يك بار ديگر به يكي از مهم ترين حوادث قرن گذشته ايران برمي گرديم. كودتاي 28 مرداد در ايران كه اكنون امريكائي ها اعتراف مي كنند حكومت مردمي و دموكراتيك مصدق مي توانست نقطه شروع دموكراسي در منطقه باشد و اگر چنين نظامي استمرار مي يافت ديگر نيازي به اين همه لشكركشي براي مبارزه با تروريسم نبود. موضوع اين كتاب ايران و كودتاي 28 مرداد است اما با تمام كتاب هائي كه تا حالا در اين زمينه خوانده ايد ، متفاوت است زيرا فرضيه هاي آن، كودتاي 28 مرداد ، انقلاب 1357 ايران ، حادثه 11 سپتامبر و اشغال عراق را در يك خط سير قرار مي دهند.
نويسنده كتاب استفان كينزر Stephen Kinzer است. روزنامه نگار ميان سالي كه در بيش از 50 كشور بعنوان گزارشگر روزنامه نيويورك تايمز فعاليت نموده است. كينزر در دهه 70 به دنبال حوادث انقلابي و كودتاهاي امريكاي لاتين، آن مناطق را تحت پوشش خبري خود قرار داد. در دهه 80 بعنوان رئيس دفتر نيويورك تايمز در شهر برلين تعيين شد و به مدت شش سال در آنجا كار خبرنگاري كرد. در اين زمان نظام كمونيستي در اروپاي شرقي از هم پاشيد و استفان در مركز تحول اين كشورها قرار
گرفت و از نزديك شادي ملت هاي شرق اروپا را براي زندگي در سايه نظام هاي دموكراتيك لمس نمود.

بعد از آن حوادث كينزر به استانبول رفت تا اداره دفتر روزنامه را در اين شهر به عهده گيرد. در اين مدت نوشتن بخشي از كتاب « ثمره تلخ ، داستان كودتاي امريكائي گواتمالا » را به اتمام رساند. كينزر قبل از اينكه كتاب جديد خود « همه مردان شاه » را بنويسد يك كتاب ديگر تحت عنوان « تركيه در ميان دو جهان » را نوشت. اما آخرين كتاب وي براي ما ايراني ها طعم ديگري دارد. او در « همه مردان شاه » ضمن بررسي كودتاي امريكائي 28 مرداد اين فرضيه را مي سازد كه « كودتائي كه در 50 سال پيش اتفاق افتاد، علت اصلي حادثه 11 سپتامبر است ». كينزر در تحليل خود مي گويد برخلاف ادعاي امريكائي ها ، در اين كودتا آن ها برعليه يك حكومت استبدادي قيام نكرده بودند بلكه رهبري را ساقط ساختند كه به شيوه دموكراتيك انتخاب شده و در تلاش براي گسترش مباني دموكراسي در منطقه بود. او مي نويسد: اين كودتا بزرگترين اشتباه امريكا و شايد مادر تمام محنت هائي است كه امروزه ايالات متحده در منطقه خاورميانه از آنها رنج مي برد. در واقع اين كودتا كه با رمز عمليات « آژاكس » صورت گرفت، سرنوشت ايران و كل خاورميانه را تغيير داد. در اثر چنين اشتباهي شاه ايران در سايه كمك هاي امريكا، 25 سال ديگر به شكل مطلق العنان بر گردن ايرانيان سوار شد و نفرت و كينه عمومي نسبت به امريكا را در دل هاي مردم اين كشور دواند. به دنبال آن و در اثر چنين نفرتي جريان بنيادگراي ديني و دشمن همه مظاهر غربي رشد كرد و (آيتالله ) خميني را پيروزمندانه يك بار ديگر به تهران عودت داد.
به اعتقاد استفان كينزر پيروزي انقلاب اسلامي در ايران موجب رشد همه حركت هاي اسلامي در جهان شد و بسياري از آنها به تبعيت از( آيتالله ) خميني و مدل قرار دادن او، طمع رسيدن به حكومت را در دل پروراندند. اين مسأله يك نتيجه ديگر نيز به دنبال داشت و آن افزايش طرفداران جريان هاي بنيادگراي اسلامي خشونت گرا در ميان ملل مسلمان شد و در رأس همه آن ها بن لادن زاده شد و حادثه 11 سپتامبر شكل گرفت. اين روزنامه نگار امريكائي اين پرسش را در سرتاسر كتاب مطرح مي كند كه ، آيا ملت وي هزينه آلوده شدن دست هاي دولتمردان اسبق امريكا به گناه ايجاد نخستين كودتا در جهان سوم و ساقط كردن يك رهبر ملي و محبوب همچون محمد مصدق را با حادثه 11 سپتامبر پرداخت كرده اند؟ . اين مهم ترين پيام اين كتاب است.
از سوي ديگر نويسنده « همه مردان شاه » تلاش كرده است ، كتاب خود را به صورت يك داستان هيجان انگيز پليسي بنويسد ، به شكلي كه خواننده هرگز دوست ندارد حتي براي يك لحظه آنرا كنار نهد. نقش اول اين كتاب از آن كرميت روزولت نوه تئودور روزولت رئيس جمهور اسبق امريكا است كه براي آنان كه با تاريخ سياسي ايران آشنائي دارند، چهره معروفي مي باشد. جذابيت اين كتاب در اين است كه ضمن بيان واقعيت هاي تاريخي ، نشان مي دهد كه چگونه نوه رئيس جمهور اسبق امريكا با شگردهاي جاسوسي سازمان C.I.A افراد خود را از ميان رجال نظامي و غير نظامي آن دوره برمي گزيند و در نهايت مجموعه آنها « همه مردان شاه » را شكل مي دهند. از نظر كينزر، كرميت روزولت جسورانه همه اين افراد را خريداري مي كند و اين نقطه عطف يك عمل كودتائي است. در رأس اين افراد ژنرال ( ابوالفضل ) زاهدي قرار دارد كه 100000 دلار دريافت مي دارد و اين مبلغ در آن سال ها بسيار هنگفت بوده است.
كينزر داستان كودتا را اين چنين آغاز مي كند: حكومت انگليس از مصدق نفرت داشت زيرا وي صنعت نفت كشور خود را ملي اعلام كرده بود و از غارت آشكار آن بوسيله شركت هاي انگليسي در زماني كه ملت ايران از گرسنگي رنج مي برد، جلوگيري كرده بود. بنابراين انگليسي ها نخستين كسان بودند كه به فكر ساقط كردن حكومت مصدق افتادند. اما براي انجام چنين كاري به كمك امريكا شديداً نياز داشتند. از اينرو چنين ايده اي را با « ترومن » رئيس جمهور وقت امريكا مطرح ساختند، ولي او به شدت با اين كار مخالفت كرد. چنين مخالفتي از سوي وي به اعتقاد كينزر دو دليل داشت، نخست اينكه امريكا تا قبل از اين هيچ حكومتي را خارج از مرزهاي خود به اين شيوه ساقط نكرده بود و بر اين اساس هاري ترومن هرگز مايل نبود كه او نخستين كسي شود كه نام وي با اين موضوع در تاريخ ثبت گردد. دوم اينكه ترومن با حكومتهاي ملي چون مصدق همفكري داشت و از استعمار انگليس در به زنجير كشيدن ملل ديگر متنفر بود. بنابراين انگليسي ها تا زماني كه ترومن رئيس جمهور امريكا بود كاري به پيش نبردند. اما در سال 1952 و با پيروزي ژنرال آيزنهاور در انتخابات رياست جمهوري امريكا سياست اين كشور درقبال ايران و منطقه به شكل بنيادي تغير يافت. از اين رو انگليسي ها وارد عمل شدند و يكي از رؤساي سازمان اينتلجنس سرويس خود در آن زمان « مونتاگ وود هاوس » را براي ديدار با همكاران خود در سيا به امريكا فرستادند. اين شخص فرد با هوشي بود و به جاي اينكه خواسته انگليس از ايران درباره سرقت شركت نفت آنها را مطرح كند، برعكس نگراني امريكا درباره ايران و نزديك شدن مصدق به حزب توده و افتادن قريب الوقوع اين كشور مهم نفتي در دامان اتحاد جماهير شوروي را پيش كشيد. اين شليكي در مركز هدف بود زيرا جنون امريكا بر ضد مصدق طغيان كرد و دستور فعاليت بر عليه وي را صادر كردند. بايد متذكر شد كه آن سالها دوره آغاز جنگ سرد ميان امريكا و شوروي به حساب ميآمد و هركاري كه در اقصي نقاط جهان رخ ميداد دولتمردان ايالات متحده تصور مي كردند، دست شوروي در وراي آن است. همچنين در آن زمان وزارت خارجه امريكا و سازمان اطلاعات مركزي – سيا در اختيار برادران دالاس ( جان فاستر دالاس و آلان دالاس ) بود كه از دشمنان سرسخت نظام هاي كمونيستي به حساب مي آمدند و اين دليلي ديگر بود تا دولت امريكا شتابان بر عليه محمد مصدق به اقدام عملي روي آورد.
از نظر استفان كينزر با چنين داده هائي، اين انديشه بر سران حكومت امريكا مستولي شد كه ايران كشوري است با ذخائر نفتي بي كران ، مرز طولاني با اتحاد جماهير شوروي و وجود يك حزب قوي هوادار سيستم سياسي همسايه شمالي در درون جامعه آن، بزودي به اردوگاه مخالف آنها خواهد پيوست و براي جلوگيري از چنين كاري بايد هر چه زودتر دست به كار شوند.
و اين چنين بود كه امريكا با انگليسي ها براي تغيير حكومت ايران به توافق رسيدند. براي چنين عملياتي كرميت روزولت در نظر گرفته شد. او داراي اعصابي فولادي در وقت بحران و از مهارت فوق العاده جاسوسي برخوردار بود. همچنين كارشناس مسائل خاورميانه محسوب مي شد و به كسي كه ضربه اصلي را در وقت مناسب وارد مي سازد، معروف شده بود.
نويسنده كتاب « همه مردان شاه » در ادامه توصيف شخصيت كرميت روزولت مي نويسد: او 37 سال داشت و رئيس شاخه خاورميانه اي C.I.A بود. در آن زمان مهارت كاركنان اين شاخه ضرب المثل همه بود. آنها اعتقاد داشتند خداوند رسالتي بر دوش امريكا گذاشته است كه همانا گسترش « آزادي » در جهان است و آنان سربازان اين آزادي هستند. اگرچه معتقد بودند كه عمليات جاسوسي فاقد ارزش هاي انساني است و كاري كثيف محسوب مي شد اما چون كه براي يك هدف متعالي صورت مي گرفت، بنابراين درست بود. با چنين اعتقاداتي كرميت روزولت به سوي بيروت پرواز كرد و سپس بوسيله ماشين از طريق صحراي سوريه و عراق وارد ايران شد. در ايران خود را بازرگان معرفي كرد و در ويلائي كه يك امريكائي ديگر صاحب آن بود، مستقر شد. از اين زمان به بعد شبكه عملياتي خود را بوسيله امريكائي ها، انگليسي ها و ايراني ها سازمان داد.
كينزر مي نويسد: از شواهد پيدا بود كه جاسوسان انگليس ده ها سال است كه در ايران مشغول فعاليت بودند. آنها افراد محلي قابل اعتمادي داشتند و سازمان اطلاعات مركزي - سيا ماهيانه هزاران دلار پول صرف آنها مي كرد. اين پول ها را در ميان طبقات روحاني، روزنامه نگاران ، زمين داران ، افراد مرتجع و مردان سياسي مخالف مصدق توزيع مي كرد. با گذشت زمان اندكي سه چهارم همه جرايد تهران را خريداري كرد و براي يك حمله تبليغاتي وسيع بر ضد مصدق مهيا ساخت. با اين وجود مصدق هرگونه عملي را بر ضد اين جرايد شايسته نمي انگاشت و در تلاش براي بستن آنها نبود، زيرا كه او يك شخصيت واقعاً دموكراتيكي بود و در عمل، به آزادي مطبوعات ايمان داشت. حال تصور كنيد كه كشوري با ريشه هاي تاريخي دموكراسي همچون انگليس مي خواهد يك رهبر دموكراتيك را ساقط كند تا به جاي آن يك حاكم مستبد را جايگزين نمايد. اين از عجايب روزگار است! بر اين اساس تمدن غربي شعارها و ارزش هاي خود را در برابر چشمان ملل جهان سوم ، مخصوصاً ملل عربي و اسلامي ، از دست داد و به صورتي درآمد كه چيزي مي گويد و بر ضد آن عمل مي كند. و مضحك تر از همه نوه روزولت در حال تلاش براي سرنگوني نظامي بود كه دموكراتيك ترين و آزادترين رژيم تاريخ ايران به شمار مي رفت اما او اين كار را در جهت نيل به آزادي و دموكراسي تعبير مي كرد!
جاسوسان و مزدوراني كه به ويلاي وي تردد مي كردند ، اسم حقيقي او را نمي دانستند و با نام « جيمز لوكريدج » مخاطبش قرار مي دادند. اما يك روز نزديك بود اسرار وي فاش گردد. كرميت روزولت سخت به بازي تنيس علاقه داشت و در زمين سفارت تركيه يا سفارت فرانسه مسابقات هيجان انگيزي برگزار مي شد كه يك طرف ثابت آنها، او بود. يك روز در يكي از اين مسابقات كرميت روزولت سخت مشغول مبارزه بود اما از بخت بد وي مسابقه را مي بازد، در نتيجه وي ناخواسته احساساتي مي شود و فرياد مي زند : آه ، لعنت بر تو اي روزولت! ناگهان ايراني هاي اطراف وي متوجه اين گفته وي شدند و با تعجب به او خيره شدند. وي براي ماستمالي كردن قضيه توضيح داد كه او طرفدار حزب جمهوري است و از فرانكلين روزولت رئيس جمهور دموكرات امريكا به شدت متنفر است! با اين كار او ثابت كرد يك جاسوس درجه يك است و توانست به راحتي هويت اصلي خود را مخفي كند و سرنوشت ايران به همين مسكوت ماندن قضيه، راه خود را رفت و آنچه كه نمي بايد شكل بگيرد، اتفاق افتاد.
كودتا به اين شكل طراحي شده بود: ابتدا شايعات زيادي رواج مي يافت تا از لحاظ رواني اعصاب مصدق پير را تحت تأثير منفي خود قرار دهد. سپس شاه اعلام مي كرد كه مصدق را از مقام نخست وزيري عزل كرده و به جاي وي ابوالفضل زاهدي را منصوب نموده است. آنگاه با رواج اين خبر مزدوران شاه و امريكا به خيابان ها ريخته و بر ضد مصدق تظاهرات راه بياندازند و خواهان سقوط وي شوند. همراه با اين كارها شايع شود كه مصدق اصالتاً يهودي است و يا از خاندان هاي يهود محسوب مي شود و اين مسأله با وجود اين كه در آن زمان فقط 4 سال از اشغال فلسطين مي گذشت، از حساسيت بالائي در ميان مردم ايران برخوردار بود. چنين شايعه اي مأموريت يكي از جرايد مزدور بود.
كينزر مي نويسد: در اين ميان مرز و حدودي براي اعمال غيرشرافتمندانه وجود نداشت، آنها هرگونه اتهام را به مصدق نسبت دادند. او را مزدور سري انگليس لقب دادند و در همان زمان شايع ساختند كه او قصد داشت ايران را تحويل كمونيست ها دهد. به اين شكل هر وسيله اي براي نابودي مصدق حلال شد و هر اسلحه اي براي شليك به سوي وي مباح گشت. كودتا پيروز شد اما يك كار براي كرميت روزولت هنوز باقي بود و آن راضي كردن شاه به اعلام بركناري مصدق و تعيين زاهدي به جاي وي بود. شاه جوان ايران تجربه اي در سياست نداشت و از يك شخصيت ضعيف برخوردار بوده و بسيار ترسو نشان مي داد. او استدلال كرد كه اگر مصدق راضي به كناره گيري نشود و كودتا با شكست مواجه گردد، آنگاه او و خانواده وي بايد هزينه آنرا پرداخت نمايند! براي اين منظور از كرميت روزولت درخواست كرد براي صدور فرمان بركناري مصدق و تعيين زاهدي به جاي وي، بهتر است در يك منطقه امن خارج شهر او را ملاقات كرده، مبادرت به چنين امري نمايد.
بدين صورت بود كه حكومت مصدق فرو افتاد و نخستين كودتا در خاورميانه با موفقيت انجام گرفت. اين كتاب مملو از اسرار و رازهاي ناگفته اي است كه براي اولين بار فاش مي گردد. مجموعه اي كه در 258 صفحه گردآوري شده و بوسيله انتشارات WILEY-NEW JERSEY امسال ( 2003 ) به بازار كتاب جهان عرضه شده است.
حسن هاشميان – روزنامه نگار مستقل
کتابی بی نظیر درباره انقلاب ایران
http://news.gooya.com/politics/archives/000923.php...
links
October 27, 2003 01:42 AM
من از كتاب بسيار خوشم امد
دنیای عجیبی است هر روز یکی را رسوا میکنند .آنهائی که مثل من و تو این مطالب را میبینند گیج می شوند .کی راست میگوید؟.معلوم نیست.فقط در ذهن ها ایجاد تردید میکنند.برای هر محکومیتی احتیاج به مدرک محکمه ÷سند است .اینطوری هر کسی میتواند دیگری را متهم کند . صرف روزنامه نگار بودن کافی است ؟ آیا با این مدارک میشود آمریکا را در یک دادگاه بین امللی محاکمه کرد؟ البته که نه . اگر چنین بود که آقای کینزر هنوز زنده نبود. خام طبعی است که این را باور کنیم. بهر حال هر کسی را از موضع اجتماعی اش باید شناخت طرفدار چه گروهی هست ؟چی از دنیا بهره برده؟ "اندی را ببینید با یک بز زندگی میکند بودا را - علی (ع)را -فیدل کاسترو را - اینها مرد عدالت اند -عدالت مقدم بر دموکراسی است اگر آن باشد دموکراسی را هم به معنای واقعی اش یاد خواهیم گرفت و وارد نخواهیم کرد .رهبران ما باید رهبران عدالت باشند نه دموکراسی ! چون که صد آمد نود هم نزد ماست. همه را تحمل کنیم غیر از بیگانگان را . به هیچ کس غیر از خودمان اعتماد نکنیم .هیچ گربهای برای رضای خدا موش نمی گیرد . به قول امروزی ها دوران هم پیمان ایدئولوزک گذشته است منافع ملی ملاک است فقط و فقط ! به رهبران مردمی خود با نگرش فوق تکیه کنیم تا بیگانگان بر ما طمع نکنند و بلائی که بر سر افغانستان و عراق آوردند بر سر ما نیاورند . زباله های حکومت را با امید و همدلی میتوان جاروب کرد .این بهتر است تا اینکه دست به یک چیزی شبه انقلاب زده شود دیکتاتوری بهتر از هرج و مرج است این افکار را دامن زدن به اسم طرفداری از دموکراسی به وحدت ملی لطمه میزند . ما خودمان باید طرف داری از دموکراسی را بخواهیم نه نشخوارگر حرفهای آدمکهائی نظیر بوش و انصار صهیونیست او باشیم. همه چیز این مملکت های جهان سوم شده وارداتی !.انگلیسی-آمریکائی -قبلا" روسی _چینی وووووو!!!
همه چیز ما را مسخرهمیکنند زیر سوال میبرند ما هم میدانیم ایراد الی ما شاالله است ولی اینها فقط زست طرفداری میگیرند. 8 سال عاق و اربابهایش در ساسر دنیا بچه های مظلوم این وطن را به مسلخ کشاندند یکی از آنها جیک نزد . یک تظاهرات خشکه خالی هم علیه آن موشک های 9 متری که تو خانه های آن بد بخت های دذفولی ریختند تو هیچ جای دنیا راه نیفتاد مگر آنها آدم نبودند مگر مردم حلبچه آدم نبودند ؟؟ نخیر آقای کینزر !! شما آنوقت کجا بودید ؟ حالا آمده اید اطلاعات سوخته ای را که این ملت نظیر تختی ها 30 -40 سال قبل فریاد میکردند کتاب کردهاید ؟؟(البته با اجازه ارباب) ببخشید ما به ریسمان سیاه و سفید هم بله ! زنده باد ایران سر فراز باد ملت مسلمان ایران .
بعد از جنگ ويتنام در يك مصاحبه رهبر ويتنام درباره كمونيسم ميگويد كه قصد آنها از انتخاب كمونيسم فقط تاكيد بر ضديت با آمريكا بوده است يا بعبارت ديگر براي اينكه رهبران ويتنام براي خروج آمريكائي ها و براي اينكه ديگر حرف و حديثي باقي نماند ايدئولوژي كاملا مخالف با آمريكا را برگزيده بودند . نتيجه اين كار اين بود كه تقدس دفاع از كشورشان به لجن كمونيسم ختم شد و وضعيت امروز آنها نيز گوياي همه چيز است.
راستش در مبارزه سياسي براي كسب قدرت ما نيز تا آخر خط ميرويم و مثلا برادر من در اين كار كشته ميشود و آن وقت ديگر براي من فرقي نميكند و هر راهي را ميپذيرم تا حاكميت به قول خودم ساقط شود تا فقط انتقام گرفته باشم . در رژيم سابق شعار شاه تجدد بود و براي كساني كه ميخواستند او را از هر راهي سرنگون كنند شعار ارتجاع ميتوانست كاري باشد و با همين شعار هم پيروز شدند . يعني برايشان فرق نميكرد كه اين راه چه عواقبي دارد فقط به سرنگوني مي انديشيدند حالا مدتها گذشته است و تو را به خدا ديگر مرام ما اينگونه انتخاب نكنيد راه درست و منطقي انتخاب كنيد شعار ندهيد بت درست نكنيد سعي كنيم از اين همه سختي در اين سالها لااقل نتيجه خوب بگيريم فكر كنيم اين سالها راهي بوده تا بتي كه بالاي 400 سال در اين مملكت ساخته شده بود بشكند اگر فكر كنيم در سال 57 نيز بت سلطنت ( بصورت اسمي ) و بت اشراف شكسته شد و در اين سالها نيز بتهاي كوچك ديگر از قبيل كمونيسم و ديگر گروههاي سياسي ايدئولوژيك شكسته شدند پس نتايج زياد بوده است اگرچه سختي نيز فراوان بوده است فكر نكنيم كه چون برادر من از ميان رفت من بايد هر راهي را بروم و يا چون از مملكت بيرون رفتم بايد اينكار را بكنم و يا چون در جنگ معلول شدم و يا....... بيائيد ديگر به فكر اين باشيم كه ايراني راحت باشد كه ايراني نترسد كه ايراني هر چه خواست بگويد كه ايراني هر كاري خواست بكند كه ايراني سرفراز باشد كه ايراني بتواند در جهان آبرو جمع كند كه ايراني ايراني باشد فقط به ايراني فكر كنيد ايران خودش درست ميشود البته باز هم ميگويم كه ايران را نيز بت نكنيم و فكر نكنيم كه اين سخنراني من نيز از سر هيجان بوده است آرام باشيم آرامش خود را حفظ كنيم و به اين مسائل هم فكر كنيم راحت نيست شما در غربت زجر ديديد و ما هم در داخل ولي سعي كنيم درست كنيم
بعد از جنگ ويتنام در يك مصاحبه رهبر ويتنام درباره كمونيسم ميگويد كه قصد آنها از انتخاب كمونيسم فقط تاكيد بر ضديت با آمريكا بوده است يا بعبارت ديگر براي اينكه رهبران ويتنام براي خروج آمريكائي ها و براي اينكه ديگر حرف و حديثي باقي نماند ايدئولوژي كاملا مخالف با آمريكا را برگزيده بودند . نتيجه اين كار اين بود كه تقدس دفاع از كشورشان به لجن كمونيسم ختم شد و وضعيت امروز آنها نيز گوياي همه چيز است.
راستش در مبارزه سياسي براي كسب قدرت ما نيز تا آخر خط ميرويم و مثلا برادر من در اين كار كشته ميشود و آن وقت ديگر براي من فرقي نميكند و هر راهي را ميپذيرم تا حاكميت به قول خودم ساقط شود تا فقط انتقام گرفته باشم . در رژيم سابق شعار شاه تجدد بود و براي كساني كه ميخواستند او را از هر راهي سرنگون كنند شعار ارتجاع ميتوانست كاري باشد و با همين شعار هم پيروز شدند . يعني برايشان فرق نميكرد كه اين راه چه عواقبي دارد فقط به سرنگوني مي انديشيدند حالا مدتها گذشته است و تو را به خدا ديگر مرام ما اينگونه انتخاب نكنيد راه درست و منطقي انتخاب كنيد شعار ندهيد بت درست نكنيد سعي كنيم از اين همه سختي در اين سالها لااقل نتيجه خوب بگيريم فكر كنيم اين سالها راهي بوده تا بتي كه بالاي 400 سال در اين مملكت ساخته شده بود بشكند اگر فكر كنيم در سال 57 نيز بت سلطنت ( بصورت اسمي ) و بت اشراف شكسته شد و در اين سالها نيز بتهاي كوچك ديگر از قبيل كمونيسم و ديگر گروههاي سياسي ايدئولوژيك شكسته شدند پس نتايج زياد بوده است اگرچه سختي نيز فراوان بوده است فكر نكنيم كه چون برادر من از ميان رفت من بايد هر راهي را بروم و يا چون از مملكت بيرون رفتم بايد اينكار را بكنم و يا چون در جنگ معلول شدم و يا....... بيائيد ديگر به فكر اين باشيم كه ايراني راحت باشد كه ايراني نترسد كه ايراني هر چه خواست بگويد كه ايراني هر كاري خواست بكند كه ايراني سرفراز باشد كه ايراني بتواند در جهان آبرو جمع كند كه ايراني ايراني باشد فقط به ايراني فكر كنيد ايران خودش درست ميشود البته باز هم ميگويم كه ايران را نيز بت نكنيم و فكر نكنيم كه اين سخنراني من نيز از سر هيجان بوده است آرام باشيم آرامش خود را حفظ كنيم و به اين مسائل هم فكر كنيم راحت نيست شما در غربت زجر ديديد و ما هم در داخل ولي سعي كنيم درست كنيم
علي آقا خيلي از بحث با شما لذت ميبرم . ببينيد به زباني ديگر ميگويم من در اين كشور هيچ كس را نفي نميكنم . در زمان جاهليت وقتي ميخواستند مسئله پيغمبر را حل كنند ابوسفيان ميگويد كه تعصب ريشه ملتها را خشك ميكند يعني در آن زمان اين مطلب درك ميشده است . ببينيد فرق نميكند شما يا روي اسلام تعصب داريد يا روي كورش و يا روي مصدق و يا روي اميركبير و يا هر كس ديگر منظور من اين نيست كه اينها بزرگ نيستند بلكه شاخ و برگ دادن زيادي به اينها خود مقدمه يك سوء استفاده سياسي است وانگهي خود اين افراد را هم بي مقدار ميكند مثل الان كه روي شيرين عبادي اين كار ميشود . مثالي ميزنم من بچه ام در خانه ضبط صوت را تا ته زياد ميكند به او پرخاش ميكنم و نميگذارم از ترس اينكه همسايه ها خبر دهند و يا اينكه بسيج مزاحم ما شود و يا حتي بالاتر اينكه خودم از اين كار خوشم نمي آيد اين بچه در خيابان سوار ماشين ميشود و همين كار را در ماشين ميكند بسيج و نيروي انتظامي او را ميگيرد و تا من برسم ساعتها در بازداشتگاه با انواع و اقسام افراد از قاچاقچي گرفته تا حتي خودماموران فاسد انتظامي برخورد دارد فردا از آنها خلافكاري ديگر را ياد ميگيرد و كم كردن صداي ضبط به پيدا كردن هروئين در جيبش ميرسد و امثال بچه من نيز زيادند آن وقت مينشينيم و راحت ميگوئيم كه انگليس و آمريكا ميخواهند كه بچه هاي ما معتاد باشند اما واقعيت اين مسئله لااقل اين نيست اگر مكاني وجود داشت كه جوانان در آنجا جمع ميشدند و تا صبح ميخوردند و ميزدند و ميرقصيدند به اينجا نميرسيد چرا چون ما اعتقاد نداريم چون با برداشت ديني ما مغايرت دارد ولي اين بچه هم گناهي ندارد جوان است و مستي جواني او را وادار به اين كار ميكند ميخواهد انرژي خود را تخليه كند . ببينيد منظور من هم همين است كه اين عصبيت و تعصب كنار گذاشته شود چون نه تنها با اين كار به چيز مفيدي نميرسيم بلكه همان بزرگان را نيز بي اهميت ميكنيم در آن سال شاه آن مراسم را در كنار قبر كورش گذاشت و حالا 25 سال است كه اينها براي نفي شاه به كورش و غير آن فحش ميدهند و فرزند من حتي اگر نخواهد به حرف اينها گوش دهد آنقدر اين مسائل برايش تكراري ميشود كه شخصا نيز از اين بزرگان متنفر خواهد شد و حتي خود من !!!! ببينيد در اين سالها آنقدر تفسير از تاريخ شده است كه تشخيص درست از نادرست تقريبا غير ممكن است و مردم هم همه تاريخدان نيستند كه بتوانند موشكافي علمي نمايند و از آن بالاتر اكثرا وقت آنرا ندارند تازه حتي به فرض مصدق خيلي خوب و شاه خيلي بد چه به من و شما ميرسد مگر اينكه جزو يكي از دسته هاي سياسي آنها باشيم
Dorood bar Mossadegh.Esteghlal va azadi az ham *jodayee-na-pazirand* .Aghay-e Omid az Tehran megooyad "Mossadegh shekast khord" va "Khomeini pirooz shod" va in farziyat-e na-dorost ra tazeh baz ham beh soorati ajeeb va gheyr-e manteghi mekhahad beh ham rabt dahad!Bayad deed ta'reef-e ishan az "shekast va piroozi chist".
Aya chon Hitler chand sabahee ghodrat gereft,ta'nee "Hitler pirooz shod"??!!Shoghad beh neyrand Rostam dar chah kard o dou sabahi ghodrati gereft.Aya Shoghad "pirooz shod" va "Rostam shekast khord"??!!Varooneh deedan va varooneh-gooyee ta koja?!Ketab-e 1984,asar-e Orwell ra bekhaneed.Goftanee faravan ast dar in mavared va vaght andak.Zemnan ancheh aghay-e Koroush inja gozasht anchizi nist keh "students of history" meegooyand,balkeh az rooye jozveh standard-e "British and Pahlavi's old little classroom" mebashad;ravayat-e classic-e Saltanati mebashad.Bichareh Pahlavi teyy-e 25 sal hokoomat-e shah va ba'd ham ba in hameh pool o komak az CIA va Israel,cheghadr sa'y kardeh-and chehreh Mossadegh ra za'ye va makhdoosh konand vali hanooz keh hanooz ast,dar in kar shekast-e fahesh khordeh-and.Tazeh mafiay-e jomhuri Islami ham dar in rah kolli anha ra komak kardeh,amma Mossadegh jayee narafteh va hanooz dar ghalb o azhan-e mardom risheh va ja darad,va khahad dasht,va tazeh ja va manzelat-e oo dar gholoob,afzayesh-e cheshm-gir niz yafteh ast
http://www.shahbazi.org/images/Coup1.jpg
http://www.shahbazi.org/Coup28mordad2.htm
سلام داش رضا بابا دمت گرم نظر مظرت بيست بنده مخلص هم ميخواستم نظر بدم شاهزاده رضا حوالم كرد به تو. اخه اين لامسب نميخواد مارا تحويل بگيره. بابام و جدم رعيت و حشم پدر و اجداد وي بودند حالا نظر بده هم قبولمان نداره چه كنيم ديگه ننه خدا بيامرز دلش خوش بود ما را فرستاده بود دانشگاه ما هم چهار پا افتاديم تو فلسفه خواني و اين درآمديم ديگه ببينم اين اطراف مطراف سي آي اي كرميت روزولتي جائي استخدام نميكنند بابا دمت گرم ..
چاكريم نوكريم اين كينزر و هاشميان كيند به روح روحالله خط خطي شان ميكنم ولي خودمونيم ها چيز بدكي نگفتند ما كه تو تاريخ فوت آبيم لااقل اين فرنگيا يه چيزي حاليمان كنند مگه نه اين كه جرج بوش پنجم داماد اكبرشاه خودمان است. هي رفقا درست گفتم يا خيط كاشتم! گندش درنياريد و الاه تو تاريخ ثبتش ميكنن ها.
Matlab-e nesbatan bolanid neveshtam keh az dast raft.Fe'lan pas in
Olgooy-e Filipini;az in olgooha kam nistand albateh!Olgoo
http://www.roshangari.com/autosite/sitedata/20031027011048/20031027011048.html
Jenabe Mazdak:
Farmayeshe shoma dar morede darshaye tarikh arzeshmand va ghabele dark ast ,,Arze bande iin ast ke ,jahatgirieh iin ketab ,neshan dadane eshtebahate siasatmadarane vaghte amrikaiest(ke eshtebah boode),va darsy ast baraye mellate Amrika,vali baraye mellate ma yek zamineye fara-fekany ast ,,ke eshtebahate khod ra be gardane digaran biandazim,tarikh bayad goofte shavad ,va goofte shavad ke eshtebahate mellate iran va mosadegh(ba tamame ehteramy ke barayash ghaelam ) che boode,angah darse iin ghesmate tarikh,baraye ma sodmandtar khahad ,,bood,ma bayad shoro be naghde khod konim, be nazare man dast andar karane gooya bayad be moarefieh ketabhaiee bepardazan ke be naghde amalkerde mardom ,,va siasatmadarane iran dar gozashteh bepardazad,
گذشته چراغ راه آینده است وهرکس این واقعیت را درک نکند از گذشته خویش بریده و آینده اش را ناشیانه بدست باد حوادث می سپارد.آقای سلطنت طلب حق دارد که نسل جوان ما را از تحقیق در تاریخ منع کند زیرادرآن صورت براحتی میتوانند بهدف خویش که چیزی جز خدمت به بیگانگان برای بقای خویش نیست برسد.جنایتکاران چون زاهدی و شعبان بی مح ها که شریفترین فرزندان این آب و خاک را نا جوانمردانه بپای اربابان خویش قربانی نمودن تا چنان چو رعب و وحشتی بوچود بیاورند که ارتباط مردم را با روشنفکرانشان قطع نمایند وحکومت وحشت امروزی را پایه گذارند.بله جریانات تاریخ کاملا بصورت زنجیره ای بهم پیوسته اند و هیخ جریان تاریخی را نباید سرسری و مجزا بررسی کرد.مصدق باتمام ضعفایش چراغی است رهنما برای کسانی که حاضربپذیرفتن یوغ بندگی بیگانگان بهیچ قیمتی نیستند.دشمنی وابسته گان ببگانه(توده ای-سلطنتی...) و مرده خورانی چون خمینی...موید این ادعاست.تاریخ باید بارها وبارها نوشته و خوانده شود.
آن آمريكايي حقه باز مي خواهد با دروغ پردازي ذهن ما را مغشوش كند و گرنه همه ميدانيم كه خميني را نيز مانند شاه آنها با بوئينگ 747 برايمان آوردند و در حاليكه هنوز حكومت عوض نشده بو سوار بر هليكوپتر نظامي به بهشت زهرا بردند همانطور كه به شاه گفتند سوار 727 بشو و برو مگر طالبان را آنها بوجود نياوردن كه با آن شيوه سخت گيري ديني راه را براي حضور در آن كشور هموار كنند و صدام را كه در سال 91 چون هنوز تاريخ مصرف داشت بحال خود رها كردند تا 12 سال بعد مردم درمانده عراق براي حمله امريكا دعا كنند همان صدامي كه به همراه خميني ماموريت ويران كردن و ازبين بردن امكانات سياسي نظامي اقتصادي منطقه را داشت و زمينه ساز حضور مستقيم نظامي امريكا در منطقه بود و امروز هم در ايران وقتي به ميان مردم ميروي ميبيني از هر 10 نفر 6 نفر موافق حمله امريكا به ايران هستند و مي گويند چرا اول عراق بايد اول حساب اينها را مي رسيد! ملت ايران و منطقه اگر به حال خود رها شوند هيچ دشمني با امريكا ندارن فقط مي خواهند آزاد و مرفه باشند هر كس تكه هاي اين پازل را كنار هم بچيند هر چند هم بخواهد خود را به خنگي بزند باز هم مي فهمد كه همه بازيچه شده ايم
آخه آقا گوز به شقيقه چه ربطي داره! 11 سپتامبر کجا و 28 مرداد کجا؟
afsanehi kodetai 28 ordad sakhte va pardakhte doshman iran ast e poreftekhartarin dorane hokomate 25 sale irani ke dar tole 1400 gozashte bi sabeghe bode ra louus va alodeh konand ,rozvelt ham ye dastan pardaze khiali bode ke dar naghshe 007 mamoriat ra ejra mikonad ,vali haghighat an ast ke mosadegh ke dorei 3 salei hokomatesh hamrah ba sarkob va ekhtenagh shadid hamrah bode hich gah mardomi nabod va hich gah hemayat mardom ra poshte sare khodnadashte ,mosadegh khomeni sale 32 bod .
hezbe tudeh tanha poshtibane mosadegh ke bazichei daste dr fatemi bode ast va bas.
dar tole hokomate mosadegh hich gah ba eghbal moardomi robero nabodeh st va mosadegh bad az liaakhof tanha kasi bod ke majlesin ra monhal kard va estebad ra be shekle ghajari ke khod niz yeki az ghajar ha khod dobare ehyaa kard.
mosadegh be rasti ke manfortarin chehreii tarikh iran ast vali felan gharar ast nardebane taraghi varshekastegane siasi va pas mandeh haie engelabe khomeni bashad
آقايان شما با اين مصدق و شاه پرستي تون نسل بعديتون رو نابود كرديد.لعنت بر شما
آقايان شما با اين مصدق و شاه پرستي تون نسل بعديتون رو نابود كرديد.لعنت بر شما
I apologize for some typo and name mistakes.This " commnet box" is not very freindly when it comes to fix the typo mistakes. next time I will pay more attantion to it. . Another mistakes was the spelling of Mr. Bahram Baizaei which is typed az Beijaee. Once again sorry for inconvenience
Dear S.Nassimi
I learned alot out of your comments, Thanks
Dear S.Nassimi
I learned alot out of your comments, Thanks
Soory I could not finish the previous message, so its goes. I said we blame Arabs and coming of the Islam for our problmes as if we were is paradize before thier arrival. Take a simple Newton's laf of the Force. If Iraina goverment were so strong and Iranian were in a high morale, why they could not fight the Arbsa invasion. Did we forgot how corrupt The Sasani dynasty?To make the long story short, I believe Iranin should really STOP BLAMING THE OTHERS and look deep into thier own culture. Look at Vietnameese. They fought for decades with USA but have a very good relationship now.American had never invaded Iran nor a single Iranin was killed by American. It was we that embarressed them by indading thier Embassy which was a clean cut violation of the International law.Taking responsibility is the sign of maturity and from that point we Iranian are not that mature, let face it.Iranian are either shamful of themselves or shameless whith grandiose feelings. It is better to have a healty shame and sty in the Middle. We are not better than the other nor are we worce. As every nation we have our own strengh and our weakness.As an Iranian I need to say that our weakness are more than some comparable nations. When was the last time Iranian Muli Millionaires had spent thier money for building say a University, or having a Foundation , the way American and other has? When was the last time to see that all these Super rich Iranian in USA had helped thousand of talented Iranin working in Gas Stations send them to Universities on a grand, lown etc?Why they do not because we do not trust eachother. We belive that if we help others we are going to be cheated. To be a safe side rather than sorry we hold our hepl.If we are no there for our own people why expect the other to be there for us?Let me quote from one of my Mexican freind which said " Money talks, bullshit runs marathon". If we do not stop crying for help from the others, if we do not stop blaming the others we will continue this attitude for a long long long time, while others are going to get ahead of us.
I read the opinions in this site and I was surprised to see at least some Iranian are looking to the past with a new lens.I do agree with those that we Iranian need to grow up and not to blame the others for our own problems. I also agree with those that are saying we need to leave the dead for the past. We can not do nothing about the past , we need look forward for the future. About this and other books which has been written on Mossaadegh and its history, I need to say that we will never know how the all coup't etat started and who was to blame mostly for it. As we all know this coups can not happens because just one country ( say USA on GB) wanted to change the regime. We Iranian one way or the other were responsible for it. Lets face it, why USA can not do the same for say Sweden? Becuase the situation in Sweden will not allow.From all these books, articles conversation on this Coup I liked the most the Interview of Fridoon Hoveyda. Fridoon Hoveyda went beyond the blaming of Shah or Mossadegh and he touched to Iranin myth . Offcource most people will say the what our past myths has to do with oue modern history. Just listen to speech of Mr. Bahram Beijaee on effect of our Myths on our culture.We Iranina are very proud about our past and try to dig the grave od Great Korosh and others to soothes our pain. But at the same time this 5000 years of history has becaome a burden on our shouders., specially when this history was not that good at all. We blame Arabs and Islam for our problems , as if we were in paradize be
Omid az Tehran,,
nazaratat ra khandam, harfhayat dorost va az sare delsozy ast , moshkely ke ma dar iran darim in ast ke ghabl az naghde khod ,gonah ra gardane digaran miandazim,kary ke iin rejim 25 sal anjam midehad,,doshmannnnnn va... ketab az heise tarikhy mofid ast ,,vali eshtebahate siasatgozarane vaghte amrikaiee ra gosh-zad mikonad,,iin ketab baraye mardome amrika sod-mand ast,vali baraye ma savaie az arzeshe bazgiee tarikh ke darad ,,zarar darad ,,chera?? chon be rahaty migoiem,,bale amele iin badbakhtieh ma amrikaieha hastan va va va,,kasy tarikhe man ,va eshtebahate gozashtegane man ra be naghd nemikeshad ,,natije,,baz ham doshman,,dar soraty ke bozorgtarin doshmane ma iranian khodeman hastim ,,man nemigoiam amrikaieha naghshe manfy dar iran nadashteand,,ma zamine ra ijad kardeim,,dorost manande hala,,agar ma va siasatmadarane ma be hosh nabashan,,baz keshvar be daste kharejian mioftad, va 50 sale digar farzandane ma migooiand amrikaiehaye pas fetrat ,bushe adamkosh,,kasy nemigooiad ma che kardeimmke bahane daste anha dadeim,kasy nemigoiad ma che sharayety baraye mellate khod dashtim, biaenn ma shoro konim,,khodeman ra naghd konim,,mosadegh ra ham ba tamame ehteramy ke baraye oon ghaelam naghd konim,kasy modaiee nist oo masoom boode ast,,mosadegh ham khakestary boode na sefide sefid antoor ke bazy mibinan,,va siahe siah antoor ke bazy digar mibinan,khodeman ra naghd konim,,biganeh hamishe aval be fekre khod va manafee khod ast,,agar dare khaneh baz shodd ,hamsayeh dozd mishavad ,gonahe man az hamsayeh dar iin mian bishtar ast,nagiem marg bar amrika,begoim ,marg bar bi aghly ,marg bar mallate bi tafakor,va....,
Those students of history know very well that US first made a deal with Mossadegh, which according to the exports it was the greatest oil deal that any middle east country could ask for. The deal was made without knowledge of British . However, the sad thing is when Mossadegh went back home, could not follow his words and promise to US. He was too weak of a person and under pressure from Marxists could not make a right decision. Mosadegh then tried to alter the deal a bit to please Marxists. He sent a memo in this regard to US. When Mossadegh spokesman asked about the result of the memo few days later, US embassy spokesman told the Iranian spokesman, the guy is done.
At the same time General Zahedi, who became General at the age of 33, due to his fights with Marxists and who hates Marxists guts and knew Toodeh party is totally under influence of Soviets, who at the time wanted to divide Iran, decided to approach US and make a deal with them to rescue his nation. What is wrong with that? That was his politics, and we have to appreciate him. Imagine if it wasn’t for Shah’s men like him, what would be of Iran? At the most another Tajikestan. Which country was better in 1979, Azarbayejan, Gherghizestan, Torkamenstan, Tajikestan,… or Iran. Just be fair.
How come there is nothing wrong for people to make deals with KGB, but it is totally wrong if they make a deal with CIA. Why?
More over at no point of any report , CIA could say or did say that Shah approved or was part of CIA plot (directly or indirectly). The most they said was Shah could not make a decision to fire Mossadegh or was too weak or indicissive. Any thing else any of these reports said? Well the fact is that, no matter who pressured the Shah, Shah didn't sign the decree of replacing PM until Mossadegh ordered the closure of parliament.
Why don't we Iranians grow up, and always look for some controversies to blame someone for our own failures. I guess the failure of PM Bazargan to stay on until terrorists established themselves in Iran, or the failure of Khatami of delivering anything tangible and all talk and smile and let be used as filter for murderers to stay a bit longer in power is also fault of CIA, M!6 or Shah. You can connect these things together too, can’t you? The reason Bazargan came to power, and promised democracy, but actually establish Shi’it Taliban and Khomeinie power, and then the war, then presidency of rafsanjani, and then Khatami all are because Shah didn’t and could’t make a decision to become as brutal as Khomienie. They are all Shah’s fault, because he thought Iranis have grown up a bit and have become humans not traditional backwards. Yes these are all Shah’s fault. Why should he befriend with the West and US , when he could be friend of Soviet. SO what if Iran was another backward Marxists nation.
Wake up. You revolutionaries never get it. Because you are not intellectuals but a bunch of semi-educated traditional. Shah was only one person. What about your dads who were dictators in your homes, and your mom and you couldn’t say a word against his orders. Isn’t it Iran’s revolution as a results of backwardness and pressure in Iranian home and society, or only Shah is to blame.
At the present time we are dealing with the most destructive regime in our history. We must unite to get rid of this cancer. That should be the issue. Shah, Mossadegh, and others like them are dead. Let us take care of living people, if we can. Can we?. By the way, rest assured if CIA didn't want any of these to come out, it would have prevented it. The fact that these information is out the way it is, is to feed more nonsense to revolutionary Red/Black erteja and backward and make them busy with these kinds of books and discussion. Just go figure whose friend is NYT.
Those students of history know very well that US first made a deal with Mossadegh, which according to the exports it was the greatest oil deal that any middle east country could ask for. The deal was made without knowledge of British . However, the sad thing is when Mossadegh went back home, could not follow his words and promise to US. He was too weak of a person and under pressure from Marxists could not make a right decision. Mosadegh then tried to alter the deal a bit to please Marxists. He sent a memo in this regard to US. When Mossadegh spokesman asked about the result of the memo few days later, US embassy spokesman told the Iranian spokesman, the guy is done.
At the same time General Zahedi, who became General at the age of 33, due to his fights with Marxists and who hates Marxists guts and knew Toodeh party is totally under influence of Soviets, who at the time wanted to divide Iran, decided to approach US and make a deal with them to rescue his nation. What is wrong with that? That was his politics, and we have to appreciate him. Imagine if it wasn’t for Shah’s men like him, what would be of Iran? At the most another Tajikestan. Which country was better in 1979, Azarbayejan, Gherghizestan, Torkamenstan, Tajikestan,… or Iran. Just be fair.
How come there is nothing wrong for people to make deals with KGB, but it is totally wrong if they make a deal with CIA. Why?
More over at no point of any report , CIA could say or did say that Shah approved or was part of CIA plot (directly or indirectly). The most they said was Shah could not make a decision to fire Mossadegh or was too weak or indicissive. Any thing else any of these reports said? Well the fact is that, no matter who pressured the Shah, Shah didn't sign the decree of replacing PM until Mossadegh ordered the closure of parliament.
Why don't we Iranians grow up, and always look for some controversies to blame someone for our own failures. I guess the failure of PM Bazargan to stay on until terrorists established themselves in Iran, or the failure of Khatami of delivering anything tangible and all talk and smile and let be used as filter for murderers to stay a bit longer in power is also fault of CIA, M!6 or Shah. You can connect these things together too, can’t you? The reason Bazargan came to power, and promised democracy, but actually establish Shi’it Taliban and Khomeinie power, and then the war, then presidency of rafsanjani, and then Khatami all are because Shah didn’t and could’t make a decision to become as brutal as Khomienie. They are all Shah’s fault, because he thought Iranis have grown up a bit and have become humans not traditional backwards. Yes these are all Shah’s fault. Why should he befriend with the West and US , when he could be friend of Soviet. SO what if Iran was another backward Marxists nation.
Wake up. You revolutionaries never get it. Because you are not intellectuals but a bunch of semi-educated traditional. Shah was only one person. What about your dads who were dictators in your homes, and your mom and you couldn’t say a word against his orders. Isn’t it Iran’s revolution as a results of backwardness and pressure in Iranian home and society, or only Shah is to blame.
At the present time we are dealing with the most destructive regime in our history. We must unite to get rid of this cancer. That should be the issue. Shah, Mossadegh, and others like them are dead. Let us take care of living people, if we can. Can we?. By the way, rest assured if CIA didn't want any of these to come out, it would have prevented it. The fact that these information is out the way it is, is to feed more nonsense to revolutionary Red/Black erteja and backward and make them busy with these kinds of books and discussion. Just go figure whose friend is NYT.
this book, like many other American wirter's book, have never accept the fults of the American policies. the polices of supporting the Zionest no matter what.American must undsertand that being the zioniat puppet has grave conceguencess for them
علي جان قربون شكلت برم كه اين قدر قشنگ مرا نقد كردي . منظور من با شما زياد فرق نميكند من هم ميگويم كه بايد فكري براي آينده كرد يادگيري تاريخ ايران از زبان يك گزارشگر روزنامه !!!! بابا دست مريزاد خاك بر سر من كه تاريخ من اينگونه بررسي شود تو را به خدا بيائيد به ايران ببينيد چه به خورد اين بچه ها به اسم تاريخ ميدهند در زمان گذشته هم دست كمي از اين زمان نداشت . منظور من اين است كه كار شما در خارج اين نشود كه هر كدام يك بت درست كنيد و بگوئيد من اپوزيسيون اين رژيم هستم . همه يك ديكتاتور را انتخاب كرده اند و مثلا مجاهدين ميگويند مسعود من از ديكتاتور شما مهربانتر است!!! سلطنت طلبها ميگويند رضا پهلوي ما از ديكتاتور شما بهتر است و خلاصه همه به زباني ميخواهند به مردم بگويند كه ديكتاتور ما از ديكتاتور شما خوشگل تر است مهربانتر است ووو به اين صورت كه وضع فرقي نميكند اگر رضا پهلوي بيايد مجاهدين و همين مذهبي ها با او مخالفند پس دوباره بايد در دانشگاه گزينش بگذاريم با دوباره يك عده را از مملكت برانيم يك عده را از بين ببريم ووو پس زياد فرقي نميكند راهي پيشنهاد كنيد كه دنيا هم بتواند به ما كمك كند در داخل ميگويند حذف نهادهاي انتصابي رفراندم جدائي دين از حكومت و دموكررررررررررررررررررررراسي . خوب چرا هيچ كس با داخل همكاري نميكند همه ميخواهند يك چيزي را از اول امتحان كنند بابا ما مردم داخل كشور گيريم كه همه گوسفند ولي موش آزمايشگاهي كه نيستيم چرا با عقل ما جلو نميرويد ما هنوز در ابتداي راهيم و شما ميگوئيد مدرنيسم و پست مدرنيسم و هزار كوفت و زهر مار ديگر بابا عقل ما همين حد است اول اين مفاهيم را به زبان ساده به ما ياد بدهيد و بعد بخواهيد كه ما آنرا اجرا كنيم ( البته اگر خودتان آنرا خوب لمس كرده ايد ؟) . البته بايد خاطرنشان كنم كه ما داخلي ها اگر شما خود را از ما جدا ميدانيد يك جايزه نوبل هم داريم . پس گفتن اين مطلب كه مردم ما نميفهمند و يا هر چيز ديگر خيلي راحت نيست
man faghat nafahmidam mossadegh ba un sennesh chetori tennis bazi mikard
??!!!
ارزش واقعي اين کتاب در گزارش واقعيتهای کودتا نيست .
چرا که کتاب خاطرات کيم روزولت اين حقايق را نوشته است . حقيقت بايد اين باشد که اين کتاب در زماني عرضه ميگرددکه بعد از فروپاشی ابر قدرت شرق و نگاه تازه به
مدرنيسم ( عصر پست مدرنيسم ) امريکا در نگرش به
ملتهای چهان آنچنان تصويری را از سياستهای جهان شمول خود عرضه می دارد که گويی بزرگترين مدافع حقوق بشر در
جهان تنها آمريکاست . در بستر چنين تفکری کتابی نوشته ميشود که علاوه بر بيان حقايق گناه بسياری از حوادث
بعد از آن را هم نتيجه اعمال آن سياستها جمع بندی مينمايد . امروز داعيه مرزبندی بين ملتهای خوب و بد است . حتا آدمهای خوب و بد . بد ها بدليل آسيب رسانی
به تمدن بشری بايد عواقب اعمال خود را بپذيرند .
و فرقی هم نمی کند که با چه بهايی . البته اين از مقوله اين که بخواهيم حکومت از بنيان فاسد آخوندی را
در اين فشار مضاعف مبرا از فساد و تبهکاری بگردانيم
نیست . حقيت بيان اين شيوه نگرش است که با گذشته تفاوت بنيادين دارد .
دموكراسي ميايد براي ملت با سواد. ملت تاريخ خود نميشناسد دموكراسي نميبيند.عالي است نوشته اقاي هاشميان.پژوهش مثل اين كار نياز است.يك شب دموكراسي نميايد.خيلي بايد مطالعه كرد ما ايرانيها بيشتر قضاوت ميكنيم و كم مطالعه ميكنيم.بايد بيشتر مطالعه كرد و كم قضاوت كرد.من در استراليا مردم اينجا را نگاه ميكنم انها همه كارشناسي ميكنند مسائل را. كسي حرف بيخود نميزند. در تاريخ سياسي ايران اين نوشته خيلي عالي است كارشناسي است.
Bah bah!Zendeh bad!Digar tarikh va yad-giri an shodeh "afkare malikhooliayee" ,va "est'emar-e pir" shodeh amoozaegar-e bozorg keh ma(va na oo!!) bayad "dast az saresh bardareem" teflake ma'soom rou,aslan az avval taghsir-e ma bood beh Englis-e kabir "geer dadim",cheh kar-e "maleekholiayee" kardim naftemoon o melli kardim beh jaye inkeh shokr-gozare arbaban-e az-ma-behtaran basheem va shokr o tashakkor konim beh khatere koodeta va....Bareekalah beh in hameh hoosh o noboogh!!!
Amma ba'zi oghala ,keh albateh beh khak-e pak-e pay-e noboogh-e mazkoor ham nemiresand,megooyand ,"ankeh az tarikh nemee-amoozad,mahkoom beh tekrar-e eshtebahat ast" va "hafezeye tarikhi za'eef az bozorgtarin elal-e za'f o aseeb-paziri yek mellat ast".Ghodrat-haye est'emaree va dictatorhaye mozdoore anha ham albateh ashegh-e mellat-hayee hastand keh hafezeh tarikhi kootah va bas za'eef darand
واقعا تاكنون چنين چيزي جامع و كامل درباره كودتاي 28 مرداد نخوانده بودم. دست شما درد نكند.
آخر كه چه ؟ تا كي ميخواهيد تن مردگان را در قبر بلرزانيد؟ كدام حكومت دموكرات؟ اين نظر شماست. مصدق هر چقدر هم مردمي باشد شكست خورد و آيت الله خميني پيروز شد پس خميني طبق نظر شما بايد حكومت دموكرات تري ايجاد ميكرد چون همه آن موقع قبولش داشتند حتي بسياري از شما خارج نشين ها به او راي داديد و بعد از ايران خارج شديد . تا كي ميخواهيم با افكار ماليخوليائي ذهن مردم را آنچنان پريشان كنيم كه نتوانند تصميم بگيرند؟ بالاي چهل سال است هي ميگوئيد مصدق فلان است و فلان است اگر اين افراد را دوست داريم پس چرا در زمان حيات جايزه كارشان را به آنها نمي دهيم و بعد از اينكه فوت كردند از جنازه آنها سوء استفاده ميكنيم ؟ در ايران براي ايجاد يك كشور دموكراتيك هم بايد مردم بدانند چه ميكنند و هم دولت ولي آيا تا بحال مردم و يا دولتها اين مسئله را درك كرده اند؟ ما براي حكومت دموكراتيك هم داريم رهبر و آقا بالاسر تعريف ميكنيم آيا اين دو قابل جمع شدن ميباشند؟ درست مثل مردمسالاري ديني است كه آقاي خاتمي ميگويد . چرا اضداد را در كنار هم قرار ميدهيم تا چيزي به نتيجه نرسد ؟ آخر اين چه حكومت دموكراتي است كه عده اي به نفع مصدق شروع به جنجال ميكنند و عده اي به نفع شاه . اين كه لشگركشي است در خارج نشسته ايد و در سال 57 فريز شده ايد كمي به ذهنتان فشار بيشتري بياوريد . مثلا به آمريكا يا انگليس گير ميدهيم كه چه بشود ؟ ما كه هم قد آنها نيستيم شايد اميدواريم با اين كار به آنها فشار بياوريم تا باج مورد نظر خود را بگيريم اما در صد سالي كه گروهي از ما اين كار را كرده اند به نتيجه اي رسيده اند ؟ دنبال چه هستيم ؟ چه چيزي را ميخواهيم اثبات كنيم ؟ چرا خسته نميشويم ؟ هنوز ميخواهيم شهر را تا جائي شلوغ كنيم تا مردم نفهمند كه اوضاع چه خبر است تا از اين شلوغي سوء استفاده كرده و به قدرت برسيم و بعد دمار از روزگار كساني كه با آنها مشكل داريم در بياوريم . در همه اين شلوغ بازيها فقط جيب عده اي پر ميشود و كشور به قهقرا ميرود بابا دست برداريد خجالت بكشيد . دنبال راهي باشيد كه هيچ ايراني ترس زندگي در وطن خودش را نداشته باشد. ولي نمي فهميد. اينجا را يك دكان در نظر ميگيريد كه بايد آنرا قصب كرد و مدتي در آن كاسبي نمود . در خارج با خود چه كرده ايد كه اين چنين شده ايد . در سال 57 هم چنين بود و شلوغي از بيرون شروع شد . تازه همين خارجيان مگر چه كرده اند كه مرتب ميخواهيم مچ آنها را بگيريم ؟ قانون اساسي و مجلس و ايران نوين و حتي به نظر شما رضا شاه را چه كسي به ما ياد داد آيا اين هم علمي بود كه از آسمان آمد و يا اينكه از آنها ياد گرفتيم ؟ بيشتر اينها را كه همان استعمار پير به ما ياد داد . پس بيائيد براي يك بار هم كه شده همه شرم كنيد و بيائيد ياد بگيريم . از نظر يك دهاتي تهرانيها آدمهاي كلك و هفت خطي هستند ولي آيا واقعا چنين است ؟ همين حالت را ما نسبت به دنياي خارج داريم و فكر ميكنيم فلان كاره اند !!!!!!
Please, show me a book that teach me the lesson of democracy ,this book is a good lesson for Americans in this issue but it encourages my paranoidism to other nation, no lesson in Democracy. Is there any iranian writer who writes to teach us? A book that show me when and why my nation did mistake ,this book has been written for the writer's nation,i do respect him and his nation .but this is not my problem .I am wondering why Gooya is going to advertise it. Az mast ke bar mast.
در سابقه تاریخی ملتها حوادث و اتفاقاتی وجود دارد که
سیر سرنوشت و اینده ان ملت را به کلی دگرکون ساخته ان ملت را به قهقرا یا بالعکس به جلو رهنمون خواهد شد .
کودتای 28 مرداد از جمله همین حوادث است .
که هرهگز تلخی ان از زایقه ملت ما رخت نخواهد بست .
مطالع هر کتابی در این مورد که گوشه ای از حقیقت را در بر داشته باشد برای نسل های بعدی و بعدی ما اولین اگاهی لازم برای درک ابزار های فریب افکار عمومی ملت هاست . افرادی همانند داریوش همایون که اگاهانه میخواهند
بر این کودتای ننگین حجاب ناگزریر از روند تحول ملتی را بپوشانند خود از بی وزن بودن نظریات خویش در نزد مردم
بی خبرند .
Jenabe Hashemian
Dar morede iin ketab shenideam ,va aknoon neveshtehaye shoma man ra bishtar roshan kard, dar inke amrikaieha khod paye gozare bazy az dictatoriha dar jahan bode-and shaky niist ,,vali be hosh bashim,,,dobare gonahe khod ra be gardane digaran niandazim,,(ke albate gonah-karan),amma agar mellate Iran be hosh bood? agar roznamenegarane ma moghe kharide aghlabe roznamehaye oon dore be hosh boodan,,va hezaran agare digar ,,aya zamineye oon kodetaye nangin faraham mishod.....???? naa, agar yek rozname negare amrikaiee iin ra minevisad ,,mikhahad be mellate khod begooiad ke ,,iin 11 sep va.. natijeye amale khodeman ast ,,oon be mellatash yad midehad ke jelooye siasatmadarane kaj-roo beiestin va hezaran dalile digar ,,pas baraye mellate amrika sodmand ast ,vali iin ketab anche baraye mellate iran khahad dasht iin ast ,,,HAMEIE bad-bakhtihaye mellate iran az amrikaieha hast va oon kodeta ,,,baz ham mardom sorate masalee ra goom mikonan,,be mardom yad bedehim,,,ke hoshiary onha,refah ,soolh va khosh-bakhty miavarad..agah shavim va agah konim