همكاري هنرمندان در انتخابات رياست جمهوري از هفتمين دوره آن يعني از سال 1376 و دوره انتخاب سيد محمد خاتمي به عنوان رييس جمهور محبوب بيست ميليوني آغاز شد.
در آن دوره كانديداها براي ساختن فيلمهاي تبليغاتيشان به سراغ سينماگران و افراد حرفهيي آمدند و در همان دوره بود كه نام سيفاللهداد و بهروز افخمي به عنوان سازندگان فيلم تبليغاتي سيد محمد خاتمي بر سر زبانها افتاد و بعدها هر كدام در سمتهاي مهم فرهنگي و سياسي به فعاليت پرداختند. در انتخابات سال 1380 هم بار ديگر هنرمندان وارد عرصه سياست شدند و به ساخت فيلمهاي تبليغاتي براي كانديداها پرداختند كه بازهم فيلم تبليغاتي خاتمي بهتر از ساير فيلمها شده بود و اين بار نام احمد رضا درويش به عنوان سازنده اين فيلم بر سر زبانها افتاد و بسياري ساخت فيلم پرهزينه «دوئل» را ؤمره همان حضور تاؤيرگذار ميدانند. ناگفته نماند در همان دوره هشتم فيلم هاي ضياءالدين دري براي دو كانديداي ديگر رياست جمهوري يعني علي فلاحيان )وزير سابق اطلاعات( و احمد توكلي جنجالهاي فراواني را به وجود آورد و نام اين كارگردان و دو كانديداي مورد نظرش را تا مدتها بر سر زبانها و صفحات روزنامهها انداخت. البته در همان سال ها رخشان بنياعتماد نيز فيلم مستندي با عنوان «روزگارما» را بر اساس تصاويري واقعي از فعاليتگروهي از دختران و پسران نوجوان براي حمايت از خ
اتمي ساخت و روانه پرده سينماها كرد و نشان داد كه ميتوان به دور از هياهوي فيلمهاي تبليغاتي آؤار تاؤيرگذارتر و ماندگارتري را به ؤبت رساند. اما با اعلام اسامي كانديداها و سازندگان فيلمهاي تبليغاتي آنها چنين به نظر مي آيد كه در اين دوره هم رغبت كانديداها جهت همكاري با سينماگران بيشتر شده و هم علاقه سينماگران به ساخت فيلمهاي تبليغاتي براي كانديداها پررنگ تر شده است. حضور فيلمسازاني چون بهروز افخمي به عنوان سازنده فيلم تبليغاتي كروبي، احمد رضا درويش سازنده فيلم تبليغاتي قاليباف، كمال تبريزي سازنده فيلم هاشمي رفسنجاني، جواد شمقدري سازنده فيلم احمدينژاد، بهروز غريب پور سازنده فيلم معين، مهدي فخيمزاده سازنده فيلم لاريجاني، رسول ملاقلي پور سازنده فيلم محسنرضايي و محرم زينال زاده به عنوان سازنده فيلم تبليغاتي مهرعليزاده خود گواهي بر اين مدعا است. به هر حال با آن عده از فيلمسازاني كه در دسترس بودند )البته تلفنهمراهشان( درباره نحوه ساخت اين فيلمها گفتو گوهاي كوتاهي انجام داديم و براي عدهيي از آنها هم دهها و دهها بار پيغام گذاشتيم و پاسخي نشنيديم و اما با برخي از سينماگران بيرون از اين مجموعه هم اين سوال را مطرح كرديم كه چرا در اين دوره همه كانديداها به سراغ فيلمسازان آمدهاند. عليرضا داودنژاد در پاسخ به اين سوال ميگويد: به اين دليل به سراغ فيلمسازان ميآيند چون عليرغم اينكه به روي خودشان نميآورند كه سينما چه هنر موؤر و باارزشي است ولي در اينگونه مواقع به سراغ سينما ميآيند تا از امكانات و تاؤيرات شگفتآور اين هنر استفاده كنند و بازهم اگر به اين واضحي از امكانات اين هنر استفاده كنند و دوباره به روي خودشان نياورند آن وقت است كه بايد لغت انصاف را از قاموس سياستمداران پاك كرد.
داودنژاد در ادامه درباره دليل رويكرد فيلمسازان به ساخت فيلمهاي تبليغاتي سياسي ميگويد: به هر حال شايد آنها هم مي خواهند از اين طريق اهميت سينما را ؤابت كنند، البته اين قضيه بستگي به فيلمهايي دارد كه آنها ميسازند.
داودنژاد درباره اينكه آيا خودش به ساخت فيلمهاي تبليغاتي علاقه دارد و اصولا موافق چنين حركتهايي است، ميگويد: اولا من اصلا حال اين كار را ندارم، چون دل و دماغ به خصوصي ميخواهد كه من ندارم، يعني متاسفانه ندارم، شايد اگر داشتم اوضاعم بهتر بود و دوم اينكه من چرا بايد موافق يا مخالف چنين حركتهايي باشم، اصلا من حقي ندارم كه بخواهم براي كسي نسخه بنويسم.
هر كس صلاح كار خودش را بهتر ميداند.
و اما گفتههاي برخي از فيلمسازان را درباره فيلمهاي انتخاباتي ميخوانيد:
مهدي فخيم زاده: مردم به مسائل خصوصي كانديدا كاري ندارند
برخلاف آنچه كه در برخي روزنامهها عنوان شده بود وظيفه ساخت فيلمتبليغاتي علي لاريجاني را مهدي فخيمزاده و داود ميرباقري برعهده داشتند و نام ضياء الدين دري به اشتباه ذكر شده بود.
به همين منظور با فخيمزاده تماس گرفتيم و از او درباره نحوه ساخت فيلم تبليغاتي رييس پيشين تلويزيون سوال كرديم.
فخيمزاده با اشاره به اين نكته كه مدتي است مراحل كارهاي تحقيقاتي اين فيلم را شروع كرده، مي گويد: تصويربرداري بخشهايي از فيلم را هم انجام دادهايم و قصد دارم در اين فيلم شخصيت آقاي لاريجاني را آنطور كه هستند و من ميشناسم به مردم ارايه بدهم.
وي درباره اينكه آيا به شخصيت آقاي لاريجاني سمپاتي دارند ميگويد: بله حتما دارم و اگر اين علاقهو سمپاتي را نداشتم هيچ وقت اين كار قبول نميكردم. از آن گذشته من ده سال در زمان مديريت ايشان توانستم 3 تا سريال بسازم و اين بهترين دوره حضورم در تلويزيون بود.
فخيمزاده درباره اينكه بيشتر به چه مواردي در فيلمش اشاره خواهد كرد، ميگويد: من سعي ميكنم به سابقه حضور و فعاليتهاي آقاي لاريجاني در زمينههاي سياسي و فرهنگي اشاره كنم و پتانسيل و كاراييهاي ايشان را همانگونه كه هست ارايه كنم و تلاشم اين است كه شخصيت ايشان را همانگونه كه هستند نشان بدهم.
وي درباره شخصيت آقاي لاريجاني و اينكه آيا به جنبههاي خصوصي زندگي ايشان هم خواهند پرداخت، ميگويد: آقاي لاريجاني يك فرد متواضع و صادق هستند و من اميدوارم بتوانم اين خصوصيات رفتاري ايشان را همانطور كه هستند ارايه كنم و به تصوير بكشم. در مورد جنبههاي خصوصي هم بايد بگويم مردم براي انتخاب رييس جمهور كاري به مسائل خصوصي و زندگي شخصي كانديدا ندارند و بيشتر پتانسيل و كارايي آن فرد در نحوه اداره كشور و رفع مشكلات مردم برايشان مهم است.
كما اينكه همه ميدانند آقا لاريجاني داماد آقاي مطهري هستند و اين مساله نياز به گفتن ندارد. بنابراين بيشتر بايد به بيان تاكتيكها و روشهاي ايشان در نحوه اداره كشور بپردازيم.
سعيد ابراهيمي فر )كارگردان فني فيلم تبليغاتي معين(: من فيلمساز سياسي نيستم
مصطفي معين يكي از كانديداهايي كه پس از تجديدنظر شوراي نگهبان به جمع كانديداهاي نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري افزوده شد، بهروز غريبپور و سعيد ابراهيميفر را براي ساخت و توليد فيلم تبليغاتي خود انتخاب كرد. غريبپور كه بيشتر درعرصه هنرهاي نمايشي فعال است تا سينما اينروزها نمايش اپراي «رستم و سهراب» را به روي صحنه برده است و ابراهيمي فر نيز مشغول مونتاژ فيلم «مواجهه» تازهترين ساخته سينمايياش در دفتر فيلمسازي «نشانه» است. ابراهيمي فر درباره نحوه فعاليت خود در زمينه ساخت فيلم تبليغاتي دكتر معين ميگويد: من در زمينه ساخت و توليد اين فيلم تبليغاتي آقاي معين كاري انجام ندادهام، در واقع فقط كارگرداني فني يكي دو تا از برنامههاي ايشان را در استوديو انجام دادم و اصطلاحا سوييچ كردم، يعني گفتم دوربين ها كجا قرار بگيرند و نحوه حركت دوربينها و برخي ديگر از موارد فني برنامههاي آقاي معين را انجام دادم. اين قضيه هم كاملا اتفاقي پيش آمد، چون من در دفتر آقاي تقيپور، مشغول مونتاژ فيلم «مواجهه» بودم كه برحسب اتفاق كارهاي ضبط برنامههاي آقاي معين هم در همين دفتر انجام ميشد و از من خواستند كه در برخي موارد با آنها همكاري
كنم و من هم پذيرفتم كه كارگرداني فني دو تا از برنامههاي ايشان را انجام بدهم. ولي در مطبوعات اينطور عنوان شده بود كه من قرار است يكي از فيلمهاي تبليغاتي ايشان را بسازم كه بايد بگويم من فيلمساز سياسي نيستم و اصولابا مسائل سياسي ميانهيي ندارم، نه مخالف هستم و نه موافق ابراهيمي فر در ادامه صحبتهايش ميافزايد: آقاي معين خيلي آدم محترمي هستند و من براي ايشان آرزوي موفقيت ميكنم. البته اينرا هم بگويم كه من نه نسبت به ايشان سمپاتي دارم و نه آنتي پاتي و با احترام به تمام فيلمسازاني كه سراغ ساخت فيلمهاي تبليغاتي ميروند بايد بگويم كه اين كار يك تخصصي است كه من در خودم نمي بينم و معتقدم كه اصولا هيچگاه يك ذهنيت فردي نميتواند درباره يك كانديدا فيلم بسازد و اين كار نيازمند حضور يك تيم كامل از افراد با تجربه و آشنا به مسائل سياسي و هنري است كه با همفكري هم بتوانند يك فيلم خوب و تاؤيرگذار تبليغاتي را بسازند، بنابراين بايد بدانيم كه فيلم تبليغاتي كانديداهاي رياست جمهوري را بر خلاف آنچه كه عنوان ميشود هيچگاه يك فيلمساز به تنهايي نميتواند بسازد بلكه اين ستاد تبليغاتي كانديدا است كه اين وظيفه را انجام ميدهد و آن كسا
ني كه كار ميكنند بيشتر تكنيسين هستند و مسائل هنري فيلم را انجام ميدهند.
جواد شمقدري )سازنده فيلم تبليغاتي محمود احمدينژاد(: به دنبال ديدگاهها و آرمانهاي خودم هستم
محمود احمدينژاد شهردار تهران چندي پيش بخاطر گفتههاي تند و صريحش به خاتمي رييس جمهور محبوب دو دوره پيشين مورد انتقاد بسياري از مردم از جمله روزنامهنگاران، سياستمداران، هنرمندان و افراد عادي قرار گرفت و مشخا شد كه فقط كانديدا شدن و يا كسب يك سمت معتبر مملكتي خود به خود اتفاق مهمي محسوب نميشود و داشتن رفتار و منش بزرگوارانه و محترمانه ميتواند عامل مهمتري براي محبوبيت يك فرد باشد. در هر حال شهردار تهران جزو كانديداهاي تاييد صلاحيت شدهيي بود كه بدون هيچ مشكلي به جمع ديگر كانديداها پيوست و همانند ساير رقبايش به سراغ يكي از فيلمسازان سينماي ايران رفت و اين بار قرعه به نام سينماگر ارزشي و جنگيساز سينماي ايران افتاد. جواد شمقدري به عنوان سازنده فيلم تبليغاتي محمود احمدينژاد انتخاب شد و خوشبختانه بيآنكه مثل برخي از فيلمسازان مدام به تاييد و تكذيب اين قضيه بپردازد بدون كوچكترين شايبهيي در اين خصوص كارش را آغاز كرد.
شمقدري درباره اينكه چه معيارهايي را براي ساخت فيلم تبليغاتي احمدينژاد در نظر خواهد گرفت ميگويد: طبيعي است كه هر اؤري از اين دست بايد متاؤر از شرايط و روحيه و منش و ديدگاههاي كانديداي مورد نظر باشد فيلم من هم تابعي از اين اصل كلي خواهد بود و من سعي ميكنم ديدگاه، منش، آرمانها و نگرش ايشان را در حد تواناييام منعكس كنم.
شمقدري درباره اينكه آيا ساخت اين فيلم را بخاطر احساس نوعي علاقه و سمپاتي نسبت به شخصيت احمدينژاد قبول كرده است، ميگويد: براي من در مرحله اول بيشتر ديدگاهها و جريان فكري ايشان و آن اهدافي را كه دنبال ميكنند مهم بود و در مرحله بعدي شخصيت ايشان قرار داشت و برايم مهم بود. بنابراين گمان ميكنم داشتن حس سمپاتي به يك شخا بيشتر ميتواند متاؤر از يك سري هيجانات جواني باشد و بس و من هيچگاه نخواستهام بخاطر چنين حسي فيلم بسازم. همانطور كه تاكنون مسير زندگي و كار هنريام هم تابع چنين حسي نبوده و بيشتر در رابطه با اهداف و نگرش فرهنگي من بوده و ساخت فيلم تبليغاتي آقاي احمدينژاد را هم در رابطه با اهداف فرهنگي خودم تلقي ميكنم و نه صرفاص يك فيلم تبليغاتي.
شمقدري در ادامه صحبتهايش ميگويد: من در اين فيلمي كه ميسازم در واقع به نوعي همان ديدگاهها و آرمانهاي خودم را دنبال ميكنم و جلب نظر مخاطب مساله ؤانوي من است.
وي درباره پرداختن به جنبههاي خصوصي زندگي احمدينژاد ميگويد: پرداختن به بخش خصوصي زندگي در اين فيلم خيلي از اهميت بالايي برخوردار نيست و فقط جهت اطلاعرساني ناچار بوديم به بخشهايي از زندگي ايشان كه از ديد مردم پنهان است اشاره كنيم و بيشتر تاكيد ما به نقشي است كه ايشان در دولت آينده بايد داشته باشند و اين قضيه از اهميت بيشتري برخوردار بود، البته شايد ناچار باشيم بخشهايي مختصر را در مورد گذشته ايشان داشته باشيم.