
انجمن قلم قلمداد میکند!
با کسب اجازه از ناصر زرافشان و اکبرگنجی
ریاست محترم انجمن جهانی قلم! حساسیت عاطفی آن انجمن ِ بشردوست به پایمال شدن حقوق نویسندگان و ایستادهگان در کشورهای اختناقزده و بیعدالت قابل انکار نیست اما حساسیت و تمرکز ذهنی ِ بیش از حد به بیعدالتیهای مناطق دور ممکن است خدای ناکرده این توهم را در ذهن ایجاد کند که مناطق همجوار مالامال از عدالت اجتماعی سیاسی قلمداد شود! با این نوع یاریهای یارانهای شاید قاره اروپا آنچه نیست بنماید!
آیا ایجاد همین توهم نیست که باعث شده از ساکنان این مدینههای عدالتخیز نیازمند حمایتی مستمر باشیم. از اینها گذشته نویسندهی زندانی احتیاجی به حمایت موسمی و فصلی از راه دور ندارد حتا برخی حمایتهای ظاهرا سیاسی و در بطن کاملا اقتصادی ممکن است پروندهی اتهامی ِ نویسندگان مبارز را بیدلیل سنگینتر کند. صحیح هم نیست نابسامانی جوامع دیگر را ابزاری برای ایجاد پرستیژ و جلب توجه دولت مطبوع خود کنیم که انجمن محترم ِ قلم با دادن عضویتهای افتخاری و جوایز نقدی به نویسندهای که معلوم نیست در چه شرایطیبه سر می برد ممکن است جلادش را بیشتر تحریک کند و طناب اتهامش را بتاباند! اگر انجمن قلم حقیقتا برای جان ناصر زرافشانها و اکبر گنجیها نگران است باید هرچه زودتر از پارلمان اروپای عدالتخیز تقاضای راهپیمایی و اعتراض گسترده کند و احزاب مماشاتگر را زیر فشار قرار دهد. من تقریبا مطمئن هستم که این کار در حدو حدود اختیارات انجمن خودنویس نخواهد بود حتا انجمنهای خودکار هم دستشان بسته است! انجمن قلم نیکوتر است بجای ریختن اشک تمساح برای نویسندگان ِ جهان سوم به همین چندین هزار شاعر و نویسندهای برسد که با همین توهمی که دامنش میزنید دست به مهاجرت میزنند و مملکت خویش را ترک میکنند تا در قاره حامی فرهنگ به شستن ماتحت مفلوکان شما و برق انداخت آبریزگاههای تان برای لقمهای نان همت کنند!
انجمن خودنویس بهتر است به حمایت پیتر راسل ِ مرحوم بزرگترین شاعر معاصر ایرلند بپردازد که پانزدهسال در آسیابی متروک و نمور در ایتالیا جان کند و شیرهی چانش را به شعر و غزل تبدیل کرد. این شاعر با سوزاندن نوشتههای به چاپ نرسیده بخاری اتاقش را گرم میکرد! انجمن شما بهتر است به آن صد هزارتومانی بپردازد که کتابخانهای در شهر لوند چند سال است به برگذارکنندهی شبهای شعرش نپرداخته است! به شاعرانی برسد که در میان هزار جلد کتاب شعر که از فروش قطعه زمین مهاباد به چاپ رساندند از بیپناهی خودشان را در شهر مالمو به دار کشیدند. انجمن قلم بهتر است همین بیعدالتی ِ جلوی دماغ را مد نظر قراردهد و به مافیای نشر در مملکت خودش بپردازد و اتحادیههای باسمهای را که بجای فرهنگ شب یلدا و چارشنبهسوری و دیسکوتک ایرانی برپا میکنند ،ا به جان فرهنگ واقعی نیندازد! برای دادن حق به حقدار کافیست پنجره را بگشاید و برفروبی را از دم پاگرد خانه خویش آغاز کند زیرا نویسندگان و شاعران راه آزادی حمایت نمیطلبند. آنان خود حامی ِخود و حامیان و نمایندهگان ملت خویشاند.
سیروس شاملو
استکهلم
[email protected]
www.sirus-shamlu.blogfa.com