باسمه تعالی
هيئت عمومي ـ مردم ـ حق دارد كه از چگونگي كار حاكم و كارمند آگاه شود و از آن پرسش نمايد و بر كارهاي او نظارت داشته باشد ( اصل 15 اعلاميه حقوق بشر )
به : جامعه مراجع ـ حضرات آيات عظام
از : انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي كاشمر
موضوع : حاكميت حق مردم است .
نامه اي كه در پيش رو داريد رنج نامه اي است از سوي جمله بازماندگان اولين تشكل سياسي ـ اسلامي كشور ايران تشكلي كه شيرازه آن از بنيانگذاران انقلاب اسلامي بودند و با شعار آشتي علم و دين، عدل و عدالت اجتماعي ، مبارزه عليه اقتدار گرايي، انحصار طلبي و جمود فكري پا به عرصه مبارزه گذارد تا به يك اصلاح انقلابي برگرفته از فلسفه اسلامي بينجامد و در اين مسير در دوران حكومت پهلوي زندان ها كشيد و خون ها داد و اولين شهداي دانشجو را تقديم خاك وطن نمود و همواره رسالتش را كه چيزي جر انتقاد و اصلاح نظام هاي حاكم بود فراموش نكرد . ولي اكنون نمك خوران نمكدان شكن بر سفره خوان نعمت نشسته اند و سرمايه هاي معنوي را معوض الحوائج مي كنند و با سلاح چماق و دشنه به سراغ اين بازماندگان در سنگر علم و دانش رفته و انجمن هاي اسلامي كه به گفته رهبر كبير انقلاب ، رسالت آنها رسالت انبياست و رسميت خود را از اصل 26 قانون اساسي گرفته است ، از آماج حملات آنها در امان نمانده است . تعجب است كه بايد هم در آن نظام كه سر نگون گشت هزينه بپردازند و هم در اين نظام . اگر رسالت آنها انبيائيست پس اين همه زد و بند زندان و محاكمه از براي چيست ؟ در برابر هر انتقاد مصلحانه به حكومت ، از پايگاه دين و دنيا پتك ضد انقلاب ، مرتد و ْْ اسلام در خطر است ْْ مي كوبند كه به ولله همانها كه اسلام را در خطر مي بينند خود ناكثين و مارقين و قاسطين اند ، آنها كه ياران علي بودند و به كسب منافع پشت بر او كردند و اينها كه انتصاب خود را به بنيانگذاران انقلاب ما مي دانند و با استمساك به نام و وجهه شما حضرات براي خود وجهه اسلامي و قانوني ساخته اند . حضرات خوب مي دانيد كه با مبادله آزادانه انديشه ها و افكار بهتر مي توان به نيكي غايي و مطلوب رسيد چرا كه بهترين آزمون حقيقت آن است كه قدرت تفكر در بازار رقابت انديشه ها ، خودش را به كرسي قبول بنشاند همانطور كه علي مي فرمايد : من استقبل وجوه الاراء عرف مواقع الخطا ء ، هر كس به عقايد و آراء گوناگون روبرو گشت به خطا و اشتباه آگاه مي شود . ولي دولتمردان آنقدر خود را در جايگاه حق مي بينند كه هر گونه انتقاد به نوع حكومت را نوعي خروج از اسلام ، ارتداد و در نهايت آشوب مي دانند . شما مراجع كه خود مروج و مراد ديني هستيد چرا اين روزه سكوت را نمي شكنيد ، چرا به آنان كه دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار مي دهند نمي گوييد مگر نه اين بود كه محمد (ص) پيامبر خدا در ابتداي بعثت خويش براي اثبات حقانيت دين و دعوي خود مردم را به مبارزه طلبيد كه اگر مي توانيد فأتو بسوره من مثله ، يك سوره مانند آن را بياوريد و قل هاتو برهانكم ان كنتم صادقين ، اگر راست مي گوييد دلايل خودتان را بيان كنيد . محمد (ص) كه نماينده خدا بر روي زمين است و حكومت الهي را پيغام آورده از آنجاكه حكومت براي مردم است ، از خلايق مي خواهد كه اگر حرفي داريد بزنيد ، آيا اينان خود را از پيامبر خدا بالاتر مي دانند . آيا در اين موقعيت بحراني كشور كه وجب به وجب خاك اين وطن مورد طمع بيگانگاني كه هيچ ارادتي نسبت به اين سرزمين ندارند و شعار آزادي مردم ايران را براي رسيدن به امپر ياليسم و مطامع خويش مي دهند ، لحظه اي فكر كرده اند كه چه مي كنند و چگونه موجبات رنجيدگي جوانان وطن را فراهم مي كنند . نويسندگان اين نامه كه نه براي خود كيسه اي دوخته اند و نه در پي اش زري اندوخته اند و تا كنون جز رنج و هزينه هيچ نيندوخته اند از شما حضرات آيات گله مند است ، اگر معتقديد كه پيشگامان انقلاب روحانيون بوده اند چرا پراگماتيسم اسلامي را اجراء نمي نمائيد و اقدام به يك اصلاح اسلامي نمي كنيد تا قبل از خشكيدن جوانه هاي انقلاب و فرار مغزها و لبريز شدن كاسه صبر ملت .بجاي تعيين سرنوشت ملت به دست ملت ، سرنوشت ملت و خط مشي سياسي حاكم با سرپوش گذاردن بر روي مفاسد اقتصادي آقازاده ها كه در ارگان ها و سازمان هاي مختلف راه يافته اند تعيين مي شود و نان و قلم كه دو اصل اساسي دين رسول الله بوده است به مفاسد اقتصادي و انسداد سياسي مبدل گشته است و دانشگاه ، سنگر علم و دانش بعنوان قلب هر حكومت بر اثر هجمه خدانشناسان بي امان مانده است .
والسلام علي من اتبع الهدي
شوراي مركزي انجمن اسلامی دانشجويان
دانشگاه آزاد كاشمر