جایزه نوبل شیرین عبادی پیام های متعددی برای جامعه ایرانی به همراه دارد. تفسیر موسع این پیام ها درس های زیادی به ما می آموزد وچشم انداز های جدیدی می گشاید. با این حال از هر کجا که به موضوع وارد شویم، روشی که این فعال اجتماعی در پیشبرد اهداف انسانی خود برگزیده است، توجه ويژه ای به خود جلب میکند. شیرین عبادی در اولین مصاحبه با خبرگزاری ها اشاره می کند که همه فعالیت هایش در چارچوب قوانین کشور بوده است. اوهمچنین درمیان جمعی که احتمالا انتظار سخنان دیگری راازوی داشتند ازهمگونی وعدم تضاد بین اسلام ودموکراسی وحقوق بشر سخن می گوید وحرف های دیگری میزند که نشان می دهد این وکیل زیرک درعین شگفت زدگی، چگونه حتی درآن زمان هم که می تواند فراتر از ظرفیت های موجود موضوعاتی را مطرح کند، به روال معهود خود پایبند می ماند وحتی می کوشد از این موقعیت به دست آمده برای تسهیل ادامه فعالیت هایی که درزمینه حقوق بشر در ایران انجام می شود، بهره بجوید. این برای خیلی از کسانی که در مواقعی که اندکی فضا می یابند و دچار هیجان زدگی می شوند وعنان آینده نگری از دست می دهند وبه صورت فردی، اقدامات جمعی دیگر را در معرض خطر محدودیت یا حذف قرار میدهند، شاید قابل انتظار و فهم نباشد. اما کسانی که در این سالها در مبارزه ای دائمی کوشیده اند از امکانات موجود در جهت اهداف انسانی ومردم سالارانه بیشترین استفاده را ببرند، موضوع عجیبی قلمداد نمی شود. همه کسانی که در سالهای گذشته تلاش کرده اند تا در سایه گفتمان اصلاح طلبانه « جامعه مدنی» که خاتمی نیز بر آن تاکید فراوان دارد، با نزدیکی به مردم وحرکت های اصیل روند نیل به دموکراسی را از پایین به بالا دنبال کنند، آگاهی مردم را در انجمن ها افزایش دهند وبه تربیت نسلی بپردازند که تصوری واقعی از انچه «جامعه ایرانی» نامیده می شود داشته باشد، به این زبان سخن می گویند.
این حرکت از ان رو پراهمیت است که همواره به کسب بیشترین نتایج وکمترین هزینه ها می اندیشد. اتخاذ چنین« روشی مدنی»، اگرچه همواره باکسب نتایج دلخواه در زمان های اندک میسر نیست، اما از آنجا که به «ترویج» مفاهیم مورد نظر در سطوح مختلفی می انجامد، مخاطبان بیشتری را به خود جلب می کند واتفاقا تاثیری ماندگار می گذارد. عبادی ودوستانش روزهایی را در این ممکلت به یاد می آورند که حتی نامشان و حضورشان در مجالس مختلف تحمل نمی شد.آنهاروزهایی را به خاطر می آورند که برای کوچکترین فعالیت ها وکمترین اقدامات باید سوال وجواب های بیشماری را پاسخ می دادند، اما در سایه اعتقاد به آنچه می توانند با فعالیت در جامعه مدنی به دست آورند، ماندند وخون دل خوردند، اما هیچگاه دست دراز نکردند برای آنان که با بی صبری خود به صورت معمول روندهای درونی نیل به دموکراسی را مخدوش می کنند ونگفتند که نه! نمی شود!
شیرین عبادی وقتی به اطراف خود نگاه می کند افراد بسیاری را می یابدکه با تاسی از این روش سالها مانده اند وتلاش کرده اند وجامعه ایرانی مدیون تلاش های بی وفقه آنان است. روشی که در ان، گفت وگو اصل است. تا آنجا که به تغییر بیانجامد، روشنگری ستایش می شود وافشاگری واگذارده می شود. چنین مشی ای معطوف به هدف است. بنابراین همواره هر ذره ای از موفقیت را پاس می دارد وبه آنچه به دست می آورد، بسنده می کند. عمل در جامعه مدنی، باعث می شود که فراتر از افراد وگروهها، ایده ها وتفکرات تشخص یابند وگرامی داشته شوند. پرهیز از جدال های بیهوده وتلاش برای متقاعد سازی واستفاده از روش های حل مخاصمات از دیگر موضوعات جدی کسانی است که در این سالها کوشیده اند از هر روزنه تنگ وباریکی برای حل مسائل جامعه ایرانی در سطوح مختلف بهره گیرند.....چنین است که شیرین عبادی وبسیار مانندان او، علیرغم همه اختلافات بنیادینی که با طرف های خود دارند، می مانند ومبارزه می کنند وحرفشان هم اتفاقا خریداران بسیاری پیدا می کند. گرچه در خیلی از مواقع هم اتفاقی نمی افتد وپرچم های بسیاری به زمین می افتد و آه های بلندی به هوا بر می خیزد از همه تنگناهایی که وجود دارد وهمه ما با پوست وگوشت واستخوان لمسش می کینم و منتظریم تا به گونه ای نسبت به رفع آن اقدام شود. از دیگر ویژگی های چنین روشی، نگاه به درون است به جای نگاه به بیرون مرزها. نگاه به درون باعث می شود تا عبادی وقتی پشت میکروفن خبرگزاری های خارجی قرار می گیرد آنگونه سخن بگوید که برای حرکت در مسیری که آغاز کرده وبرای کسانی که دوشادوش او -کمی جلوتر ویا عقب تر - حرکت می کنند، راهی بگشایند، نه اندک راه های موجود را هم با انسداد مواجه کند. این «مسئولیت پذیری مدنی» هم بسیار درس آموز است که می توان بر آن تامل بسیار کرد.
در نهایت جایزه برای شیرین عبادی از همین جهت جایزه ای برای همه اصحاب جامعه مدنی است. برای همه آنها که تلاش کردند وتلاش می کنند، چه آنها که به خاطر بی صبری خود یا بی حوصلگی وشتاب زدگی طرف مقابل دیروز یا امروز در زندان هستند، چه آنها که از هر سو می کوشند جامعه ای شایسته نام «ایران» بسازند ودر این مسیر هزینه های گزاف پرداخته اند ومی پردازند. اهدای جایزه به شیرین عبادی از سوی کمیته صلح نوبل شاید تاییدی است بر روشی که می تواند در نهایت جامعه ایرانی را در نیل به مطالباتش موفق کند. چنین مهر تاییدی جوابی است برای کسانی که بدون در نظر گرفتن ویژگی های بومی جامعه ایرانی در تحولات داخلی ایران دائما مهر خارجی می زنند ونسخه شفا بخش را در جاهایی جستجو می کنند که هیچگاه ثابت نشده است که میتواند، راهگشا باشد.
اگر اولین کسانی که برای او پیام تبریک می فرستند انجمن های مردمی وسازمان های غیردولتی هستند نباید تعجب کرد. چرا که انان هم مهر خود را بر این جایزه می بینند. جایزه صلح وحقوق بشر از همین رو بر «جامعه مدنی ایرانی» مبارک باشد.
[email protected]