چهارشنبه 23 مهر 1382

پيرامون مراسم استقبال از شيرين عبادى، حسين نوش آذر

استقبال ايرانيان از خانم شيرين عبادى در فرودگاه مهرآباد يك هنر رويدادى Aktionskunst بود با سويه هاى آيينى، نشانه ها و تمثيل هاى ساده و گويا مانند روسرى سفيد، لباس سفيد، گل هاى سفيد رنگ، و با يك پيام سياسى و اجتماعى: ارادهء ما به تجدد است، و به صلح. صلح را بايد با صلح پاس داشت.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

گمان نمى كنم هيچ هنرمند و هيچ نويسنده اى در جهان بتواند در قلمرو هنرهاى رويدادى اثرى پديد بياورد با اين حد از سادگى و كمال كه در رويداد استقبال ملت ايران از خانم عبادى در نقش يك چهرهء ملى ديديم.
آيين: يك رسم، يك روش، يك شيوهء مرسوم است كه به طور ادوارى مكرر مى شود. مانند آيين نوروز، آيين مهرگان، آيين شب يلدا و آيين سور و سات چهارشنبهء آخر هر سال. آيين در فرهنگ و زبان ما هم معناست با قاعده و قانون و نظم؛ با سامان، اسباب، طبيعت و نهاد آدمى و با آذين و شهرآرايى و جشن از يك ريشه است. هنگام قدوم شاهى، يا بزرگى يا پيش آمدن جشن و سرورى شهرهامان را در طول تاريخ مى آراستيم. دو واژهء شهرآرا و آيين پرستى از اين قلمرو آمده است. در اين معناها مراسم استقبال از بانوى صلح ايران يك آيين بود. زنان ايران در اين آيين تهران را با قدوم خود آراستند. روسرى و لباس سفيد و آن گل هاى سفيد رنگ، هم پيام آور صلح بود، هم از زنانگى اين آيين نشان داشت. در تاريخ پس از انقلاب بهمن تنها بازگشت خمينى از تبعيد با اين مراسم قابل مقايسه است. با اين تفاوت كه مراسم استقبال از خمينى سخت مردانه بود. يك هنر رويدادى بود با نشانه هايى كه سويه هاى مردانهء فرهنگ ما را به نمايش مى گذاشت. آيينى بود شيعى از نوع سينه زنى در تكيه ها و در صحن مساجد و آن زير كتل رفتن ها و علمدارى ها و پرده خوانى ها. مراسم استقبال از خانم عبادى اما آيينى بود زنانه، مانند آيين ميترا كه در طول سده ها از يادها رفته است. در آن روز خانم شيرين عبادى هم يك وكيل مبارز بود براى حقوق بشر و هم عروس شهر تهران بود. در آن روز تهران را چراغانى نكرده بودند. در آن روز طاق نصرت نبسته بودند. اما زنان ايران در آن تن جامه هاى سفيدرنگ با حضورشان در فرودگاه مهرآباد شهر را به قدوم خود آراستند. گمان نمى كنم هيچ هنرمندى هيچ شاعر يا نويسنده اى در جهان بتواند اثرى بيافريند با اين حد از قدرت در بيان مفهوم دوگانگى مردم و حكومت. ارادهء مردم به زنانگى است. ارادهء حكومت اما همچنان به پاسدارى از آن ارزش هاى مردانه معطوف است كه در مراسم استقبال از خمينى سراغ داريم. مردان ريشو و سياه پوش با آن پلاكاردهايى كه در دست داشتند، حكومت را در سوى ديگر نمايندگى مى كردند. در گزارش خبرنگار بى بى سى آمده بود كه مردم آنها را هو مى كردند و شعار مرگ بر طالبان سر مى دادند. اين صحنه، صحنه اى از يك تآتر خيابانى مى توانست باشد. اين صحنه مى توانست بخشى از يك مراسم آيينى سوگ سياوش باشد. منتهى اين بار ارادهء مردم به سوگ نيست. ارادهء مردم به زنانگى است و به شادى و سور. در آيين استقبال از خانم شيرين عبادى ايرانيان به اتفاق هنرى آفريدند كه از نظر شاعرانگى، و ايجاز، و همچنين سادگى در به كارگيرى نشانه هاى تمثيلى در جهان بى نظير است. از اين نظر جا دارد كه كمتهء نوبل، نوبل ادبى سال آينده را به مردم ايران اعطا كند. كدام شعر، كدام داستان، كدام نمايش، كدام فيلم را در جهان سراغ داريد كه به اين سادگى و با اين قدرت بتواند از تقليد واقعيت بيرون روى گرداند و به جاى آن به بيان نگرش اصلى خود نسبت به جهان بپردازد؟ سويه هاى زنانه و زنانگى در آيين استقبال از خانم عبادى اميدبخش بود. اميد مى رود كه مرد ايرانى سرانجام در هزارهء سوم به آن حد از بلوغ فكرى و استقلال راى و اتكاى به نفس رسيده باشد كه براى نمايش مردانگى خود ناگزير نباشد از انكار زنانگى مادر و خواهر و معشوق و همسر خود. خاتمى با بى قدر جلوه دادن جايزهء نوبل نشان داد كه تا چه حد حكومت از درك پيام سادهء آيين استقبال از خانم عبادى ناتوان است. خاتمى با بى قدر كردن خانم عبادى خود را افشا كرد. اين هم جزوى از اين نمايش خيابانى بود، بيانگر اين مفهوم كه هيچ شخصى وراى ارادهء ملى قرار ندارد. پيش از دوم خرداد در چهارشنبهء آخر هر سال مردم در مراسم چهارشنبه سورى در جنگ و گريز با عاملان حكومت نشان دادند كه ملت ايران در آفريدن هنرهاى رويدادى و در به صحنه آوردن نمايش هاى خيابانى سرآمد جهانيان است. اينها همه در آيين استقبال از خانم عبادى به حد كمال رسيده بود.

[وبلاگ حسين نوش آذر: با شما نيستم]

مقالات | بازديد 3229 | نظر 17 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://akhbar.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/324

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پيرامون مراسم استقبال از شيرين عبادى، حسين نوش آذر' لينک داده اند.
نظرات
[پرويز - October 4, 2004 07:28 AM]

آگاهى من از کدبان "اهورا پيروز خالقی يزدی" بسيار ناچيز هست و بيشينه آن از نوشتارهاى تارنماهاست ، نه از سيماواره ى ماهواره اى. ولى بر اين باور دارم که فرمانروايان ايران سهش های او را برآغاليده ، ببازی گرفته ، و بسی سودجويى ميکنند. از آنجا که اين فرمانروايان از رواگ گرايشات به آيين بهى و "به انديشى" در ميان مردم هراس دارند و از گرويدن شمار زيادى از ايرانيان به آن آگاه هستند ، روى به نيرنگبازى و فريبکارى (که همانا زاب زاديشان بوده) آورده و سهش های کدبان "اهورا يزدی" را برانگيزيده تا که مردم گويند "اينهم بينشى ايستايى است". شگفتا، آن بيخردان نميدانند که "من مسلمانزاده" آن پيامها و سرودهاى نيک را بسى فشرده و "به اندازه" يافته ، بدانگونه که کس به آسانى از بندگى و پيروى هاى کورکورکارانه رها شده ، و "جهان خود را در زمان خود با دانش روز و بينش روزگار شناخته و بهتر ميسازد".

[ali-gh - October 17, 2003 07:04 AM]

خوب شد هيتلر اومدو گفت من آرياريم كه يه همچين آدمايي مثل آقا اميرآقا پيداشنو هي بزنن تو سر خودشونو من...
من به ايرانو آرياييها و پارسيان افتخار ميكنم...
به كوروش افتخار ميكنم...
به خانم عبادي افتخار ميكنم...
متآسفانه از اعرابم بدم مياد...(بيچاره اوناهم آدمن ولي...)
باعث بدبختيه امروز ما اون عرباي بيسواد بيايوني متحجر عقب موندهء طلانديده اي هستن كه به گواه تاريخ مردم بيگناه( به جز سربازان و فرماندهان شجاعي مثل رستم فرخزاد و بعد از او بابك خرمدين كه يه عده اي به اشتباه يا به عمد اونو از نژاد تركان مغولي ميدونن كه مثل اين عرباي فاسد ايرانو ويران كردن)و كشاورزاو روستايياي بدبختو بيچاره اي كه به قول اين آقا زير ستم شاهان سفاك!!!( سفاكتر از آخوندم مگه پيدا ميشه؟؟)زندگي كردن رو از دم تيغ گذروندنو با خونشون جويها به راه انداختن و كشور منو بدبخت كردن..
اگه خسرو پرويز يه ذره عقلشو بكار مينداخت و يه ذره نيرو واسه بعد از خودش ميذاشت به غلط كردن ميفتادن كه به ايران حمله كردن و ما با اسلامشون همونكاري رو ميكرديم كه اونا كه با دين زرتشت ما كردن... ولي متآسفانه ما هميشه حاميه حقوق بشر بوديم و فكر نميكنم يزدگرد هم اين كارو ميكرد .... مثل داريوش بزرگ... آفرينندهء اولين منشور حقوق بشر...
نميدوني چقد از اينكه فلسطينيا ميرن و متركن خوشم مياد و كيف ميكنم...

[بهروز - October 16, 2003 09:27 PM]

آقا رضا
نژادپرست برگردانی فارسی از کلمه ی Racist است. یعنی کسی که نژاد خود را برتر از دیگر نژادها می داند، مثل فاشیست ها یا نازی ها. اجمق جون کردها نژادپرست نیستند، میهن پرست هستند. به اونها این تهمت را نزن. برو دو تا کتاب هم بخون و یکذره از بیسوادی و حماقتت کم کن. خدا نکنه روزی فاشیستهائی مثل شما سر کار بیان. شما روی آخوند ها رو سفید می کنین.
با معذرت از آقای نوش آذر و خانم عبادی. این بحث هیچ ربطی به اونها نداره.

[reza - October 16, 2003 04:12 PM]

درود بر خانم عبادي عزيز
اين امير آقا نيز عجب خري است آن عرب بوگنده سوسك خور رابه خانم عبادي مي چسباندبرو پشتوانه وعقايد خانم
عبادي را ببين ما زايرانيم و ايرانيم وآريايي نه عربي
بيشترين ضربه ومصيبت را نيز همين آخوندهاي عرب پرست شكمپرست دروغگو
به ملت ما وارد كردند مردك خر احمق.... حزب دمكرات و ميهني كردستان عراق ميهن پرست ونژاد پرست هستند آيا آنان به آدمسوزي رسيدند يا
شاهنامه فردوسي افتخار ايرانيان پر از آدمسوزي است آدم كشتن و نقص حقوق بشر ثروت اندوزي و دين فروشي چه ربطي به نژاد پرست و ميهن دوستي
دارد ايا هيتلر دلش براي نژاد آريايها سوخته بود ويا واقعا كه بايد اعمل وكارهاي شاه مانند اعدام دكتر حسين فاطمي وكودتاي 28 مرداد شاه ومصدق
را به حساب كوروش وزرتشت و داريوش
گذاشت و
و يا سخنان پر از حكمت اين مردك خامنه اي را به حساب خدا گذاشت ..... درود بر ميهنم
اما با يك چيزوافقم
چون نژاد رفسنجاني از كوسه است ونژاد خاتمي از درويي است

برايت متاسفم جواب خوبي نتوانستي بدي عرب پرست

[رضا - October 16, 2003 04:04 PM]

درود بر خانم عبادي عزيز
اين امير آقا نيز عجب خري است آن عرب بوگنده سوسك خور رابه خانم عبادي مي چسباندبرو پشتوانه وعقايد خانم
عبادي را ببين ما زايرانيم و ايرانيم وآريايي نه عربي
بيشترين ضربه ومصيبت را نيز همين آخوندهاي عرب پرست شكمپرست دروغگو
به ملت ما وارد كردند مردك خر احمق.... حزب دمكرات و ميهني كردستان عراق ميهن پرست ونژاد پرست هستند آيا آنان به آدمسوزي رسيدند يا
شاهنامه فردوسي افتخار ايرانيان پر از آدمسوزي است آدم كشتن و نقص حقوق بشر ثروت اندوزي و دين فروشي چه ربطي به نژاد پرست و ميهن دوستي
دارد ايا هيتلر دلش براي نژاد آريايها سوخته بود ويا واقعا كه بايد اعمل وكارهاي شاه مانند اعدام دكتر حسين فاطمي وكودتاي 28 مرداد شاه ومصدق
را به حساب كوروش وزرتشت و داريوش
گذاشت و
و يا سخنان پر از حكمت اين مردك خامنه اي را به حساب خدا گذاشت ..... درود بر ميهنم
اما با يك چيزوافقم
چون نژاد رفسنجاني از كوسه است ونژاد خاتمي از درويي است

برايت متاسفم جواب خوبي نتوانستي بدي عرب پرست

[FERESHTEH - October 16, 2003 08:46 AM]

i am very proud of her as an iranian woman. we liked to see the events in tv. but it seems never we could reach to this small wish.

[امیر - October 16, 2003 08:06 AM]

مثل اینکه فراموش گشته که همه داریم جشن بزرگداشت شیرین عزیز را می گیریم که برای مبارزه برای حقوق انسانها به این افتخار نائل گشت. مبارزه برای حقوق انسانی مبارزه بر علیه نژادپرستی است. نژادپرستانی که این گونه آرزوی نابودی عربها را دارند (چرا که کسانی از این قوم چهارده قرن پیش کشور ما را تسخیر کردند و غارت کردند) کاش از شیرین عبادی یاد می گرفتند. اینان دشمنان شیرین عبادی و حقوق بشری هستند.
یک چیز را نیز فراموش نکنیم. قاتلین و شکنجه گرانی که هزارن ایرانی را در دوران جمهوری اسلامی کشتند و شکنجه کردند و قاتلان و شکنجه گرانی که در زمان شاه گلسرخی و صد ها مبارز مثل او را کشتند و هزاران مبارز را شکنجه کردند هیچیک عرب نبودند. آنها ایرانیانی بودند از قماش همین نژادپرستان آریائی ضد زحمتکشان عرب.

[شهرام عدیلی پور - October 16, 2003 05:22 AM]

رواق منظر چشم من آشیانه ی توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست
دل ات به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه ی توست

شیرین عبادی نازنین به وطن خوش آمدی.آمدن ات خجسته و مبارک است.امید که با آمدن ات پرنده ی صلح و آشتی بر سر این میهن خسته از آشوب و دروغ و ریا دوباره بال بگشاید.خداوند ایران پشت و پناه ات.

گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم

[shahla - October 16, 2003 04:57 AM]

آقای جابر نظر شما البته محترم است اما توجه داشته باشید که حتی برای مقایسه هم که شده نیازی نبود که
نوشته ایشان را با اراجیف حسین شریعتمداری یا حزب کمونیست کاریکاتوری ( انصار حکمت ) در خارج مقایسه کنید!

[jaber - October 16, 2003 04:40 AM]

به نظر من باید قدری از برخورد احساساتی پرهیز کرد.
نگاهی به برخوردهای احساساتی از موضع مخالف با عبادی می تواند درس آموز باشد. در این مورد می توانید به نوشته های حسین شریعتمداری از سردسته های انصار حزب اله در داخل و لمپن های حزب کمونیست کارگری ( انصار نکبت ) خالی از فایده نیست.

[Afshin - October 16, 2003 04:07 AM]

dorud bar shoma Sorour e aziz, va khak e Iran bar sare Amir e ahmagh va Arab parast.Amire bichare va roshenfekr namaye nafahm, na tanha me balke hichkodame az mamaleke be estelah mosalman davtalabaneh mosalman nashodand. in lasker ghatel va motejavez e Arabhaye kasif boud ke mesle har keshvargoshaye tarikh barye gostareshe ghodrat va bedast avordane ghanimat be mamaleke digar hamlek kardand. be man harchi mikhahi bego vali man biane Changiz khan, eskandar e maghdoni,va Omar o Mohammad o Reza va baghye Arabhaye kasif hich farghi nemibinam va nemigozaram. omrist baraye yek mosht gharatgare farhangi va mamlekati gerye va zari mikonid, agar kasi begoyad Reaza be jaye Emam Reza in ra tohin be moghadasat migozarid, vali har gone tohini be anche Iranist ra natanha nadideh migirid balke bekatere reza khodaye arabha an ra tarvij ham mikonid. man arabha ra nemikham be koreye adam sozi biyandazam, na vali dakhele yek kohe ateshfeshan ba kamale mail. darkhateme, be ghabre Mohamamd, Ali, va baghye 12 kore khare Arab ridam

[يسشي - October 16, 2003 01:35 AM]

كست ننت

[امیر - October 16, 2003 01:22 AM]

سرور سیاوشان:
بنظر میاید آخوند هم هستی و به پیغمبر اسلام و دخترش نیز اعتقاد داری و می توانی راجع به معصومیت آنان نیز و ظلمی که اعراب به آنان کردند نیز وعظ کنی، انگار نه انگار که آنان نیز عرب بوده اند.
عزیز من نژادپرستی به هر شکل و گونه اش زشت است و در نهایت به کوره های آدمسوزی منجر می شود. بدبختی ما از اعراب نیست. از ذهن دیکتاتورمان است که یا عاشق دیکتاتوری اسلامی است و یا دیکتاتوری شاهنشاهی ایران. به جمله ای که آورده ای نگاه کن: "و اگر تو بر قدرت تام رسيدي بر د هها ملت حاكم شدي وآن وقت ازادگي را بر آنان عرضه نمودي!" اگر بر قدرت تام (یعنی دیکتاتوری) رسیدی، بر دهها ملت حاکم شدی (یعنی با غارت و کشتار دهها ملت را به اسارت در آوردی)آنوقت آزادگی را بر آنان عرضه نمودی ( یعنی آزادید که به حاکم خود مالیات ندهید، آنرا باید به ما و عوامل ما بدهید). این جمله براستی که برگردان فارسی گفتار بوش راجع به عراق است.
خجالت بکشید از این همه شوونیسم ملی و نوکرصفتی در برابر غرب و گفتن اینکه بخدا قسم ما آریائی هستیم و عرب نیستیم و از اعراب متنفریم. خود را به هر دری هم بزنید از دید سفیدپوستان استعمارگر باز هم خاورمیانه ای هستید و کهتر.

[بابک - October 15, 2003 11:49 PM]

سلام به نظرم متنتان مبالغه آمیز آمد و واقعیت گرا نبود چیزی که لازم است باشد. ملت ایران ای کاش به جای آفریدن هنرهای رویدادی کمی با وقایع منطقی تر برخورد می کرد. از لینک با شما نیستم نوشته ی آقای براهنی را هم خواندم که با /او را بر شانه هفتاد ميليون ايراني بنشانيم و دوباره راه بيفتيم/ تمام می شد واقعن چقدر به چیزهایی که می نویسیم اعتقاد داریم؟ از نحوه ی نوشتار معلوم است که چه کاره است نوشته شده است تا فقط چیزی برای مناسبی نوشته باشیم یا چیزی است که واقعن به آن اعتقاد داریم ملت ما احتیاج به قهرمان ندارد و قهرمان سازی فرایندی به کل اشتباه است بگذریم نمی خواهم با حرف هایم خوشحالیم را از این مهم پنهان کنم با دوستی و احترام

[سياوشان - October 15, 2003 11:10 PM]

سالمي دوباره بر انسانيت و بسيار ندانستم كه ماايرانيان با چه پشتوانه اي آدمسوز شديم امير جان عزيز بدان ريشه هاي آدمسوزي را در سر به گور كردن دختركان معصوم عرب پيداكن آن هنگام كه سر دختركان معصومي را به جرم دختر بودن در شنزارهاو بيابانهاي ترسناك جاهليت عربي فرو مي كردند وآنرا مايه ننگي ويا افتخاري مي شمردند وبر آن مباهات نيز مي كردند
واينچنين مانند تو ساده فكر نخواهم نمود كه مثلا
با آمدن پيغمبري اين رسومات در تاريخ گم شد خيالي بيش نخواهد بود واگر بداني مي بيني گرگان آن زمان با دختر پيغمبر ونوه او نيز چها كردند وبقول تاريخ يا در پهلويش چوبي نشاندن و يا بر دستش ضربه اي سخت و يا گردن نوهاش راگرد تا گرد بريدندوچنان نمودند كه هنوز در پهنه تاريخ نيز قبر دخترش نيزهويدا نيست و فاطمه زهرا بحكم عقل و شعورخويش آن گرگان كثيف روزگارش راخوب مي شناخت وچنان مردن وقبر خود رااز آنان پنهان نمود كه حداقل در آرامگاه ابديش آسوده آرام بياسايد و اينچنين فرض كن ان كه دختر پيغمبري بود اين چنين مزدش دادند واي بر انسانهاي سرزمينهاي ديگر كه حكم كافر ومهدورالدم بودنشان در آمده بود زنان و دختران و پسران بسياري از ملل ديگر برآن گرگ ستيزان دين خود ساخته جاهلي خويش (( نه و نه خدايي خداي كعبه )) حلال شده بودند و اگر نيك بنگري از زماني كه پيغمبرشان فوت نمود بر سر قدرت حكومت ثروت مال و... با يكديگر وحشيانه جنگيدندو همديگر رادريدند برادران به خون برادري و پدري خود نيز رحم نكردندو شمشيرها را هر يك به نام دين خويش برسر ديگري وديگر اقوام وقبايل وملتها فرود آوردند كشتندوكشتند وكشتند وبردند وغات نمودند به نام .....
واين قدرت و ثروت وآدمكشي نه فقط مختص عرب جاهلي بود هر جايي در ملل ديگري نيز به هر نامي چه ديني وچه غير ديني بوده است اما ما بحكم سرزمينمان و وزندگيمان وآبا واجدادمان بدان چه بر سرمان رفته حساسيم
اين عربان سوسمار خور آنچه از بين بردند انسانيت بود آزادگي شرافت و وجدان انساني و ومهتمرين اندوخته مان كه همان وجدان انساني و درستيمان باشد در مقابل دين خود ساخته خويش ((نه دين خداي كعبه)) قرار دادندو با شمشيرجاهلي برتري افكار پوچ وعقايد باطل خويش را حاكم نمودند واينرا نسل به نسل تا به امروز برايمان به ميراثي سخت كثيف وچندش آور بجا گذاشتند گر چه در تاريخ بسياردور ما نيز جنگ هاي ديني وكشتار ديني ويا غير ديني نيز بوده است اما اين يكي وحشتناك تر از آنهاست
ومن در گذشته تاريخ مي نگرم ونيك مي بينم چه خدايي در دير وچه الله در كعبه وچه اهورامزدايي در دل آنچه پابر جاماند درستي راستي نكويي خوبي عدالت وپايمردي است از هر قومي وملتي چه مسيحي چه ترك وچه يهود وچه عرب چه بابك خرمديني چه رستم دستاني و يا در دلت داشتن عشقي چون شمس تبريز ويا فرياد سر دار ي چون اناالحق گويان و يا خون سياوش بايد بود بر بيگناهي راستي ودرستي ويا زرتشتي بود در پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك ويا پيغمبري... ويا و.....و يا....

و اگر تو بر قدرت تام رسيدي بر د هها ملت حاكم شدي وآن وقت ازادگي را بر آنان عرضه نمودي نامت برپهنه تاريخ مي ماند واين جنين كه كوروش كبير برفت ونام خويش را جاودان ملتها نمود نه آنانكه اكنون خود را نماينده گان خدا بر روي زمين مي دانند و فكر نكن كه هر كس كه بيايد و به هر نامي بخواهد مي تواند اداي بزرگي واستواري را بكند چه شاهي باشد وچه ملايي و انانكه مي ميرند كسانيند كه از پاكي وصداقت ديگران سوئ استفاده مي كنند بهر نامي وما استوار خواهيم بود در درستيمان ونبايد بهر فرصت طلبي و دروغگويي همچون دين فروشان اين اجازه را دهيم كه
جامه پاكيمان را بدزندو آنرا ناپاك به ما برگرداند ..............

بقول ظريفي حفظ قهرماني مهمتر از خود قهرماني است در كشاكش دهر سنگ زيرين آسيا بودن مهم ترين است حفظ و پايبندي به صداقت و درستي در كشاكش روزگارمهمتراز خود صداقت است اگر اين ملايان دين فروشان به اندازه اندكي از صداقت حضرت علي در وجودشان يافت مي شد بسيار اميدوار مي شدم ولي بر گذشته ربع قرن دزدي چپاول وآدمكشي و.... مي نگرم نمايندگان خدا بر روي زمين
و در آنچه در تاريخ بشريت ماند كردار نيكشان تا آخرين لحظه حياتشان بود و وما نيز با تجربيات بزرگمان آنچنان مي بايد به درك عميقي در احوالات خويش برسيم وخويشتن وديگران را نيك بشناسيم زشت وبد را از درون ديگران در آريم كه بعد در انتخابمان پشيمان نشويم و بدانيم كه بايد بتوانيم دروغگويان وجلادان و آدمكشان را از سرزمين اجدادي خود بدور افكنيم و بر مبناي فرهنگ انسانيت دوباره انسانيتي بسازيم بر قله
سياوشان
با درود بر تمانم راستينان دنيا چه آنان كه خفته اند وچه بيدار

[shahrooz - October 15, 2003 06:03 PM]

Mr.Nooshazar, I just want to comment on your language-style. I think your farsi language is non-sense. Why you can not write proper persian? where the hell have you de-learned this language? is it persian? it is really bothering me. in summary, your persian is really awful. be yourself and do not play with word the meaning of which is not known to you. take care of the language which carries names like hafiz, mowlawi and shamloo. write clear and clean persian that would do the job

[Mazdack - October 15, 2003 04:44 PM]

Dorod bar mardoman azadeh va mobareze Iran.Be omid rozi ke Iran az in janiane bigane ba tarikh va farhanghe ma rahayei yabad.Dorod bar shir zanan va shir mardani ke azadi,edalat va esteghlale in marzo bom ra arzesh minahand va khastar tafahom va hambastagi ba tamameh mardome jehan badone dar nazar gereftane mazhab ,maslak,va eateghadate onha mibashan.

Copyright: gooya.com 2016