چهارشنبه 23 مهر 1382

نفی گذشته تاریخی، پاسخي به مقاله علي کشتگر، محمد حیدری

مقاله آقای کشتگر در نقد سخنان آقای خاتمی هیچ اثری که نداشته باشد حداقل نشانه یک رویه تاریخی است که اکنون شاید بیش از یک قرن است که گریبانگیر ماست. اگر سیاستمداری قد می هرچند کوچک در جهتی بردارد که از نظر « ما» - تاکید می کنم که از نظرما وبه تصور ما- درست ومناسب باشد ، چنان بر عرش می نشانیم اش که گویی منجی ملت ایران است و چناچه احیانا کاری کرد که باز هم به تصورمان غلط بود، آنگونه بر او می تازیم که ظاهرا اوج بدی ها و خیانتها از او بوده است .

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

سر نوشت مرحوم بازرگان که لابد به یاد آقای کشتگر مانده است. وقتی که دولت تشکیل داد بر کوی و برزن فریاد می کردند که: بازرگان ، چریک پیر ایران ! و همه گروهها و فرقه های مخالف استبداد سلطنتی در حمایت از او سبقت می گرفتند . تصور می کنم که حتی یک ماه سپری نشده بود که ناگهان از عرش بر فرش آمد ، وچریک پیر شد نماینده خرده بورژوازی وابسته که با راستگراییهای لیبرالی اش انقلاب توفنده خلق قهرمان را به سمت تسلیم در برابر استکبار جهانی می برد.لابد یادتان هست که وقتی مهدی بازرگان به اعدامها ومحاکمه های غیر اصولی و بدون حضور وکیل وبدون امکان دفاع متهمان ، اعتراض می کرد ، انقلابیون دو آتشه چه فریاد ها می کردند که لیبرالها حرکت انقلاب را کند کرده اند. حتی وقتی با فشارهای بازرگان مدتی کار دادگاههای انقلاب برای تدوین آیین دادرسی آن متوقف شد ، چه دریغ ها یی خوردند که کار «انقلاب» متوقف شده است ! آیت الله صادق خلخالی که در آن زمان رئیس دادگاه انفلاب بود ، حضور وکیل در دادگاهها را وقت تلف کردن می دانست:«اینها میخواهند ، با گشتن دنبال ماده قانونی وقت دادگاه را بگیرند و مردم را معطل کنند» [کیهان-23 اردیبهشت 1358] و انقلابیون دو آتشه نگران انقلاب، می نوشتند: «اعلام می داریم که کار دادگاهها می بایست ادامه یابد و از انقلابیون مقتدری نظیر ایت الله خلخالی برای ادامه کار این دادگاهها می بایست استفاده شود» ! [مردم – 7 خرداد 1358]
قصد اینجانب دفاع از رفتار سیاسی بازرگان نیست ، ولی لابد یادتان هست که اتفاقا بازرگان در همانجا مورد انتقاد بود که امروز نقطه قوت او محسوب می شود . تلاش برای پایدار کردن رفتارهای دموکراتیک که آن زمان فریب دنیای لیبرال سرمایه داری امپریالیستها نام داشت ، امروز شعار متفق اپوزیسیون است ! او تلاش میکرد مفابل سیل بنیان کن خشونتها سدی بسازد ، لیکن سیل او را نیز کنار زد. جرم بازرگان به قول دشمنانش لیبرال بودنش بود. بد نیست به خاطره یکی از دشمنان بازرگان هم اشاره ای شود . جلال الدین فارسی در بخشی از خاطرات خود به آن دوران اشاره کرده و می نویسد:« در دفتر آقای بازرگان که شخص دیگری هم حضور نداشت ، از بنده پرسید آیه ای در قرآن است که دشمنی با قومی شما را بر آن ندارد که به آنها ظلم کنید . این آیه در کدام سوره است و آیا آن را حفظ هستید؟ به یاد نداشتم ، وگفتم از کشف الآیات می توان استفاده کرد. آن را پیدا کرد : ولا یجرمنکم شنآن قوم علی الا تعدلو اعدلوا هو اقرب للتقوی-[مائده-8] و گفت میخواهم دستور بدهم این آیه را بر سر در دادگاهای انقلاب بنویسند و در جریان محاکمات ، اصول آیین دادرسی را رعایت کنند . ما آنوقت که در دادگاههای رژیم شاه محاکمه میشدیم اعتراض داشتیم که چرا آیین دادرسی در مورد ما اجرا نمی شود . حالا خودمان باید اصول آن را از جمله علنی بودن و حضور مردم و حق تععیین وکیل مدافع رعایت کنیم .» فارسی در پاسخ بازرگان سخن انقلابیون را بیان میکند:« گفتم : ولی از یاد نبرید که متهمان ، مجرمان کهنه کار و شناخته شده ای هستند[...]هرجور هم آنها را محاکمه کنید باز هم محافل به اصطلاح حقوقی وسیاسی غرب ، از بی عدالتی ما و بیگناهی آنها حرفها خواهند زد و ما را محکوم خواهند کرد!» [زوایای تاریک –چاپ اول-ص 381] آقای کشتگر به یاد دارند که بعدها« انقلابیون مقتدری نظیر ایت الله خلخالی» با همان گروه های تند و تیز چه کردند.
نمونه دیگر این رفتار شگفت انگیز با سیاستمداران ، ماجرای مرحوم مصدق است . در آن دوره نیز گروههای مختلفی با رویکردهای گوناگون انتظاراتی از مصدق داشتند که چون برنامه او چیز دیگری بود ، امکان انجام آن خواستها نبود وبه همین دلیل کینه ورزی با وی آغاز شد و مصدق سمبل اشرافیت پوسیده ومحکوم به زوال ایران گردید ! از یک طرف برخی خواهان اعلام جمهوری شدند و از طرف دیگر گروهی حکومت اسلامی خواستند.
آقای کشتگر نوشته اند:« آنچه باعث شگفتی است پیوستن محمد خاتمی به گروه تلخ کامان(از جایزه عبادی) است.[...] خاتمی پس از 4 روز سکوت، درپاسخ به پرسش خبرنگار ایلنا که می گوید چرا در این مورد حرفی نزده اید می گوید مگر باید درباره هر اتفاقی حرف زد؟ و این یعنی آن که خاتمی اهمیت این جایزه را از پیروزی ایران در یک مسابقه ورزشی نیز که بارها نسبت به آن موضع گیری فوری کرده است کم اهمیت تر می داند [...] او نیز در بی اهمیت جلوه دادن جایزه صلح نوبل، اعطای آن را به انورسادات و جیمی کارتر گوشزد می کند. و چه ننگی برای خاتمی از این بزرگ تر که روزی با رای این ملت و یک دنیا امید به ریاست جمهوری برگزیده شد و حالا امروز در پایان غم انگیز دوران خود در همراهی با ارتجاع حاکم وظیفه بی اثر کردن اعطای جایزه نوبل صلح به خانم شیرین عبادی را برعهده گرفته است[...]برای خاتمی و برای رایی که ملت به او داد متاسفم.»
اما خاتمی در سخنانی که روز 22مهر گفت ، تنها همین سخنان نگفته بود : از گزارش BBC بخش های دیگری را نقل میکنم :« آقای خاتمی، خانم عبادی را از خانواده ای مذهبی توصيف کرد و گفت: اميدوارم وی کاملا به منافع جهان اسلام و ايران توجه داشته باشد و به هيچ وجه اجازه ندهد که از اين موقعيت به دست آمده سوءاستفاده ای شود.رييس جمهوری ايران گفت که مردم ايران از موفقيت وی احساس افتخار می کنند و از اين جايزه بايد به عنوان وسيله ای برای صلح و آشتی و پيشرفت ايران استفاده شود.[...] او ضمن ابراز خشنودی از اعطای جايزه صلح نوبل به شيرين عبادی همچنين گفت: هيچ انسانی نيست که از موفقيت هم وطن خود خوشحال نشود و من نيز از اين که يک هم وطن ما موفقيتی کسب کرد، خرسندم.»[- BBC سه شنبه 14 اکتبر 2003] آیا این سخنان به معنی ابراز خرسندی خاتمی از در یافت جایزه نوبل صلح توسط عبادی نیست؟
تصور نمیکنم کسی که تحولات ایران را از نزدیک پیگیری می کند دریافت این جایزه توسط خانم عبادی را بی اهمیت بداند. سخن خاتمی در این باره البته قابل نقد است .اینکه چرا پیام تبریکی برای خانم عبادی نفرستاده نیز قابل نقد است . اینجانب هم معتقدم که ضرورت داشت رئیس جمهور دراینباره موضع گیری مناسبی کند. مگر نه اینکه خاتمی وقتی ماندلا جایزه صلح نوبل را برنده شد ، برایش پیام فرستاد ؟ پس چرا در آن زمان از سیاسی بودن این جایزه وبی اهمیتی آن سخنی نگفت؟
در اینباره انتقاداتی به خاتمی وارد است ، اما آیا این رفتار او مستحق چنین نقدی است که موضعش را « ننگ» بدانیم و برای مردم متاسف باشیم که چرا به او رای داده اند؟ شش سال چالش نفس گیر در عرصه قدرت ایران که دستاوردهای آن چشمگیر بوده است به دلیل این که خاتمی نوبل صلح را بی اهمیت میداند به باد می رود؟
آقای کشتگر که سالیانی است در ایران نبوده اند شاید دستاوردهای حضور خاتمی در عرصه سیاسی را به اندازه یک فرد ساکن ایران لمس نکنند . لیکن جهت یاد آوری به ایشان می توان پرسید ؛ پیش از ریاست جمهوری خاتمی اگر کسی به دلیل عقایدش به زندان می رفت ، آیا صدایش را کسی می شنید؟ تقی رحمانی از سال 1365 تا 1376 حدود یازده سال در حبس بود ، اما آیا به اندازه سه ماه زندان سازگارا یا رضوی فقیه کسی اعتراض کرد ؟ آیا کسی دانست که او در زندان است ؟ اینکه خاتمی به عنوان رییس جمهور به بازداشت مخالفان فکری اعتراض می کند و برای پیگیری اوضاع آنان دولت را مامور میکند – حتی اگر به نتیجه نرسد – مگر دستاورد کمی است؟ در زندگی اجتماعی مردم نیز چنین روزنه هایی که امروز هست وجود نداشت . آیا مردم حتی در پوشیدن لباس خود نیز تابع الگوهای خاص نبودند؟ فراموش نمی کنم که یکی از دوستان ما به دلیل پوشیدن لباس سفید مورد ضرب و شتم قرارگرفت. حتی فرض کنیم که این جایزه در آن دوران به خانم عبادی داده می شد ، آیا دوستدارانش می توانستند تجمعی چند هزار نفری برگزار کنند ؟ آیا شفاف شدن بالانس واقعی عرصه قدرت و نمایان شدن امکان یا عدم امکان رفورمیسم درونی دستاورد کمی بوده است؟ حساس شدن عرصه عمومی به خواستهای دموکراتیک و روشهای مسالمت آمیز گردش قدرت که امکان خروج تاریخی از چرخه خشونت را فراهم میکند، آیا کم دستاوردی است؟ گسترش اطلاعات و افشای بسیاری از جنایتها و رانتها نیز در همین دوره بدست آمد.
مگر قرار است که در پیگیری مسالمت آمیز و دموکراتیک آرمانهای ملی ظرف 6 سال ، چه شاهکاری اتفاق افتد که اکنون نیفتاده است ؟ از طرفی مگر نه اینکه پروژه خاتمی ، اصلاحات در چارچوب قانون اساسی بود و این مساله را بارها اعلام کرد ، پس آیا نباید سطح انتظارات از او محدود به همین حدود باشد ؟ همچنین خاتمی یکی از مدیران ارشد در همین ساختار سیاسی بوده و اتفاقا مدیریتی طولانی هم داشته است . این مسا له هم که مخفی نبود و به این ترتیب چگونه میتوان از او انتظار تحولات ساختاری داشت؟
رسم شده است که همه در یک دوره تاریخی کوتاه مدت ، دل به کسی می بندند و انتظار ساختن بهشت موعود دارند و اگر چنین نشد افسوس می خورند و کنار می کشند ویا استراتژی –و نه تاکتیک - جدیدی می جویند . اما امروز به جای استراتژی « پیگیری مسالمت آمیز دموکراسی» چه چیز دیگری می توان گذاشت ؟ و اگر نمی توان ، چرا گامهای اول این استراتژی و سالهای اولیه تمرین آن به این سرعت نفی می شود؟آیا عملکرد 6 ساله خاتمی و تلاش وی در جهت پیشروی آرام و کم هزینه دموکراسی صرفا به دلیل یک خطای احتمالی باید فراموش شود؟
آنچه در رفتار سیاسی نخبگان در قرن اخیر به چشم می خورد نفی گذشته تاریخی است . وقتی یک پروژه به نتیجه مورد نظر نمی رسد یا شکست می خورد ، به نفی کامل گذشته می پردازند وبگونه ای سخن می گویند که گویی بدون هویت تاریخی میباید از صفر شروع کنیم .اما این روش با توجه به تاریخ گذشته نتیجه معکوس داشته است . در یک خلا ء تاریخی امکان تکرار اشتباهات گذشته از یک سو و شبیه سازی تاریخی به جای کسب تجربه تاریخی از سوی دیگر وجود دارد . ما تا کی فرصت تکرار و شروع از نقطه صفر را داریم ؟

[چرا کام خاتمي از اين جايزه شيرين تلخ است!علی کشتگر]

مقالات | بازديد 1285 | نظر 17 | دنبالک 1 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/303

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'نفی گذشته تاریخی، پاسخي به مقاله علي کشتگر، محمد حیدری' لينک داده اند.

زندانيان سياسي را آزاد کنيد
درک اين نکته که جايزه بانوی صلح ما برعليه سياست جداسازی انسان هاست با جنسيت و آيين و مرامشان ، آقای خاتمي را از جلد خود بيرون کرد.
Rouzaneh
October 15, 2003 12:08 PM

نظرات
[مینا - August 31, 2004 09:33 AM]

این قدر بی انصاف نباشید.رئیس جمهور بعدی را که دیدید
به سر خاتمی قسم می خورید. این خط / این هم نشان

[poria_keiani - December 26, 2003 12:21 AM]

برای همه شما متاسفم. خوشبختانه بقای نظام جمهوری اسلامی هیچ ربطی به خواست شما ندارد.

[بي‌نام - October 16, 2003 10:00 AM]

آقاي نويسنده ظاهرا از اواجير خاتمي مزدور و خائن به مردم ايران مي‌باشند. خاتمي از همان اول باطنش براي کساني که به آزادي و دموکراسي واقعي معتقد هستند مشخص بود که مار افعي کبوتر نمي‌زايد. خامنه‌اي و خاتمي و خميني هيچ فرقي با هم ندارند. تنها راه حل حکومت مردم بر مردم سرنگوني اين رژيم ددمنشانه تاريخ بشريت است که از دين بر مردم اسب مي‌راند در حاکي که رهبران آن هيچ اعتقادي به دين ندارند. اين هماني است که مجاهدين خلق قهرمان ايران سال‌ها پيش بر آن تاکيد کرده‌اند و همانطوريکه که مي‌بينيم وضع جامعه به سمت انقلاب پيش مي‌رود.

[mehran - October 15, 2003 09:22 PM]

آقای حیدری!!!!
کسی رو که خوابیده می شه بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب زده نمی شه.
تا کی خودتونو به خواب می زنین.

[دکتر جواد چاوشی - October 15, 2003 06:35 PM]

اقای حیدری
کافست نگاهی به شعارهای مردم در فرودگاه مهراباد هنگام استقبال هزاران ایرانی از خانم عبادی بیفکنید تا بدانید مردم چقدر از خاتمیتان و رای دادن به او پشیمان و از خود بخاتر ان رای شرمگین هستند.
خاتم ار انهاست و سنگش را به سینه زدن جز فریب مردم چیز دیگری نمیتوانت باشد

[sasan - October 15, 2003 06:21 PM]

jaleb ast.
aya hanooz ham dar morede khatami shak darid?

6sal khianat bas nist?
khatami = khameneyy_2
shak darid? az ganji beporsid

[Agha Jery - October 15, 2003 06:11 PM]

ey baba.
khatami dorash tamum shod.
khoob ya bad.
hala be fekre man bashid
ba in bazye jadid ke rah andakhtam. reyys jomhoore baadi manm.
lol.

[Mazdak - October 15, 2003 02:46 PM]

Ze ahkhon zadeh madarid omid Ke zangi be shostan nagardad safied.

[Mazdack - October 15, 2003 02:43 PM]

Ma tanha be in shereh Ferdosieh bezorg aktefa mikonam.
Sare badsegalan bebar dashtan. Az eshan omide behi khastan
Sare reshteh khish gom kardan ast. Be jeibandaroon mar parvardan ast.
.Derakhti ke takhast vey ra seresht
Garash barneshani be baghe behesht.
.Gar az joye kholdash behangame ab
.Be bikh angabin rizi o shahde nab
.Saranjam gohar bebar avarad
Hamon mivahe talkh bar avarad.

[amir hossein - October 15, 2003 02:02 PM]

ba nazare aghaye heidari kamelan movafegham . DAR ZEMN KHATAMI BADAN BI AHAMIAT BOODANE JAIEZEIE SOLHE NOBEL VA SIASI BOODANE ON RO TAKZIB KARD BE VASILEIE DAFTARE RIASAT JOMHOORI.va dar forodgaham 3 nafar az azaie heiate dolat be esteghabe banoie solhe iran raftan , in khod govahe esteghbale khatami az solhe nobel nist?!!!i

[پارسا صائبى - October 15, 2003 01:59 PM]

جناب آقاى حيدرى،

نقش خاتمى چيزى جز نقش نماينده مقام معظم رهبرى در امور دوم خرداد نبود. شما اگر انصاف ميداديد و عاشقانه و رمانتيک به مقوله خاتمى و دوم خرداد نگاه نمى کرديد متوجه ميشديد که معدود دستاورد هاى جنبش دموکراسى خواهى فعلى جامعه ايران ناشى از چند عامل مهم است : تحولات اجتماعى ناشى از جوان شدن جامعه و بالا رفتن سطح آگاهيها ، انباشت مطالبات اجتماعى ، بالا رفتن سطح تکنولوژى ( ارتباطات و فن آورى اطلاعات) ، تحولات ناشى از جهانى شدن ، تحولات و افشار هاى سياسى ناشى از تغيير مناسبات بين المللى بعد از حوادث يازده سپتامبر . نقش خاتمى در اين ميان تلاش در جهت همراهى با امواج بنيان کن تحولات اجتماعى بود به اين اميد که سدى بر اين امواج زده شده و با تحولات آرام سياسى آنهم در قالب تنگ و سست بنيان قانون اساسى حداقل ساختار حاکميت و ميراث امام راحل حفظ شود. البته به تدريج خود خاتمى هم به اين نتيجه رسيد که بهترين کار همان کارى است که رهبر فرزانه سالها است در حال انجام آن است ، ماندن در مقابل طوفان و سکان کشتى را محکم گرفتن و هيچ انعطافى از خود نشان ندادن. مساله مساله اظهار نظر ديروز و هفته پيش خاتمى نيست. اين يک روند قهقرايى براى کسى است که ميخواست سوار موج بشود ليکن از آن جا ماند و موج هاى بعدى او را فرو کوفتند و با وزنه هاى سنگينى که خود به پا دارد، اميدى به نجات ايشان نيست.

تلاش شما در مورد مرحومان مصدق و بازرگان و شبيه سازى شرايط آنها با شرايط خاتمى ، دامن آن بزرگان صادق را که مانند هر مرد سياسى ديگر اشتباهاتى داشتند نخواهد آلود. خاتمى بود که ميخواست خود را شبيه آنان کند و نتوانست و تشت رسواييش از بام افتاد و صداقتش به همراه شخصيت فرهنگيش همه بر آب روان رفت.البته تاريخ در مورد خاتمى قضاوت بسيار بى رحمانه ترى خواهد داشت.

[پارسا صائبى - October 15, 2003 01:58 PM]

جناب آقاى حيدرى،

نقش خاتمى چيزى جز نقش نماينده مقام معظم رهبرى در امور دوم خرداد نبود. شما اگر انصاف ميداديد و عاشقانه و رمانتيک به مقوله خاتمى و دوم خرداد نگاه نمى کرديد متوجه ميشديد که معدود دستاورد هاى جنبش دموکراسى خواهى فعلى جامعه ايران ناشى از چند عامل مهم است : تحولات اجتماعى ناشى از جوان شدن جامعه و بالا رفتن سطح آگاهيها ، انباشت مطالبات اجتماعى ، بالا رفتن سطح تکنولوژى ( ارتباطات و فن آورى اطلاعات) ، تحولات ناشى از جهانى شدن ، تحولات و افشار هاى سياسى ناشى از تغيير مناسبات بين المللى بعد از حوادث يازده سپتامبر . نقش خاتمى در اين ميان تلاش در جهت همراهى با امواج بنيان کن تحولات اجتماعى بود به اين اميد که سدى بر اين امواج زده شده و با تحولات آرام سياسى آنهم در قالب تنگ و سست بنيان قانون اساسى حداقل ساختار حاکميت و ميراث امام راحل حفظ شود. البته به تدريج خود خاتمى هم به اين نتيجه رسيد که بهترين کار همان کارى است که رهبر فرزانه سالها است در حال انجام آن است ، ماندن در مقابل طوفان و سکان کشتى را محکم گرفتن و هيچ انعطافى از خود نشان ندادن. مساله مساله اظهار نظر ديروز و هفته پيش خاتمى نيست. اين يک روند قهقرايى براى کسى است که ميخواست سوار موج بشود ليکن از آن جا ماند و موج هاى بعدى او را فرو کوفتند و با وزنه هاى سنگينى که خود به پا دارد، اميدى به نجات ايشان نيست.

تلاش شما در مورد مرحومان مصدق و بازرگان و شبيه سازى شرايط آنها با شرايط خاتمى ، دامن آن بزرگان صادق را که مانند هر مرد سياسى ديگر اشتباهاتى داشتند نخواهد آلود. خاتمى بود که ميخواست خود را شبيه آنان کند و نتوانست و تشت رسواييش از بام افتاد و صداقتش به همراه شخصيت فرهنگيش همه بر آب روان رفت.البته تاريخ در مورد خاتمى قضاوت بسيار بى رحمانه ترى خواهد داشت.

[خواننده - October 15, 2003 01:52 PM]

گردانندگان سایت گویا ، این درست نیست که فقط برای بعضی اخبار که خود صلاح میدانید نظر سنجی راباز بگذارید. یا به طور کل ببندیدش یانظرتات مردم را خفه نکنید. آخوندها برای نظر دادن اجازه کتبی میخواهندنه شما ، خود را تا آن سطح پایین نیاورید.

[Arash - October 15, 2003 01:08 PM]

Khatami dar chaharchoobe idealogye khodesh dastavard hayee dasht va komaki bood baraye pishrafte jame'e nesbat be vaziati ke dar sale shasto hasht dasht vali emrooz dige az harekate ejtemayeeye mardom aghab oftade va dar vaghe naghshe tarikhie khatami hamoon sale hashtad tamoom shode bood va alan naghshe kond konandeye harekate ejtemayee ro bazi mikone. Ey kash khatami in ro ke dige tavane harekat ba sorate harekate mardom ro nadare zoodtar mifahmid ta be in vaziate ta'asof bar nemioftad.

[حـجـت - October 15, 2003 01:04 PM]

آقای علی کشـتگـر نویسـنده خـوبی اسـت و البتـه سایت میهن او هم کمک بزرگی برای ارائه نظریات وی میباشـد. بـدیهی اسـت کـه نـه ایشـان و نـه سـایر نویسـندگان نمی تواننـد از تأثیر احسـاسـات مصـون باشـند. منهم موافـقـم کـه ایشـان کمی زیادی رفـته اند و بایـد در نظر میگـرفتند که خاتمی بیش از این نمیتوانسـت بگـوید.
بگمان من خاتمی در نوبت اول به خیال خـدمت داوطلب ریاسـت جمهوری شـدو فهمیدنمیتواند کاری از پیش ببرد.
در دور دوم محافظـه کاران برای اسـتفاده از او وی را مجبور کردند به میدان بیایـد و کاری نکند. فراموش نکنید گریه اورا در هنگام اعلام کاندیداتوری خویش.
ملت ایران خود را از رژیم اسـلامی جـدا میدانـد و برای ملت و میتوانم باور کنم برای خانم عبادی چندان مهم نیسـت که آنها چـه میگوینـد، ما جشـن خود را میگیریم و آنها روضـه خود را میخوانند..
بلبل و جغـد سنخیتی ندارند.

[Mazdack - October 15, 2003 12:52 PM]

In mobarezehe Khatami nabodeh ke jave kononi ra bevojod avarde.In javha che dar sabegh va che hala bar asare mobarezate todeha bevojod amadeh va daghighan afradi mesle khomini ,Khashani,Fazlolahe nori va hala ham Khatami az on be nafeh ertejaeitarin gheshre jameh soehestefade kardeand.Dar sani jenabe Hidari magar neveshtan yek maghale jozei az mobarezeh mosalemat amiz namibashad?Tamame mobarezate bashar baraye in ast ke har kas harfash ra bezanad.Khatami benazare man hich kari ke nakarde sad bozorgi ham moghable agahi mardom mibashad.Tarikhe masrafash barye mobareze ba estebdad salehast ke gozashte.Mardom ba pasgereftane rayehayeshan betor sambolik bayad be tamam onhaei ke hanooz in masale ra namikhahand ghabol bekonand az har tarighi in masle ra sabet bekonand.

[Mazdack - October 15, 2003 12:40 PM]

Moghayesei na dorost beine Bazargan va Khatami.Bazadrgan dar yek sharaete kamelan motavafet ba hala dasht.Na aksariyate mardom va na hata goruhaye seyasi in agahyeh emrozra nadashtand.Khatami agahane benafeh erteja ghadam bar midarad.Aslan doran Mosadegh ,Bazargan va Khatami seh doreh motafavet hastand.Zediyate ba mosadegh az tarafe hezbe todeh va mortajeeine mazhabi bodeh va ba Bazargan tondroha az hamegoruh va ghodrateh jahanamie Khomini(mortajeein) az tarafe digar.Ama Khatami ba mardomi nesbatan ba sathe agahei bishtar rodarrost va hamon kasanike o ra ba mobarezate khod bala avardehand be enteghad gerfteand,choon oo neshan dadeh ke bad az 6 sal tazeh hamon harhaye Shariatmadari ra mizanad.

Copyright: gooya.com 2016