جمعه 25 مهر 1382

روانشناسي خاتمي، بيژن طلايي

در اين نوشته كوتاه ميخواهم جنبه هايئ اساسئ و بعضا ناپيدا از شخصيت خاتمئ را موشكافئ و بازبينئ كنم. خاتمئ از آغاز دوران رياست جمهورئ اش جامعه ايران را با معضلئ روبرو كرده كه موجب سردرگمئ و بلاتكليفئ يك ملت شده. از سويئ به بخش سنتئ جامعه تعلق دارد كه گرايشهائ واپسگرايانه اش در اين دوره از تاريخ به بهائ گزافئ تمام شده، ولئ از سوئ ديگر نشانه ها و آثارئ از خود بروز ميدهد كه قطعا بااّن هويت سنتئ درتضاد است و همين جنبه از روان ناموزون وئ نقطه اميدبخشئ بوده كه ملت روئ آن سرمايه گذارئ كرده است. مهمترين شعار وئ را بياد آوريد ”اگر عدالت با آزادئ درفتد، آزادئ پيروز است، اگر دين با آزادئ درفتد، آزادئ پيروز است“ (نقل به مضمون)

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

چنين اعتقادئ – اگر بتوان آنرا اساسا شعارئ توخالئ قلمداد نكرد – چهره ائ از سخنران ترسيم ميكند كه از حدود و ثغور آزاديخواه ترين شخصيتهائ قرون معاصر فراتر ميرود. آن كيست در جهان كه توانسته باشد از قيود ايدئولوژيك، دين، نژاد، قوميت و زمان فراتر رود تا آفتاب آزادئ را فراسوئ همه ارزشها رويت كند؟ و چرا چنين بذر نادرئ بايد از زمين باير روحانيت ايرانئ سربركرده باشد؟ در حاليكه ميدانيم اين جامعه سنتگرا در دوران معاصر هيچ باروبر دندانگيرئ عرضه نكرده است؟
خوشبينئ اساس كار راستمردان است، و ملت نجيب ايرانئ نيز كه از اين فضيلت سهم برده است خوشبينانه دل در گروئ خاتمئ آزاديخواه گذاشت، ولئ البته عقل بدبين در كمين نشست تا محك تجربه بميان آيد و عيان شود آنچه پنهان است.
در اين دو دوره رياست جمهورئ، با صبروشكيبايئ نشستيم و ديده و شنيده را جمع بستيم:
چشمگيرترين خصيصه خاتمئ شكيبايئ اوست (همانگونه كه از قهرمان آزاديخواهئ توقعش ميرود) ولئ رفته رفته ديديم كه اين خصلت از خاتمئ همواره در رويارويئ با آدمكشها، قداره بندها و دزدهائ اسلامئ بروز ميكند. وقتئ كه پائ ديگران به ميان ميآيد، وئ اساسئ ترين خصلت خود را از كف ميدهد، از دل ”خواجه خنده رو“ مرد تلخكامئ بيرون ميجهد كه بعضا فحاشئ هم ميكند و مخالفان اين جمهورئ را اراذل و اوباش هم مينامد، طرفه اينكه اين افترا از دهان مردئ بيرون ميآيد كه در ساختار قدرتئ سهيم است كه بيشترين سهم آن متعلق به اراذل و اوباش واقعئ است. چگونه ميشود مردئ كه در برابر الله كرمها، سعيدعسگرها، سعيد حنايئ ها و سعيد امامئ ها، ذره ائ از شكيبايئ خود را از دست نداده ، يكباره در رويارويئ با تظاهراتچئ ها، اختيارش از دست ميرود و دهن به سخنانئ مئ آلايد كه اين جمهورئ هزار حفره گند ديگر برائ ادائ آن حرفها در جيب بغلش آماده دارد؟ آيا اين نيست كه سوائ اختلاف نظرها، چالشها و تفاوتها، نفاهمئ اساسئ ميان خاتمئ و باقئ سهامداران قدرت برقرار است؟ اين تفاهم اساسئ چه سنخيتئ با وجوه ديگر شخصيت خاتمئ دارد و اصولا چگونه ميتواند در سطوح تعقل، با شعار آزاديخواهئ درون خودش به مصالحه برسد؟
در اينكه چنين تفاهمئ اساسئ موجود است، ديگر نميتوان شك داشت، پس جواب به اين پرسش از اهميتئ حياتئ برخوردار است. بويژه باين دليل كه به ظن راقم، اين دوگانگئ، و اين شيوه از تفكر محدود به شخص خاتمئ نيست و دربرگيرنده طيفئ از اصلاح طلبان و حتئ چپ هائ ضدآمريكاست. پس بهتر است ببينيم آن چيست كه ظاهرا سياه ترين حكومت تاريخ ايران را در مقايسه با سلطنت پهلوئ به ظن خاتمئ آشتئ پذيرتر ميكند.
كليد درك اين پاكباخته، در يكئ ديگر از شعارهائ اوست كه طبق آن خاتمئ استبداد داخلئ را به استعمار ترجيح داده است. به اعتبار ديده ها و شنيده ها، اكنون بايد آن شعار پيشين خاتمئ را زين سان بر سنگ نوشت:
اگر عدالت با آزادئ درافتد، آزادئ پيروز است،
اگر دين با آزادئ درافتد، آزادئ پيروز است
ولئ چنانچه استقلال با آزادئ درافتد، استقلال پيروز است
چنانچه اين اصل سوم را جدئ بگيريم، جائ پرسش دارد كه اصولا مخالفت اين نوبره آزاديخواهئ با حكومت طالبان بر چه مبنايئ ميتوانسته باشد؟ زيرا با چنين استدلالئ، البته حكومت طالبان توجيه عميقترئ خواهد داشت تا جمهورئ اسلامئ كه اساسا در هويت انگليسئ برخئ از اركان قدرتمندش بسيارئ حرفهاست.
گذشته از اين، در رجوع به سه اصل نامبرده پيداست كه اصل سوم نافئ آندو اصل پيشين و هر اصل و ارزش ديگرئ خواهد بود. پس با درنظر گرفتن ترتيب زمان بيان اين اصول، يعنئ ذكر دو اصل نخستين و پوشيده گذاشتن اصل سوم در يك سخنرانئ ما را با دو گزينه روبرو خواهد كرد:
حماقت مفرط شخص سخنران
حرافئ بقصد عوامفريبئ
بدبختانه خاتمئ هوشمندتر از آن است كه بتوان به وئ چنين افترايئ بست، لاجرم تاريخ گزينه دوم را برخواهد گزيد.

[email protected]

مقالات | بازديد 1081 | نظر 6 | دنبالک 0 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://akhbar.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/378

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'روانشناسي خاتمي، بيژن طلايي' لينک داده اند.
نظرات
[فرهاد - October 20, 2003 04:14 PM]

با تائيد صددرصد تحليل شما لازم است ياداورشوم که در 2 خرداد خاتمي فقط در مقابل ناطق نوري راي اورد ولي اگر ايشان در مقابل فردي غير آخوند قرار ميگرفت هرگز پيروز نميشد. و اين از شاهکارهاي ريا کارانه و سياسي روحانيت بود که چنين سناريوئي را طراحي و به خورد مردم دادند و مردم هم با گول قول و عده هاي ازاديخوانه او ناچارا بين بد و بدتر بد را انتخاب کردند. اين بديهي است که او قبل از هر چيز به لباسي که بر تن دارد وفادار است و خواهد ماند. وگرنه اين لباس راکه با صحبتهاي او اينهمه در تضاد بود را از تن بيرون ميکرد.
بنظر من بني صدر و خاتمي هر دو عمدا و عملا باعث انحراف مردم و تثبيت حاکميت روحانيون بر مسندقدرت در ايران شدند.حکومت ولايت فقيه موجود حقا بايستي از اين دو مهره موثر و خدمتگزار به خود قدردان باشد. اولي بخاطر کمک در نصب روحانيون بر مسند قدرت و دومي بخاطر حفظ روحانيون بر مسند قدرت.

[سعيد - October 17, 2003 11:51 PM]

بادرود
البته خاتمي از آن استثنا هاي تاريخ معاصر ايران مي باشد كه قضاوت توام با درك واقعي از محدوديت هاي احاطه شده به وي به سختي ره به جاي مشخص مي نماياند
ولي چند نكته را نبايد غافل شد اصرار بيش از حد مردم واطرافيان به حضور مجدد علي رغم ميل باطني وي هم اكنون ضررهايش مشخص ميشود و نكته بعد جايگاه وي در حاكميت است كه در هر صورت فرد رئيس جمهور در نظام ايران يا در هر نظام ديگر موظف به حفظ و تلاش در جهت بقايو دوام ساختار مي باشد و از وي نبايد توقع قرار گرفتن در نقش اپوزيسيون را داشت .
اميدوارم اگر روزي در جايگاهي باشم كه مخاطب خاتمي باشد از وي اين سوال را بكنم كه چرا با دانستن موانع و مشكلات مانند امثال بازرگان يا مصدق نام نيكو بجاي نگذاشتي

[villej - October 17, 2003 08:54 PM]

Very instructive article. Thank you.

[حسین - October 17, 2003 08:41 PM]

خاتمی نه آغاز است نه پایان. اشتباهات فراوان دارد و نظرش در مورد جایزه نوبل تیری بود که خود بر قامت خویش افکند. اما انسانها را نباید در یک مقطع خاص زمانی ارزیابی کرد. خاتمی هم خدمات زیادی کرده است و اگر بهترین گزینه نبوده است بدترین هم نیست. همین که امروز در ایران می شود براحتی رییس جمخور را نقد کرد هدیه خاتمی به ملت ماست. او نه یک رهبر است نه قهرمان و نه نمونهآزادیخواهی. اما نمی توان بر آنچه در این 6 سال انجام داده نیز یکسره خط بطلان کشید. او یک ایده آل نیست اما کسی است که به اندازه توانش و با صداقتش به روند دموکراسی در ایران کمک کرده است. همه چیز را سفید و سیاه نبینیم. به جای نشانی غلط دادن و خاتمی را هدف گرفتن همه توانمان را برای اضمحلال ولایت مفتضحه فقیه و سمبل پلید آن خامنه ای بکار گیریم.

[Mazdack - October 17, 2003 06:45 PM]

در مورد خاتمی:
مرده خور بد گو هر ی با نیر نگ
حاصله حو ضه بود این اردنگ
این خلف توده ای اخو ند ه وقیه
پاسداری کند از علم فقیه

سر بفر مانه خمینی پلید دشمنه مردم ,و خالی ز نوید. 1997

[جواني كه 2 بار به او راي داده - October 17, 2003 03:17 PM]

روانشناسي خاتمي روانسناسي انسانهاي سست اراده بيمان شكن و ناسباس

Copyright: gooya.com 2016