Saffarian _ n @hotmail.com
۱ - از دورانى كه هر اتفاق ريز و درشت سياسى رخ مى داد و خانه سينما برايش بيانيه صادر مى كرد و سينماگران امضا جمع مى كردند و تأييد مى كردند و محكوم مى كردند، چندسال گذشته. حالا پس از دوره رخوت و سكوت و ضدسياست پيشگى - كه كم و بيش هست و وجود دارد - كانون كارگردانان درباره انتخابات رياست جمهورى بيانيه صادركرده است.
اين بيانيه جديد از جنس اطلاعيه هاى قبلى نيست، همان چيزى است كه بايد باشد. حرف اين بيانيه، تأييد و حمايت از يك شخص نيست. صحبت آن ، درخواست ارائه برنامه هاى فرهنگى نامزدهاست. اين نگاه، نگاهى كاملاً فرهنگى است؛ نگاهى كه حالا آموخته بايد از برنامه حمايت كرد نه از شخص.
۲ - انتخاب، اصولاً چيز خوبى است. نيازى هم به اثبات ندارد كه هرچه قدرت انتخاب مان بيشتر باشد و دست مان بازتر، بهتر است. اوايل و ميانه دهه شصت، دو كانال تلويزيونى داشتيم كه برنامه هايشان حدود ساعت ۴ بعدازظهر شروع مى شد و حدود ساعت ۱۱ شب تمام . دوشنبه ها يك سريال ايرانى ، چهارشنبه ها يك سريال خارجى ، جمعه ها يك فيلم سينمايى، ... همين. يك هفته و سه برنامه داستانى . اين تمام جذابيت سينمايى شبكه سراسرى تلويزيون بود. شبكه دو هم شنبه ها يك سريال خارجى نشان مى داد. همين. ضمن اين كه تكرارى بودن همين ها را هم در نظر داشته باشيد.
حالا از آن روزها خيلى گذشته و كودكان و نوجوانان و جوانانى كه آن روزها را نديده اند، دراين روزگار اينترنت و ماهواره و فراوانى DVDو تماشاى همه فيلم هاى روز جهان در خانه ، باورشان نمى شود روزگارى ، روزگار چنين بوده است.
حالا ديگر ، برنامه هاى تلويزيون خودمان هم متنوع شده و شبكه هاى مختلف، هركدام فهرست بلندبالايى از فيلم ها و سريالها و برنامه هاى جذاب روزانه رديف مى كنند. اما نكته اينجاست كه در اغلب موارد، اين تنوع با بى برنامگى و بى سليقگى در برنامه ريزى همراه است. فكرش را بكنيد ؛ در هفته، ۴ شبكه تلويزيونى برنامه اى پخش مى كنند كه يك اثر قابل تأمل سينمايى به همراه نقد و بررسى آن نمايش داده مى شود. از اين ۴ برنامه ، ۳ تايش جمعه بعدازظهر پخش مى شود و تداخل هم پيش مى آيد. مخاطب هرسه برنامه ، يك طيف و يك گروه است و طبيعى است كه تماشاى هر برنامه ، به معنى از دست دادن برنامه هاى ديگر است.
اين كه آن قدر تنوع داشته باشيم كه بتوانيم بهترين را انتخاب كنيم خيلى خوب است. ولى اين براى زمانى است كه هميشه اين تنوع وجود داشته باشد نه فقط در چند ساعت خاص . مثلاً در مورد همين ۳ برنامه سينمايى ، زمان نمايش آنها اين حق را داريم كه چيزى انتخاب كنيم كه به سليقه مان نزديكتر است. اما جمعه بعدازظهر كه تمام مى شود، نه تنها ديگر انتخابى در كار نيست كه اصلاً چنين برنامه هايى وجودندارد. پخش همزمان چند فيلم سينمايى در پنج شنبه ها و نمايش همزمان چندسريال در روزهاى هفته، نمونه هاى ديگرى از همين برنامه ريزى است. ضمن اين كه گاهى برنامه هاى داراى مخاطب خيلى خيلى خاص به اين سرنوشت دچار مى شود. مثلاً مى بينيم دو شبكه همزمان دارند برنامه اى در باره ورزش سواركارى پخش مى كنند. مگر چندتا برنامه دراين باره داريم كه همان اندك برنامه ها را هم همزمان پخش مى كنيم؟
نكته سؤال برانگيز هم اينجاست كه نه تنها شبكه هاى تلويزيونى ما دولتى هستند ، كه مديريت همه شان هم يكى است. هر هفت شبكه زير نظر رئيس صدا و سيماست و سياستگذاريها و برنامه ريزى هاى - كم و بيش - يكسانى دارند. از همه مهم تر اين كه بودجه شان هم به آنها پرداخت مى شود. پس اين شكل عجيب رقابت براى چيست؟ رقابت باچه كسى؟