سه شنبه 22 مهر 1382

وجدان بيدار نوبل، آرشين ايراني

هنگامي كه درباره ي اصلاح طلبان خبرهايي جز حبس و اعدام و تبعيد به گوش نمي رسيد و زماني كه تمام اميدها به نااميدي گراييده بود خبر اعطاي جايزه ي صلح نوبل ناگهان بغض فروخورده ي اصلاح طلبان را تركاند. غيرمترقبه بودن خبر هم بر شوق و هيجان اين خبر افزود. پس از نااميدي از انتخاب آغاجري تقريباً همه از اختصاص جايزه به ايران نااميد بودند. زماني كه نامزدي آغاجري براي نوبل مطرح شد، اصلاح طلبان بويژه روشنفكران ديني تكاپوي بسياري براي جلب نظر نهايي اين كميته كردند، اما بنا به دلايلي نامعلوم كه شايد هيچگاه هم اعلام نشود، كميته از انتخاب خود منصرف شد. اما بر عزم خود براي توجه به مسائل حقوق بشر در ايران همچنان مُصر بود. گويا دِين بزرگي بر گردنشان سنگيني مي كرد، كه سالها از اداي آن سر باز زده بودند. كميته اي كه مرامنامه ي خود را براي صلح و زندگاني بهتر براي انسانها تعريف كرده بودند، چگونه قابل توجيه بود كه جنبشي اصلاح طلبانه كه اهداف آن بيش از هر جنبش ديگري همسو و هم هدف با كميته بود، اين گونه مورد بي توجهي قرار گيرد. بويژه آن كه در اين راه انسانهاي آزاده و فرهيخته كم نيستند كه براي نيل به ارزشهاي انساني، خطرات بسياري را به جان خريدند، و برخي حتا پاي چوبه ي دار ايستاده اند. جامعه ي جهاني بسيار دير به اين جنبش واكنش درخوري نشان داد، انتخاب سال 2001 به عنوان سال گفتگوي تمدنها گرچه انتخابي شايسته بود، اما معطوف به مسائل داخل ايران نبود. اعطاي جوايز هنري به هنرمندان ايراني هم گرچه در نشان دادن تصويري شايسته از روشنفكران ايراني، مؤثر بود، اما به هيچ روي نميتوانست كمكي به جريان اصلاحات در ايران بكند، كه حتا پيش از جريان اصلاحات هم رخ داده بود.

گويي وجدان كميته صلح نوبل اين بار بيدار شده بود، و شاهين اقبال اين جايزه گويي اين بار هوايي جز ايران بر سر نداشت. انتخاب آغاجري يا عبادي براي نشان دادن حمايت از جريان اصلاحات در ايران هردو گزينه هايي مناسب بودند. انتخاب آغاجري به عنوان روشنفكري كه با بيان و رفتارش از قرائتي ويژه و سازگار با حقوق بشر دفاع ميكرد و در راه مبارزه با خشك انديشي ديني محبوس گشته، حتا حكم اعدام را نيز دريافت كرده بود، شايستگي هاي ويژه ي خود را داشت. اما انتخاب عبادي به عنوان كسي كه قصد داشت برخي احكام غيرانساني را اصلاح كند، مي توانست همان پيامي را كه از انتخاب آغاجري حاصل مي شد، دربربگيرد. علاوه بر آن شخصيت ويژه ي شيرين عبادي با مؤلفه هاي مهم ديگري همچون يك فمنيست و مدافع حقوق بشر شناخته مي شد. عبادي و آغاجري هردو براي روش مبارزه ي سياسي خود مشي اصلاح طلبانه را برگزيده بودند، و انتخاب هركدام از آنها انتخاب جريان اصلاحات در ايران بود، اما انتخاب آغاجري وجه هاي بيشتر انديشه ورزانه داشت، در مقابل خانم عبادي شخصيتي كوشا و عمل گرا بود كه متعلق به جنبش زنان ايران نيز بود، جنبشي كه نه تنها در ميان محافظه كاران حكومتي كه حتا در ميان اصلاح طليان حكومت نيز جايگاهي نداشت، در واقع هيچگونه پشتوانه ي قدرتي نداشت. بدين لحاظ انتخاب عبادي علاوه بر انتخاب اصلاحات، انتخاب فمينيسم ايراني و جنبش دفاع از حقوق بشر در ايران نيز هست.

عبادي آن چنان كه خود مي گويد بعد از اين، مسئوليت بيشتري دارد، هنوز دادگاه هاي ما آن چنان كه او مي خواهد، عادلانه برگزار نمي شوند، متهمان سياسي از هيچ حقوقي برخوردار نيستند، چتر حمايت قانون همچنان بيشتر بر فراز كودك آزاران است تا كودكان، قوانين غيرانساني و حقوق زنان كه او با مقايسه ي با ديگر قوانين و حقوق مردان وجه غيرانساني شان را بارزتر مي كرد هنوز دست نخورده باقيمانده اند. او اكنون با اين شهرت و محبوبيت جهاني كه احتمالاً چتر امنيتي هم براي او ايجاد خواهد كرد، قطعاً ميتواند با جديت بيشتر بر دغدغه هاي انساني اش پاي بفشارد. شايد روزي با تلاش و همت عبادي ها از وخامت وضعيت حقوق بشر در ايران كاسته شود، و ما منتظر جايزه ي نوبل هاي ديگري جز صلح براي ايران باشيم.
http://gharibeyeirani.persianblog.com

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

مقالات | بازديد 435 | نظر 4 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://akhbar.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/264

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'وجدان بيدار نوبل، آرشين ايراني' لينک داده اند.
نظرات
[Hamid - October 14, 2003 08:46 PM]

این آقا مسعود خیلی احساس باحالی کرده...

[Mazdack - October 14, 2003 08:26 PM]

Mardom bayad batore sambolik rayehayeshan ra az in malijak ahmagh (Khtami) pas begirand.

[Masoud - October 14, 2003 05:01 PM]

و عجب شاهکاری بود آنچه آقايان کردند با غرور يک ملت. طی بيست و پنج سال ملتی را چنين بی افتخار و تحقير شده و مسخ و افسرده کردن, شاهکاری بود که جز از اين ملاهای دريوزه ی توسری خورده ی ديروز و دزدان و فاسدان منادي اسلام ناب محمدی امروز در زير آن عباهای کثيف و پر تزوير بر نمی آمد.

شرمتان باد و....

تمام پيام ها که بايد می فرستاديد و دريغ کرديد , پيام هايی که بر مرگ فلان شيخ خراسانی سالها زمين گير منشا هيچ و مطلقا هيچ اثری در طول حيات, روا دانستيد و بر افتخار بزرگ يک ملت در کسب يک جايزه ی غرور انگيز ,ناروا ,


تمام و تمام اينها يادمان نخواهد رفت.


نه کينه تان به دل داريم نه لايق کينه ايد . به همان اندازه که شما منتظر ظهور امامتانيد, ما منتظر خروجتانيم و خوشحاليم که اين خروج به هزار و يک دليل بسيار واقعی تر و نزديک تر بنظر می رسد تا آن ظهور .


[مرتضی - October 14, 2003 04:12 PM]

کاش روزی دل ما شاد شود و اگر دنیا شریعتی را ارج نهاد روزی شاگردانش را ارج نهند.
به امید رهائی آغاجری از بند اهریمن

Copyright: gooya.com 2016