يادداشت روز - چهارشنبه 30 مهر - کيهان
ديروز، وزراي خارجه انگليس، فرانسه و آلمان كه به گفته وزارت خارجه آمريكا، در هماهنگي كامل با آن كشور و به منظور تحميل خواسته هاي غيرقانوني آمريكا و متحدانش به ايران آمده بودند- همانگونه كه وزيرخارجه آلمان آرزو كرده بود- با «دست پر»! به كشورهاي خويش بازگشتند تا گزارش مأموريت موفقيت آميز خود و ساده لوحي برخي از مسئولان كشورمان را با ذوق زدگي براي اراذل و اوباش ساكن كاخ سفيد بازگو كنند. اگر چه قبل از آنكه فرستادگان اتحاديه اروپا خبر اين موفقيت! را به آمريكا برسانند، كاخ سفيد از اقدام موفقيت آميز وزراي خارجه سه كشور فرانسه، انگليس و آلمان ابراز خوشوقتي كرده و آنان را درخور تقدير دانسته بود.
مروري- هرچند گذرا- به مفاد بيانيه مشترك ايران، انگليس، فرانسه و آلمان كه در پايان نشست ديروز انتشار يافت، كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه آمريكا و متحدانش در تحميل نظر و خواسته هاي غيرقانوني و قرون وسطايي خود به جمهوري اسلامي ايران، اولين گام را با موفقيت! طي كرده اند، اگر چه هنوز اين اميدواري وجود دارد كه توافق ديروز، در حد و اندازه يك «بيانيه» باشد و مسئولان محترم كشورمان دست از ساده انديشي بردارند و توطئه مشترك آمريكا و لابي صهيونيستي را ناكام بگذارند.
درباره بيانيه ديروز كه عزت و اقتدار ايران اسلامي را مخدوش كرده است، اشاره به چند نكته ضروري به نظر مي رسد.
1-براساس مفاد اين بيانيه، جمهوري اسلامي ايران يكي از اصلي ترين خواسته هاي غيرقانوني آمريكا و متحدانش، يعني «توقف چرخه غني سازي اورانيوم» را به صورت عملي پذيرفته است و در مقابل تن دادن به اين درخواست زورگويانه، فقط يك وعده توخالي دريافت كرده است. به بيان ديگر، وزراي خارجه سه كشور اروپايي در مقابل تعليق چرخه غني سازي اورانيوم كه يك اقدام عملي از جانب ايران است، وعده داده اند كه اگر نگراني هاي بين المللي نسبت به فعاليت هاي هسته اي ايران، برطرف شود، آنها براي پيشبرد اهداف صلح آميز هسته اي به ايران كمك خواهند كرد!
2-دبير محترم شوراي عالي امنيت ملي كشورمان كه در دلسوزي و صداقت ايشان ترديدي نيست، طي مصاحبه اي اعلام كرد، «تعليق چرخه غني سازي اورانيوم» از سوي ايران، «داوطلبانه»! بوده و اين نكته در متن بيانيه مشترك نيز مورد تأكيد قرار گرفته است! كه بايد گفت؛ اولاً؛ آنچه براي آمريكا و متحدانش حائز اهميت است، تن دادن ايران به خواسته غيرمنطقي و غيرقانوني آنهاست كه اين خواسته غيرقانوني در عمل تحقق يافته است بنابراين واژه «داوطلبانه» در بيانيه چه نقشي مي تواند داشته باشد.
ثانياً؛ اگر چه در بيانيه از واژه «داوطلبانه» استفاده شده ولي رسانه ها و محافل خارجي برخلاف آنچه، ما را دلخوش كرده است، از اين اقدام جمهوري اسلامي ايران با عنوان پذيرش پيشنهاد اصلي شوراي حكام آژانس بين المللي ياد كرده و مي كنند، كه نشان مي دهد، دلخوشي برخي از مسئولان محترم نظام فقط يك توهم و ساده انگاري است.
ثالثاً؛ بعد از آن همه تهديد و رجزخواني آمريكا، صهيونيست ها و اتحاديه اروپا، چگونه مي توان انتظار داشت كه افكار عمومي در ايران و جهان، داوطلبانه بودن اين اقدام را باور كنند؟!
3- در حالي كه سه كشور انگليس، فرانسه و آلمان در صدور قطعنامه غيرقانوني و قرون وسطايي شوراي حكام عليه جمهوري اسلامي ايران، نقش اصلي و محوري داشته اند و در اين قطعنامه بديهي ترين و ابتدايي ترين اصول و قوانين تعريف شده بين المللي نقض شده است، با كدام منطق و عقل سليم مي توان به وعده هاي اتحاديه اروپا اعتماد كرد. وقتي اتحاديه اروپا تعهدات رسمي، قانوني و الزام آور خود را ناديده مي گيرد و همه ضوابط و اصول بين المللي را زير پا مي گذارد، چگونه انتظار داريم به وعده هاي مبهم و كلي كه از نظر حقوقي، ارزشي بيشتر از يك تعارف ديپلماتيك ندارد، عمل كنند؟ مگر اتحاديه اروپا به تعهدات قبلي خود عمل كرده است كه به وعده هاي تعريف نشده كنوني پاي بند باشد؟!
4- مذاكراتي كه به منظور حل و فصل مناقشات صورت مي پذيرد در همه جاي دنيا اصول و ضوابط تعريف شده اي دارد كه حفظ توازن در تصميم گيري ها و رعايت تناسب در امتياز دادن ها و امتيازگرفتن ها از جمله آنهاست. بنابراين بايد پرسيد كه در كجاي دنيا و براساس كدام عرف پذيرفته شده، يك طرف مذاكره، خواسته حريف را به صورت «عملي» مي پذيرد و در برابر اين اقدام عملي از طرف مقابل، فقط يك وعده توخالي دريافت مي كند؟!
5- ديروز اعلام شد كه جمهوري اسلامي ايران براي نشان دادن «حسن نيت» خود، تعليق چرخه غني سازي اورانيوم را پذيرفته است و اين، در حالي است كه آمريكا و متحدانش عليه جمهوري اسلامي دست به اقدامات غيرقانوني زده و به زورگويي و باج خواهي متوسل شده اند، بنابراين، «نشان دادن حسن نيت» وظيفه آنهاست، نه جمهوري اسلامي ايران و بديهي است وقتي ايران اسلامي اعلام مي كند كه براي نشان دادن حسن نيت خود، چرخه غني سازي اورانيوم را به حالت تعليق درمي آورد، مفهوم ديگر اين اقدام
آن است كه- حداقل- به طور تلويحي، تهديدها و باج خواهي آمريكا و متحدانش را قانوني! و منطقي تلقي كرده است!!
6- در تمامي سيستم هاي حقوقي دنيا و از جمله در حقوق بين الملل، اين اصل حقوقي پذيرفته شده است كه ارائه دليل برعهده مدعي است و نه كسي كه عليه او ادعا و يا اتهامي مطرح شده است. در قوانين حقوقي اسلام نيز، اين اصل با عنوان «البينه علي المدعي» مورد تأييد قرار گرفته است. به بيان ديگر، وقتي يك شخصيت حقيقي و يا حقوقي را به انجام عمل غيرقانوني متهم مي كنند، ارائه دليل براي اثبات اتهام برعهده كسي است كه اتهام زده و نه كسي كه مورد اتهام قرار گرفته، چرا كه در غير اين صورت مي توان هر كس را به ارتكاب هر جرمي متهم كرد و به جاي ارائه دليل براي اثبات اتهام، از متهم درخواست كرد كه براي اثبات بي گناهي خود دليل و «بيّنه» ارائه كند! و اين، يعني قانون جنگل...
آمريكا و متحدانش ايران اسلامي را بدون ارائه دليل به تلاش براي توليد سلاح هسته اي متهم كرده اند و با اعلام اينكه، نسبت به فعاليت صلح آميز هسته اي ايران ترديد دارند! جمهوري اسلامي ايران را تحت فشار قرار داده و اصرار دارند كه براي اثبات صلح آميز بودن چرخه هسته اي خود دليل بياورد! و حال آنكه آمريكا و متحدانش بايد براي اثبات ادعاي خود، دليل و سندي ارائه دهند. بنابراين، انتظار منطقي و قانوني آن بود كه اتحاديه اروپا براي اثبات حسن نيت خود، از تهديد و فشار و توسل به اقدامات غيرقانوني عليه جمهوري اسلامي ايران دست بردارد ولي متأسفانه...
7-در بيانيه مشترك ديروز تأكيد شده است كه انگليس، فرانسه و آلمان، دسترسي به انواع فن آوري صلح آميز را حق ايران مي دانند و يكي از مسئولان محترم از اين بند بيانيه با عنوان «اعتراف» اتحاديه اروپا به حق ايران براي فعاليت اتمي صلح آميز ياد كرده و آن را يك «امتياز مهم» دانست كه به نفع جمهوري اسلامي در بيانيه ديروز گنجانده شده است!
در اين باره تنها مي توان ابراز تعجب كرد! چرا كه جمهوري اسلامي ايران يكي از اعضاي معاهده NPT است و در ماده 4 اين پيمان با صراحت آمده است؛ «هيچيك از مواد اين معاهده به گونه اي تفسير نخواهد شد كه به حقوق غيرقابل انكار هر يك از اعضاي پيمان براي توسعه تحقيقات، توليد و بهره برداري از انرژي هسته اي با اهداف صلح جويانه، خللي وارد شود. اين بهره گيري بدون هرگونه تبعيض و براساس مواد1 و 2 پيمان خواهد بود.»
همانگونه كه ملاحظه مي شود، مطابق مواد 1، 2 و 4 پيمان NPT، برخورداري از فعاليت هسته اي صلح آميز، حق مسلم و تأييد شده ايران است كه يكي از اعضاي اين پيمان مي باشد. بنابراين سه كشور فرانسه، انگليس و آلمان در بيانيه ديروز خود، نه فقط هيچ «امتياز» تازه اي به ايران نداده اند، بلكه، حق مسلم، شناخته شده و تأكيد شده قبلي ايران براساس معاهده NPT را به عنوان يك «امتياز»! جا زده اند يعني، آنچه متعلق به خودمان بوده است را با زيركي و رندي به خودمان فروخته اند! و تازه كلي هم منت گذاشته اند كه به ايران «امتياز» داده اند!
8- ديروز برخي از مسئولان محترم كشورمان در مصاحبه ها و اظهارنظرهاي خود كماكان بر غير قانوني بودن قطعنامه شوراي حكام تأكيد ورزيده و اعلام كردند كه آنچه در اين قطعنامه آمده است، مخصوصاً ضرب الاجل پايان اكتبر 2003 را بي ارزش مي دانند و به آن تن نخواهند داد.
مخالفت مسئولان با قطعنامه قرون وسطايي شوراي حكام آژانس بين الملل، اگر چه درخور تقدير است ولي نمي توان اين نكته را ناديده گرفت كه تعليق چرخه غني سازي اورانيوم يكي از بندهاي مندرج در قطعنامه مورد اشاره بوده و شوراي حكام، مخصوصاً روي اين خواسته غيرقانوني خود اصرار داشته است. بنابراين، توافق ديروز ايران با فرستادگان سه كشور اروپايي، به مفهوم پذيرش بخشي از مفاد قطعنامه غيرقانوني شوراي حكام است و آمريكا و متحدانش با اعلام رضايت خود از اقدام ديروز جمهوري اسلامي ايران، ابراز اميدواري كرده اند كه كشورمان به ساير مفاد قطعنامه نيز تن بدهد!
راديو آمريكا در تفسير خبري ديشب خود، اعلام كرد «امروز- ديروز- جمهوري اسلامي ايران در حالي كه 10 روز از مهلت ضرب الاجل شوراي حكام باقي مانده است، چرخه غني سازي اورانيوم خود را به حالت تعليق درآورد.» همين راديو به اظهارنظر وزراي خارجه سه كشور اروپايي بعد از پايان نشست ديروز سعدآباد اشاره كرده و از قول آنها ابراز اميدواري كرد كه ايران به ساير تعهدات خود عمل كند.
9- در بند «ث» از ماده سوم بيانيه مشترك ديروز آمده است كه «كشورهاي فرانسه، انگليس و آلمان براي ارتقاي امنيت و ثبات در منطقه از جمله ايجاد منطقه عاري از سلاح هاي كشتارجمعي در خاورميانه با جمهوري اسلامي ايران مطابق اهداف سازمان ملل متحد همكاري خواهند كرد.»
يكي از مسئولان محترم كشورمان، از اين بند در بيانيه ديروز با عنوان يك اقدام موفقيت آميز كه به نفع جمهوري اسلامي ايران در بيانيه گنجانده شده است، ياد كرد و اين در حالي است كه اولاً؛ تاكنون آمريكا و اتحاديه اروپا نسبت به زرادخانه هسته اي و سلاح كشتارجمعي رژيم اشغالگر قدس، نه فقط كمترين اعتراضي نكرده اند، بلكه در مجهزكردن اسرائيل به تسليحات هسته اي و كشتارجمعي نقش محوري داشته و از آن حمايت نيز كرده و مي كنند و در همان حال كشورهاي اسلامي منطقه را از مجهزشدن به تسليحات متعارف براي دفاع از استقلال و تماميت ارضي خود بازداشته و اگر تسليحاتي نظير جنگنده بمب افكن به اين كشورها بفروشند، با دقت و قاطعيت دستورالعمل ناعادلانه اي با عنوان «ديپلماسي تسليحاتي WEAPON DIPLOMACI» را به آنها تحميل مي كنند. براساس اين دستورالعمل، كشورهايي كه اين تسليحات را خريداري مي كنند در بهره گيري از آنها نمي توانند ديدگاه و نظر خود را داشته باشند، بلكه بايد ديپلماسي و سياست مورد نظر آمريكا و كشورهاي اروپايي فروشنده اين تسليحات را در بكارگيري تسليحات فروخته شده رعايت كنند. دقيقاً به همين علت است كه هيچگاه از تسليحات آمريكايي و اروپايي كه در اختيار برخي از كشورهاي ثروتمند عربي است، عليه اسرائيل استفاده نمي شود و مستشاران نظامي آمريكا و اروپا با حضور و نظارت دائمي در اينگونه كشورها، سياست تسليحاتي خود را اعمال مي كنند.
ثانياً؛ يك وعده مبهم و كلي، آن هم از سوي كشورهايي كه بارها كينه توزي و دشمني ريشه دار خود عليه جمهوري اسلامي ايران را به اثبات رسانده اند، چه ارزش و اهميتي دارد كه از آن با عنوان يك امتياز در بيانيه ديروز ياد مي شود؟!
10- ديروز، دبير محترم شوراي امنيت ملي تأكيد كرد كه هنوز موضوع پذيرش و امضاي پروتكل مطرح نيست و آنچه اتفاق افتاده، فقط يك توافق و صدور بيانيه مشترك براساس اين توافق است و از آنجا كه مسئولان محترم كشورمان بر ادامه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي و مخصوصاً چرخه غني سازي اورانيوم تأكيد ورزيده و اعلام كرده اند كه هرگز از اين خواسته قانوني و منطقي خود دست نخواهند كشيد، بايد اميدوار بود كه با توجه به عهدشكني هاي مكرر و نقض پي در پي قوانين بين المللي از سوي آمريكا و اتحاديه اروپا، روند مذاكرات ديروز بدون دسترسي به امتيازات واقعي و بنيادين- و نه وعده هاي مبهم و توخالي- ادامه پيدا نكند.
11-مردم بارها نشان داده اند، به همان اندازه كه از برخي گروه هاي سياسي سلب اعتماد كرده اند و آنها را بي توجه به منافع ملي و غرق در كسب منفعت هاي شخصي و گروهي مي دانند، از دلسوزي و سلامت مسئولان بلندپايه نظام اطمينان كامل دارند. بنابراين مي توان، بيانيه ديروز را يك «خطاي بزرگ» تلقي كرد و نه يك خط سياسي و بايد اميدوار بود مسئولان دلسوز و مؤمن نظام، با چشم بسته در بستر توطئه آميزي كه آمريكا و متحدانش پيش پاي جمهوري اسلامي ايران گسترانيده اند، گام بر نخواهند داشت.
توجه به اين نكته، مخصوصاً از آن روي حائز اهميت است كه ديروز ،بلافاصله بعد از صدور بيانيه مشترك ايران و سه كشور اروپايي، رسانه ها و محافل غربي، عمليات رواني پرحجمي را عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كرده و سعي در القاي اين توهم دارند كه مسئولان كشورمان در مقابل باج خواهي ها و زورگويي هاي آمريكا و متحدانش، دست هاي خود را به عنوان تسليم بالا برده اند! اين عمليات گسترده رواني- تبليغاتي، با هدف نااميد كردن مردم از سلامت نفس و روحيه انقلابي مسئولان عالي رتبه جمهوري اسلامي ايران و نهايتاً القاي نااميدي و يأس در ميان ملت صورت مي پذيرد و مقصود از آن جدا كردن مردم و مسئولان است كه نقطه ايده آل آمريكا براي مقابله با نظام اسلامي و الهي ايران است و بايد توجه داشت كه اقدام ديروز، اگر چه يك خطاي بزرگ و فاحش است ولي اعتماد مردم به مسئولان بلندپايه نظام خدشه بردار نيست و به محض آنكه- خداي نخواسته- خطري از جانب آمريكا و متحدانش متوجه ايران اسلامي و استقلال و حاكميت آن باشد، توده هاي عظيم مردم كه بارها از آزمون وفاداري به اسلام و انقلاب سربلند بيرون آمده اند، در ميدان روزهاي بدحادثه حضوري حماسي خواهند داشت.
12- و بالاخره، مسئولان محترم نظام بايد روي غيرت ديني و شيفتگي و از خودگذشتگي مردم مسلمان كشورمان و ساير ملت هاي مسلمان حساب ويژه اي باز كنند و از تهديدهاي آمريكا كه به قول امام راحلمان(ره) «هيچ غلطي نمي تواند بكند» كمترين هراسي به دل راه ندهند. اگر چنين باشد كه انشاءالله چنين است، مي توان و بايد انتظار داشت كه در مقابل زورگويي آمريكا، لابي صهيونيست ها و اتحاديه اروپا، با شجاعت و اتكال به خدا، ايستادگي كنند و روند ديروز را بگونه اي كه خواست دشمنان اسلام و ايران است ادامه ندهند. انشاءالله الرحمن.