دوشنبه 9 خرداد 1384

از سياست شاهان تا معيشت مردمان، به مناسبت زادروز عبدالحسين سپنتا، مهرزاد دانش، شرق

۹۸ سال پيش عبدالحسين سپنتا در چهارم خرداد در تهران به دنيا آمد. نام سپنتا در فرهنگ و تاريخ سينماى ايران يادآور اولين فيلم ناطق ايرانى است: دختر لر كه در سال ۱۳۱۱ توسط سپنتاى بيست و پنج ساله و با مشاركت اردشير ايرانى ساخته شد. تا پيش از آن عمده فعاليت هاى سپنتا در حيطه فرهنگ مكتوب (تاليف، ترجمه و نويسنده) بود و به دليل سابقه تحصيلاتش در مدرسه زرتشتيان تهران (جمشيد جم) انگيزه فراوانى نسبت به تحقيق و تاليف پيرامون تاريخ و ادبيات باستان ايران در وى به وجود آمد. اين انگيزه او را واداشت تا در ۲۰ سالگى طى سفرى به هندوستان با رئيس انجمن زرتشتيان دينشاه ايرانى ملاقات كند و تحت هدايت هاى او مبادرت به نگارش مقالات متعددى در خصوص تاريخ ايران ورزد. در طى مراوداتى كه سپنتا با دينشاه داشت، آشنايى با يكى از دوستان دينشاه به نام اردشير ايرانى (صاحب كمپانى فيلمبردارى امپريال فيلم در بمبئى) برايش حاصل شد و پس از بازديد از استوديوى اردشير ايرانى انديشه فيلمسازى براى ايران به ذهنش خطور كرد. تا پيش از آن سابقه فيلمسازى در ايران محدود به كارهاى اوليه اوانس اوگانيانس (آبى و رابى و حاجى آقا اكتور سينما) و چند كار مستند از خان بابا معتضدى بود كه آنها نيز فاقد صدا بودند. سپنتا طى يك سرى مطالعات و آموزش ها، شناختى نسبى از سينما به صورت تئورى به دست آورد و با استفاده از اين دستاوردها، سناريوى دختر لر را نوشت و با سپردن نقش اول مرد به خودش و نقش اول زن به همسر يكى از كارمندان استوديو به نام روح انگيز كرمانى (سامى نژاد) ساخت فيلم را با كمك اردشير ايرانى آغاز كرد و پس از هفت ماه آن را به پايان رساند. داستان دختر لر حكايت مامور دولتى به نام جعفر است كه قصد نجات دادن گلنار از دست قلى خان، رئيس راهزنان را دارد و پس از ماجراهايى گلنار را از چنگ راهزنان مى ربايد و با خود به بمبئى مى برد. اين يك قصه ۱۰۰ دقيقه اى بود، اما جهت نمايش در تهران بخش هايى به آن افزوده شد كه شامل مطالعه روزنامه ايران توسط جعفر بود كه در اثر اين مطالعه جعفر از پيشرفت هاى جارى در كشورش توسط رضاشاه مطلع مى شود و همراه گلنار عازم ايران مى شود تا اين ترقيات را به چشم خود ببيند. در پايان فيلم جملاتى با اين عبارات به فيلم اضافه شده است: «سال ها گذشت... كودتاى سوم اسفند ،۱۲۹۹ دميدن خورشيد سعادت ايران، چهار ارديبهشت ۱۳۰۵ تاجگذارى اعليحضرت همايونى، برافراشته شدن بيرق ايران، شيپور خبردار، نظم و توسعه تشكيلات لشكرى، استقرار امنيت در سراسر مملكت، قلع و قمع اشرار و متمردين و...» تا آخر با اين جملات سعى در القاى اقدامات رضاشاه تحت عنوان ترقيات و پيشرفت به تماشاگر شده بود. نكته جالب تر آن كه فيلم دختر لر با نام دوم «ايران امروز و فردا» به نمايش درآمد تا يك تبليغ مستقيم براى حكومت پهلوى اول به حساب آيد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دختر لر با توجه به اين كه تنها ۵ سال پس از نخستين فيلم ناطق سينماى جهان، چراغ هاى نيويورك (۱۹۲۸) ساخته شد، به نوعى جزء اولين آثار ناطق دنيا نيز، به شمار مى رود و همين اهميت سينمايى آن را مضاعف مى كند. اما دخالت هاى بهره بردارانه و پروپاگاندايى كه حكومت پهلوى اول در حوزه سينما انجام مى داد، در تعامل با ساده پندارى خود سپنتا از مسائل سياسى آن روزگار، دختر لر را در عين حال جزء يكى از تبليغاتى ترين آثار سينمايى ايران در نسبت با حكومت وقت نيز قرار داده است. اين نكته در خصوص آثار بعدى سپنتا نيز جريان پيدا كرد. سپنتا پس از استقبال مردم از دختر لر، به صرافت ساخت دومين فيلم افتاد و به دليل دلبستگى اش به ادبيات و تاريخ ايران، زندگينامه فردوسى را موضوع آن قرار داد. ساخت اين فيلم كه باز با سرمايه گذارى اردشير ايرانى توليد شد، دوماه بيشتر به طول نينجاميد و زمانى كه براى رضاشاه نمايش دادند، برخى از قسمت ها كه مقبول او واقع نشده بود دچار تغيير شد. فيلم فردوسى طى جشن هزاره فردوسى چندين بار نمايش داده شد تا باز در ارتباط با سياست هاى ناسيوناليستى رضاشاهى تجلى مصداق ديگرى باشد از دخالت سياست در عرصه هنر حتى به قيمت تحريف تاريخ. اما فيلم فردوسى در نمايش عمومى با شكست مواجه شد و بيش از سه شب بر روى پرده سينماها دوام نياورد.فيلم هاى بعدى سپنتا عبارتند از شيرين و فرهاد، چشم هاى سياه و ليلى و مجنون و اين هر سه نيز با مساعدت كمپانى هاى هندى توليد مى شود. چشم هاى سياه كه راجع به حمله نادرشاه به هند است توسط دستگاه سانسور هندوستان دچار جرح و تعديل مى شود و براى ليلى و مجنون نيز به دليل اختلافات عمده اى كه بين سپنتا و برخى دست اندركاران كمپانى هاى هندى شكل گرفته بود موانع زيادى ايجاد شد و البته در اين ميان، نقش برخى از رقيبان سپنتا نيز خالى از تاثير نبود. بدين ترتيب روزهاى اوج براى سپنتا تبديل به ايام فرود مى شود و حتى مقامات دولتى ايران نيز به رغم بهره بردارى سياسى مختلف از آثار او، ديگر مورد توجهش قرار نمى دهند.
به اين ترتيب سپنتا كه قصد داشت آثار ديگرى به نام جغد سياه و عمرخيام را بسازد، در اثر ياس و سرخوردگى از تصميمش منصرف شد و با كناره گيرى از سينما، به كار در دبيرخانه در كارخانه صنايع پشم اصفهان مشغول شد. اما در چهار سال آخر عمرش مجدداً به فعاليت هاى سينمايى روى آورد، منتها اين بار از زاويه ديگرى: ساخت فيلم هاى كوتاه هشت ميلى مترى كه يكى شان نيز بعدها در يكى از جلسات سينماى آزاد به نمايش درآمد و اين بار شاهان و دستمايه هاى مورد پسند آنان سوژه كار سپنتا نبودند، بلكه زندگى واقعى مردم روستا در عرصه كشاورزى و قاليبافى و دامپرورى موضوع آثار او را تشكيل مى داد.سپنتا در سال ۱۳۴۸ در سن ۶۲ سالگى در اصفهان حيات را بدرود گفت. يادش گرامى باد.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/23491

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'از سياست شاهان تا معيشت مردمان، به مناسبت زادروز عبدالحسين سپنتا، مهرزاد دانش، شرق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016