چهارشنبه 30 مهر 1382

جايزه صلح نوبل و متخصصان ايراني اش! دنا رباطي

از اين ستون تا تو
دنا رباطي
[email protected]
[email protected]

آقاي خاتمي ملت غرق در يك شادي ملي اند، بگذار مثل «كوبا جونيور» در «جري مگواير» يك كمي بيشتر از اين لحظات لذت ببريم، به خاطرش كم نپرداخته ايم!

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

سلام
نميدانم فيلم «جري مگواير» با بازي «تام كروز» و «كوبا جونيور» را ديده ايد يا نه؟ در اين فيلم «تام كروز» نقش يك مدير و يا وكيل ورزشي را به عهده داشت كه امور مالي و خريد و فروش ورزشكاران مربوطه را رتق و فتق ميكرد. يكي از ورزشكاران تحت مديريت او «كوبا جونيور» بود.
در صحنه اي از اين فيلم «كوبا» در يك مسابقه بزرگ بازي ميكرد كه تماشاگران زيادي به ديدن آن آمده بودند. در اين مسابقه كه «كوبا» داشت يكي از بهترين بازي هايش را ارائه ميداد طي يك برخورد فيزيكي سخت با حريف نقش زمين شد و از هوش رفت و تماشاگران به ناگاه بعد از آن همه تشويق و دست زدن و فرياد زدن غرق در سكوت و بهت شدند، از اين همه تماشاگر گويا صداي نفس حتي يك تن به گوش نميرسيد. خلاصه اين كه تيم امداد پزشكي بالاي سر پهلوان بيهوش آمدند و هر كس به كاري مشغول شد تا او را به هوش بياورند و بعد از اقدام هاي اساسي ديدند كه نه، پهلوان با وجود اين كه شواهد نشان ميدهد كه همه چيز منجمله قلب و ريه و... دارند درست كار ميكنند، اما او پلك نميزند؛ اين بار همه نگران شدند و جمعيت همچنان سكوت كرده بود كه يكي از افراد ـ شايد خود «تام كروز» ـ با نگراني و ناراحتي شروع كرد شانه هاي او را تكان دادن. بگذريم. قهرمان گويا بعد از همان مداواهاي اوليه به هوش آمده بود، و وقتي متوجه قضايا شده بود كه تمام اين مردم به خاطر او آن قدر نگران شده اند كه ميخكوب شده اند، خوشش آمده بوده و ترجيح داده مدت بيهوشي را چند ثانيه اي به درازا بكشاند.
خلاصه اين كه در ميان آن التهاب و تكان دادن ها،«كوبا» پلك ها را قدري بالا كشيد و زير لب گفت:«بگذاريد يه كمي بيشتر از اين لحظات لذت ببرم.»
جايزه صلح خانم عبادي
باور كنيد از زماني كه نوبل صلح به خانم عبادي تعلق گرفته، مردم تورنتو طور متفاوت تري با ما ايرانيان رفتار ميكنند. و اين تنها تجربه شخصي من نيست، بلكه حكايت هاي متفاوتي از همين رهگذر از دوستان هم شنيده ام. به عنوان نمونه كافي شاپ سر محله ما كه در شيفت هاي مختلف افراد مختلفي با مليت هاي مختلف در آن كار ميكنند، از آن جمعه خجسته كه خانم عبادي نوبلي شد تا به حال هر وقت كه من به آنجا رفته ام از تبريك گفتن و ابراز خوشحالي به من دريغ نكرده اند.
در مسير مترو تا محل كارم شاهد بودم دو نفر كه نزديك من نشسته بودند داشتند با اشاره به عكس خانم عبادي مطالب خوشايندي با هم رد و بدل ميكردند. روز ديگري در مسير برگشت، دو دختر دانشجو در صندلي روبه روي من ضمن صحبت درس و مشقشان يكي از آنها از ديگري پرسيد:«راستي ميدانستي كه عبادي اولين قاضي زن در ايران بوده؟» و خيلي موردهاي ديگر هم از دوستان و آشنايان شنيده ام.
ــــ
در خبرها هم كم و بيش دريافته ايم كه چه استقبال باشكوهي مردم از عزيز خود كرده اند، كه چه پشتيباني بي دريغي را با لبخند و خوشحالي شان نثار وي كرده اند؛ همچنين درمي يابيم كه چه كساني از اين دستاورد بزرگ تاريخي مردم ايران و بويژه زنان ناراحت اند و دائم نه تنها سعي در بي اعتبار كردن نوبل دارند بلكه از كژراه هاي ناعادلانه و از آنجا كه هيچ دليل و مدركي هم عليه اين انسان بزرگ ندارند، سر به ديوار ميكوبند و از آنجا كه جز خود كسي را نميبينند از اين همه اميد و شادي مردم هم چيزي دستگيرشان نميشود.
جالب اين است كه اين افراد در همين مدت كوتاه نوبل شناس و متخصص در امور اين قضيه بخصوص بخش «صلح» آن شده اند.
ــــ
بگذريم. هفته تازه سپري شده و بعد از گذشت چند روز از اعلام جايزه صلح، بالاخره آقاي خاتمي، رئيس جمهوري، در ارتباط با اين جايزه و خانم عبادي ابراز نظر كردند، كه اي كاش نميكردند.
ايشان ضمن اين كه جايزه صلح نوبل را زياد مهم ندانسته، در بخشي از نظراتش به سبك و سياق علما شروع به نصحيت خانم عبادي ميكند آن هم با زباني كه گويا دارد با يك بچه يازده دوازده ساله حرف ميزند. صحبت هايي از اين دست كه مثلا اين جايزه ترا از راه راست به در نكند و خداي ناكرده مقابل مصالح كشور و اسلام قرار دهد و... واقعا دل من يكي به درد آمد وقتي اظهارات آقاي خاتمي را خواندم، در جايي كه برادر ايشان به مراتب درست تر با قضيه برخورد كرد.
آقاي خاتمي! من فكر ميكنم نگراني شما از بابت شيرين عبادي ها و اين كه مواظب باشند خطري براي كيان اسلام به وجود نياورند، بيهوده است. شما بايد اشاره تان به سوي آنهايي نشانه رود كه تسبيح برميدارند و با يك استخاره به اين نتيجه ميرسند كه كي بايد كشته شود و كي بايد زنده بماند و به همين ترتيب چه كساني آنها را به لحاظ مالي و خط مشي رهبري ميكند! اين طور نيست؟
آقاي خاتمي اين قاتلان را كه نهادهاي طرفدار حقوق بشر تربيت نكرده اند، ظاهرا نماز و روزه شان هم كه قضا نميشود، مشخص اند و معلوم تا به آنجا كه ميشود گفت به كدام مرجع يا مراجع هم اقتدا ميكنند، خب وقتي كه همه اين معلومات در اختيار شما و جامعه هست و از آن جا كه از شما هم كاري ساخته نيست، بهتر نبود كه حداقل در مورد خانم عبادي سكوت ميكرديد؟
ــــ
بگذريم. در ابتداي اين نوشته اشاره به فيلم «جري مگواير» كردم. آقاي خاتمي! بعد از گذشت نزديك به يك ربع قرن، يك ايراني با تلاش هاي خستگي ناپذيرش توانسته اميد به آينده را در دل و مغز هموطنان خود به وجود آورد، و ملت غرق در يك شادي ملي اند، بگذار مثل «كوبا جونيور» در «جري مگواير» يك كمي بيشتر از اين لحظات لذت ببريم، به خاطرش كم نپرداخته ايم!

دنبالک:
http://akhbar.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/536

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'جايزه صلح نوبل و متخصصان ايراني اش! دنا رباطي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016