيتراژ؛ او نقش مهمي در ايجاد سينماي جديد ايران برعهده داشت. ما دلتنگ آثار او در ايران هستيم.
محسن مخملباف :امير نادري يكي از عزيزترين، خودآموختهترين و شاعرترين فيلمسازان ايراني است. او يكي از استادان واقعي و يكي از بنيانگذاران سينماي جديد ايران باقي خواهد ماند. اگر چه او سالهاست كه در يك تبعيد خود خواسته زندگي ميكند. اما كوچه پسكوچههاي ايران همچنان رنگ و بوي روح قوي سينماي او را ميدهد؛ او چيزي را از ما نياموخت، بلكه خود سينما را ياد گرفت؛ زنده بايد جادو و شاعرانگي تصاويرش.
جعفر پناهي: نسل من به نسل پيشين سينماگران ايراني كه تصاوير جديدي به سينماي ايران عرضه كردند، مديون است. فيلمهاي آنان به ما آموخت كه چگونه واقعيات ببينيم. امير نادري سهم برزگي در آموزش نسل ما دارد؛ به ويژه او به ما نشان داد، چگونه روي پاي خود بايستيم و مقاومت كنيم.
اين اظهارات ٣ كارگردان سينماي ايران درباره امير نادري است كه دربرنامه بزرگ بزرگداشت امير نادري در نيويورك ودر سال هشتاد عنوان شده است. برنامه اي كه انجمن فيلم مركز فرهنگي لينكلن پس از حملات تروريستي ١١ سپتامبر در شهر نيويورك، برگزار كرده بود. كارگرداني كه مدت دوري او از ايران در سال ٨٤ به ١٩ سال مي رسد. از امير نادري نقل قول شده است كه مدت زمان دوري او از ايران ٢٠ سال خواهد بود . آيا او سال آينده به ايران باز خواهد گشت؟
/امير نادري و رابرت دنيرو/
به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، جديدترين فيلم امير نادري با عنوانهاي حصار صدا قرار است در چهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم تريبكا جشنواره متعلق به رابرت دنيرو به نمايش درآيد. اين جشنواره از ٣٠ فروردين تا ١١ ارديبهشت در شهر نيويورك با نمايش چندصد فيلم برپا ميشود. از مهمترين حوادث ويژه اين جشنواره فيلم كه در حوالي محله منهتن نيويورك (محل زندگي امير نادري) برپا ميشود ميتوان به بخش "نورافكن" جشنواره اشاره كرد كه داغ ترين فيلم نادري را به مدت زمان ١١٤ دقيقه به نمايش ميگذارد.
امير نادري : بنيانگذار سينماي نوين ايران//
امير نادري كارگردان جنوبي سينماي ايران كه هماكنون در آمريكا به كار خود ادامه ميدهد با ساخت فيلمهايي چون “دونده“، “ساز دهني“ و ”تنگنا” از بنيانگذاران سينماي نوين ايران به شمار ميآيد. امير نادري متولد ٢٥ مرداد ماه ١٣٢٤ در آبادان است. نادري از دوازده سالگي با تماشاي فيلمهاي خارجي در سينماي آبادان به سينما و نمايش علاقه پيدا كرد و بعد در تئاتر حافظ آبادان گاه نقشهايي كوتاه از بچهها را بازي ميكرد. آشنايي و پيوندش با سينما از فروش تخمه در سينما آغاز شد و با خريد و فروش بليت و بعد آپاراتچي شدن ادامه پيدا كرد. به دليل علاقهاش به عكاسي و آشنايياش با عليرضا زريندست به عكاسخانهها و استوديوهاي فيلمسازي راه پيدا كرد و فعاليت در سينما را با عكاسي صحنههاي فيلم ”قيصر” در سال ١٣٤٨ آغاز كرد. در سال ١٣٤٩ نيز براي فيلمهاي “حسن كچل“ و “پنجره“ عكس گرفت. او سپس به مدت شش ماه به لندن رفت و پس از بازگشت به ايران در سال ١٣٥٠ فعاليت فيلمسازي را با فيلم “خداحافظ رفيق” به عنوان كارگردان و نويسنده آغاز كرد. در سال ١٣٦٦ بعد از كارگرداني “دونده“ (١٣٦٣) و انتقادات تند نويسندگان سينمايي از آن و برخي مسائل ديگر به آمريكا مهاجرت كرد و كار فيلمسازي را در آنجا ادامه داد. از معروفترين آثارش در هجرت ميتوان به “منهتن از روي شماره“ (١٩٩٣) اشاره كرد. از بهترين فيلمهاي نادري در ايران هم ميتوان به خدا حافظ رفيق ،”تنگنا” (١٣٥٢)، ”تنگسير“ (١٣٥٣)، “ساز دهني“ (١٣٥٢) و “آب، باد، خاك“ (١٣٧٠) اشاره كرد.
/ نادري به روايت اسكويي /
مهرداداسكويي كارگردان مطرح سينماي مستند در پايان نامه خود درباره امير نادري مي نويسد: اووقتي چشم به جهان گشود، پدرش در قيد حيات نبود، در فيلمهاي انتظار، ساز دهني، مرثيه، ساخت ايران، دونده و آب - باد - خاك نيز آدمهاي محوري پدر ندارند نبود پدر براي آنها به اين معناست كه جز خود پشت و پناهي ندارند و تنها بايد به خود و به تواناييهاي خود متكي باشندهمچون خود نادري كه بدون پشتوانه و خود ساخته قدم به عرصه فيلمسازي ميگذارد. يكي از ويژگيهاي برخي از شخصيتهاي فيلمهاي نادري اين است كه در حالي كه خود به شدت محتاج پناه و تكيه گاهند، اما از موجود ناتواني نگهداري ميكنند خود نادري نيز در عين بيپناهي تنهايي و سرگرداني خود به عنوان والد به سرپرستي كودكان برادرش مي پرداخت، در حاليكه خود ماوي و سرپناهي نداشت.
/تنهايي دونده ماراتن /
نادري مدتي را در منزل اسفنديار منفرد زاده زندگي كرد. چند صباحي را نيز با سعيد راد گذراند يك مدت منزل شهريار قنبري بود و مدتي هم در خانه احمدرضا احمدي، مدت زيادي را هم در خانه كامران شيردل گذراند.
در فيلمهاي نادري بيشتر شخصيتهاي محوري، تنها به فكر خود و موقعيت و پيشرفت و ترقي خود هستند و به نوعي هيچ گونه وفاداري خاصي نسبت به ديگران ندارند. نادري شايد به اين دليل كه تمام زندگي يعني سرمايه و دارايياش را وقف سينما كرده، نميخواهد كه با تداوم ارتباط با افراد مختلفي كه به زعم او هيچ ثمرهاي برايش ندارند، فرصتي را كه ميتواند به سينما بپردازد، از دست بدهد هدف غايي او سينماست. براي نادري مهم نيست كه آن چيزي كه ديگران دوست دارند ببينند را بنويسد به همين لحاظ است كه نوجوانهاي تنهاي داستانهاي او بكر، صميمي و دوست داشتني هستند و نيز به همين دليل است كه نوشتهها و فيلمهاي او مانند كسي نيست جز خودش. زيرا او تجربههاي زندگيش را با كسي مشترك نيست.به نظر مي رسد كه نادري با اعتقاد به واقعيت زندگي كه از راه مطالعه عيني در مشاهدات و تجربههاي خود به دست آورده، بدون آنكه دخل و تصرف عمدهاي در واقعيت كرده باشد، آنها را به نوشته تبديل كرده است. نوشتههايي كه به وضوح تصويري است و حتي به نوعي دكوپاژ شده مينمايد. در اين رابطه جملههاي كوتاه و گاه ناقص و توصيفهاي فوري و گذران، بر هر چه تصويريتر شدن نوشتههاي او تاكيد دارد نوشتههايي كه گاهي ما را در لحظاتي با سادگي شيرين و غرابت دريافتها و منحصر به فرد بودنش، شگفت زده ميكند.
/بارديگر تنهايي /
در بخش پاياني پايان نامه اسكويي آمده است: نادري پس از سالها فيلمسازي و تجربه اندوزي به آدمي مشهور، شناخته شده و تاثيرگذار تبديل ميشود. رسيدن به اين مرحله، ديگر زندگياي آميخته با فقر و فلاكت و تنهايي، چون دوره اوليه زندگي او را بر نميتابد، اما نادري خود خواسته، با بيوفاييهاي مكرر در حق دوستانش كه او را در رسيدن به اين مرحله از شهرت و محبوبيت ياري كردهاند و با سفر به كشوري غريب چون آمريكا، بار ديگر به تنهايي پرسه زدن در خيابانها و زندگي تلخ و پرمشقت روي ميآورد. گويي او چون آدمهاي محوري تنهايش، براي خود نيز فيلمنامه مينويسد و همه عناصر را به شكلي در كنار هم قرار ميدهد كه تك افتاده و تنهايش بگذارند تا او بتواند براي ساخت آدمهاي تنهاي فيلمهاي بعدياش كه آمريكايي هستند باز به خود رجوع كند.
گزارش :ايسنا -محمدتاجيك