یکشنبه 4 آبان 1382

آغاز يك‌ گفتمان‌ نو، روزبه‌ ميرابراهيمي‌

اعطاي‌ جايزه‌ صلح‌ نوبل‌ به‌ دكتر شيرين‌ عبادي‌ از جهات‌ مختلفي‌ قابل‌ بررسي‌ است‌. اين‌ رخداد براي‌ ايران‌ و راه‌آينده‌اش‌ بسيار با اهميت‌ است‌. اين‌ اهميت‌ از آن‌ جهت‌ پررنگ‌تر مي‌گردد كه‌ نسيم‌ اصلاحات‌ از درون‌، رو به‌ پايان‌ است‌ و شرايط‌ موجود محتاج‌ ورود به‌ فاز جديدي‌ است‌.

در كشاكش‌ تحليل‌هاي‌ مختلف‌ در مورد راه‌ عبور از فاز گذشته‌، اعطاي‌ جايزه‌ به‌ يك‌ زن‌ مسلمان‌، حقوقدان‌، و از همه‌ تعيين‌كننده‌تر سكولار تا حدود زيادي‌ محور جمع‌بنديها را تغيير داد. اين‌ تغيير نه‌ از سر اعتقاد، بلكه‌ وضعي‌ است‌ محتوم‌ كه‌ مي‌بايست‌، پيشترها بدان‌ اهتمام‌ ورزيده‌ مي‌شد. هر چند بسياري‌ از بازيگران‌ حكومتي‌ فاز گذشته‌ نيز در عمل‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ بودند كه‌ بايد محور را تغيير داد. ماندن‌ بر سر شعاري‌ چون‌ »دموكراسي‌ ديني‌«، و تفسير مدينه‌'النبي‌ از »جامعه‌ مدني‌«، ديگر نمي‌توانست‌ هيچگونه‌ توجيهي‌ داشته‌ باشد.

خاتمي‌ و روشنفكري‌ ديني‌ پشت‌ سر او، گفتماني‌ را به‌ گفتمان‌ غالب‌ تبديل‌ كرده‌ بودند كه‌ با صراحت‌ نسبت‌ به‌ سكولاريزم‌ مرزبندي‌ داشت‌. البته‌ در شعار و اظهار مواضع‌ رسمي‌.

گفتمان‌ خاتمي‌ و اصلاح‌طلبان‌ درون‌ حاكميت‌، تا منتهي‌اليه‌ ظرفيت‌هاي‌ نظام‌ براي‌ پذيرش‌ اين‌ روند طي‌ شد به‌ گونه‌يي‌ كه‌ حتي‌ نزديك‌ترين‌ مرزهاي‌ اصلاح‌طلبان‌ با محافظه‌كاران‌ نيز از آينده‌ اصلاحات‌ )درون‌ حاكميتي‌( نااميد شدند.

اصلاحات‌ براي‌ اين‌ اصلاح‌طلبان‌ دو پيش‌فرض‌ داشت‌، »تعبير دموكراتيك‌ از قانون‌ اساسي‌« و »اصلاح‌پذيري‌ نظام‌«. اين‌ پيش‌فرض‌ها به‌ اعتراف‌ برخي‌ از اصلاح‌طلبان‌ تاثيرگذار، ديگر موضوعيت‌ ندارد. پس‌ چه‌ بايد كرد؟ همه‌ در خروج‌ از يك‌ فاز و ورود به‌ فار ديگر متفق‌القولند و اعطاي‌ جايزه‌ صلح‌ نوبل‌ به‌ زني‌ با مشخصات‌ برشمرده‌ شده‌ پيشين‌ مي‌تواند به‌ اين‌ تغيير فاز كمك‌ شاياني‌ بكند.

گفتمان‌ خاتمي‌ و اصولا اصلاح‌طلبي‌ )درون‌ حاكميت‌( با توجه‌ به‌ اينكه‌ نماد اين‌ جريان‌ شخص‌ خاتمي‌ بود، به‌ پايان‌ رسيده‌ است‌. اظهار صريح‌ و ناپخته‌ خاتمي‌ )در مورد جايزه‌ صلح‌ نوبل‌( كه‌ بسياري‌ را به‌ تخطئه‌ وي‌ واداشت‌، پاياني‌ بود بر تاريخ‌ مصرف‌ اين‌ گفتمان‌ و مهر باطلي‌ بود بر اعتماد پيشين‌. بسياري‌ اين‌ اظهارات‌ را پشت‌ كردن‌ به‌ مردم‌ حتي‌ به‌ شعارهاي‌ اصولي‌ خود خاتمي‌ در زمينه‌ حقوق‌ بشر، آزادي‌ و دموكراسي‌ و جامعه‌ مدني‌ مي‌دانند و بسياري‌ ديگر اين‌ مواضع‌ را تاثير قدرت‌ بر خاتمي‌ پس‌ از سالها بر شمردند. به‌ هر حال‌ با هر منطقي‌ اگر به‌ بررسي‌ بنشينيم‌، اين‌ مواضع‌ پاياني‌ بود بر يك‌ گفتمان‌. گفتماني‌ كه‌ از زبان‌ خاتمي‌ در سطح‌ وسيعي‌ از نخبگان‌ و جامعه‌ نهادينه‌ شده‌ بود و شايد يكي‌ از آثارش‌ ظهور گفتمان‌ نو و پيشروتر كنوني‌ باشد.

برنده‌ جايزه‌ صلح‌ نوبل‌ 2003 با مواضع‌ و اظهارات‌ خود پس‌ از اعلام‌ برگزيدگي‌اش‌، آغاز گفتمان‌ جديد را رقم‌ زد. گفتماني‌ كه‌ حقوق‌ بشر محور آن‌ و سكولاريزم‌ پيامد محتوم‌ آن‌ خواهد بود. اين‌ گفتمان‌ آنچنان‌ پرقدرت‌ و منسجم‌ و تضمين‌ شده‌ است‌ كه‌ لزوم‌ مرزبندي‌ با آن‌ غيرقابل‌ انكار است‌. يا بايد به‌ اين‌ گفتمان‌ جديد پيوست‌ و يا از آن‌ فاصله‌ گرفت‌. آنچه‌ كاملاص واضح‌ است‌ اين‌ موضوع‌ است‌ كه‌ اصلاح‌طلبان‌ و جبهه‌ دوم‌ خرداد نيز مجبور خواهندشد در مقابل‌ اين‌ گفتمان‌ جديد واكنش‌ نشان‌ دهند.

به‌ تعبيري‌ مي‌توان‌ پيش‌بيني‌ كرد كه‌ اين‌ تحول‌،انشقاق‌ در جبهه‌ دوم‌ خرداد را تسريع‌ مي‌بخشد. فرصت‌ براي‌ اصلاح‌طلبان‌ درون‌ حاكميت‌ محدود است‌ وبايد هرچه‌ سريع‌تر با اين‌ گفتمان‌ هماهنگ‌ شوند وگرنه‌ در مسير سريع‌ تحولات‌ به‌ حاشيه‌ رانده‌ خواهندشد.

اما اين‌ گفتمان‌ چه‌ ويژگي‌هايي‌ را در خود دارد؟

يك‌ . حقوق‌ بشر:در اين‌ گفتمان‌ حقوق‌ بشر و اصولش‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ نيز از امضاكنندگان‌ آن‌ است‌،يك‌ اصل‌ اساسي‌ است‌ . به‌ تعبيري‌،همه‌ آنچه‌ در فرع‌ مطرح‌ مي‌گردد بايد خود را با اين‌ اصل‌ تطبيق‌ دهد و در صورت‌ مغايرت‌ حذف‌ و يا اصلاح‌ گردد.

دو. دموكراسي‌:اساسي‌ترين‌ مدل‌ حكومت‌ كردن‌ در گفتمان‌

جديد ، دموكراسي‌ با تمام‌ لوازم‌ و جوانبش‌ است‌. در اين‌ گفتمان‌،ديگر از تلفيقاتي‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ در گفتمان‌ غالب‌ قبلي‌،محور بود،سخني‌ رانده‌ نخواهدشد. در اين‌ گفتمان‌ هدف‌ بسط‌ و گسترش‌ روزافزون‌ دموكراسي‌ و مردم‌سالاري‌ ناب‌ در ايران‌ است‌،در آيينه‌ تحولات‌ ايران‌ نيز اين‌ گفتمان‌ قادر است‌ به‌ شكل‌ ريشه‌يي‌ در تعميق‌ تفكر دموكراتيك‌ مثمر ثمر باشد.

سه‌. نفي‌ هرگونه‌ تبعيص‌:از جمله‌ بارزترين‌ مشخصه‌هاي‌ اين‌ گفتمان‌، مبارزه‌ با هر نوع‌ تبعيص‌ بخصوص‌ تبعيص‌ جنسيتي‌ است‌. بايد به‌ بازخواني‌ و اصلاح‌ حقوق‌ و قوانين‌ با تكيه‌ بر پايه‌هاي‌ غير حقوق‌ بشري‌ تبعيص‌ را رسميت‌ داده‌اند،پرداخت‌. در اين‌ مسير كنوانسيون‌هاي‌ جهاني‌ از جامعيت‌ و مشروعيتي‌ بين‌المللي‌ برخوردارند كه‌ تكيه‌ بر آنها مي‌تواند راهگشا باشد.

چهار. نفي‌ خشونت‌:اين‌ مشخصه‌ در گفتمان‌ قبلي‌ نيز حضور داشت‌ اما به‌ جهت‌ ته‌نشين‌ نشدن‌ برخي‌ از آثار آن‌)بخصوص‌ در حوزه‌ دين‌(در گفتمان‌ جديد نيز تاكيد خواهد شد.

پنج‌. عرفي‌گرايي‌: اين‌ راه‌،در ته‌مايه‌ گفتمان‌ قبلي‌ نيز ريشه‌ داشت‌ اما در گفتمان‌ جديد با شفافيت‌ و جديت‌ بيشتري‌ حاضر خواهدبود. عرفي‌ كردن‌ دين‌،حكومت‌، قوانين‌ و ... از جمله‌ اهداف‌ اين‌ گفتمان‌ خواهدبود.

نمونه‌ بارز اين‌ راه‌،بازگرداندن‌ دين‌ از حوزه‌ سياست‌ به‌ جايگاه‌ اصلي‌ آن‌ است‌. تاكيد بر تفكيك‌ حوزه‌ خصوصي‌ و عمومي‌ در اين‌ مسير پررنگ‌ خواهدشد.

شش‌. تعصب‌ زدايي‌: شايد بتوان‌ با اهميت‌ترين‌ مشخصه‌ گفتمان‌ جديد را نفي‌ تعصب‌ دانست‌. تعصب‌ در حوزه‌هاي‌ مختلف‌ مانعي‌ اساسي‌ براي‌ پيشرفت‌ بوده‌ و هست‌. حال‌ اين‌ تعصب‌گرايي‌ گاه‌ در حوزه‌ دين‌ بروز مي‌يابد و گاه‌ در حوزه‌ ملي‌گرايي‌ و از همه‌ بدتر در حوزه‌ افراد نمود مي‌يابد. در يك‌ سو انتقاد از علما و مراجع‌ و رهبران‌ ديني‌ كفر تلقي‌ مي‌گردد و از سوي‌ ديگر پرسش‌ از قهرمانان‌ ملي‌ )همچون‌ مصدق‌ و بازرگان‌(خيانت‌ تعبير مي‌شود و حال‌ آنكه‌ اين‌ هر دو،دو روي‌ يك‌ سكه‌اند. گفتمان‌ جديد اين‌ تعصبات‌ كور را به‌ چالش‌ خواهدكشيد و راه‌ دموكراسي‌ را هموار خواهدكرد. تصلب‌ و تعصب‌ بزرگترين‌ دشمن‌ دموكراسي‌ بوده‌ و هست‌.

از گفتمان‌ جديد بايد بيش‌ از اين‌ سخن‌ گفت‌ و با نقد گفتمان‌هاي‌ پيشين‌ راه‌ پسين‌ را هموارتر كرد. گفتمان‌ها در عصر خاص‌ خود و براي‌ زمان‌ و مكان‌ خاصي‌ غلبه‌ مي‌يابند. بايد با گفتمان‌ها همراه‌ شد و از هيچ‌ چالشي‌ نهراسيد. تنها بايد به‌ شناخت‌ ابعاد گفتمان‌ هر عصري‌ اهتمام‌ ورزيد. راز ماندگاري‌ ،بازتوليد گزاره‌ها و مفاهيم‌ نو در گفتمان‌هاي‌ غالب‌ است‌.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک: http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/691

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آغاز يك‌ گفتمان‌ نو، روزبه‌ ميرابراهيمي‌' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016