يكشنبه 17 ارديبهشت 1385

چگونه كتاب بخوانيم تا لذت ببريم، محمد چرم شير، شرق

«اريك سى بارد» كتابى دارد راجع به طريقه كتاب خواندن، به نام «چگونه كتاب بخوانيم تا لذت ببريم». او در اين كتاب مقايسه اى مى كند ميان يك بيننده مسابقه فوتبال و كسى كه كتابى دارد براى خواندن. «سى بارد» مى نويسد كه يك بيننده فوتبال حتا اگر طرفدار هيچ كدام از تيم هاى در حال مسابقه هم كه نباشد، مجاز است [دقت داشته باشيد، مى گويد مجاز است، نمى گويد به طور قطع بايد چنين كند] در صورت لزوم هيجانات خود را بروز دهد. اين هيجانات لزوماً مى تواند دال بر خوشايند بيننده نباشد. مى تواند صورتى از خشم او، نفرت يا هر چيز ديگرى باشد. در واقع بيننده در زمان حال كه همان زمان وقوع مسابقه است واكنشى دارد به كنش هاى ديگر در برابر و مقابل خود. او حتا مى تواند در صورت عدم خوشامدش از ديدن مسابقه، براى مثال، تلويزيون را خاموش كند يا استاديوم را ترك گويد. او حتا مى تواند در صورت تمايل پس از گذشت زمانى، دوباره به مسابقه در حال انجام بازگردد. در صورت وقوع چنين امرى او تنها كافى است كه بداند مسابقه در زمان عدم حضور او، به كجا كشيده شده است. اين به كجا كشيده شده شامل اطلاعات در محدوده كوچكى است؛ مثلاً اينكه مسابقه حالا به نفع كدام تيم است، گل را چه كسى زده، چه كسى تعويض يا اخراج شده و تقريباً همين. همين اطلاعات كافى است تا بيننده فرضى را دوباره به مسابقه برگرداند. آن زمان فترت و عدم حضور ديگر به درد تماشاگر نمى خورد. او زمان حال مسابقه را پى گيرى مى كند. «سى بارد» متذكر مى شود كه هيجانات بروز يافته بيننده در واقع نوعى قضاوت و داورى به همراه دارد كه آن مسابقه فوتبال اين قضاوت و داورى را برمى تابد. در واقع او مى خواهد بگويد كه مسابقه فوتبال فوق الذكر در ذات خود اين دو جريان همزمان ديدن و قضاوت را امكان پذير مى سازد. همان زمان كه حركتى غيرمتعارف با خواست بيننده وقوع مى يابد، او آن حركت را مورد قضاوت قرار داده و قضاوت خود را به صورت تشويق و تاييد يا «هو» و بدگويى عيان مى سازد. اين هيجان و قضاوت نه چيزى است مربوط به آنچه دقايقى قبل تر صورت پذيرفته، نه چيزى است مربوط به آنچه بعدتر از آن صورت مى گيرد. اين قضاوت قضاوتى در لحظه است. قضاوت در مورد آنچه همين حالا در برابر چشم ما صورت مى پذيرد.
«سى بارد» اما شرايط خواننده هاى كتاب را به گونه اى ديگر _ مجزاى اين _ مى بيند. او مى گويد اينجا دو جريان همزمان خواندن و قضاوت امكان پذير نيست. كلمات او در اين مورد قدرى تحكم آميز مى شود. ديگر نه از عبارت «مجاز است»، بلكه از كلمات «بايد» و «نبايد» استفاده مى كند. «سى بارد» مى نويسد خواننده به حكم واژه «لذت» به سمت خواندن كتاب مى آيد. او همين واژه را فصل مشترك خواننده و بيننده عنوان مى كند. هر دوى اينها مى آيند تا از چيزى لذت ببرند و همين لذت است كه سبب مى شود هر دوى آنها هيجانات خود را (برآمده از پديده هاى روبه روى خود) بروز دهند. اما تفاوت از همين جا آغاز مى شود. «سى بارد» اعتقاد دارد خواننده در لحظه و همراه ورق خوردن كتاب دچار هيجاناتى مى شود كه ناشى از روند قصه، نوع مكالمات، درگيرى ها و... است، اما اين هيجانات برخلاف بيننده، نبايد راه به قضاوت و داورى ببرد. او معتقد است داورى تنها و تنها پس از برهم خوردن آ خرين صفحه كتاب است كه بايد آغاز گردد _ اينكه «آيا من كتاب خوبى خوانده ام»، «آيا كتاب داراى تكنيك جالب توجهى بوده است» و...
«سى بارد» تاكيد مى كند قضاوت حين ورق خوردن صفحات كتاب، تنها ما را از خواندن درست و همه جانبه كتاب دور مى كند؛ و حتا معتقد است چنين خواننده اى امر لذت را هم به خود حرام مى كند. خواننده اى كه يك نفس در حال داورى است، در واقع از آنچه مى خواند لذت هم نمى برد. چرا كه او درگير است با چيزى كه احتمالاً خود خواهان حضور آن در سطور و صفحات كتاب است، نه آنچه واقعاً در كتاب موجود است. «سى بارد» مى گويد خواننده برخلاف بيننده، قضاوت خود را در مورد زمان حال اعمال نمى كند. او قضاوتى دارد نسبت به گذشته، و گذشته وقتى است كه كتاب به انتهاى خود رسيده است.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

نويسنده «چگونه كتاب بخوانيم تا لذت ببريم» مى نويسد بيننده اى كه براى زمانى كوتاه يا بلند مسابقه را ترك مى كند و دوباره به آن بازمى گردد آدم خوشبختى است، چرا كه با به دست آوردن اطلاعاتى اندك دوباره به شرايط ديدن بازمى گردد، در صورتى كه خواننده هر بار كه دوباره به كتاب برمى گردد مشقت فراوانى را بايد تحمل كند. او شرايط خواننده را به شرايط بازيكنى در همان مسابقه فوتبال تشبيه مى كند، بازيكنى كه بعد از مصدوميت دوباره به زمين مسابقه بازگشته است. او مى داند كجاست، از تمامى ماجرا هم مطلع است، تمرين خوبى هم كرده، اما هنوز _ به اصطلاح _ بايد شرايط سخت «بازگشت به مسابقه» را از سر بگذراند .
ترك هرباره كتاب و بازگشت مجدد به آن، در واقع گذراندن همين شرايط سخت است. حلقه هايى كه آرام آ رام در وقت خواندن درهم تنيده شده اند، اتمسفرى مشتمل بر دانسته هاى ما از قصه و مناسبات، تناسب كاراكترها در برابر هم و... را پديد آورده اند، تنيدن دوباره اين حلقه ها براى بار ديگر، پس از توقف و شروع دوباره، كار آسان و راحتى است؟ موتورى كه در ماشين كار مى كند، اگر خرد شود و روى ميز قرار بگيرد، آيا دوباره عنوان موتور را بر خود دارد؟ مى گويند در تعريف اجزا چرا، اما ميان اين دو تفاوتى هست، و آن اينكه در موتور تكه شده روى ميز ديگر مناسبات ميان اجزا برقرار نيست.كاركرد موتور ماشين حاصل اجزا به اضافه كاركرد اجزا در كنار و با هم است.
•••
موضوع اين است كه مشكل ما تنها درصد پايين كتاب خوانى يا عدم چاپ كتاب هاى مورد لزوم و يا... نيست، موضوع اين است كه همين اندك هاى مان را هم به درستى نمى خوانيم. راستى «چگونه كتاب بخوانيم تا لذت ببريم»؟

دنبالک:
http://mag.gooya.ws/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/29888

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'چگونه كتاب بخوانيم تا لذت ببريم، محمد چرم شير، شرق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016