سه شنبه 1 شهريور 1384

اسكندر مقدونى تهران را دوست داشت، شرق

برمك بهره مند: معمارى هخامنشى را مى گويند اوج معمارى. تا به حال صدها كتاب درباره اين معمارى نوشته شده. بسيارى از باستان شناسان و معماران برجسته جهان مى گويند اين معمارى «كامل و بدون نقص» است. وقتى در تخت جمشيد راه مى رويد فقط شكوه و جلال مى بينيد و زيبايى و اگر ايرانى باشيد ضربان قلبتان اوج مى گيرد و به غرور سينه جلو مى دهيد.

اين روزها سنگ تراشه ها و ستون هاى سنگى تخت جمشيد را مى شود در سنگ فروشى هاى تهران هم پيدا كرد. روى سردر بعضى از آپارتمان هاى تازه ساز هم سربازان هخامنشى با همان نيزه ها و سينه هاى فراخ دارند رژه مى روند.

تازه نمونه هاى پلاستيكى و سفالى و فلزى اين سنگ تراشه ها و ستون ها هم اگر بگرديد در گوشه و كنار شهر پيدا مى شود.

مهارت در ساختن اين ستون هاى تازه ساخت چنان است كه اگر تكه سنگى از تخت جمشيد را كنار اين تازه به بازار آمده ها بگذاريد، فرقى پيدا نمى كنيد.

اما آن تكه سنگ ها كه در نزديكى مرودشت خاك مى خورند از شكوه و جلال و غرور مى گويند و اين يكى ها از بازارى بودن و تنها چيزى را كه به ياد نمى آورند همان شكوه و جلال و غرور است.

اما چرا؟

در معمارى چيزى وجود دارد كه به آن بافت مى گويند. يعنى همه چيز بايد با همه چيز بخواند. يعنى اگر شما آپارتمانى داريد كه با بناى رومى ساخته شده، نمى توانيد بخشى از آن را گنبد آجرى بزنيد و ديوار داخلى اش را كاه گل كنيد و پله هايش را فرفورژه. به همين ترتيب، نمى شود يك مبل راحتى حصيرى را گذاشت وسط پذيرايى ميان مبل هاى استيل و چند تا پوستر هم چسباند به در و ديوار.

ما ايرانى ها، و به خصوص ما تهرانى ها هنوز معلوم نيست كدام بخش از ژن هاى اجدادمان را به ارث برديم كه اين روزها در معمارى نما و داخل ساختمان ها سبك آش شله قلمكار را به هر سبك ديگرى ترجيح داده ايم. اسكندر مقدونى اگر يكبار ديگر به ايران هجوم مى آورد بدون توقف از تهران مى گذشت كه شهر را همان گونه مى يافت كه اگر تمام قوايش را براى تخريب شهر به كار گرفته بود يافته بود.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.ws/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/25999

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اسكندر مقدونى تهران را دوست داشت، شرق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016