”پرندهاي كه تنها يك بال دارد“
مصطفي عبّاد
هفتهنامه الاهرام، 9-15 اكتبر، شماره 659
در حالي كه آمريكا ايران را تحت فشار قرار داده است تا تواناييهاي هستهاياش را آشكار كند، تهران در موضعي نيست كه شرط و شروط تعيين كند.
هفتهي گذشته براي جمهوري اسلامي ايران هفتهاي تاريخي بود زيرا يكي از دشوارترين برهههايي بود كه رژيم ايران از زمان برقرارياش در سال 1979 از آن عبور كردهاست. از يك سو مجادله سياسي پرتنشي را بين نيروهاي سياسياش شاهد بودهاست و از سوي ديگر فشار فزايندهي بينالمللي براي پرده برداشتن از اسرار برنامهي هستهاياش را. در آغاز هفتهي گذشته، هيئتي از آژانس بينالمللي انرژي اتمي(IAEA) مذاكرات خود را در مورد پروندهي هستهاي ايران با مقامات آن كشور به اتمام رساند. علياكبر صالحي، نمايندهي ايران در آژانس، گفت مذاكرات ”مثبت و سازنده“ بود، و دو طرف ”چارچوب“ ي را براي همكاريهاي فيمابين تعيين كردهاند.
اما به دور از تعارفات ديپلماتيك معمول، بازديد هيئت از ايران را ميتوان عقبنشيني آشكار ايران در برابر فشار فزايندهي بينالمللي براي پرده برداشتن از اسرار برنامهي هستهاياش قلمداد كرد. ناظران ميگويند نمايندگان آژانس پرسشهايي را در بارهي فعاليت ايران در غنيسازي اورانيوم تضعيف شده، و منبع تهيهي تجهيزات و فنآوري مربوطه، بويژه در كارخانهي نطنز، كه در بازديد قبلي آثار اورانيوم را يافته بودند مطرح كردند. ايرانيها گفتند تجهيزات را از خارج تهيه كردهاند و در كشور مبدأ آلوده شده اند. در آن مذاكرات به مقولهي امضاي پروتكلي ثانوي كه اجازهي بازديدهاي سرزده از تأسيسات هستهاي ايران را ممكن ميسازد نيز پرداخته شد.
بازديد نمايندگان IAEA به دنبال تعيين ضربالاجل پايان ماه جاري براي ايران، در جهت امضاي پروتكل و باز گذاشتن تأسيسات براي بازرسيهاي سرزده و توقف آزمايش هاي غنيسازي اورانيوم صورت گرفت. در صورت نپذيرفتن شروط فوق، پروندهي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع خواهد شد، كه ميتواند راه را براي تحريمهاي بينالمللي برعليه تهران بگشايد.
از زمان حكومت شاه سابق، ايران در حال ايجاد برنامههاي هستهاي بوده است تا با تواناييهاي هستهاي مشابه با هند، پاكستان، و اسرائيل موقعيت خود را به عنوان يك قدرت منطقهاي حفظ كند. بر اين پايه اين برنامهها بايد شيوهاي از حمايت از تواناييهاي منطقهاي و حفاظت بيشتر از منافع ملي ايران قلمداد شوند. اما، برنامهي هستهاي ايران، آنگونه كه ناظران برداشت كردهاند، از حمايت لابي خاصي، مانند ارتش كه برنامهي هستهاي پاكستان را حمايت ميكند، يا لابي فنآوري غيرنظامي كه برنامهي هستهاي هند را حمايت ميكند برخوردار نيست. اين مسئله توان ايران را در تلاشهايش براي مقابله با فشارهاي داخلي و خارجي تضعيف ميكند. مقولهي امضاي پروتكل جديد مسبب جديدي براي اختلافات بين محافظهكاران و اصلاحگرايان درون رژيم ايران شده است.
رژيم ايران كميتهي پنج نفرهاي را براي پرداختن به پروندهي هستهاياش تشكيل داد. اين گروه پنج نفره متشكل است از وزير خارجه كمال خرازي، وزير اطلاعات علي يونسي، وزير دفاع علي شمخاني، دبير شوراي امنيت ملي حسن روحاني، و مشاور امور خارجه و وزير خارجهي پيشين علي اكبر ولايتي. ساختار اين كميته بازتاب دهندهي گرايش محافظهكارانهي روشني است، زيرا وزير اطلاعات يونسي اصلاحگرا به حساب ميآيد، در حاليكه چهار نفر ديگر جزو دارودستههاي وابسته به محافظهكاران اند. اين ترتيب شكلي از توافق، به سبك ايراني، را بين اصلاحگرايان و محافظهكاران محقق ميكند. اظهارات محسن ميردامادي، رئيس كميتهي امنيت ملي و سياست خارجي مجلس روشن كرد كه اصلاحگرايان از امضاي بي قيد و شرط پروتكل الحاقي حمايت ميكنند. در حاليكه محافظهكاران، از طريق رسانههايشان، بر نپذيرفتن ضربالاجل تأكيد ميورزند و به طور تلويحي خروج از پيمان منع گسترش سلاحهاي اتمي (NPT) را مطرج ميكنند.
روزنامهي انتخاب، سخنگوي محافظهكاران، گفت تصور ميكند ايران بالأخره پروتكل را امضا خواهد كرد زيرا ”با آنكه پذيرش آن مسائلي را برايمان ايجاد ميكند، رد كردن آن مسائل حتي بزرگتري را به بار خواهد آورد.“ روزنامهي انگليسيزبان ايران نيوز نوشت ”به آنهايي كه ادعا ميكنند امضاي پروتكل باب درخواستهاي ديگري را باز ميكند ميگوييم اگر زودتر امضا شده بود، ما را دچار ساير درخواستهاي آتي نميكرد.“ روزنامهي محافظهكار اعتماد، كه يكي از ارگانهاي لابي مذهبي-نظامي است، بر اين باور است كه ”ايران حق داشتن تواناييهاي هستهاي را دارد،“ و ”هيچكس حق ندارد موافقتنامههايي را كه به نفع ملت ايران و منافع ملي آن نيست امضا كند.“ از سوي ديگر، روزنامهي اصلاحطلب شرق از نخبگان سياسي درخواست كرد كه با يك صدا با دنيا سخن بگويند. روزنامهي شبهاصلاحگراياي چپ آفتاب يزد به ايران هشدار داد كه جامعهي بينالمللي را برعليه كشور برنيانگيزانند و باعث نشوند كه كنترل افكار عمومي بينالمللي به راحتي در اختيار واشنگتن قرار گيرد.
رژيم ايران عادت دارد بينش خود را دربارهي مقولات بحثانگيز از طريق خطبههاي نماز جمعه در دانشگاه تهران كه صدها هزار نفر نمازگزار را مخاطب قرار ميدهد تبليغ كند و براي دنياي خارج سيگنال بفرستد. اهميت نماز جمعهي هفتهي پيش در آن بود كه با فشار فزاينده برعليه رژيم متناسب شده بود. امامجمعهي هفتهي گذشته علياكبر رفسنجاني، يكي از مهمترين و قدرتمندترين شخصيتهاي رژيم ايران بود. رفسنجاني آژانس بينالمللي انرژي اتمي را مورد انتقاد قرار داد زيرا به گفتهي او ”تسليم ارادهي واشنگتن شده بود.“ رفسنجاني امضاي پروتكل را منوط به چهار شرط اعلام كرد: عدم بازرسي از اماكن حكومتي؛ عدم بازرسي از سايتهاي نظامياي كه ربطي به برنامهي هستهاي ندارند؛ به رسميت شناختن حق ايران براي داشتن رآكتورهايي براي مقاصد صلحآميز؛ و عدم بازرسي از سايتهاي مذهبي. شرط اعلام نشدهي ديگري نيز مطرح بود – ضمانتهايي داده شود كه در صورت امضاي پروتكل ايران در معرض اقدامات ديگري قرار نگيرد.
رژيم ايران از اين نظر كه با اتخاذ راهكاري دوگانه، استفاده از عذروبهانه و كوتاه آمدنهاي حسابشده و پوشاندن آثار آن با بياناتي كه مصرف داخلي و منطقهاي دارد با فشار آمريكا به مقابله ميكند، بسيار جلوتر از صدام حسين بوده است. اين كار ايران مغاير با مورد رهبرپيشين عراق است كه اساساً متكي به سخنرانيهاي سياسي بود. و چه بسا كه در همان هنگامي كه دههاهزار صداي”مرگ بر آمريكا“ در نمازجمعهي دانشگاه تهران بلند شده بود مذاكراتي پنهاني مابين آمريكا و ايران جريان داشت.
ملك عبداله دوم پادشاه اردن هفتهي گذشته به ايران سفر كرد و پيش از رفتن به واشنگتن و انتقال نقطه نظرهاي ايران در مورد همكاريهاي منطقهاي بين واشنگتن و تهران به پرزيدنت بوش، گفتوگوهايي را با عاليرتبهترين مقامات ايران، رئيسجمهور محمد خاتمي، و وزير خارجه كمال خرازي انجام داد. بلافاصله پس از آن، مقامات وزارت خارجهي آمريكا اعلام كردند كه ”علامتهاي مثبت“ ي را از تهران دريافت كردهاند. ريچارد آرميتيج، معاون وزير خارجه گفت ”ايران دارد در مورد مقولهي عراق همكاري بيشتري نشان ميدهد،“ و اضافه كرد كه ايران در كنفرانس كشورهاي هبهكننده به بازسازي عراق كه قرار است در پايان ماه اكتبر در مادريد برگزار شود شركت خواهد كرد.
آمريكا به سهم خود در متمركز كردن توجهات بر ايران، آنهم در مدت زمان كوتاهي كه از اشغال عراق در ماه آوريل ميگذرد كاملاً موفق بوده است. توانسته است، دستكم تاكنون، عليرغم نبود قطعنامهاي بينالمللي كه با حاكميت ايران برخورد كند، پروندهي اتمي ايران را ظرف مدت شش ماه در برابر شوراي امنيت قرار دهد. دولت آمريكا همچنين موفق شده است مقولهي هستهاي را بين دو جناح رژيم ايران به صورت مقولهاي اختلاف برانگيز در آورد. درواقع سياست ِ ايران را به صورت پرندهاي كه تنها يكبال دارد درآورده است.
موقعيت ايران هفتهي پيش كه تهران تلويجاً گفت ممكن است از آژانس بينالمللي انرژي اتمي خارج شود و سپس موافقت مشروط خود را براي امضاي پروتكل مطرح كرد رو به وخيمتر شدن گذاشت. اما به هرحال، شايد براي ايران زمان تحميل شروطش در قبال دادن اجازه بازرسي هاي سرزده گذشته باشد. تهران در حال حاضر در موضعي نيست كه شرايط را ديكته كند. در چند هفتهي اخير رسانهها و ماشين ديپلماتيك آمريكا با سرعت قابل توجهي حركت خود را آغاز كردهاند تا انگشت اتهام به سمت ايران نشانه رود. به دنبال آن آمريكا چرخهي بيپاياني از خواستهها و شرايط خود را به ايران تحميل خواهد كرد كه نه تنها ايجاد تغييرات عمده در خط مشيهاي ايران بلكه تغيير شكل و فرم سيستم سياسي آن را نيز هدف قرار خواهند داد.
اصل مقاله: http://weekly.ahram.org.eg/2003/659/re6.htm