كميته صلح نوبل از بين بيش از صد كانديدای اين جايزه در سال 2003 كه از ايران نيز خانم شرين عبادی و آقايان خاتمی رئيس جمهور و آقاجاری از اصلاح طلبان جزء اين كانديداها بودند خانم عبادی را مستحق اين جايزه شناخت و در تاريخ دهم اكتبر رسما آنرا اعلام كرد اين انتخاب بازتا ب گسترده ای در چه داخل ايران و چه در سطح بين المللی و نيروهای سياسی داخلی و خارجی و حتی بين سران رژيم داشت كه نشان ميدهد اين انتخاب از چه مقام و ويژه گی هائی برخوردار است ودر اوضاع واحوال فعلی ايران و جهان چه نيروهائی ميخواهند و يادر تدارك استفاده از آن هستند در اين مختصر كوشش خواهد شد تا انتظارات و پيامدهای ناشی از آن در بين نيروها و نقطه نظرات خانم عبادی كه از ابعاد وسيعی بر خوردار است مورد تحليل قرار گيرد.
جايزه نوبل چيست؟
آلفرد نوبل در يك خانواده تحصيل كرده و سرمايه دار سوئد در21 اكتبر سال 1833 در استكهلم متولد شد ودر 10دسامبر 1896 در ايتاليا فوت كرد نوبل كه يك مهندس و تاجر ماهری بود در سال 1842 به پترزبورگ روسيه باتفاق خانواده كوچ كرد ودركارخانه پدرش ديناميت را كه تركيبی از نيتروگليسرين و پودر خلل و فرج دار با خاصيت انفجاری زياد بود را كشف كرد كه بعدها علاوه بر انفجار معادن در صنايع اسلحه سازی نقش كليدی را بازی كرد نوبل به پنج زبان زنده دنيا مسلط بود و در ده ها كشور نمايندگی شركتش را باز كرد و انحصار توليد ديناميت و انواع توليدات مشتق از آ ن را بنام خود ثبت كرد نوبل در ضمن شاعر و رمان نويس هم بود.
در 27 دسامبر 1895 وصيت نامه خود را در پاريس و در كلوپ سوئد و نروژ نوشت و در آن تمامی دارائی ( نه مليون دلار) و در آمد ناشی از شركت را برای امور علمی و ادبی و صلح اختصاص داد.
نوبل در شرايط مطالعه و آزمايش ديناميت معتقد بود كه پيدايش ديناميت اوضاع جهان را دگرگون كرده و عملكرد آن از هزار قرارداد صلح بيشتر بوده و مطمئنا تمام ارتش ها از بين رفته و صلح دائمی در جهان بر قرار خواهد شد.
كشور سوئد از اين تاريخ ببعد به يكی از بزرگترين صادر كنندگان اسلحه در جهان تبديل شد و در شرايط حاضر نيز يكی از در آمدهای اساسی كشور صدور اسلحه به كشورهای جهان است ترور آقای اولاف پالمه نخست وزير سابق سوئد نيز در همين رابطه بوده است
از سال 1901 ببعد جايزه نوبل در رشته هایادبيات و فيزيك و شيمی و صلح و اقتصادو فيزيولوژی و پزشكی هرساله به برندگان جوايز كه از تمام دنيا انتخاب ميشوند اهداء ميشود بجز جايزه صلح نوبل كه مراسم اهداء جايزه در اسلوپايتخت نروژ برگزار ميشود بقيه جوايز درشهر استكهلم سوئد به واجدين شرايط داده ميشود.
اهداء جايزه نوبل را ميشود به پنج دوره تقسيم كرد
1- از سال 1901 تا سال 1917 زمان انقلاب اكتبر در روسيه : در اين دوره تمام جوايز داده شده بكشورهای غربی و آمريكا اختصاص داشت كه حتی روزولت رئيس جمهور آمريكا نيز در سال 1906 جايزه صلح گرفت و بقيه سالها جايزه صلح به صليب سرخ جهانی داده شد بايد توجه داشت كه كشورهای اسكانديناوی از گرايش مذهبی زيادی بر خوردارند و حتی تا بامروز نيز تمامی پرچم های اين كشورها با علامت صليب مسيحی مزين است صليب سرخ ارگان خدماتی مسيحيت در كشورهای غربی است .
2- از سال 1917 تا سال 1945 يعنی سال شكست فاشيسم در جهان در اين دوره نيز تمام جوايز به كشورهای غربی تعلق گرفت و باز هم يك رئيس جمهور ديگر آمريكا بنام توماس وودرو ويلسون جايزه صلح را در سال 1919 را دريافت كرد و اين در دوره جريان جنگ جهانی اول بود كه آمريكا نيز وارد آن شده بود در اين سالها عليرغم هزاران دست آورد اتحاد شوروی در تمامی عرصه ها حتی يك جايزه نوبل به شخصيتهای شوروی داده نشد.
3- از سال 1945 تا سال 1975 دوران رقابتهای فشرده تا سطح وارد شدن در جنگ جهانی سوم در اين دوره نيز تمام تمركز كميته بررسی جوايز نوبل اختصاص به سازمانها و موسساتی تعلق گرفت كه بنحوی در كنترل و يا تحت پوشش كشورهای غربی بودند اگر چه تعدادی از جوايز از جمله صلح بنا به موقعيت جهانی به موسسات و ارگانهای خدماتی نظير دبير كل سازمان متحد و صليب سرخ و شخصيتهای مذهبی داده شد.
در همين دوره هنری كسينجر وزير خارجه وقت آمريكا مدافع سر سخت جنگ در جنوب شرقی آسيا در سال1973در حاليكه جنگ بشدت ادامه داشت و در جنگ نابرابر مليونها نفر كشته شدند وآثار تخريبی محيط زيست آن همچنان به يك معضل كشورهای جنوب شرقی آسيا تبديل شده ا ست جايزه صلح نوبل دريافت كرد و به ساخارف دانشمند فيزيك اتمی شوروی در سال 1975 بدليل موافقتهای حاصله بر سر مسائل جهانی بين آمريكا و شوروی داده شد دوره ای كه همزيستی مسالحت آميز ناميده ميشد و ساخاروف از سال 1969 بطور فعال وارد مبارزه با سيستم اتحاد شوروی بكمك غرب و آمريكا شده بود.
4- از سال 1975 تا 1989 در اين دوره اوج شدت تضادهای جهانی بين آمريكا و شوروی بود و هر كشوری كوشش ميكرد آن ديگری را از صحنه سياست جهانی محو كند دادن جوايز صلح به سازمانهای طرفدار غرب و شخصيتهای متمايل به سيستم غرب مد روز شد وعلاوه بر عفو بين الملل در سال 1977 انور سادات و مناهيم بگين نيزدر سال 1978 و مادر ترزا در سال 1979 و درست دو سال پس ازاشغال افغانستان توسط شوروی كميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل در سال 1981و در سال 1983 لخ والسا از لهستان كه توسط كليسای كاتوليك بعنوان سمبل مبارزه با كمونيسم حقنه شده بود ودر سال گذشته در ا نتخابات رئيس جمهوری لهستان حتی1.5 % ( يك ونيم در صد ) رای نيآورد و يكی از منفورترين چهره لهستان شناخته ميشود جايزه صلح نوبل دريافت كردند.
جنبش همبستگی در لهستان باتفاق كليسای كاتوليك اين كشور در بيرون فرستادن آثار سولژنيستين بكمك سازمان جهانی كليساها نقش اساسی داشت سولژنيتسين همان شخصيتی ا ست كه از غرب در خواست كرده بود تا شوروی را با بمب اتمی مورد حمله قرار داده و ا ين كشور را از بين ببرد آش آنقدر شور شده بود كه هنری كيسينجر اعلام كرد اين مردك ديوانه ميخواهد جهان را نابود كند آقای سولژنيستين نيز مزين به جايزه نوبل شد.
5- از سال 1986 تا سال 2003 در دوره ای كه غرب مطمئن شد اتحاد شوروی ا ز درون بعلت وضعيت اقتصادی نامناسب و جنگ در خارج از كشور و عدم پويائی اقتصادی در حال تلاشی است برای جلوگيری از استقلال عمل نيروهای مستقل واحتمال بهره برداری جمهوری خلق چين از اوضاع پيش آمده تمامی تمركز را برروی نيروهای ضد كمونيست از جمله دالائی لاما گذاشت دالائی لاما همان رهبر مذهبی است كه مردم تبت را مجبور ميكرد از پيرو جوان و كودك شب و روز برای پاگود ها(معابد مذهبی) كار كنند آنها بر طبق قوانين مذهبیآقایدالائی هيچ حقوقی جز نجس بودن و نجس ماندن ونجس مردن ودر تمام دوران زندگی در فقر و فلاكت زندگی كردن نداشتنددر عوض ده ها پاگود در تبت ساخته شد كه فقط رهبرا ن مذهبی و نوكران و خدمت گذاران اين راهبه ها در آن زندگی ميكردند.
در سال 1989 جايزه صلح نوبل به دالائی لاما و در سال 1990 برای وا رد آوردن ضربه نهائی به جنبش چپ به آقای گورباچف از روسيه اين جايزه تعلق گرفت.
در سال 1994 دونفر از اعضاء كميته پنج نفره هيئت صلح در اسلو پس از اعطای جايزه نوبل به ياسر عرفات استعفاء دادند ولی با دادن جايزه به اسحاق رابين و شيمون پرس مخالفت نكردند از اين تاريخ ببعدنگاهی به دريافت كنندگان جايزه صلح نظير ديويد ترمبل جانی در ايرلند و كيم دای جونگ از كره جنوبی كه فساد خانوادگی اودر كره و جهان معرف خاص و عام ا ست و آقای كوفی عنان دبير كل سازمان ملل كه تاكنون در سه جنگ در كنار آمريكا و غرب بوده است خود گويای واقعيت تمام عيار استفاده سياسی از اين جايزه است .
آيا جايزه صلح نوبل به خانم عبادی جنبه سياسی دارد ؟
با آنچه در بالا اشاره شد مسلما تمام جوايز داده شده برای صلح از موضع منافع كشورهای غربی اهدا شده است ولی اينكه چگونه و چه نيروئی از آن استفاده ميكند و در چه شرايطی اين جايزه به اشخاص تعلق ميگيرد مورد بحث است آنچه مسلم است اين است كه غرب در تدارك يك پل آشتی بين مذاهب مختلف است وشدت نفرت بين نيروهای مذهبی تك خدائی هرگز تا باين حد شديد و غير قابل كنترل نبوده است.
پشتيبانی بدون قيد و شرط آمريكا و مشروط اروپا وژاپن از اسرائيل و تجاوز بدو كشور مسلمان افغانستان و عراق و اشغال اين دوكشوربر شدت تضادهای مذهبی افزوده است و آمريكا نه ا ينكه خود در هچل افتاده است بلكه كشورهای اروپايی را كه شديدا به بازار كشورهای اسلامی نياز دارند را در گير يك ماجرای بی پايان كرده است بهمين دليل كوشش همه جانبه ای را برای سروسامان دادن به اوضاع بحرانی بين مذاهب گذاشته است تلاشی كه در سالهای 1986 آغاز شده بود ولی با پاشيدگی اتحاد شوروی بفراموشی سپرده شده بود و اينك با شروع جنگ و گسترش مقاومت وارد فاز تازه ای شده است.
غرب پس از تجاوز به عراق متوجه شده است كه با يك قطب قدرت مند اسلامی كه بيش از يك ميليارد مسلمان را پشت سر دارد مواجه است كه سخن آخر و تير آخر را ماهاتير محمد از مالزی رها كرده است او در كنفرانس اسلامی اخير بغرب اعلام كرده است كه شما شش مليون يهودی را در اروپا به كوره های آدم سوزی ميفرستيد و اينك دم از حقوق بشر ميزنيد و بما كه منظورش بيش از يك ميليارد مسلمان جهان است ميگوييد كه از حقوق بشر هيچی نميدانيم و بغرب و اسرائيل ميگويد شما نميتوانيد بيش از يك ميليارد مسلمان را نابود كنيدهشداری كاملا آگاهانه و از موضع قدرت
آيا جايزه صلح نوبل شايسته خانم شيرين عبادی است ؟
با مطالعه تاريخی شخصيتهايی كه جايزه نوبل را در يافت كرده اند بنظر ميرسد خانم عبادی از همه آنها شايسته تر است و بجرات ميتوان گفت با موضعی كه پس از شنيدن خبر فوق گرفته است نشان ميدهد كه خانم عبادی پيام مردم ايران را گرفته است خانم عبادی حتی جلو سوء استفاده سياسی از اين جايزه را از غرب گرفته است
پيام خانم عبادیبسيار روشن است
- پيام به سران رژيم جمهوریاسلامی زندانيان سياسی را آزاد كنيد آنهم از تريبون بين المللی
- او در ايران خواهد ماند و همچنان از حقوق زنان و كودكان دفاع خواهد كرد
- خانم عبادی مسائل حقوقی را نيز يكی از مبارزات مهم همانند مبارزه سياسی ميداند
- خانم عبادی وارد جدالهای سياسی نخواهد شد
- به رژيم ندا ميدهد قوانين اسلامی در شرايط حاظر پاسخگوی حق و حقوق زنان و كودكان نيست و رژيم بايد حقوق برابر زن و مرد را برسميت بشناسد در واقع تجديد نظر در قوانين اسلامی لازم و ضروری است خانم عبادی به رژيم جمهوری ايران فهمانده است كه نميشود بدون نيمی از جمعيت كشور يعنی زنان به حكومت ادامه داد
- بغرب هشدار ميدهد كه حقوق بشر هر كشور مسئله داخلیآن كشور است و هيچ كشوری حق ندارد به مردم كشورهای ديگر بگويد كه حتما بايد حقوق بشر مارا بپذيريد خانم عبادی ا صل استقلا ل را كه جدا ناپذير از آزاديست با صدای رسا بگوش مرتجعين رسانده است او تجاوز و اشغال كشورهای ديگر را تحت نام حقوق بشر محكوم ميكند.
- خانم عبادیاز مبارزه خلق فلسطين قاطعانه دفاع ميكند و رژيم اسرائيل و پشتيبانان آنرا به باد حمله ميگيرد
- خانم عبادیحاضر نيست همانند بسياری جا خالی كند و كشور را ترك كند و خود را زير پوشش خدمات اجتماعی كشورهایغربی قرار دهد تا مجبور شود از آنها دفاع كند خانم عبادی بيش از بيست و پنج سال است كه در بين مردم زندگی و كار خدماتی و حقوقی كرده است او حقوق دان است او نويسنده است اواز تجارب كشورهای ديگر بخوبی آگاهی دارد خانم عبادی دكتر سعداوی ها را خوب ميشناسد و ميداند كه جامعه را با شعار نميشود تغيير داد اين را در ايران تجربه كرده است
- خانم عبادی در مصاحبه ها بی گدار بآب نزد با دور انديشیاز دامن زدن به تضادهای قلابی و ارتجاعی دوری جست وقتی از اودر مورد حجاب سئوال شد پاسخ ساده بود در كشور ما حجاب از نظر قانونی اجباری است ولی در فرانسه نه و من در اينجا لزومی در رعايت آن نمی بينم او آزاده است او كاملا استقلال دارد .
آيا نيروهای سياسی با خانم عبادی وجوه مشترك دارند ؟
خانم عبادی بعنوان يك مبارز كه از حقوق مدنی و سياسی مردم در رژيم جمهوریاسلامی دفاع ميكند يك فرد مستقل و آگاه جامعه ايران است وی بدون اين جايزه نيز جايگاه خود را در جامعه پيدا كرده بود خانم عبادی عضو هيچ حزبی نيست تا از ايدئولوژی بخصوصی دفاع بكند وی فرديست مذهبی و از ديدگاه خود معتقد است كه اسلام با حقوق بشر در تضاد نيست آيا اين نظر در ست است ؟ بنظر بسياری از رهبران و شخصيت های سياسی و اجتماعی و حقوقی اساسا تمام مذاهب در تضاد با قوانين حقوق بشر دارای نواقص اساسی هستند ولی بخش بزرگی از نيروهای مذهبیهنوز در تجربه باين حقيقت نرسيده اند و از طرفی در پيشبرد مسائل اقتصادی و سياسی و فرهنگی در جوامع مختلف فعال هستند
ديدگاه خانم عبادی لطمه ای به كار سياسی هيچ سازمان ويا حزبی نميزند بر عكس فعاليت آنها را آسان تر ميكند اتفاقا پذيرش مبارزه مثبت و رقابت مثبت و نظرات مختلف برای حل مسائل سياسی و حقوقی جامعه بخشی از تكامل جامعه و پيشرفت آن است آنچه اهميت دارد پيداكردن نقاط مشترك برایهمكاری همه جانبه سياسی است آنچه مسلم است اين است كه تا ابد اختلاف عقيده و سليقه وجود خواهد داشت و صد البته عين تكامل است وگرنه جهان جائی برای زندگی نخواهد بود
تا زمانی كه خانم عبادی نيروهای مترقی ودمكرات و آزادی خواه را مورد حمله قرار ندا ده است و از موضع خود برای متلاشی كردن اين نيروها استفاده نكرده است نبايد در پيشرفت كارش مانع ايجاد كرد بلكه بايد اين امكان را بوجود آورد تا خانم عبادی در مورد مسائل حقوقی زنان و كودكان به تكامل خود ادامه دهد وحتی بايد در اين راه بكمكش شتافت
خانم عبادی ستاره ای است كه از بين توده های ايران درخشيده است هم اوست كه امروز بهمراه خانم دكتر الشراوی از فلسطين و دكتر السعداوی در مصر ندای تغيير بنيادگرائی اسلامی را زده است آنها هستند كه به اسلام گرايان سنتی ميگويند كه اگر قرار است بمانيد بايد تغيير بكنيد وگرنه تغيير تحولات جهانیشمارا خواهد شست و با خود خواهد برد بدون ترديد در آينده شاهد عبادی های فراوانی خواهيم بود مهم نيست چه عقيده ای دارند مهم آن است كه در طرف تكامل جامعه بشری حركت ميكنند و با توده ها هستند و از آنها دفاع ميكنند عبادی ها را گرامی داريم و آرزو كنيم كه تعداد آنها در كشور ما و در كشورهای اسلامی زياد شود پيشرفت و آ گاهی توده های جهان اين نويد را دور از انتظار نمی بيند
م . راد 20.10.2003