خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
مراسم بزرگداشت شاهرخ مسكوب عصر چهارشنبه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسن كامشاد - پژوهشگر ـ در ابتداي اين برنامه به نقل خاطراتي از مسكوب پراخت، سپس علي دهباشي - مدير مجله بخارا ـ بخشهايي از آثار مسكوب را براي حاضران خواند.
در ادامه، عبدالله كوثري ـ مترجم ـ درباره اهميت مسكوب براي نسلهاي جوان سخن گفت و اظهار داشت: آنچه مسكوب انجام داده تابع زمان و مكان نيست. مهمترين دغدغه مسكوب هويت ايراني و در اغلب كارهايش در جستوجوي اين هويت بود. در اين مسير هم چراغي راهگشا براي خود برداشته بود كه همانا زبان فارسي بود. وي ميگفت ايرانيان بهويژه بعد از حمله اعراب از اغلب شيوههاي بيان محروم شده و تنها زبان براي آنها ماند و اينگونه تفكر و تحولات فرهنگي را در زبان فارسي منعكس كردند.
وي با اشاره به پژوهش مسكوب در شاهنامه تصريح كرد: او در جستوجوي خود براي هويت، شاهنامه را انتخاب كرد و دليل روشني براي اين كار داشت؛ زيرا شاهنامه سه ويژگي دارد؛ اسطوره، تاريخ و زبانمان در شاهنامه است كه بررسي شاهنامه و تأويل داستانهاي آن محملي براي اين سه موضوع است.
اين مترجم خاطرنشان ساخت: مسكوب محققي نيست كه با مسائل خشك و كلاسيك برخورد كند. وي عاشق شعر و ادبيات بود. حافظ سعدي و هر نوشته زيباي ديگري را دوست داشت. او از نويسندگاني بود كه براي خود فكري داشت؛ نه اينكه تئوريهاي ديگران را نخوانده باشد، بلكه او بيشتر با توجه به منابع ايراني و استنتاجات خود عمل ميكرد.
وي افزود: مسكوب علاوه بر شاهنامه نگاه مفصلي به ساير متون منثور ما دارد و كاركردهاي زبان به خوبي در كتاب هويت ايراني و زبان فارسي مشخص شده، او كار كرد زبان را نزد عرفا و اهل دين مشخص كرده است، بنابراين بررسي او يكسويه نيست، بلكه آينهاي چندسويه روبهروي ماست كه شعر، اسطوره و تاريخ را در آن ميبينيم. در سير تحول فارسي مسكوب نقش زبان را جدا از تاريخ و استوره نميبيند.
كوثري تصريح كرد: او در برخورد با شعر معاصر يكي از ستايشگران بي دريغ نيماست، اما انتقادي به بخشي از شعر ايران دارد. انتقادش به دهه 30 و 40 است كه شعر ما دچار چارچوبهاي ايدئولوژيك شد و با قبول اين چارچوبهاي ايدئولوژيك توان شعري خود را محدود كرد.
وي از خصوصيات قابل توجه مسكوب را مطالعه عميق وي در زبان فارسي دانست و ادامه داد: وي با مطالعهاي كه در زبان فارسي دارد، هرگز وسوسه فضل فروشي به سرش نزده است. مسكوب عاشق اين زبان است و اين زبان در دستسش رام است.
در ادامه برنامه پوران سلطاني ـ همسر مرتضي كيواني، از دوستان شاهرخ مسكوب ـ بخشهايي از نامههاي مسكوب را به همسرش خواند.
كامران فاني ـ پژوهشگر و مترجم ـ نيز درباره آثار مسكوب صحبت كرد و اشاره داشت: هزار سال از زندگي تلخ فردوسي بزرگوار در تاريخ سفلهپرور ما و بيدادي كه بر او رفته مي گذرد و جهان شگفت شاهنامه همچنان بر ارباب فضل بسته است و شاهنامه زندگي صبور خود را در زندگي مردم عادي اين سرزمين ادامه ميدهد و صداي گرمش در خانه و قهوهخانهها شنيده ميشود. اين صدا خاموش نخواهد شد و اينكه كه به موج مواج خاطرات گذشته نخستين دهههاي 40 مينگرم، جان شيفتهاي را ميبينيم كه اين حماسه جاويد كه بارزترين روح و فرهنگ ايران است، با كوشش فراوان و نگرش قوي بررسي كرد و آرمانهاي دور و دراز خود در آن جست.
وي افزود: درباره اينكه چرا پيش از او كسي اين كار را نكرده بود، خود وي گفت: ما عجيب از نظر فكري ملت تنبلي هستيم؛ وگرنه من كاري بزرگي نكردم. علت توجهم به شاهنامه اين است كه نسبت به اين كتاب خود را قطب مخالف ميبينم و آرزو ميكنم مانند شخصيتهاي شاهنامه باشم كه هرچه ميخواهند به انجام ميرسد، اما افسوس كه آنطور نيستم.
فاني آرمان متعالي كه در زندگي مسكوب در هم تنيده را عشق به عدالت، عشق به حقيقت و عشق به اخلاق ذكر كرد و افزود: مسكوب اساطير ايران را ذاتاَ اخلاقي ميداند و به گمان اول اساطير ايران ضرورتاً حماسي هستند. به گمان او اوستا بزرگترين كتاب تاريخ و شاهنامه بزگترين كتاب دوران اسلامي ماست كه خاطره گذشته را در ذهن جهان بيني ما متبلور كرد.
فاني در پايان گفت: مرگ در انديشه مسكوب و در نگاه حماسه ملي ايران جايگاه ويژهاي دارد آن گاه كه انسان چشمش بسته ميشود، چشم دلش گشوده ميشود.
داريوش شايگان - پژوهشگر فلسفه و مترجم - هم شاهرخ مسكوب را بزرگتر از آثارش دانست و افزود: او شبيه روشنفكراني نبود كه خودشيفته هستند و من من ميكنند. او سعه صدر و استغنا داشت، اما زندگي را دوست داشت و مردي حماسي بود. درواقع او شبيه قهرمانان بزرگ شاهنامه بود.
وي افزود: خوشحالم كه شاهرخ به ايران بازگشت، او 26 يا 27 سال در پاريس بود، ولي ذهنش در ايران بود. شايد با اين بازگشت بتوان حماسه پهلواني را به حماسه عرفاني تبديل كرد كه كيخسرو به اقليم هشتم پيوست.