سه شنبه 22 مهر 1382

اين كلاه گشاد لايق سر«شارون»است، حسين شريعتمداري، کيهان

(يادداشت روز)

بدون كمترين ترديدي مي توان گفت كه هدف از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، اهانت به ملت هاي مسلمان و مخصوصاً مردم ايران بوده است و اين پروژه جديد، بعد از ناكامي آمريكا و متحدانش در مقابله با ايران اسلامي و به منظور انتقام از ايران و ايرانيان، طراحي شده و كليد خورده است.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

به يقين، برخي از مدعيان اصلاحات، از اين برداشت كه با واقعيت هاي غيرقابل انكار همراه است، بر مي آشوبند و ابرو در هم مي كشند و مانند هميشه، بي آنكه خود را ملزم به ارائه پاسخي منطقي و مستند بدانند، كيهان را به باد ناسزا خواهند گرفت، چرا كه آنان، اعطاي اين جايزه را- آنگونه كه مقامات آمريكايي و اروپايي ادعا كرده اند- دميدن روحي تازه به كالبد از رمق افتاده اصلاحات تلقي مي كنند و متأسفانه از اين نكته غافلند كه غرب وحشي نه فقط كمترين علاقه اي به آنان ندارد، بلكه آنها را نيز مانند ساير مسلمانان دلسوز و ايران دوست، دشمن خود مي داند. بنابراين، نبايد به دستمالي دل خوش كنند و پس از آنكه قيصريه اي را در آتش ديدند، به خود آيند و انگشت حسرت به دندان گيرند.
استقبال دشمنان تابلودار و كينه توز ايران اسلامي از اهداي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي تعجب آور نيست چرا كه آنان به عنوان دشمن، از هر پروژه اي عليه اسلام و انقلاب و مردم ايران حمايت مي كنند، ولي ذوق زدگي ساده انديشانه كساني كه به اسلام و ميهن اسلامي خود دل بسته اند، نه فقط تعجب آور، بلكه تأسف برانگيز است، مخصوصاً، پيام تبريك وزير محترم ارشاد و ابراز خرسندي سخنگوي دولت به مناسبت اعطاي اين جايزه، اگر ساده انديشانه نباشد، به يقين، خطاي فاحشي است كه تنها، كم اطلاعي آنان و تأثير جو كاذب و مصنوعي رسانه هاي غربي مي تواند علت اين خطاي بزرگ تلقي شود.
و اما درباره اين ماجرا و توطئه اي كه در پس آن نهفته است، اشاره اي -هرچند گذرا- به چند نكته ضروري است؛
1- روز جمعه 18شهريورماه- 10 اكتبر- كميته نروژي «نوبل» اعلام كرد كه جايزه صلح نوبل سال 2003 ميلادي را به خانم شيرين عبادي، يك زن حقوقدان ايراني- وكيل دادگستري- اعطاء كرده است.
«اوله دانبولد ميرس» رئيس كميته پنج نفره نوبل در توضيح علت اين انتخاب گفت؛ خانم شيرين عبادي براي دفاع از حقوق بشر و مردم سالاري در كشورش مبارزات گسترده اي داشته است. از سوي ديگر، در بيانيه كميته صلح نوبل كه به همين مناسبت صادر گرديد، ابراز اميدواري شده است كه «اعطاي اين جايزه به همه مبارزان حقوق بشر و مردم سالاري در ايران كه نياز به حمايت و الهام دارند، براي مبارزه در اين راه انگيزه بدهد.»!
در بخشي از اين بيانيه- كه معلوم نيست منابع رسمي خبري و سياسي در كشورمان با چه انگيزه اي از ترجمه و اعلام آن براي افكار عمومي خودداري كرده اند- دفاع و حمايت شيرين عبادي از بهائيت مورد تقدير قرار گرفته و تأكيد شده است كه «شيرين عبادي تمايل و توانايي خود را براي همكاري با نمايندگان گروه هاي سكولار و همچنين مذهبي به اثبات رسانيده و علي رغم تهديدهاي فراوان عليه جان خود، همچنان به مبارزه ادامه داده است»! و...
اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي با استقبال گسترده مقامات سياسي آمريكا، رژيم صهيونيستي، اتحاديه اروپا و ذوق زدگي گروهها وجريانات ضدانقلاب فراري روبرو گرديد و هر يك از آنها، ضمن ابراز خوشنودي از اين انتخاب، جمهوري اسلامي ايران را به خاطر نقض حقوق بشر و ناديده گرفتن قوانين و ضوابط بين المللي مورد سرزنش قرار داده و ابراز اميدواري كردند اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، حامل اين پيام به مخالفان نظام در ايران باشد كه «اگر شما حركت كنيد، ما حاضريم از شما حمايت كنيم»!
جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا كه نه فقط در جهان اسلام، بلكه در ميان بسياري از مردم آزاده اروپا و آمريكا به جلاد مردم مظلوم و بي گناه شهرت يافته و قتل عام و خونريزي او طي دوسال اخير، نفرت عمومي جهانيان را در پي داشته است، با صدور بيانيه اي ضمن ابراز خوشحالي از اختصاص جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي اعلام كرد؛ «من قاطعانه از خواست مردم ايران براي آزادي و دموكراسي حمايت مي كنم و... آمريكا در انتظار روزي است كه ايران آزاد به الگوي مداراگري در خاورميانه و سراسر جهان تبديل شود»!
نكات فوق كه فقط اندكي از انبوه اخبار و گزارش هاي مشابه ديگر است، به وضوح نشان مي دهد كه دشمنان تابلودار و شناخته شده ايران اسلامي، صهيونيست هاي وحشي، گروههاي تروريست، فرقه جاسوس بهائيت و همه كساني كه دستهايي آلوده به خون مردم بي گناه و كيسه هاي انباشته از ثروت غارت شده ملت هاي مظلوم دارند، اولاً؛ از اين انتخاب به شدت ابراز شادماني و ذوق زدگي مي كنند، ثانياً؛ ضمن متهم كردن ايران اسلامي به نقض حقوق بشر، اعطاي اين جايزه را زمينه اي براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران و انگيزه بخشيدن به مخالفان نظام مي دانند و...
اكنون بايد پرسيد كه كدام انسان آزاده، ميهن دوست و دلسوز براي مردم مي تواند از اعطاي اين جايزه ابراز خرسندي كند؟ و كدام ايراني هوشمند در ساختگي بودن اين جنجال و هدف اصلي اعطاي اين جايزه كه اهانت به ايران و ايرانيان است كمترين ترديدي روا مي دارد؟
2- ممكن است گفته شود همانگونه كه يك كشف علمي يا اختراع مفيد، با استقبال عمومي روبرو مي شود و حتي قدرت هاي استعماري و ديكتاتورها نيز حداقل براي حفظ ظاهر از آن حمايت مي كنند، استقبال مقامات سياسي آمريكا، رژيم صهيونيستي و... نيز از اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي، يك پديده طبيعي است! در اين باره بايد گفت؛ برخلاف اكتشافات علمي واختراعات و يا ارائه نظريات علمي و تحقيقي كه همه صاحبنظران و كارشناسان براي تشخيص و اعلام نظر درباره آن، ملاك ها و معيارهاي يكسان و تعريف شده اي دارند، مقوله «صلح» و پديده «صلح طلبي» يك موضوع مواج و پرنوسان است و اعلام نظر درباره صلح طلب بودن افراد، بستگي به سليقه، ديدگاه و گرايش سياسي داوران دارد. دقيقاً به همين علت است كه از ميان جوايز پنجگانه نوبل، يعني «فيزيك»، «شيمي»، «فيزيولوژي و پزشكي»، «ادبيات» و «صلح»، همواره جايزه صلح نوبل با اعتراض ها و مناقشات فراوان روبرو بوده و هست و هميشه اين جايزه براساس گرايش سياسي خاص داوران كميته صلح نوبل كه اغلب از صهيونيست هاي نام و نشان دار هستند، به كساني اعطاء گرديده كه با گرايش سياسي حاكم بر اين كميته همخواني و انطباق داشته اند.
به عنوان مثال، «روبرت كخ» به خاطر كشف باسيل بيماري سل، «ايوان پاولوف» به علت كشف واكنش هاي شرطي و تحقيق درباره غدد گوارشي، «لاينس پالينگ» به خاطر تحقيقاتش درباره ماهيت پيوند شيميايي و... برنده جايزه نوبل پزشكي، فيزيولوژي و شيمي شده اند و براي تشخيص اين صلاحيت ها معيار و ملاك هاي مشخصي وجود دارند كه نزد همه صاحبنظران يكسان است، اگر چه در اين زمينه ها نيز كميته نوبل به دخالت گرايش هاي سياسي متهم است...
و اما، در اعطاي جايزه صلح نوبل هيچيك از اين معيارهاي تعريف شده وجود ندارد. به بيان ديگر، خانم شيرين عبادي به خاطر ارائه يك كاوش و تحقيق علمي برنده جايزه صلح نوبل نشده است، بلكه كميته نروژي نوبل با در نظرگرفتن سليقه سياسي خود- كه يك گرايش شناخته شده صهيونيستي است- و با تكيه بر ملاحظات مورد توجه قدرت هاي حاكم بر اين كميته، جايزه صلح نوبل را به خانم عبادي داده است. بنابراين در پي گيري علت اعطاي اين جايزه به خانم عبادي، بايد گرايش سياسي كميته نوبل را در نظر گرفت و نه، شايستگي خانم شيرين عبادي را.
3- مروري گذرا به فهرست كساني كه بعد از پايان جنگ جهاني دوم و در طول پنجاه و چند سال اخير يعني بعد از تشكيل رژيم صهيونيستي و غيرقانوني اسرائيل جايزه صلح نوبل را دريافت كرده اند، به وضوح و بدون كمترين ابهامي نشان مي دهد كه از نگاه كميته نوبل، غالباً و در اكثر موارد كساني طرفدار صلح تلقي شده اند كه اولاً حاكميت بي قيد و شرط نظام سرمايه داري غرب را پذيرفته باشند، ثانياً؛ با جهان اسلام و جنبش هاي آزاديخواه و استقلال طلب مخالفت ورزيده باشند و ثالثاً؛ جنايات وحشيانه رژيم صهيونيستي را تأييد كرده و اين وحشي گري ها را حق طبيعي! و قانوني! رژيم صهيونيستي، براي مقابله با مردم فلسطين و ساير ملت هاي مسلمان تلقي كنند.
اين واقعيت، نكته پيچيده اي نيست كه درك آن نياز به ذهن كاوشگر و بررسي دقيق داشته باشد و موضوع پنهان و پشت پرده اي هم نيست كه فهم آن، فقط با دسترسي به اسناد سرّي و محرمانه امكان پذير باشد. اين واقعيت تلخ و شرم آور را تنها با نگاهي گذرا به فهرست دريافت كنندگان جايزه صلح نوبل، به آساني مي توان ديد، و بسيار تعجب آور است كه برخي از دوستان، چشم خويش را بر اين واقعيت بسته اند.
4- جيمي كارتر، رئيس جمهور اسبق آمريكا كه دستور قتل عام مردم مظلوم ايران در جريان انقلاب اسلامي از جانب او به شاه معدوم ابلاغ شده بود و به اعتراف مقامات آمريكايي، جنگ تحميلي عراق عليه ايران با حمايت مستقيم و همه جانبه آمريكا و اسرائيل در دوران رياست جمهوري او صورت پذيرفته بود، بعد از آن همه جنگ افروزي و خونريزي، جايزه صلح نوبل را دريافت كرد تا جنايات او به حساب تلاش براي صلح نوشته شود.
ياسرعرفات، رهبر ساف، مادام كه عليه اشغالگران صهيونيست مبارزه مي كرد به عنوان يك تروريست معرفي مي گرديد ولي بعد از آنكه در نشست پنهان «اسلو»، ننگ تسليم در برابر رژيم صهيونيستي را پذيرفت و مبارزان فلسطيني را به صهيونيست ها فروخت، به او جايزه صلح نوبل دادند!
انور سادات رئيس جمهور معدوم مصر، هنگامي كه در كنار جمال عبدالناصر با اسرائيل مبارزه مي كرد، يك جنگ طلب معرفي مي گرديد كه قصد بر هم زدن آرامش و ثبات! منطقه را دارد ولي بعد از سازش ذلت آور «كمپ ديويد» و همراهي با سياست هاي اشغالگرانه رژيم صهيونيستي، نه فقط لقب مرد صلح گرفت! و به عنوان مبارزي شجاع! كه براي صلح و ثبات تلاش مي كند معرفي گرديد، بلكه جايزه صلح نوبل را هم به او هديه كردند!
اسحاق رابين، نخست وزير معدوم رژيم صهيونيستي، مناخيم بگين نخست وزير اسبق رژيم وحشي اسرائيل از جمله كساني هستند كه علي رغم جنايات بي شمار و هولناك در فلسطين اشغالي و انجام دهها عمليات تروريستي عليه زن و مرد و كودك بي گناه فلسطيني، به عنوان تلاش كنندگان براي برقراري صلح، جايزه صلح نوبل را دريافت كرده اند.
در سال 1986- 1365- كميته نوبل، جايزه صلح نوبل را به «الاي ويسل» يك صهيونيست معروف آمريكايي داد. اعطاي اين جايزه به «ويسل» كه به دشمني شديد با مسلمانان و مخصوصاً مردم فلسطين شناخته مي شد و از حاميان سينه چاك رژيم صهيونيستي بود مانند بسياري از موارد ديگر كه جايزه صلح نوبل به اينگونه افراد داده شده بود، مخالفت گسترده آزاديخواهان و شخصيت هاي برجسته جهاني را به دنبال داشت ولي باز هم مثل هميشه، اين اعتراض ها به جايي نرسيد. جالب آنكه در آن هنگام سفارت جمهوري اسلامي ايران در نروژ با ارسال نامه اي به كميته صلح نوبل به اين اقدام اعتراض كرد و سفير كشورمان از حضور در مراسم اعطاي جايزه به «الاي ويسل» خودداري ورزيد.
هنري كيسينجر، صهيونيست آمريكايي و از سياستمداران كهنه كار آمريكا، كه به خاطر حمايت هاي بي چون و چرا و گسترده اش از رژيم صهيونيستي به «سايه موشه دايان» معروف بود، از جمله برندگان باصطلاح جايزه صلح نوبل است، اعطاي اين جايزه به كيسينجر به اندازه اي غيرمنطقي و به دور از انتظار بود كه «هنري كوماگر» مورخ شهير آمريكايي در اين باره اعلام كرد «اعطاي جايزه صلح نوبل به كيسينجر از روي گمراهي است و به نظر من ناديده گرفتن نقش كيسينجر در جنگ ويتنام، يعني رفتاري كه نه فقط غيرقانوني بلكه عميقاً وحشيانه و خلاف اصول اخلاقي بوده است، باعث مي شود كه دست زدن به اينگونه جنگ ها مجاز جلوه داده شود گويا كميته صلح نوبل مي خواهد كه ما اين اقدامات را تأييد كنيم و عاملان آن را به فراموشي بسپاريم». ظاهراً «كوماگر» نمي دانست كه اعطاي جايزه صلح نوبل به كيسينجر دقيقاً با هدف مجاز جلوه دادن همين وحشيگري ها صورت پذيرفته بود.
5- همزمان با اعطاي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي، يكي از دست اندركاران كميته نوبل در پاسخ به اين سؤال كه طي چند ماه اخير در محافل نزديك به اين كميته، سخن از اعطاي جايزه صلح نوبل به پاپ، رهبر كاتوليك هاي جهان در ميان بود، گفت؛ مخالفت پاپ با همجنس بازي، مخالفت با روابط جنسي قبل از ازدواج و اعتراض او به سقط جنين، مردم نروژ- بخوانيد اعضاي كميته نوبل- را عصباني كرده بود و اين ناخشنودي مانع از اعطاي جايزه صلح نوبل به پاپ بوده است!
در همين حال، برخي از صاحبنظران اروپايي تأكيد كرده اند كه مخالفت شديد پاپ با حمله آمريكا به عراق نيز در محروم شدن وي از دريافت اين جايزه نقش مؤثري داشته است.
6- در اعطاي جايزه نوبل ادبي نيز گرايش شديد صهيونيستي و نظام سرمايه داري غرب به وضوح ديده مي شود و نگاهي به ليست دريافت كنندگان جايزه نوبل ادبي نشان مي دهد كه تاكنون اين جايزه به هيچيك از نويسندگان مخالف بلوك سرمايه داري غرب و مخالفان رژيم صهيونيستي داده نشده است.
«نجيب محفوظ» يك داستان نويس گمنام مصري بود و غير از مصري ها و عده اي اندك از افراد در كشورهاي عربي او را نمي شناختند و اساساً در شمار نويسندگان مطرح به حساب نمي آمد. اما، هنگامي كه «نجيب محفوظ» به حمايت از كمپ ديويد روي آورد و در نوشته هاي خود، مقابله با مردم فلسطين را حق اسرائيل قلمداد كرده و از كشورهاي عربي خواست كه دست از حمايت فلسطيني ها بردارند، جايزه نوبل ادبي سال 1988 را نصيب او كردند.
«ساموئل ژوزف» از اسرائيل و «نلي ساش» از سوئد دو نويسنده يهودي گمنام و طرفدار صهيونيست ها بودند. اين دونويسنده كه يكي 78 سال و ديگري 75 سال داشت به اتفاق جايزه نوبل ادبي سال 1966 را دريافت كردند. صاحبنظران و منتقدان ادبي، از اعطاي جايزه به اين دو يهودي صهيونيست به شدت شگفت زده شدند، چرا كه آثار آنها را غير از دفاع از رژيم صهيونيستي و مظلوم نمايي درباره آنها، داراي هيچ ويژگي برجسته و درخور توجهي نمي دانستند و...
7- و اكنون با توجه به نكات فوق كه اسناد غيرقابل انكار است و با در نظر گرفتن تأكيد كميته صلح نوبل بر حمايت و فعاليت خانم شيرين عبادي به نفع بهائيت- كه برخلاف تبليغات مغرضانه و بعضاً ساده لوحانه انجمن حجتيه، نه فقط يك مذهب جديد نيست، بلكه يك حزب سياسي وابسته به رژيم صهيونيستي است- به اولين مصاحبه اختصاصي خانم شيرين عبادي با روزنامه اسرائيلي «يديعوت آهارنوت» توجه كنيد؛
خانم عبادي در اين مصاحبه قول مي دهد كه در حد توان خود براي يافتن «رون آراد» خلبان اسرائيلي به اين كشور كمك كند! و در پاسخ به سؤالي درباره يهوديان جاسوس و زنداني در شيراز مي گويد «من به عنوان يك زن مسلمان ايراني از اين ماجرا شرمنده و متأثر شدم»! و...
8- در بيانيه كميته صلح نوبل به مبارزات پي گير خانم عبادي براي حقوق بشر و مخصوصاً دفاع از زنان و كودكان اشاره شده و در چند جاي بيانيه روي آن تأكيد ورزيده اند و سؤال اين است كه كدام مبارزات؟ و در حمايت از حقوق كدام زنان و كودكان؟...
آيا در جريان جنگ تحميلي، دهها هزار كودك و زن بي گناه بر اثر بمباران هوايي شهرها، موشك پراني به مناطق مسكوني و ترورها و انفجارها، به خاك و خون كشيده نشدند؟ آيا فقط يك نمونه
- تأكيد مي شود كه فقط يك نمونه- از مخالفت خانم شيرين عبادي با اين جنايات هولناك را مي توان آدرس داد؟ مگر آن كودكان و زنان مظلوم و بي گناه كه با بمب ها و موشك هاي اهدايي آمريكا و اتحاديه اروپا و حمايت و پشتيباني رژيم صهيونيستي از صدام، قتل عام مي شدند، زن و كودك ايراني نبودند؟ مگر دانش آموزان دبستاني و دبيرستاني كه در محل مدرسه خود آماج بمب و موشك قرار گرفته و اجساد قطعه قطعه شده آنها در كيسه هاي پلاستيكي جمع آوري و به خاك سپرده مي شد، كودك ايراني نبودند؟ خانم شيرين عبادي كه برخي از روزنامه ها با عنوان «بانوي صلح» از او ياد مي كنند، كدام جمله، نامه، بيانيه و يا اعتراض به اين ددمنشي ها داشته است؟!
البته به گواهي اسناد موجود، در آن هنگام خانم عبادي، همنوا و همصدا با تبليغات رژيم بعثي عراق و رسانه هاي آمريكايي و اسرائيلي، جمهوري اسلامي ايران را متهم به اعزام اجباري دانش آموزان به جبهه هاي نبرد مي كرد و از اين طريق مي كوشيد در كينه توزي آمريكا، اسرائيل و رژيم عراق عليه زنان و كودكان هموطن خود سهمي داشته باشد.
آيا هم اكنون و همه روزه تعداد فراواني از زنان و كودكان فلسطيني از سوي رژيم صهيونيستي قتل عام نمي شوند؟ و آيا خانه هاي محقر آنها با گلوله هاي توپ و تانك بر سر ساكنانشان خراب نمي گردد؟ آيا تاكنون اين خانم برنده جايزه صلح نوبل، حتي يك كلمه در اعتراض به اين جنايات وحشيانه لب تر كرده است؟! همين حالا نيز اگر جرأت دارد، عليه اين وحشي گري ها موضع بگيرد و جلادان صهيونيستي را كه مانند او جايزه صلح نوبل گرفته اند، محكوم كند! و اگر اندكي شجاعت و جسارت دارد
- آنگونه كه صهيونيست ها در بيانيه خود ادعا كرده اند- از حقوق زنان و كودكان فلسطيني دفاع كند و خروج اشغالگران از سرزمين آباء و اجدادي مردم فلسطين را- براساس كنوانسيون حقوق بشر- حق آنها معرفي كند!
9- اشرف پهلوي، خواهر بدكاره و بي حيثيت شاه معدوم را همه مي شناسند و مي دانند كه يكي از انبوه جنايات او به فسادكشيدن دختران و زنان اين مرزوبوم و آلوده كردن آنها به موادمخدر بوده است. تا جائي كه در محافل خارجي از اشرف پهلوي به عنوان بزرگترين قاچاقچي موادمخدر در منطقه ياد مي كردند و از ماجراي تجارت كودكان معصوم اين مرزوبوم، مخصوصاً دختران و زنان جوان كه يكي از جنايات فراوان او بوده است، خبر دارند.
اكنون بايد پرسيد چه كساني با اشرف پهلوي همكاري نزديك داشتند؟ و بعد از فرار او به خارج از كشور و ادامه همان فعاليت هاي شرم آور، در پوشش «مركز مطالعات ايران»! با او از نزديك همراهي و همكاري داشته اند؟ آيا اينگونه افراد، بايد مورد تقدير و تمجيد قرار گيرند؟ و يا آنكه به جرم دخالت در جناياتي نظير آلوده كردن زنان و كودكان و جوانان اين مرزوبوم به فساد و موادمخدر، بايستي تحت تعقيب بوده و يا حداقل، از آنچه كرده اند شرمنده و سرافكنده باشند؟!
10-نگارنده اين سطور، خانم شيرين عبادي را در حد و اندازه اي نمي داند كه يادداشت امروز كيهان را به وي اختصاص دهد و اساساً پرداختن بيشتر به هويت ايشان را حداقل در حال حاضر، چندان ضروري تشخيص نمي دهد ولي در پاسخ به اين سؤال كه چرا از ميان افراد ديگري با خصوصيات كم و بيش نظير خانم شيرين عبادي، ايشان را براي اعطاي جايزه سياسي صلح نوبل برگزيده اند، بايد گفت با توجه به آنچه كه شرح آن گذشت، هدف اصلي و غيرقابل ترديد كميته صلح نوبل از انتخاب ايشان، اهانت به ملت هاي مسلمان و مخصوصاً ايران و ايرانيان بوده است و براي اين منظور، اولاً؛ بايد كسي كه انتخاب مي شود، فاقد شخصيت علمي و يا هويت اجتماعي در خور توجه باشد، زيرا افرادي كه از هويت اجتماعي برجسته و شخصيت علمي قابل توجه برخوردارند- صرفنظر از گرايش سياسي و اجتماعي آنان- به هر خواسته اي تن نمي دهند و آسان و بي دردسر در خدمت اهداف اعطاكنندگان اين جايزه قرار نمي گيرند.
كميته صلح نوبل در پي آن بوده و هست كه الگوي زنان برجسته و صاحب نظر و مسلمان ايراني را در اذهان جهانيان، وارونه جلوه دهد و از اين طريق، مانع از الگوشدن آنان براي ساير ملت هاي مسلمان وغيرمسلمان جهان شود و از سوي ديگر با ارائه اين الگوي مخدوش و وارونه از ايران و ايرانيان به خاطر ايستادگي و مقاومت آنان در برابر زورگويي هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي انتقام بگيرد و...
و اما، آيا با توجه به نكات فوق شرم آور نيست كه كساني آگاهانه و افرادي از روي غفلت و بي خبري آتش بيار اين توطئه مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي باشند؟ چرا كه فقط برخورداري از اندكي غيرت ديني و ميهني اجازه همراهي با اين پروژه را نمي دهد. اين كلاه گشاد فقط شايسته سر «شارون» است و به يقين مردم شريف و انقلابي ايران اسلامي دست اندركاران اين توطئه را رسواتر و پشيمان تر از پيش خواهند كرد.اميد است خانم عبادي متوجه اين سوءاستفاده شود.

مقالات | بازديد 3103 | نظر 25 | دنبالک 1 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/287

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'اين كلاه گشاد لايق سر«شارون»است، حسين شريعتمداري، کيهان' لينک داده اند.

دلِ خونِ شريعتمداری از جايزه‌ی نوبل
http://news.gooya.com/politics/archives/000400.php...
Linkdooni
October 14, 2003 10:26 PM

نظرات
[مهران - October 15, 2003 11:41 AM]

اگر بامن نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکس لیلی
ضمن تبریک به سرکار خانم عبادی

[بيژن - October 15, 2003 11:18 AM]

حيرانم!
حيران از اين همه ادب و منطق و دموكراسي حاكم بر
نظردهندگان محترم كه كنه شخصيت خود را با دســت و
دلبازي به نمايش ميگذارند.
شريعتمداري كه فحشهاي به اين قشنگي از او منتشر
نشده مملكت را به اينجا كشاند .
از شخصيت و عقيده اي كه شما طرفدارانش هستيد بايد
ترسيد.

[mehran - October 15, 2003 11:05 AM]

اگر بامن نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرابشکست لیلی

تبریک به خانم عبادی بانوی صلح ایران

[كيهان - ش - October 15, 2003 10:32 AM]

در حاليكه رئيس جمهور خاتمي در خصوص اعطاي اين جايزه به خانم عبادي چنان اظهارات خفت باري را بر زبان آوردند (‌ كه خوشبختانه با اين اظهارات باطن سياه و ضد ايراني خود را نمايان ساختند چنانكه ننگ ابدي و واصل شدن به دركات را در تاريخ كشور ايران براي خود خريدند ) ديگر از اظهار نظر امثال شريعتمداري
( نماينده مقام عظماي ولايت در روزنامه كيهان ) كه سابقه دشمني ديرينه ايشان با انسانيت و آزاديخواهي بر كسي پوشيده نمي باشد ، البته جاي تعجب و شكايت
نيست.
خداوند خود ما را از شر اسلام خاتمي و
همپالكي هايش همچون شريعمداري خلاص سازد.

[دليلي - October 15, 2003 09:53 AM]

اعطاي جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي موجب مباهات ايرانيان ميهن پرست ميباشد ولي متاسفانه دركشورماهمه چيز چه خوب وچه بددرهاله اي ازسياست بازي وگروه گرائي محوونابودميشودبيائيد دست ازسراين ملت بيچاره برداريدواجازه دهيدآزادانه آنچه راكه به مصلحت خودميداندعمل نمايد

[محمودي - October 15, 2003 08:36 AM]

جايزه صلح نوبل سال 2001 به دبير كل سازمان ملل متحد آقاي كوفي عنان. 1995 به ژوزف روت بلات به خاطر تلاش براي از بين بردن تسليحات هسته اي در سياست هاي بين الملل. 1994 به ياسر عرفاتو اسحق رابين و شيمون پرز. در اين مورد آقاي خاتمي و آقاي شريعتمداري نام ياسر عرفات را در گفتار و نوشتار نياوردند. 1992 به اقاي نلسون ماندلا. جرا آقايان و حضرات در آن موقع نسبت به اهدا جوايز به برندگان واكنش نشان نداده اند.

[حسين ايراني - October 15, 2003 08:10 AM]

اگر راست ميگوييد بدون فحش و ناسزا جواب ايشان را بدهيد فحاشي دليل بي منطقي است ، به نظر من گفته شريعتمداري حقيقت را ميگويد

[Hossein - October 15, 2003 02:52 AM]

man fekr mikonam ke aghaye khatam ham dar sale 2001 kandide jayeze solhe nobel shodeh boodand.
soal man in hast, aya aghaye khatami ham ba sahyoonist ha ertebat darand? va agar darand ertebate ishan ( va aghaye khamenei) ba sahyoonist ha be che soorat hast?

sharmandeh ke az laghab agha baraye khamenei estefadeh kardam!

seyyed hossein shahidi

[reza - October 15, 2003 02:47 AM]

When I want to know what is really happening in Iran, and what is right & what is wrong, I refer to Kayhan and Resalat
I have 1 strong reason (a hadis) which says:
Toarrefol Ashiae be Azdadeha

Sorry for writting in English, I don't have access to persian font

Payandeh bashid

[amir - October 15, 2003 12:58 AM]

متاسفانه عملکردهای ارتجائی حاکمیت و عاملانش سبب گشته که هر آنچه از دهان آنان بیرون میاید دروغ تلقی گرددو هر چه بر علیه آنان است راست. اگر چه شریتمداری برای کاستن از ارزش مبارزات خانم عبادی این موضوعات را مطرح می کند اما این دلیل نمی شود که حقایق مربوط به این جایزه کتمان گردد. جایزه ی صلح وقتی به کیسینجر و اکثر نخست وزیران رژیم اشغالگر و نژادپرست اسرائیل داده می شود مطمئنن ارزش خود ار از دست میدهد.
وقتی بوش و شارون همزمان با جنایتهای هر روزه شان بر علیه مردم منطقه از حقوق بشر صحبت می کنند و همزمان با نقشه کشی برای حمله به ایران از دولت ایران می خواهند که به حقوق بشر احترام گذارد باید که مواظب بود و دقت کرد. خانم عبادی باید که به مبارزات خود برای عدالت و حقوق بشر در ایران ادامه دهد ولی یک لحظه از این موضوع غافل نشود که ایالت متحده و اسرائیل در کمین نشسته اند تا ایران را نیز اشغال کنند و نوکران خود ار دوباره بر سر کار آورند. البته مطمئن هستم که خانم عبادی خوب از این موضوع آگاهند اما خوب است جوانان مان نیز به این موضوع دقت کنند و تصور نکنند که قدرت و توطئه های امپریالیسم و صهیونیسم تنها خیال است. در این دنیای غرب هر کس که جرئت کند بر علیه اسرائیل حرفی زند بسختی تنبیه خواهد شد.

[SASAN - October 15, 2003 12:31 AM]

جناب آقاي ش
برو كشكتو بساب

[ صابر رفعت - October 15, 2003 12:09 AM]

سربازجوي اوين و يار غار سعيد امامي كف به دهان آورده و مستاصل ودرمانده به هر خس وخاشاكي چنگ ميزند و آسمان و ريسمان را به هم ميبافد. زمين زير پاي عمال جهل و شكنجه و اعدام ميلرزد و رعشه مرگ استبداد و جهالت آنان را به هذيان گويي كشانده است. اما اين هنوز از نتايج سحر است باش تا صبح دولتت بدمد!

[افشار - October 14, 2003 11:59 PM]

شايد اگر در فضاي ديگري در كشور وجود داشتيم اين جايزه اين قدر جالب و شيرين نبود اما با لجاجتهايي كه از سوي جناح راست با خواستهاي مردم مي شود به هر دليلي كه اين جايزه به خانم عبادي داده شده باشد مردم حمايت و استقبال مي كنند همانطور كه 7 سال پيش به همين دليل به خاتمي راي دادند.وقتي مردم اجازه نداشته باشند حرفشان را بزنند از هر راهي براي ابراز احساسات و سوزاندن دماغ اقتدارگرايان بي منطق استفاده خواهند كرد . اگر اين جايزه به جاي خانم عبادي به دكتر شيخ الاسلام وزير بهداري زمان شاه هم داده شده بود همين استقبال از سوي مردم صورت مي گرفت .برويد به جاي انگ چسباندن و بيرون كشيدن پرونده اين و آن و جاسوس خطاب كردن مخالفين منافع و مصالح ملي كشور را در نظر بگيريد . اين مملكت ارث پدري كسي نيست .همين مردم كه براي جايزه نوبل خانم عبادي متهم به ذوق زده گي شده اند ديروز باعث روي كار آمدن جنابعالي و امثالتان شدند.

[رامين - October 14, 2003 11:16 PM]

علت انتخاب خانم شيرين عبادي اعلام حمايت غرب از به اصطلاح اصلاح طلبان است وسخنان ايشان پس از انتخاب نيز كاملا نادرست است ايشان بدون اشاره به قتل عامهاي سال 67 وجنايات رژيم طي اين سالها خواهان آزادي زندانيان سياسي شدند حتما امثال آقاي عبدي وآقاجري و....و جالب اينكه خواهان قرائتي از اسلام شدند كه در آن حقوق زنان وكودكان وحقوق بشر بيشتر مورد توجه باشد درحاليكه اسلام از نظر ساختاري با دمكراسي وحقوق بشر ناسازگار است و آن چيزي كه بايد توسط خانم عبادي اعلام ميشد تاكيد برجدائي دين از سياست است من با برداشتي كه امثال آقاي شريعتمداري از اسلام دارند بيشتر موافقم چون به اصل اسلام بيشتر نزديك است وبه خانم عبادي هم توصيه ميكنم در مورد حقوق كودكان وزنان به قرآن مراجعه كنندو قوانيني مثل قصاص . ديات . ارث وغيره در متن قرآن هست هرچند كه مورد پسند ما نباشد .

[م - ف رهگذر - October 14, 2003 10:56 PM]

چقدر خودم راسرزنش کردم که 15 دقیقه وقتم را برای خواندن ترهات ٌ برادر حسین ٌ صرف کردم . اینها واقعا بیشعورند یا شعور مردم میهن ما را دست کم میگیرند؟ براستی چه چیزی را میخواهند ثابت کنند؟
برو این دام بر مرغ دگر نه که عنقارابلنداست آشیانه

[عباسی - October 14, 2003 10:13 PM]

فکر نمی کردم کثیفی و دنائت آقای شریعتمداری زیاد باشد ولی هنگامیکه تیتر روز شنبه روزنامه کیهان را در مورد برنده شدن خانم عبادی دیدم متوجه این نکته شدم که بعضی ها نظیر شریعتمداری از نظر کثیفی و دنائت روی شارون و مناخم بگین را سفید کرده اند.

[afshin - October 14, 2003 09:34 PM]

nist ke dasthay-e aghay-e shariatmadari kam be khoon agheshteh ast.
rasti haji agha ta hala chand nafar ra khodet shekanje kardi ya koshti?

[فریده - October 14, 2003 09:10 PM]

من با همه حرفهای شریعتمداری موافق نیستم اما چه کسی است که نداند کمیته صلح نوبل که منتخب پارلمان نروز است تنها به کسانی جایزه میدهد که همسو با سیاستهای آمریکا و اسراییل باشد. اگر باور ندارید به فهرست برندگان تاکنون بنگرید. البته با ادای احترام به خانم عبادی.

[HANK NEZAMI - October 14, 2003 09:04 PM]

,JUST SIMPLE QUESTION , FOR HOW LONG YOU ARE GOING TO ACT SO STUPID? H.N.DEAR MR SHI.. MADARI

[salman - October 14, 2003 08:57 PM]

"باصطلاح" جايزه صلح نوبل !!!

[بهمن.ا - October 14, 2003 08:53 PM]

بسيار جالب توجه است كه چه شباهت زيادي بين گفته هاي خاتمي به خبرنگاران در مورد خانم عبادي و جايزه نوبل و حرفهاي امروز شريعتمداري در كيهان وجود دارد. من واقعا براي سركار خانم عبادي نگران نيستم زيرا ايشان با همان يك جمله كه اصول و اساس اسلام با حقوق بشر ناسازگاري و مغايرتي ندارد، حداقل براي مدتي از حفاظ امن برخوردار گشتند كه نمونه آن تشكر عبدالله نوري و نمايندگان مجلس از خانم عبادي به دليل همين اظهار نظر ايشان است. دل من نگران آن است كه اگر خانم عبادي به دلايلي نتوانند و يا نخواهند كه نقشي را كه تا به حال داشته و از اين پس بسيار وسيع تر بر عهده ايشان است ، به سرانجام رسانند، آنگاه دنيا چه نگاهي به ما ايرانيان خواهد داشت. آرزو داشتم كه در اين لحظات مي توانستم به خانم عبادي بگويم كه لطفا مراقب باشيد كه به روز خاتمي دچار نشويد. بدين معنا كه فكر كنيد با مقداري كوتاه آمدن در برابر قدرتمداران داخل كشور ، ايشان حتي به قدر ذره اي كوتاه خواهند آمد. و حتي اگر فرض كنيم كه چنين شود و حاكمان در ازاي خود سانسوري شما در ابراز نظراتتان كوتاه بيايند ، آنگاه اين خود سانسوري شما ، براي ملت و كشور در شرايطي كه استبداد و تفكر استبدادي يا رفتني است و يا ابقاء شدني ، بسيار گران تمام خواهد شد و جهانيان خواهند گفت كه اين ملت حتي اگر با جايزه نوبل هم حمايت شوند بازهم توانائي ابراز بدون ترس نظرات خود را ندارند. با تشكر بسيار از سركار خانم عبادي به خاطر پايداري و تلاششان در برقراري حقوق بشر

[!!! - October 14, 2003 08:51 PM]

چقدر راحت میتونیم لقب خائن و فحشهای چارواداری به این و اون بدیم!! بهار و امثال شریعتمداری دو روی یک سکه اند!

[نیما (زباله دان ذهن) - October 14, 2003 08:40 PM]

جناب شریعتمداری!
ضمن اظهار تاسف از بابت نثر نه چندان حرفه ایتان که در حد سرپرست یک مجموعه معظم نیست.. باید عرض کنم که اگر ممکن است یکبار دیگر متن کمیته صلح نوبل را بخوانید...کمیته صلح هر بار هم اشتباه کرده باشد..اینبار را اشتباها درست عمل کرده است!!! حالا شما لازم نیست زیاد خون خودتان را کثیف کنید! مطمئنا خانم عبادی با ان ظرفیتی که دارند بهتر از امثال برخی دوستان نادان برای مملکت مفید خواهند بود..راستی مطلبی در وبلاگم راجع به برخی نادان دوستان داخلی نوشته ام...آیا شما خود را جزو آنان می دانید؟

[Ali - October 14, 2003 08:32 PM]

The legend of Man-wolf is a disgrace to wolves. These are beyond the horizon of any animosity
Afsaneye Ensan-Gorg bar Gorgan sharmavar ast
inan farasooye ofoghhaye vahshigariand

[Ali - October 14, 2003 07:31 PM]

Oh my GOD. What a pile of crap. This guy is really full of S**t. or other way so obssessed with America. Same old concpiracy theory, it's about America these days as apposed to England in old days.

Copyright: gooya.com 2016