خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
رخشان بنیاعتماد گفت: همواره تأثيرگذاری اثر مهمتر از ماندگاری تاريخی اثر است. بهترين تأثيری که يک فيلم میتواند ايجاد کند، آن است که فضای بحث و توجه به موضوعی خاص را بهوجود بياورد.
به گزارش خبرنگار سينمايی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، اين کارگردان سينمای ايران که در کارگاه مستند گزارشی در خانهی سينما سخن میگفت، تصريح کرد: همينکه مسالهای بهعنوان موضوع داستان يا مستند انتخاب میشود، نشاندهنده اين موضوع است که آن مساله دغدغه کارگردان بوده است و آنچه در اين ميان مهم است، نگاه محققانه داشتن است و شايد به صرف تحقيق نتوان دست به توليد فيلم يا مستند زد.
وی افزود: خود من حتی ۲ سال روی موضوعی وقت گذاشتهام و تحقيق کردهام و در نهايت هيچ فيلم يا مستندی از آن ساخته نشده و نتيجه آن تحقيقات گاه در فيلمهای ديگرم مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
به گزارش ايسنا، مستند "اين فيلمها را به کی نشون میدين؟" در سال ۷۳ و همزمان با شروع پروژه شهر سالم شهرداری شروع شد.
اين فيلم مستند داستان زندگی ۴۰۰ خانواده است، که در کنار شهرک درحال ساخت ۱۳ آبان با فاصله يک چاه فاضلاب در محيطی بسيار نامناسب به نام شهرک فاطميه سکونت دارند.
به گفته بنیاعتماد، در اين فيلم مشکلات متعدد مردم اين منطقه و مسائلی از جمله فقر و اعتياد و حتی فحشا که مطرح بود به تصوير کشيده شد و بعد به واسطه شهردار آن زمان به مجلس راه يافت و در مجلس موجب تأثر بسياری از نمايندگان شد.
به اعتقاد اين کارگردان، هر نوع کار هنریای موظف به تأثيرگذاری است و صرف نظر از اين موضوع انجام کارهای فرهنگی و هنری بیمعنا خواهد شد.
وی در ادامه صحبتهايش درباره اين مستند عنوان کرد: اين فيلم در زمانی تهيه شد که در پی تخريب يکی از شهرکها زنی خود را به زير بلدوزر انداخته بود و شهرکهای ديگر نيز با ضررهای مالی و جانی متعدد از بين میرفتند، اما اين فيلم باعث شد با کمک مسوولين ساکنين اين شهرک بتوانند سرپناه ديگری برای خود بيابند و همين تأثيرگذاری برای من مهم بود و باعث میشود سختیهای کار منجر به رضايت شوند.
به گزارش ايسنا، بنیاعتماد در رابطه با مسائل زيباشناختی در مستند هم در بخشی از اين جلسه گفت: اگر در مستندی مثل "اين فيلمها را به کی نشون میدين؟" ما پس از مدتها زندگی در ميان مردم شهرک فاطميه با آنها صميمی شدهايم و کار با اين شيوه جلو میرود، به آن معنا نيست که مسائل تکنيکی رعايت نمیشوند. ما بههيچ عنوان
مانند ناظری نبوديم که دست به ضبط وقايع میزند و جنبههای زيباشناسی در موقعيتهای مختلف معنای مختلف به خود میگيرند و نمیتوان در موقعيتی چنين نابهسامان دنبال خلق لحظهای زيبا بود و در اين نوع فيلمها زيبايی معنای ديگری به خود میگيرد به همين دليل اينکار، کاری سهل و ممتنع است.
بنیاعتماد همچنين گفت: من همواره در آثارم به دنبال تأثيرگذاری هستم و بهماندگاری تاريخی اثر فکر نمیکنم، از ساخت فيلمی که ممکن است مشکل يک دوره زمانی خاص است، هيچ ابايی ندارم.
وی افزود: درگير شدن با موضوعات و مسائلی که درباره آنها فيلم ساخته میشود باعث میشود تأثيرگذاری فيلم بيشتر شود و درگيرشدن با مسئله و حضور در دل حادثه است که مستند گزارشی را از ساير کارها متمايز میکند.
بنیاعتماد در ادامه صحبتش خاطرنشان کرد: وقتی فيلمی مثل "اين فيلمها را به کی نشون میدين؟" بر سرنوشت ۴۰۰ خانواده تأثير میگذارد، من هيچ ابايی از ساخت آن ندارم حتی اگر بگويند اين فيلم تاريخ مصرف کوتاهی دارد.
وی در ادامه افزود: در مستندسازی، فرديت مستندساز و نوع ارتباط او با اطراف و محيط بسيار مهم است و به نظر من تحقيق معنايی جز زندگیکردن با آن شرايط ندارد.
اين کارگردان خاطرنشان کرد: معمولاً مستندها در مرحله مونتاژ دستخوش تحولاتی میشود، اما از آنجا که احساس میکردم اين تحولات مانع از شنيدهشدن صدای اين افراد (ساکنان شهرک فاطميه) میشود، سعی کردم در مونتاژ اين تغييرات به حداقل برسد.
کارگردان "زير پوست شهر" همچنين عنوان کرد: امروزه با ظهور امکاناتی از جمله دوربين ديجيتال، سينما سهلالوصول میشود و به نوعی همه تعاريف خود را از دست میدهد و ما شاهد آثاری هستيم که نمیتوان نام هيچ نوع سينمايی را بر آنها نهاد.
وی همچنين استفاده نامناسب از برخی تکنيکها را مشکل دانست که فيلمها را پيچيده میکند.
به اعتقاد بنیاعتماد، فيلم بايستی واقعيات را با زبانی ساده و قابل فهم بيان کند و استفاده مناسب از تکنيکهای متعدد، دستيابی به اين هدف را مشکل میکند و نه تنها هنر نيست بلکه به نوعی خطرمحسوب میشود.
مساله مهم در فيلمسازی ارتباط موثر با مخاطب است
مازيار بهاری مستندساز هم با بيان اينکه امروزه فيلم گزارشی يا خبری عنوانی توهينآميز يافته است، درحالیکه مسئله مهم در فيلمسازی برقراری ارتباط موثر با مخاطب است.
بهاری با بيان اين نکته که حتی برخی از فيلمهای داستانی بنیاعتماد نيز به حالت گزارش گونه ساخته شده يادآور شد: قبل از همه اين آثار تحقيقات وسيعی صورت گرفته است.
او در خصوص حفظ فاصله مستندساز با واقعه نيز اظهار داشت: حضور فيلمساز در فيلم مستند سبکی است که مايکل مور هم بهعنوان يکی از فيلمسازان مطرح همواره رعايت میکند و در اکثر فيلمهای مستندش، خود نيز حضور میيابد و از اين بابت نمیتوان خردهای به فيلمسازانی از جمله بنیاعتماد گرفت که چرا در فيلم مستندشان، خود نيز حضور دارند.
بهاری در خصوص جنبه زيبايیشناسانه آثار نيز گفت: گاهی برداشتها از زيبايی درست نيست و زيبايی مترادف با قشنگی در نظر گرفته میشود، درحالیکه اگر قرار باشد در مستندی با محوريت فقر، فيلمساز دنبال به تصويرکشيدن زيبايیهايی مثل غروب آفتاب و ... باشد ديگر از مفهوم فقر فاصله گرفته است.
گفتنی است در اين نشست پيروز کلانتری و منوچهر مشيری و نيز به ارائه توضيحاتی درباره آثار مستند بنیاعتماد پرداختند.
پيروز کلانتری با اشاره به مستندهای بنیاعتماد از جمله "روزگار ما" و "اين فيلمها را به کی نشون میدين؟" گفت: از نظر من چنين فيلمهايی جزء مستندهای مستقيمی هستند که از سازوکار مستند گزارشی نيز بهره بردهاند.
وی افزود: مستندی تحت عنوان گزارشی شايد در دنيا رايج نباشد، اما در ايران مطرح شده و تا حدی نيز جا افتاده است، آنهم بدون آنکه تعريف مشخصی از آن داشته باشيم.
کلانتری در خصوص نقش فيلمساز در مستند نيز اذعان داشت: مستند گزارشی در واقع ثبت رويدادی است در زمان وقوع آن، فيلمساز در آن سعی میکند حتی نظراتش را در قالب واقعيت جستوجو کند و بههمين دليل قطعاً حضور فيلمساز در اين فيلمها محدودتر میشود.
همچنين، او دوره جنگ و انقلاب را بستری دانست برای فيلمسازان ايرانی تا بتوانند با سبکی جديد دست به تهيه فيلمهای اجتماعی و موثر بزنند.
او در خصوص جنبه زيبايیشناسی اين فيلمها هم خاطرنشان کرد: میتوان در چنين مستندهايی جنبه هنری کار را در انتخاب افراد جستوجود کرد، نامحسوس بودن و حضور فيلمبردار دردل واقعه نيز از ديگر وجوه هنری اين فيلمها است.
وی در پايان نيز يادآور شد: اساساً قرار نيست سينمای مستند تنها جنبه زيبايی را مدنظر قرار بدهد.
همچنين در نشست ديگری از کارگاه سه روزهی مستندسازی، مستند "اجازهنشينی" به کارگردانی ابراهيم مختاری به عنوان يکی از مستندهای منتخب مازيار بهاری در جشنوارهی آمستردام نقد و بررسی شد.
اين مستند يکی از سه مستندی است که در سالهای اول بعد از انقلاب به سفارش وزارت مسکن تهيه شد و دو مستند ديگر در رابطه با اراضی شهری و مهاجرت بودند که به ترتيب توسط فريدون جوادی و محمد تهامینژاد ساخته شدند.
در اين نشست ابراهيم مختاری درباره شيوه کارش در اين مستند گفت: روش کار ما بدين صورت بود که از اول با دوربين وارد نمیشديم؛ بلکه بعد از شناسايی سوژهها مدتی حدود يک ماه با آنها ارتباط برقرار میکرديم و آنها نيز به دليل اميدواری که به حل مشکلشان داشتند با ما همکاری میکردند و به ما اعتماد میکردند.
وی افزود: البته صحنههای ناقص و ناتمام هم داشتيم و دو حلقه که هر يک بيش از يک ساعت فيلم بود نيز از اضافات اين فيلم بود.
مختاری درباره علت و انگيزه ساخت اين فيلم نيز عنوان کرد: زمان قبل از انقلاب طبق مصوبهيی قضات، اجازه يافتند حکمی صادر کنند که به سبب آن موجران میتوانستند اسباب مستاجران را به بيرون از منزل بريزند، اما بعد از انقلاب از آنجا که اين مصوبه حذف شد، مالکان ديگر جرات نمیکردند منزل خود را اجاره بدهند، از طرفی هم مستاجران حدود ۴ يا ۵ سال بود که در خانهها ساکن بودند و در اين صورت اجازهها افزايش يافته بود وبدين ترتيب وضعيت مسکن حالتی بحرانی پيدا کرده بود. لذا وزارت مسکن وقت تصميم گفت، فيلمی تهيه کند و با نمايش آن در مجلس و در بين تصميمگيران به نوعی اين مشکل را مرتفع سازد.
مختاری همچنين به مشکلاتی که در حين ساخت اين فيلم برايش پيش آمده بود اشاره کرد و افزود: در اين کار متوجه شدم که هيچ وقت نبايستی خودم فيلمبرداری کنم؛ چرا که اين مسئله باعث میشود ديد من از ساير زاويهها غافل شود، لذا تصميم گرفتم فيلمبرداری را به فرد ديگری واگذار کنم و مدام به او خط میدادم که البته درعين حال استقلال فيلمبردار را نيز مد نظر داشتم و به نوعی همکاری نزديکی بين من و فيلمبردار وجود داشت و از آنجا که در مرحله تحقيق هم فيلمبردار همراهمان بود او به طور کامل اشخاص را میشناخت.
مختاری در پايان صحبتهايش نيز به اين نکته اشاره کرد که در تمام مدت فيلمبرداری دوربين و افراد گروه فيلمبرداری در گوشهيی قرار میرفتند که ديده نشوند و بتوانند تمام زوايا را پوشش بدهند.