از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي
فتواي اخير رهبر مافياي سياسي ايران (به نقل از حسن روحاني، آفتاب يزد، 4 آبان 1382) مبني بر شرعي نبودن پيگيري جهت دستيابي به سلاحهاي هسته اي يكي از پديده هاي قابل توجه عالم فقه و فقاهت است كه باب جديدي را در فقه حكومتي و ”ايدئولوژيك شده“ مي گشايد و چندين دهه بايد در حوزه هاي علميه مورد بحث و تدقيق قرار گيرد. اين فتوا همانند عموم احكام حكومتي رهبر مافيا يا سلطان فقيه هيچ مبنايي بجز منطق زور و قدرت ندارد: ” چون نمي توانيم يا نمي گذارند، پس از نظر شرعي مجاز نيست كه به سلاح هسته اي دست يابيم“. در حوزه هاي ديگر مثل نقض هر روزهء حقوق شهروندان يا استبداد و ديكتاتوري “ چون مي توانيم يا مي گذارند پس شرعا مجاز است كه خبر نگار را زير شكنجه كشت، زير شكنجه از فعالان سياسي اعتراف گرفت، روشنفكران را پشت ميني و َن فولكس واگن خفه و در بيابانهاي ورامين رها كرد، به اجتماعات و گردهماييها حمله كرده و شكم زن حامله را درانيد، كتابفروشيها را سوزاند، مردم عادي را به جرم بد حجابي يا رابطهء نامشروع با يك استخاره كشت و در چاه انداخت و براي همهء مخالفان پرونده سازي كرد“. اين فتوا در واقع چهرهء فقهي همان سياست هميشگي رژيمهاي استبدادي در ايران يعني كرنش و كوتاه آمدن در برابر قدرت خارجي (و با پر رويي تمام آن را پيروزي ناميدن) و نقض حقوق شهروندان ايراني (و آن را ناشي از انجام وظيفهء مذهبي يا ملي خواندن) است.
تمام فتاواي مذكور شخصا يا توسط شوراي ا ِفتا و فقهاي منصوب رهبر مافيا صادر شده و توسط عوامل فقيه مبسوط اليد، قاهر و (به گفتهء خودش) بي رحم به اجرا در آمده اند. از اين به بعد بر مبناي فتاواي خامنه اي و حلقه منصوبانش همان طور كه قول ولي فقيه – در كنار قران و حديث و عقل و اجماع - به يكي از مباني استنباط در فقه شيعه تبديل شده و شوراي نگهبان در رد مصوبات مجلس به آنها استناد مي كند، ميزان زور و قدرت حكومت در برابر نيروهاي خارجي و داخلي را بايد به عنوان يكي از گزاره هاي مطرح در اصول فقه شيعه به رسميت شناخت. اگر خامنه اي و فقهاي منصوبش شجاعت به خرج داده و همهء اقداماتشان در 15 سال اخير را همراه با فتاواي فقهي مربوطه به اطلاع جهانيان برسانند و مباني استنباطاتشان را نيز ضميمه كنند يك دستگاه فقهي تمام فاشيستي را نظراً بنياد گذاشته اند كه همهء اقتدارگرايان و تماميت طلبان ديني از آنان گرته برداري خواهند كرد. هنگامي كه سران مافيا از الگو سازي براي جهانيان سخن مي گويند سخن آنان را دقيقاً بايد به همين معنا گرفت. آثار مصباح يزدي در زمينهء قتل خود سرانهء ايدئولوژيك و ضرورت دفاع حكومت از اينگونه قاتلان – كاري كه هاشمي شاهرودي با نقض حكم اعدام قاتلان قتلهاي استخاره اي كرمان كرد – فتح باب خوبي براي اين ”موسوعه يا دايرة المعارف فقه اقتدار گرايي و تماميت طلبي“ است.
دوم. عوامل مافياي سياسي در خارج از كشور از صبح تا شام به دنبال تماس گرفتن با دلالان مجاز و غير مجاز اسلحه اند تا هر چه مي توانند بر قدرت قاهرهء مافيا بيفزايند و هيچ اسلحه اي از فهرست خريد آنها خارج نيست. حالا كه نوبت به حساب پس دادن به قدرتهاي بزرگ رسيده، يكباره تلاش جهت دستيابي به سلاحهاي هسته اي خلاف شرع معرفي مي شود. سلاح هسته اي كدام فرق ماهوي را با ديگر انواع سلاحهاي كشتار جمعي دارد كه چنين فتوايي براي آن صادر مي شود؟ اتفاقا اگر مافيا تحت فشار آمريكا و هم پيمانانش نبود دست يابي به سلاح هسته اي بالاخص نوع چمداني و با برد محدودش – كه در سركوبهاي داخلي هم كاربرد دارد - جزو واجبات آن به حساب مي آمد چون بهترين سلاح بازدارنده در برابر مخالفت عمومي شهروندان به حساب مي آيد. خامنه اي در جلسهء خصوصي با فرماندهان دست بوسش در سپاه در حين قضاياي كوي دانشگاه گفته بود كه براي ماندن در قدرت ظرفيت كشتار تا يك ميليون نفر را هم دارد. سلاح هسته اي اين روياي خامنه اي را در شرايط خلع از قدرت جامهء عمل مي پوشاند.
سوم. مافياي سياسي بدون سلاح هسته اي هم به اندازهء كافي براي شهروندان ايراني خطرناك است (در عين آنكه در برابر قدرتهاي خارجي كاملا دست بسته و اخته است و هارت و پورتهايش فقط براي همان 10 درصد متشرعان محظوظ از قدرت يا استحمار شده كاربرد دارد). هيچ انسان عاقلي نمي تواند بپذيرد كه امثال جنتي و محمد يزدي و هاشمي شاهرودي و رفسنجاني كه شهروندان ايراني را هر روز شكنجه كرده و به فجيع ترين صورتها با هماهنگي با رهبر مافيا به قتل مي رسانند دكمهء شليك سلاحهاي هسته اي يا تيمهاي تخريب هسته اي را در اختيار داشته باشند. تفاوت رامسفلد با ذوالقدر آنست كه هيچ سيستم دمكراتيك، عقلاني و نظارتي اي امثال ذوالقدر و رحيم صفوي را كنترل نمي كند در حالي كه امثال رامسفلد از پشتيباني و نظارت ساختهاي عقلاني و دمكراتيك بر خوردارند و نمي توانند مثل برادر صفوي زبان مخالفان را از حلقومشان در بياورند. اگر قرار باشد كه سلاح هسته اي در ميان باشد- كه هست- بهتر است در اختيار نظامهاي دمكراتيك و آزاد باشد و نه در اختيار اقتدارگرايان. اگر مافياي سياسي ايران در موقعت اسرائيل بود و سلاح هسته اي در اختيار داشت تا به حال نوع با تخريب محدود تر آن را براي سركوب مخالفان داخلي اش به كار برده بود. فراموش نكنيم كه اسرائيل علي رغم كشتار مكرر و جمعي فلسطينيان و نقض هر روزهء حقوق آنها، و در اختيار داشتن هزاران زنداني فلسطيني هنوز دست به كشتار جمعي هزاران زنداني در زندان نزده است. كاري كه خميني و دوستان يعني گروه چند نفرهء حاكم بر كشور- خامنه اي، هاشمي رفسنجاني، سيد احمد خميني، موسوي نخست وزير و اردبيلي - در سالهاي پاياني حكومت وي كردند ظرفيت نظام سياسي مبتني بر ولايت فقيه را در كشتار و سركوب نشان مي دهد.
چهارم. مردم ايران در صورت برخورداري از دمكراسي و استيفاي حقوق اساسي، مدني و بشرشان كاملا مصون و ايمن خواهند بود و رقابت در عرصهء تجهيزات نظامي با امريكا كه اكنون نيروهايش در افغاتستان و عراق در مرزهاي ايران مستقرند و مستقر خواهند بود براي كشوري با درآمد اندك ملي مثل ايران فاجعه به بار خواهد آورد. يك ايران دمكراتيك از حق دست يابي به تكنولوژي و سلاح هسته اي نيز در جهان غير امن امروز بر خوردار است. اما در آن نظام دمكراتيك، سلاح هسته اي امنيت تك تك شهروندان ايراني را تامين خواهد كرد ونه صرفا امنيت اعضاي مافياي سياسي و ثروتي بي حسابي را كه در طي دو دههء اخير بواسطهء عدم نظارت بر حكومت اندوخته اند. همچنين در يك نظام دمكراتيك، شهروندان مي توانند مطمئن باشند كه سلاح هسته اي توسط حكومت عليه آنها به كار گرفته نخواهد شد و تصميمات مربوط به استفاده از آنها نيز از مجراي نهاد هاي انتخابي خواهد گذشت. در اختيار داشتن سلاح هسته اي توسط مافيا از دادن تيغ به دست زنگي مست نيز خطرناك تر است چون مافيا آگاهانه و با علم به عوارض و پيامد ها و در مقياس وسيع و سازمان يافته مي كشد و نابود مي كند. اگر افراطي هاي مذهبي مثل پت رابرتسون گهگاه با دم و دستگاه بوش رفت و آمد دارند، افراطيهاي مذهبي داخلي كل قدرت را در ايران در قبضه دارند، همانها كه حاضرند گوشت كساني را كه طور ديگري مي انديشند يا طور ديگري زندگي مي كنند را بجوند و از استفاده از هيچ سلاحي جهت نابودي آنها فروگذار نخواهند كرد. ادبيات خامنه اي و صريح ترين سخنگويش يعني روزنامهء كيهان به گونه ايست كه انگار همين الان مي خواهند منتقدانشان را زير چكمه هايشان له كنند. ولايت خامنه اي نشان داد كه از دل روحانيت نيز چهره هايي مثل رضاشاه مي تواند ظهور كند. مردم ايران اگر از شر مافياي قدرت و ثروت و خشونت حكام داخلي خلاص شوند ديگر نيازي به سلاح هسته اي براي مقابله با تهديدات امريكا نخواهند داشت. تاريخ نشان مي دهد كه امريكا به هيچ كشوري با حكومت دمكراتيك حملهء نظامي نكرده است. جنگ طلبان امريكايي قربانيانشان را از ميان حكومتهاي ديكتاتوري- فاشيستي، ماركسيستي، نظامي و مذهبي – انتخاب مي كنند.