کسب جایزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی یکی از پرافتخار آمیزترین وقایع سال های اخیر ایران است. سد و دو سال ازآغاز اعطای جوایز نوبل می گذرد؛ سد و دو سالی که با جنبش تجدد و انقلاب مشروطه در ایران همزمان است. دورانی طولانی که از کوشش برای کسب عدالت و دمکراسی آغاز شده و این روزها به مبارزه برای حقوق بشرانجامیده است. خواستهائی که شیرین عبادی و بسیاری دیگر در راه تحقق شان تلاش و مبارزه کرده اند و نوبل صلح نیز به او، واز طریق او، به همه کوشندگان راه آزادی اعطا میگردد. جهان امروز جایگاه و منزلت جنبش حمایت ازحقوق بشر را در ایران با مفتخر کردن شیرین عبادی به رسمیت شناخت و راه را برای فردای ایران روشن تر نمود.
امروزه امضا کردن اعلامیه جهانی و کنوانسیون های حقوق بشر توسط کشورها دیگرکافی نیست. می باید که قوانین حاکم برکشورهای امضاء کننده نیز در بر گیرنده اصولی باشند که این اعلامیه و کنوانسیونها بگرد آنان شکل گرفته اند. نهادینه شدن این اصول در قوانین کشور از اساسی ترین شرایط ایجاد جامعه ای دمکراتیک است. این روزها دمکراسی و حقوق دمکراتیک از صافی حقوق بشر میگذرد. قانون اساسی نیز نمی تواند ناقض مفاد اعلامیه و کنوانسیونهای حقوق بشر باشد.
ایران فردا را تنها با به رسمیت شناختن این اصول می تواند ساخت . کارزار حمایت از حقوق بشر در حقیقت جامعه ما را به حرکت عظیمی که در دو دهه اخیر در دنیای پیشرفته برای گشترش دمکراسی و حقوق انسانها براه افتاده است متصل خواهد کرد. اعطای جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی به رسمیت شناختن عمق و گسترش جنبش حقوق بشر در ایران از سوی جهان پیشترفته است. شادمانی و سرور مردم ایران از خبر این جایزه و افتخار به آن نیز بیش از هر چیز بیانگر دلبستگی مردم به جنبش حقوق بشر و نقش راهبردی آن در ساختمان ایران فردا است.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با نهادینه ساختن انواع تبعیضات علیه مردم ایران و تقسیم نمودن ایرانیان به خودی و غیرخودی در قوانین واپسگرای خود و در قانون اساسی متکی بر حکومت دینی، دشمنی بنیادین خود را با دست آوردهای جنبش ترقی خواهانه برای کسب حقوق شهروندان در برابر جهانیان به نمایش گذاشته است. قانون اساسی جمهوری اسلامی در این دنیای نو قابل قبول نیست و چالش تغییر قانون اساسی به مثابه نخستین گام برای بیرون کشیدن ایران از سیر انحطاط و عقب ماندگی در برابر همه نیروهای مترقی ایران قرار گرفته است.
برخورد سرد توام با سکوت سران جمهوری اسلامی به پیروزی شیرین عبادی و در واکنش به چنین واقعه افتخار آمیزی، بیش از آنکه نشان دهنده منش شرم آور ایشان باشد، بیانگر وحشت از منفرد شدن هر چه بیشتر جمهوری اسلامی در سطح جهانی است. شکست جنبش اصلاح طلبی بهررو درجه انفراد جهانی حکومت را حتی از سالهای ماقبل دوم خرداد نیز بیشتر کرده بود. اینک پیروزی جنبش حقوق بشر که در انتخاب شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل متبلور شده، منفرد شدن جمهوری اسلامی را به حد اعلا خواهد رساند. اگر رهبران جمهوری اسلامی بر این تفکرند که که این روزها تمامی دنیای غرب علیه آنان متحد شده است، درست می اندیشند! در حقیقت تمامی دنیای پیشترفته و تمامی نیروهای آزادی خواه در سراسر جهان علیه جمهوری اسلامی موضع گرفته اند. حکام ایران بهتر است این واقعیت را قبول کنند که ادامه حکومتشان در دنیای امروز دیگر مورد قبول نیست.
شیرین عبادی سالها در دفاع از حقوق کودکان، زنان، بازماندگان جنایات رژیم، و زندانیان سیاسی ایران تلاش و مبارزه کرد. جایزه صلح نوبل به او و به تمامی ملت ایران مبارک باد.
اعطای این جایزه به یکی از کسانی که مورد غضب جمهوری اسلامی واقع شده به اندازه کافی گویاست. اگر از ایشان تعریف کنند که یعنی جمهوری اسلامی را انکار کرده اند و اگر از ایشان بدبگویند خود را در برابر مجامع بین المللی قرار داده اند.از هرطرف که به قضیه نگاه کنیم این جایزه به ضرر رهبری و نظام تمام شده است. برای همین است که مسئولین رژیم اظهار نظرهای متفاوت و حتی متناقضی در این مورد ارائه داده اند.البته متاسفانه قضيه ديگری هم هست و آن اينکه جمهوری اسلامي به افکار عمومي چه در داخل کشور و چه در خارج از آن کوچکترين احترامي نمیگذارد هرچند که تاثیرات منتقله از نهادهای بین المللی خارج از کشور را نمیتواند انکار کند.
enshallaa
نادر اسكويي عزيز . سكوت حمهوري اسلامي در مقابل اعطاي جايزه نوبل . دقيقا گواه تحليل درست شما از به بن بست رسيدن جمهوري اسلامي در مقابل دنياست . ضمنا شما خودتان هم از سالهاي پيش از انقلاب يكي از مهره هاي فعال مبارزه براي ازادي و دمكراسي در ايران بوديد و هستيد . اميدوارم روزي همه مان يك جكومت دمكراتيك را در ايران جشن بگيريم . شاد باشيد .