سه شنبه 13 آبان 1382

امريكا: امپراطوري شرمناك و بي مسئوليت، از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي

حاكميت ولايت فقيه در ايران علي رغم معرفي شدن آن توسط اقتدارگرايان به عنوان تنها سد بازدارنده در برابر امريكاييها، بزرگترين خادم امپراطوري امريكا در داخل كشور است.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اول. توسعه طلبي امريكا از زماني كه آموزهء مونروئه در سياست خارجي اين كشور مبني بر انزوا جويي و عدم مداخله در امور ديگر ملتها به كناري گذاشته شد با عناوين مختلفي مثل امپرياليسم،جهانخواري، امپراطوري، استكبار، سلطه جويي و جهاني شدن توصيف و تحليل شده است. نيروهاي استقلال طلب در جهان در حال توسعه و نيز نيروهاي چپ در مناطق مختلف دنيا از اين واژه ها با مقاصد خطابي، احساسات برانگيزانه و گاه تحليلي به وفور استفاده كرده اند. اما راستها مدت زيادي نيست كه به تعبير امپراطوري براي توصيف رفتار ايالات متحده در جهان تمسك كرده اند. نيال فرگوسن با كتاب خويش به نام امپراطوري در اين خيل جاي مي گيرد.
پرهيز از به كار گيري تعبير امپراطوري در ادبيات سياسي جامعهء امريكا به طور وسيع ريشه در بنيادهاي سياسي اين جامعه مبتني بر برابري و آزادي همهء ابناي بشر دارد. سلطه جويان امريكايي از اينكه بصراحت از امپراطوري خويش همانند روميها، انگليسيها، هلنديها و عثمانيها سخن بگويند شرمنده اند و اهداف سلطه جويانهء خود را در لفافهء آزاد سازي و حقوق بشر مي پيچانند چون اين كشور خود با آزاد شدن از سلطهء يك امپراطوري شكل گرفته است. همچنين پسند زمانه اقتضاي چنين ادبياتي را دارد. اقتدارگرايان ايراني به علت بيسوادي سياسي و اجتماعي تاريخي و بي اطلاعي از جو زمانهء خود همانند همتايان خود در دولت بوش از آنها استفاده نمي كنند و همچنان با زبان لاتهاي سر گردنه با ملت خود سخن مي گويند.
حملات امريكا به افغانستان و عراق و اشغال اين دو كشور و نيز ارادهء استقرار نيرو و ادارهء اين كشورها در دراز مدت بحث امپراطوري امريكا را به مجامع علمي و رسانه كشانده است. طرحهاي نظامي، اقتصادي و سياسي دولتمردان امريكايي براي قرن بيست و يكم پس از خلاصي اين كشور از جنگ سرد و اسلامگرايي، ظن كساني را كه امپراطوري امريكا را نويد داده يا خطر آن را گوشزد مي كنند تقويت كرده است. ايدئولوژي و رفتار نو محافظه كاران امريكايي كه اكنون كاخ سفيد را در اختيار دارند شواهد خوبي را براي ظهور و استقرار اين امپراطوري فراهم آورده اند. امريكاييها اكنون فقط از بسط مدل امريكايي سخن نمي گويند بلكه با نظريهء جنگ براندازانه در پي حذف فيزيكي مخالفان خود در همهء عالم هستند.

دوم. بنياد هاي اين امپراطوري در نوشته هاي رسانه اي نيروهاي خواهان دمكراسي محلي و در عين حال موافق با سلطهء جهاني امريكا – معلوم نيست چگونه اين دو را با هم جمع مي آورند – يعني (امثال توماس فريدمن) و سياست نامه نويسان دورهء كلينتون، تكنولوژي نوين اطلاعات و اقتصاد و تجارت آزاد جهاني هستند در حالي كه نو محافظه كاران اين امپراطوري را بر قدرت نظامي امريكا و تمدن مسيحي غرب بنياد مي نهند. يكجانبه گرايي در سياست خارجي امريكا كه هر دو دستهء نيروهاي بانفوذ مذكور به نحو اعم و اغلب از آن حمايت مي كنند تنها يكي از لوازم اين امپراطوري است و نه مساوي با آن. دمكراتهاي سلطه گرا نام اين امپراطوري را گذاشته اند جهاني گرايي – گاه به غلط جهاني شدن - و نو محافظه كاران نام آن را گذاشته اند بسط الگوي امريكايي اما آنچه در عمل اتفاق افتاده يا در حال رخدادن است ظهور امپراطوري بي رقيب امريكايي البته بدون پذيرش لوازم و مسئوليتهاي قانوني و عرفي آنست. سياستمداران آمريكايي وقتي سخن از پذيرش مسئوليتهاي ناشي از امپراطوري به ميان مي آيد – يعني ادارهء جوامع تحت اشغال و فراهم آوردن حداقلها براي يك زندگي در شرايط تحت اشغال – مرغند و بار نمي توانند بردارند و وقتي سخن از احترام به حقوق ملتهاي ديگر و احترام به حقوق بشر به ميان مي آيد شترند و مي توانند همهء عالم را اداره كنند و به قول رامسفلد مي توانند در آن واحد دو جنگ بزرگ را در دو كشور مختلف اداره كنند.
از نگاه دمكراتهاي سلطه گرا، امپراطوري امريكا – كه نامش را جهاني شدن مي گذارند – خود به خود اتفاق مي افتد اما نو محافظه كاران براي تحقق اين امپراطوري سازوكارهاي بازار و اينتر نت و نظم نهادينهء بين المللي را كافي نمي دانند. دمكراتهاي سلطه گرا جهاني شدن را بدون مركز و بدون عامل مشخص اعلام مي كنند در حالي كه نو محافظه كاران اقتدار گرا به عامليت و سياستهاي خود جهت پيشبرد امپراطوري باور دارند. اينان به دنبال نوعي حكومت جهاني – در دو حوزهء نظامي و سياست خارجي، چه در داخل و چه در خارج ايالات متحده – هستند. اين حكومت جهاني مي تواند با تحميل، تطميع يا مهار هاي يك يا چند جانبه تحقق پيدا كند. سياستهاي دو دولت كلينتون و بوش پسر از اين حيث در عين بر هم افتادگيها دو نگاه مذكور به امپراطوري امريكا را نمايندگي مي كنند. نقاط مشترك آنها ارتقا و بسط بازار، مديريت اقتصاد بين المللي، و بسط سبك زندگي (و نه دمكراسي) امريكايي و نقاط تفاوت آنها ارتقاي حقوق بشر و دمكراسي هاي ملي، مهار دول ياغي، و كمك به دول ضعيف براي متوقف كردن بسط بي ثباتي (در طرف دمكراتهاي سلطه گرا- دمكرات در داخل و سلطه گرا در خارج) و براندازي دول ياغي، تقويت هر بيشتر نيروهاي مسلح امريكا، و مداخلهء مستقيم براي سركوب گروههاي ياغي (با عنوان تروريست) (در طرف نو محافظه كاران اقتدار گرا) است. از اين حيث، مدل بوشي به امپراطوريهاي سنتي بسيار نزديك تر است با اين تفاوت كه سفرهء جنگ و چپاول امريكايي را بايد ديگران جمع و جور كنند.

سوم. بنياد مشروعيت امپراطوري از نگاه مبلغان آن امنيت بين المللي است. امپراطوريها اين امنيت را فراهم مي كنند و در مقابل دولتهاي محلي بايد هزينهء آن را با پذيرش سياستهاي امپراطوري بپردازند. امپراطوري امريكا بر خلاف امپراطوري بريتانيا به اداره و نهاد سازي در دول پيراموني يا حاكميت قانون در آنها به عنوان عوامل فراهم آورندهء امنيت نمي انديشد و پس از رسيدن به اهداف استراتژيك خود مثل سقوط اتحاد شوروي يا سقوط طالبان و صدام جامعهء پشت سر را در حال آشوب رها مي كند (قابل توجه كساني كه براي خلاصي از شر مافياي سياسي ايران دست به دامن بوش و رامسفلد مي شوند تا به ايران حملهء نظامي كنند). از اين سياست در حلقات سياستگذاري با عنوان ” گسست تميز“ ياد مي شود. تفاوت دو انگارهء امپراطوري بريتانيا و امريكا را در وضعيت جنوب و بخش مياني عراق دوران اشغال از حيث امنيت، خدمات رساني و نحوهء اداره مي توان مشاهده كرد. ”متحدان“ از نگاه مدل امريكايي امپراطوري تنها كساني هستند كه نيرو و تجهيزات فراهم مي كنند اما در مديريت و فرماندهي نقشي ندارند و پس از نيل امريكاييها به هدف بايد جامعهء آشوب زده را تحويل بگيرند.

چهارم. منطق كهن امپراطوري متضمن پيشكش از سوي دول پيراموني، كنترل سرزميني و مديريت ’خرد تا حد حاكميت و مديريت مستقيم بوده است. عراق و افغانستان – در دو سطح مختلف - دو نمونه اي هستند كه امريكا را تا حد زيادي – علي رغم كراهت هميشگي در ادارهء مستقيم - مجبور به پذيرش اين منطق كرده اند. حاكميت امريكا در عراق دقيقا با اين تعريف دويل كه امپراطوري ” يك رابطهء صوري يا غير صوري است كه بر مبناي آن يك دولت حاكميت موثر سياسي جامعهء سياسي ذيگر را تحت كنترل خود مي گيرد “ انطباق پيدا مي كنند ( امپراطوريها، ص. 45). امپراطوري امريكا در اين ا ِعمال كنترل اهداف استراتژيك، ايدئولوژيك و اقتصادي خود را دنبال مي كند (هر سه هدف در همهء اقدامات ضرورتا همراه نمي شوند).

پنجم. براي فهم امپراطوري امريكا بايد سه مفهوم ”جهاني شدن (globalization)“، ”جهان گرايي (globalism)“ و ”جهانيت (globality)“ را از يكديگر باز شناخت. جهاني شدن فرايندي است كه زمينهء اقتصادي و نهادي امپراطوري را فراهم مي كند و برخي سياستها آن را به جهاتي خاص هدايت مي كنند. جهان گرايي ايدئولوژي اين امپراطوري در دورهء كلينتون بود و هنوز در رسانه هاي امريكايي كاركرد توجيه سازي جنگ افروزيها را ايفا مي كند. ايدئولوژي جهان گرايي قواعد بازي را براي همهء بازيگران به دست عوامل امپراطوري مي دهد تا بر فرايند ها و تصميمات بين المللي و منطقه اي و ملي اِعمال نفوذ كنند. جهانيت همانند مدرنيته گفتمانها و ايده هاي عصري را بيان يامنعكس مي كند. هر چه كه جهاني باشد – مثل NGO هاي بين المللي يا سازمان ملل – در خدمت امپراطوري نيست اما بيشتر نهاد هاي مالي و اقتصادي و سياسي بين المللي كاملا با امپراطوري به نحو هماهنگ عمل مي كنند. عوامل اين امپراطوري نيرو هاي مستقر در خيابان H در دي سي هستند كه نوعي اجماع سياستمداران و هسته هاي فكري واشنگتن دي سي را پشت سر خود دارند. اين ها را مي توان نخبگان جهان- شهر امروز ناميد.

ششم. وجود امپراطوري امريكا نه به معني دست بسته بودن ملتهاي ديگر و نه به معني مشروعيت دولتهايي است كه امپراطوري امريكا را باور نمي دارند اما خود خوي سلطه جويانه و استبدادي دارند. ديكتاتورهاي ملي - حتي مخالف امپراطوري امريكا- بزرگترين خادمان امپراطوري اند چون با تعطيل جامعهء مدني و بستن دست ملتهاي خود ماشين توجيه سلطه جويي امپراطوري را به راه مي اندازند يا مرتبا روغن كاري مي كنند. در صورت وجود دمكراسي در عراق و افغانستان، ديگر حاكميت و منابع اين دو كشور در اختيار امريكاييها قرار نمي گرفت. حاكميت ولايت فقيه در ايران علي رغم معرفي شدن آن توسط اقتدارگرايان به عنوان تنها سد بازدارنده در برابر امريكاييها، بزرگترين خادم امپراطوري امريكا در داخل كشور است نه به اين دليل كه امريكاييها خميني را بر سر كار آوردند يا آخوند ها را بر سر كار نگاه مي دارند ـ آنچه در نظريه هاي جاري توطئه ابراز مي شود ـ و نه به اين دليل كه اقتصاد ايران رانتي و زايدهء اقتصاد جهاني است – آن طور كه ماركسيستها مي گويند - بلكه به اين دليل كه با جلو گيري از حاكميت مردم اولا بنيهء اقتصادي و فكري و فرهنگي كشور را كاهش داده و نيروهاي ملي را تلف مي كند، ثانيا جامعهء سياسي را از باز و مشاركتي شدن باز داشته و آن را تك ساحتي مي كند تا امريكاييها با يك موجود بحت و بسيط به نام حكومت ايران سر و كار داشته باشند و با آن معامله كنند و ثالثا با يك حاكميت 5 الي 10 در صدي همواره حملهء خارجي با عنوان آزاد سازي را مشروعيت مي بخشد. زدن سر يك حاكميت بدون مشروعيت، اقتدار و نفوذ ملي براي امريكاييها كاري در حدود چند هفته است، همان اتفاقي كه در عراق افتاد و در دورهء دوم رياست جمهوري بوش ممكن است براي مافياي سياسي ايران و سلطان فقيه اش بيفتد. صدام بيش از خامنه اي به امريكاييها باج داد و لي زمينه كه با رخداد يازدهم سپتامبر فراهم شد عمر حكومتش به پايان رسيد.

مقالات | بازديد 2565 | نظر 44 | دنبالک 1 | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه 
دنبالک:
http://khabarnameh.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/997

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'امريكا: امپراطوري شرمناك و بي مسئوليت، از مجموعه يادداشت هاي نيويورکي مجيد محمدي' لينک داده اند.

فریاد دموکراسی
1. آری این چنین است ای برادر...این چنین است که کسی را که روزی سعی می کرد تا «شانه ها»یش را بالاتر بکشد، شاید که خود را از زودتر  از «میله» ...
[Daghdagheh]
November 5, 2003 05:01 AM

نظرات
[hamidreza - November 7, 2003 09:14 PM]

dorud bar shoma jenabe arjmand didgahe montaghedaneie shoma haman didgahe ma bachehaie jonbeshe daneshjooii ast .
faregh az bande adabiate chap zadeha .
dorud va sepas

[khashi - November 7, 2003 08:02 AM]

mashallah in jenabe arjmand ajab dele pori dashtand,az asle maghale ishan bishtar neveshtand,man ba didane parviz yade yek jok oftadam faghat,khande am gereft,goftam dar in giro daare siasat kami bekhandim
torka be magas migan "par,viz" be khar´magas ham migam "par,viz,torke

[Ariya Arjmand - November 7, 2003 02:21 AM]

Dooste aziz
Man az in moteajjebam ke shoma ke inghadr az America badgooyi mikonid va an ra Sharmnak ya Imperialist mikhanid chera pasvande New Yorki be matalebe khod ezafe mikonid? Az in jaleb tar afradi ke salha sange makatebe socialisty ra be sine zade va khod ra mokhalefe america va capitalism midanestand emrooz har kodam dar yeki az in keshvar haye sabeghan Imperialist maava gozide va digar sohbati az "Madineye fazeleye "ghabli nakarde va tanha be bad gooyi az keshvari ke be anha panah dade mibashand. Be tore nemoone khode hazrate ali ke ehtemalan az tarse mollhaye khoonkhar joraate mandan dar Iran ra nadashte va bar hasbe ettefagh be keshvare setamgar va khoonkhare USA tashrif bordeid va ba estefade az emkanate anha dar hale kasbe mahboobiyat va shohrat baraye khod hastid hich fekr kardeid ke agar be jaye USA yek ghodrat ya tafakkore digar hamchon Shoravi ya hamin Jomhooriye eslamiye khodeman ghodrate avvale donya bood che balaye bar sare hame miyamad va che roozegari baraye ma motesavver bood? rasti shoma be joz irad gereftan va enteghad az USA va sayere keshvar haye pishrafte va omooman capitalist hich kare digari ham baladid? Behtar nist kami ham be naghde eshtenahat va khata ha va nadanam karihaye khodeman bepardazim? Chera hame chiz ra be gardane digaran miyandazim? Pas ma che kardim? Che kasi dar tazahorate khiyabani naare baraye sarnegooniye Shah naare mikeshid bedoone anke be fekre ghadame baadi bashad? Che kasi akse Khomeyni ra dar mah midid va rooze voroode in jenayatkare bi atefe be Iran khiyaban haye Tehran ra ta ghabrestan por karde bood? Hameye anha az USA amade boodand? Na bayad bepazirm ke avvalin amele bad bakhti va falakat dar keshvare ma va sayere keshvarhaye nazire ma adame darke vagheiyat va fahme be moghee az rooydad ha va bahre bardari az anhast. Ma hame ra mahkoom mikonim va be hame ang mizanim va ba efrat dar hayajanat va ehsasate zood gozar mikhahim ba shamshire jadooyi hame ra yeksare nabood konim. Ma hargez natavanesteim bar in moje ehsasat ghalabe konim va aghl o andishe ra bar hayajan ghaleb namayim. Hame donbale yek amele birooni hastim . In amele birooni ya doshmane mast ke naghshe manfi darad va hame chiz ra siyah mikonad va sambole badi va zeshti va napaki va hameye chiz haye bad ast va ya dooste mast ke be yekbare hameye khoobi ha ra dar khod darad va hich noghteye zaaf ya eshkali nemitavanad va nabayad dashte bashad. Va ba in efrat ya tafrit gereftare yek charkheye batel mishavim. Kash yek rooz kasi peyda shavad va sadeghane naghshe sade andishi ha va khosh bavari haye ma ra dar peydayeshe masayeb va moshkelate in marz o boom dar toole tarikh barresi konad ta maaloom shavad sahme khode ma dar in miyan cheghadr ast. Mosallaman kasi monkere ziyade khahiha va eghdamate ghodrat haye jahani dar ijade moshkelat baraye melale mahroom nist, amma inan zamani movaffagh mishavand ke ma dar gheflat va sade andishi be sar barim. Inan chon shekar chi hastand ke be donbale shekari asan ast va dozdani hastand ke be khanehaye bi mohafez hamle mikonand.
Omid ke roozi ma niz chon besyari az melale jahan betavanim zemne naghde gozashteye khish, chareye moshkelate khod ra yafte va keshvari abad av azad dashte va dar solh va aramesh roozgar bogzaranim.
Be omide an rooz

[moallem - November 7, 2003 12:42 AM]

PARVIZ joon kelase chandomi baba ba in diktat

[parviz - November 6, 2003 11:43 PM]

namedanam char shoma me goeed empralesta emreka.kodam empralest.raste agar emreka epralest hast,shom chara naemraveed dar kashvarhaee masla KOBA ya KORH zandege koneed ta ba fahmeed maneeya empralest ra.

[parviz - November 6, 2003 11:43 PM]

namedanam char shoma me goeed empralesta emreka.kodam empralest.raste agar emreka epralest hast,shom chara naemraveed dar kashvarhaee masla KOBA ya KORH zandege koneed ta ba fahmeed maneeya empralest ra.

[ali - November 6, 2003 10:42 PM]

http://www.freemasonrywatch.org/index.html

[hamid - November 6, 2003 07:34 PM]

mojtaba jan , farghe ziadi beine 10% nezam va 90% ame mardom ast, va an farghi inast ke 10 % nezam aslahe dar dast darad va rikhtane khone hamvatan barayash mesle koshtane morcheye khanegist , ama 90% mardom , hata age aslahe dashte bashand ke nadarand , koshtane hamvatane khaeni mesle to ra ham be sakhti magar dar akharin lahazate favarane khashmo nefrat mikoshand ke ma mardoman najib iran zaminim , ari tarafdarane nezame akhondi hastand , shiayane badbakht bahreini ke nemidanand dar in nezam che migozarand , be khiali vahi az hokomati eslami del basteand , man anan ra dideam , bichare anha ke nemidanad baraye che nezami chand sale pish ghiam kardan ,koshteo be zendan raftand , ke hata an nezam zahmate hemayat az anha ra be khod nadad .
ama tebghe gofte dosti , hokomate iran dar hale hazer pas az esraiile ghaseb ;) maghame dovome tahdide solhe jahani ra dar azhane omomi donya darast , be in mani ke ziad fasele nadarim , enshala miresim be esrail joon , va mesle etiad , farare maghzha , va digar mavarede manfori ke dar donya aval shodim , be zodi dar tahdide solhe jahani az esrail mizanim jolo va aval mishim , enshalah , aghayan chera inghadr be in jomhori eslami gir midahim, ma key dar hokomate shahe khaen inhame avali dashtim dar jahan , taze az barakate nezame eslami va faliate zede bashari in nezam , khanome shirine ebadi ham solhe nobel gereft , inhame eftekharat darim , bazam migid in nezam bade

[aria-bahmani - November 6, 2003 06:00 PM]

عقب نشيني آگاهانه دمكراتها در انتخابات رياست جمهوري امريكا در يك رقابت سر به سر بين ال گور و جورج دبليو بوش و متعاقب آن جريان 11 سپتامبر بيش از آن نشانه برتري و تفوق محافظه كاران نو باشد نشان از ذكاوت و هوشمندي نظريه پردازان دمكرات است تا وظيفه نا ميمون از ميان برداشتن آخرين موانع جهاني سازي را كه دمكراتها با توجه به نوع نگاهشان قادر به برداشتن و هموار سازي فيزيكي آن نبودند در يك چرخش تاكتيكي به عهده جمهوريخواهان وا گزارند.عدم كانديتاتوري ال گور براي دوره بعد نيز عليرغم شانس بالاي انتخاب شدن حكايت از آن دارد كه دموكراتها مي خواهند وظيفه نا خوش آيند تكميل اين فرآيند را تا به آخر بر عهده راستهاي جمهوريخواه بگزارند و خود در دوران نقاهتي كه از شتاب سرسام آور تكنولوزيك به نوانديشي و تئوريزه كردن اينده بپردازد

[aram - November 6, 2003 04:18 PM]

دوستان من....نگران خانم سميرا نباشيد.ايشان همان مجتبي است كه گاه براي مغشوش كردن اوضاع جنسيت عوض مي كند و تبديل به سميرا .سارا و غيره مي شود.اينها همه از شگردهاي دجالانه ايست كه 25 سال است در زمينه هاي مختلف توسط مافياي حكومتي بكار گرفته شده و ما هر بار گول خورده ايم.من نه racistهستم نه ساخته سايت گويا بلكه عضوي از زخم خوردگان همين جامعه هستم.آخر خود شما قضاوت كنيد طرفداران اين نظام مافيايي مي توانند جز خود فروخته يا احيانا عقب مانده ذهني باشند؟كه البته خود من در اين دومي شك دارم.آيا شبهه اي در رابطه با ماهيت ضد بشري اين حكومت وجود دارد كه بتوان شرافتمندانه از آن دفاع كرد؟كدام انسان شرافتمندي است كه مسبب خواري و بدبختي اين جامعه را نشناسد؟شما چرا از نحو بر خورد من انتقاد مي كنيد مگر نمي دانيد كه اين رزيم كوچكترين انتقادها را چگونه پاسخ مي دهد؟اگر بخاطر همين انتقادهاي آبكي اينترنتي سرو كارتان با همين جناب مجتبي و مهپالگي هاي جيره خوارش مي افتاد مي ديديد چه بلايي بر سرتان مي آوردند.شايد هم سرتان را به جايي مي كوبيدند.شكمتان را پاره مي كردند.مورد تجاوز قرار مي دادندو..........

[aria-bahmani - November 6, 2003 03:58 PM]

با سپاس از آقاي مجيدي بابت مقاله پر بارشان.ذهنت هميشه سبز.......

[محبوب - November 6, 2003 06:37 AM]

خانم سمیرای محترم
مـن از شـما خواهـش میکنم نظرات ثبت شـده بنام مجتبی را بخوانید و ببینید جواب ایشـان چیسـت و شـما بایشـان جواب بـدهید.
خانم محترم،
کشـور ما را مشـتی ارازل و اوباش اشـغال کرده انـد و در حال تاراج آن هسـتند و این افراد از طرف آن اشـغالگران، نه اینکه بخاطر عقیده و باور بلکه بخاطر شـانتاژ بحـث های منطقی بین مردم در همین فضای کوچک شـعارمیدهـد و آنرا از مسـیر منحرف میکنند.
شـما نظر آفای حجـت و آقای سـهراب روئین را بخوانید و ببینید چـه عالی نوشـته انـد.
ما با شـاه دوسـت و جمهوریخواه و چپی یا راسـتی حـتی اسـلامی ها حـاظر به مباحثه هسـتیم و معتقـدیم که نظر اکثریـت معتبر اسـت و آن حکومتی که اکثریـت میخواهـد باید سـرکار بیایـد. برای ما عقیده اشـخاص پذیرفته اسـت ولی عمل خلاف آزادگی پـذبرفته نیسـت و کسـی که شـعار میـدهـد جمهوری اسـلامی در تمام جهان محبوب اسـت و از این جرثومه رسـوای بدون ارائه کوچکترین دلیل حمایت میکند بر علیه ایران برخاسـته اسـت و ما خیلی با او مؤدب برخورد کردیم. او اگر با ارائه آمار و دلیل و نمونه اظهار نظر کرده بود بهمان صورت با احترام جواب میگرفـت.
خواهر عزیز
ما دلمان میخواهـد بـدون خشـونـت ایران آزاد شـود و خون جوانان ریخته نشـود، ولی اگر نشــد.... محـدودیتی در کارزارنیسـت.
ما درجنگ بااهریمن هسـتیم نه جنگ باخودی، دراین جنگ اگراهریمن نگریزد کشـته میشـود، با خواهش و تمنا و فدایـت شـوم کارها درسـت نمیشـود. آزادی و مردم سـالاری بمعنی قبول هـر دزدوجنایتکار نیسـت.
پول نفـت رفـت، خسـارت جنـگ رفـت، 50 درصـد سـهم نفـت دریای خـزر به 15 درصـد رسـید و آنهم معلوم نیسـت. ناموس ما در امارات متحده در معرض فروش قرار گرفـت، اسـامید دانشـگاه ما در کشورهای دیگر جهان تدریس میکننـد، تحصیلات ما نابود شـد و در حالیکه ابر قدرت ها فضای زمین را از آن خود کرده اند بچه های ما را شـسـتن ما تحت خود را امتحان میدهند. من چه بگویم از این فهرسـت بی پایان و با دشـمن چه بایـد کرد.
شـما در زنـدان اوین نبوده اید و من بوده ام و خیلی فرق اسـت بین آنها که دیده انـد این جنایات را و آنها که فقط شـنیده انـد.

[Shivan - November 6, 2003 05:03 AM]

faryad جان اين مجيد مجيدی بهت بدهکاری داره اينطور خشتکتو کشيدی سرت؟ مجيدی يکی از معدود فيلمساز های استثنايی اين مملکت است. تنها فيلمی از ايران که در تاريخ اسکار کانديد اسکار شده ساخته مجيدی است. من باهاش صحبت می کنم طلبتو بده تو هم يه ليوان آب خنک بخور حالت خوب می شه جانم.

[بهتاش - November 6, 2003 04:57 AM]

سميرا خانم باور کنيد همه اپوزوسينون چنين ديد های دگم و عقب افتاده ای ندارند. من اصلا می گم اين aram اختراع گويا نيوز است تا يه کم خوانندگانش رو بخنداند. طرف racist است و کسی که مخالف نظرش نظر بدهد رو از نظر ژنتيکی هم زير سوال می برد. ادم چيزهايی می شنود که شاخ در می اورد.

[faryad - November 6, 2003 04:22 AM]

14 آبان » "مجيد مجيدى " بر ضرورت ترويج فرهنگ قرآني از طريق سينما تاکيد کرد، ايرنا
مجید مجیدی گه خورد با جد وآبادش.این مردک فاسد جیره خوار که اوایل انقلاب با محسن مخملباف.محمد کاسبی بهروز افخمی تشکیل گروه ضربت برای حمله به خانه های اهالی سینمای دوران رزیم سابق و ضرب و شتم آنها داده بودند.حالا که در این مملکت قحط الرجال شده برای لفت و لیس بیشتر و خود شیرینی افاضاتی در رابطه با سینما می فرمایند که تنها از دست آدمهای پست و بی اصولی مثل مجیدی بر می پاید.

[faryad - November 6, 2003 04:22 AM]

14 آبان » "مجيد مجيدى " بر ضرورت ترويج فرهنگ قرآني از طريق سينما تاکيد کرد، ايرنا
مجید مجیدی گه خورد با جد وآبادش.این مردک فاسد جیره خوار که اوایل انقلاب با محسن مخملباف.محمد کاسبی بهروز افخمی تشکیل گروه ضربت برای حمله به خانه های اهالی سینمای دوران رزیم سابق و ضرب و شتم آنها داده بودند.حالا که در این مملکت قحط الرجال شده برای لفت و لیس بیشتر و خود شیرینی افاضاتی در رابطه با سینما می فرمایند که تنها از دست آدمهای پست و بی اصولی مثل مجیدی بر می پاید.

[faryad - November 6, 2003 04:21 AM]

14 آبان » "مجيد مجيدى " بر ضرورت ترويج فرهنگ قرآني از طريق سينما تاکيد کرد، ايرنا
مجید مجیدی گه خورد با جد وآبادش.این مردک فاسد جیره خوار که اوایل انقلاب با محسن مخملباف.محمد کاسبی بهروز افخمی تشکیل گروه ضربت برای حمله به خانه های اهالی سینمای دوران رزیم سابق و ضرب و شتم آنها داده بودند.حالا که در این مملکت قحط الرجال شده برای لفت و لیس بیشتر و خود شیرینی افاضاتی در رابطه با سینما می فرمایند که تنها از دست آدمهای پست و بی اصولی مثل مجیدی بر می پاید.

[امید - November 6, 2003 04:11 AM]

جناب مجتبی !
من نه شما را متهم میکنم به لمپن اینترنتی و نه جیره خوار رزیم . ولی دوست من متهمی که دنیا را نمی شناسی. موسسه گالوپ (همون موسسه ای که کیهان نظرسنجی ضد آمریکائیش را بزرگ می کنه )طی تحقیقی نشون داده که از نظر56% مردم اروپا- جمهوری اسلامی تهدید برای صلح جهانی است . ایران پس از اسرائیل رتبه دوم را آورده. اين طرفدارها که گفتی فقط در ايران نيستند بلكه در سراسر جهان پراكنده اند چه کسانی هستن؟

[aram - November 6, 2003 04:05 AM]

اصل واقعیت اینست که هیچ انسان شرافتمندی که دچار نقصان زنتیکی نباشد به توجه به عملکرد 25 ساله این سلطه دیوان و ددان نمی تواند مدعی دفاع از"نظام مقدس اسلامی "باشد مگر اینکه دمش به جایی بند باشد یا شرافت انسانی خود را حقیرانه در گروه لقمه نانی نهاده باشد.آن آزادی که شما در ایران می بینید و ازش طرفداری می کنید خاص کفتاران و سگان و لاشخورها است.امیدوارم شما از این قماش نباشید.

[سميرا - November 6, 2003 03:30 AM]

اپوزوسيونی که دلمونو با هاش خوش کرديم ببين. براشون غير قابل قبول است که کسی خلاف نظرشان حتی حرف بزند. از همه بامزه تر aram که هر کی مخالفش حرف می زند رو جيره خور و وابسته به وزارت اطلاعات و ... می دونه. من که نمی دونم چکار بايد کرد در داخل يه کم آزادی دست و پا شکسته ای داريم که کافی نيست، از ان طرف اگر مملکت دست امثال اين جماعت عقده ای، ديکتاتور صفت هم بيافتد همان نيمچه آزادی رو هم ملت بايد در خواب ببيند. خدا بداد اين ملت برسد.

[khashi - November 6, 2003 01:00 AM]

rasti ye adaame kodane,kam aghl ke nabayad hatman etelaaati ya sarkardeye rejim bashe,albatte aksesh doroste....mashalla hezbolla

[khashi - November 6, 2003 12:57 AM]

mojtaba jan kheili banamaki to

tarafdare in rejim dar sarasare donya hamun amrikast ke vaghti tarikh masrafe nokarash tamum mishe midunim dige chi mishe....mashalla hezbolla

[aram - November 5, 2003 11:58 PM]

اين جناب مجتبي از قماش همان لمپنهاي اينترنتي است كه در پروزه وزارت اطلاعات به كار گرفته شده اند.هدفشان هم كاملا مشخص است .شگردهايشان هم دقيقا از روشهاي مرسوم انصار حزب اله كپي برداري مي شود منتها به روش مجازي.ادعاي او در مورد نظام مقدس اسلامي و قدرتمندي آن مطلقا نشان از اعتقاد او به سيستم ندارد بلكه بيانگر ذلت و خود فروختگي اوست.وظيفه ايست كه بايد انجام دهد و در مقابل آن مزد دريوزگي خود را دريافت كند والا او نيز خوب مي داند كه حقيقت چيز درگريست.......

[محبوب - November 5, 2003 11:34 PM]

آقا مجتبی
لطفاً بفرمائید برای نوشـتن این شـاهکارهای منطق، که دسـت ملا صدرا رااز پشـت بسـته، چـقدر میگیری و در ضمن وزارت اطلاعات پرداخـت میکنـد یا شـاهرودی عراقی؟

[gf - November 5, 2003 08:54 PM]

salam

[مجتبي - November 5, 2003 07:31 PM]

اينكه گفتم 10 درصد را جدي نگيريد و اين در واقع احتجاج با شما با همان چيزي بود كه ادعا مي كنيد خودتان قبول داريد.نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بيش از آنكه شما تصور مي كنيد طرفدار دارد. اين طرفدارها فقط در ايران نيستند بلكه در سراسر جهان پراكنده اند.شما خودتان خبر مي سازيد ,خودتان باور مي كنيد و خودتان نيز تحليل ميكنيد.

[ali - November 5, 2003 07:05 PM]

Az ketab-e Khiyanat beh Omid,neveshteh aghaye Bani-sadr

Fasl-e dovvom:avamel-e khareji baz-sazi estebdad


http://www.banisadr.com.fr/books/kianat/pdf/kianat4.p063-084.pdf

Matn-e kamel-e ketab

http://www.banisadr.com.fr/books/kianat/kianat.html

[ali - November 5, 2003 07:01 PM]

test

[مونسي - November 5, 2003 06:17 PM]

مطمئن باشيد در هر رژيم اگر حاكميت در دست نظاميان باشد لزومي ندارد چند در صد باشد. همان حداقل بسنده مي كند كه اداره حكومت را در دست گيرد. مثل خيلي از كشورهاي امروز دنيا.اگر وارد ساختار حكمتي شوند متوجه مي شوند چگونه حكومتي است. بحث اصلي اين است كه چند در صد مردم تحصيلكرده روشنفكر مي باشند و چند در صد جمعيت تحصيلكرده خود فروخته هستند. ما در كشور تحصيلكرده روشنفكر و آگاه كم داريم. مدرك
گرائي و داشتن مدارك تحصيلي از دانشگاههاي داخل و خارج نسبت به قبل از انقلاب بيشتر است ولي چه فايده دارد. اين افراد علم را در خدمت ملت و سازندگي جامعه نگرفته اند بلكه اين مدرك را درخدمت اميال گروه خاصي گرفته اند. از اينكه آمريكا و غرب به طور كلي از كشورهاي جهان سوم حمايت نمي كند درست است. آنان به هيچوجه نمي خواهند يك كشور رقيب در دنيا پيدا شود تا منافع آنها به خطر يفتد. براي مثال آمريكا نمي خواهد كشوري مثل ژاپن و چين به وجود بيايند. دفاع آمريكا از ايران يك سياست مرموزانه است تا هم از مخافين حاكميت طرفداري كند و هم در پشت پرده گفت و گو نمايند. هر موقع كه تاريخ مصرف آنان گذشت نيروهاي ديگر را مي آورد و همان عمل ادامه مي يابد. مانند صدام و گروه القائده و غيره. آن چيز كه مهم است ملت بايد به درك واقعي از حفظ منافع ملي برسد. چگونه ما براي دفاع از حريم خانه شخصي تلاش مي كنيم اگر به اين درك رسيديم كه براي حفظ منافع ملي هم چنين تلاشي را نمود آن وقت احساس مي كنيم همه ما از ملت هستيم و براي ملت بايد كار كرد و به وسيله ملت بايد انتخاب شويم. با تشكر از توجه حضرتعالي.


[اميد از تهران - November 5, 2003 06:11 PM]

وقتي جوانتر بودم در دانشگاه آزاد قبول شدم در آن موقع پدرم يك پيكان صفر هم برايم خريد تا اگر خواستم با آن كاسبي كنم اگرچه خرج دانشگاه مرا ميداد اما با آن پيكان در راه شمال تصادف كردم و تقريبا چيزي از آن نماند و دانشگاه را نيز چون هواي خارج رفتن به سرم افتاده بود رها كردم . آيا الان ميتوانم بگويم كسي توطئه كرده و من كه همه چيز داشتم را از من گرفته است ؟ هنوز حرفهاي مفت را براي تبرئه خويش قرقره ميكنيم همه چيز داريم از نفت و معادن و درس خوانده و درس نخوانده و غيره و غيره ولي چون توانائي استفاده از آنها را نداريم به بزرگتر ار خودمان گير ميدهيم آمريكا نگذاشت انگليس نگذاشت فلاني نگذاشت . روزهاي انقلاب با اينكه خيلي كوچك بودم اما كاملا در ذهن من مانده است همه خوشحال بودند همه فكر ميكردند كار بزرگي كرده اند اما به اينجا رسيد . چرا چون مانند افكار من در آن سالهاي جواني را داشتند بعد از آن چهارميليون نفر اروپا نشين و آمريكا نشين شدند چون جمهوري اسلامي بهانه خوبي بود سالي پانصد هزار نفر هم به حج عمره و تمتع و هزار كوفت وزهرمار ديگر ميروند چون نفت داريم و پولش هم فراهم است و بعد چه ميشود كارخانه نساخته ايم فساد زياد شده عدالت به فراموشي سپرده شده است و چون ديگر پولمان نميرسد فكر ميكنيم كه بايد به كساني كه دارند مثل آمريكا و انگليس و غيره بايد گير بدهيم تا شايد باجي درخور برسد همان كاري كه در انقلاب كرديم و مال بسياري را گرفتيم تا ما هم داشته باشيم . ولي تو را به خدا اگر ما خود را به خريت ميزنيم دليل نميشود كه آمريكا هم خر باشد . كوپن گرفتن ديگر خيلي وقت است تقريبا ور افتاده بنابراين كسي به خاطر كوپن راي نميدهد من در اين كشور هم دانشگاه رفتم و هم استخدام شدم ولي هيچ كس به صفحه راي دادن من نگاه هم نكرد چه برسد به اينكه آنرا ملاك چيزي قرار دهد حتي آن 15 درصد هم ديگر به خاطر اعتقاد به چيزي راي نميدهند چون مشروعيت اينها خيلي وقت است زير سئوال رفته ولي همه ميترسند از چه چيز ؟ از شما خارج نشيناني كه هنوز حرف بي منطق ميزنيد همه آرام آرام حركت ميكنند تا نكند بعضي از شما بخواهيد مثل آن ديوانه اي كه سنگ در چاه مي اندازد شويد . ببينيد مواد مخدر بيداد ميكند فساد بيداد ميكند بي عدالتي بيداد ميكند بيكاري بيداد ميكند كشور ديگر نميتواند سر پاي خودش بايستد وووو و براي همه اينها سند و مدرك و دليل وجود دارد به اينها بپردازيد مردم داخل به شما اميد بسته اند ولي داريد نااميدشان ميكنيد

[fozoolak - November 5, 2003 05:27 PM]

همان حاکميت 10 درصدی که گفتید هم جای حرف دارد. چون نیروهای موثر و کارا در این ده درصد کذائی اندکند و بیش از 8 درصد آنها خانواده شهدا و جانبازان و کسانی هستند که تنها بخاطر منفعت خود دنبال نظام هستند و رژيم از آنها به عنوان سیاهی لشگر در تظاهرات دولتی و فرمایشی استفاده میکند. این افراد حاضر به خون دادن در راه نظام نخواهند بود.

[مجتبي - November 5, 2003 03:38 PM]

باز هم حرفهاي تكراري كه از كمترين پشتوانه منطقي برخوردار است . جمهوري اسلامي بيش از آنكه تصور مي كنيد هواخواه دارد. هواخواهاني كه هر يك با صدها نفر از دشمنان برابري ميكنند.ضمنا اگر به فول آقاي محمدي فقط 10 درصد ملت ايران طرفدار جمهوري اسلامي باشند (يعني 650000 نقر)نظام با همين اقليت مورد ادعاي آقاي محمدي حكومت را حفظ خواهد كرد.مگر شما كه ادعاي اكثريت داريد تا به حال چكار كرده ايد.حالا هم آرزو مي كنيد كه آمريكا به كمك شما كه اكثريت هستيد بيايد و نظام ده درصدي را سرنگون سازد.

[kianoosh - November 5, 2003 11:06 AM]

بي ترديد انتخابات مجلس هفتم صحنه رويارويي مخالفان و موافقان ولايت مطلقه
فقيه است. البته شيوه اين صف بندي بسيار جالب است: مخالفان با علم به اينكه
هر مجلسي حتي با فرض برخورداري از 290 نماينده از اپوزيسيون ر‍‍ژيم با
وجود "حكم حكومتي" و " سد شوراي نگهبان" و مجمع تشخيص مصلحت "نظام"
قادر به انجام هيچ كاري نخواهد بود از شركت در انتخابات خودداري ميكنند.
موافقان هم كه عموما يا جيره خوارو حقوق بگيرو مصلحت سنج ومنفعت خواهند يا آدمهايي فاقد حداقلي از درك
سياسي كه به دلايلي موهوم نظير "آقا بالاي منبر گفته" يا " اگه شركت نكنم كوپن
نميدهند!!!" و.... در انتخابات شركت ميكنند.البته حساب اندكي نيز بايد براي
آنهايي كه واقعا به ولايت فقيه معتقدند باز كرد. هر چند كه از نظر بنده اين اعتقاد
ناشي از كم سوادي ( كم سوادي نه كم مدركي يا كمي تحصيلات) كج فهمي و
بي اطلاعي از لوازم بر خورداري از حكومتي دمكراتيك و تامين كننده حقوق
شهروندي است. به هر حال جمع اين موافقين از پانزده درصد مردم تجاوز نميكند.
حالا وظيفه ما به عنوان صاحبان قلم وطيف دانشجو چيست؟ آگاهي بخشيدن مداوم
و بيش از پيش به مردم. اگر هر فرد از طيف مورد بحث خودش را مقيد بداند كه
اطرافيان خويش را متوجه آنچه در مملكت ميگذرد بكند و به خصوص هر كس را
كه مي بيند به توهم چيزهايي نظير "كوپن!!" و" اگر شناسنامه ام مهر نخورد دچار مشكل ميشوم" مايل به شركت در انتخابات است را از توهم خارج كند
ميشود كاري كرد كارستان:
صحنه انتخابات كاملا شفاف شده و آن وقت تعداد شركت كنندگان نمايانگر
تعداد موافقان واقعي رژيم ميشود. چه آنهايي كه معتقدند چه آنهايي كه متنفعند.
كه البته به نظر بنده ميشوند بين چهار تا هشت درصد مردم.( اين بر آورد كاملا
شخصي است) در اين حالت فرق نميكند نمايندگان از چه طيف و جناحي باشند.
آنچه مهم است راي بسيار پايين شان است كه نشانگر سقوط معنوي رژيم مي باشد.
شخص ولي فقيه با درك اين مطلب از ماهها قبل از برگزاري انتخابات تلاش خود
را براي كشاندن مردم به پاي صندوق هاي راي آغاز كرده است. او ميداند كه عدم
مشاركت مردم روز هاي بسيار سختي را براي او و حكومتش رقم خواهد زد.
در مقابل اين وظيفه ماست كه مردم را توجيه كنيم كه "چرا نبايد در انتخابات شركت كرد". الحمدلله اين بار رسوايان مشاركتي نفوذي بين مردم ندارند تا در
تلاش نامبارك جهت كشاندن مردم به پاي صندوق هاي راي موثر باشند. مردم نيز
به نسبت دور قبل انتخابات مجلس آگاهي هاي به مراتب بيشتري كسب كرده اند.
بيش از اين كلام را اطاله ندهم. مبارزه براي جلب نظر مردم در خصوص شركت يا عدم شركت در انتخابات بر اساس موافقت يا مخالفت با ولايت فقيه آغاز شده است. مباد كه از ايفاي نقش خود – هر چند كوچك و به ظاهر كم اهميت – غافل
شويم. با درود به همه هم رزمان اين مقال را خاتمه ميدهم. تا ياد داشت بعدي
خدانگهدار.

[حجـت - November 5, 2003 08:39 AM]

آقای پناهی
اگـر کسـی با بنـده دعوا کنـد ولی هـر اقـدامی کـه میکنـد در جـهـت منافـع من باشـد او دوسـت من اسـت.
1-آمریکا وسـایر کشورهای سـلطه جو میخواهـنـد مـردم کشـورهای جهان سـوم عـقـب نگهداشـته شـونـد. حکومـت جمهوری اسـلامی در ابـعاد مختلـف ملـت را عقـب لگـهداشـته اسـت. این حکومـت دانشـمندان ایرانی را وادار به ترک وطن کـرد. خمینی صـریحاً متخصصان را عوامل اجنبی خوانـد. در رادیو تلویزیون ایران بزرگترین متخصص رادار ایران کـه حداقل در تمام خاورمیانه مثل او پیدا نمیشـد پاکسـازی شـد. دامنه پاکسـازی بآنجارسـید که درهیچ سـازمانی افراد کار آمد از ده درصد نیاز بیشـتر نبودنـد. نتیجـه آن میشـود که ما به متخصص خارجی نیار داشـته باشـیم و آنهـا هم سـرکارگرهای خود را بنام متخصص بما بفروشـنـد، با قیمـت گزاف. کامپوتری کـه شـما با آن پیام دادیـد با Windows کار میکنـد و منافع آن نصـیب بیل گلت صهیونیسم میشـود و هزاران مثال دیگـر. پـس آنکـه دارد بآمریکا فحـش میدهـد عملاً به او خـدمـت میکنـد و آمریکا خـدمت گذاری را دوسـت دارد که هروقـت لازم شـد توی سـزش هم بـزنـد.
2-آمریکا وسـایر کشورهای سـلطه جو میخواهـنـد که کشـور هائی مثل ایران در فسـاد غوطـه ور باشـنـد، زیرا فاسـدان نمیتواننـد مفید باشـنـد. از سـر تا پای ایران را فسـاد گرفته اسـت. تمام معاملات همراه رشـوه خواری اسـت. معاملات نفتی را خانواده رفسـنجانی دارنـد و شـکر و چای در اختیار عسـکر اولادی اسـت و وقتی چای کاران شـمال نمیتواننـد چای خود را وارد بازار کننـد و بفروشـنـد ما از خارج چای وارد میکنیم. ولی فقیه پول ها را هر شکلی میخواهـد خرج میکند و به هیچ کس جواب گو نیسـت. پسـر عراقی معدوم از گروه باصطلاح فدائیان اسلام، بنام امیر عراقی ثـروت بی حسـاب در دوبی و کانادا جمع آوری کـرده اسـت. در سـطح پائین رشـوه خواری غوغا میکـند. در شـهرداری، شـهربانی، گذرنامه، اداره برق، حتی بهشـت زهرا رشـوه خواری اساس امور اسـت. مشـروب فروشی ها را بسـتند و منازل تبدیل به مشروب سازی شـد. شـهرنو را بسـتنـد و شـهرها پر شـده اسـت از خانه هائی که در آن خود فروشی میشـود و یک قلم بزرگ از صادرات غیر نفتی ما دختران بیچاره ای هسـتند که از فقر و بد بختی به کشورهای خلیج صادر میشـونـد. اعتیاد بیداد میکنـد و جوانهائی کـه بایـد در آزمایشـگاهـها به تحقیق در امور علمی و اجتماعی بپردازنـد در کنار خیابانها جنس رد و بدل میکنند و از آن ها (لذت!)میبرند. گـروه گروه جوانان در خیابانها دور هم جمع هسـتند و به عبث وقت میگذراننـد. کدام نوکر امپریالیسـم میتوانـسـت بهتر از این بآنها خـدمت کنـد. آمریکا عاشـق این چمتوری اسـت و به دو دلیل نق میزنـد. اول اینکه اسلحه اتمی در دسـت این ابلهان غیر قال پیش بینی خطرناک اسـت و دوم اینکه برای نگهداری این رژیم خوراک لازم به کسانی که سـاده دلانـه با آمریکا مخالف هسـتنـد، مثل جناب پناهی بدهـد.
3-آمریکا وسـایر کشورهای سـلطه جو میخواهـنـد بازار ما را در اختیارداشـته باشـنـد. این رژیم تمام در آمـد مارا دو دسـتی به غرب میدهـد. سـران این رژیم هم آنچه را میدزدنـد به آنجا میبرنـد. شـهرکی که خانم فائزه رفسـنجانی در کانادا میسـازد، صـدور اموال ایران اسـت به آنجا. شـاختمانهای مجلل در امارات و فروش ویزای اقامـت و غیره. نگوئید کانادا و دوبی آمریکا نیسـت. مثال آمریکا پیچیده تر اسـت. فانتوم های نیروی هوائی و جمبو جـت های هیران ایر با چند برابر قیمـت قطعات آمریکائی راازواسـطه ها میخرند و واسـطه ها هم اکثراً آمریکائی یا انگلیسی هسـتنـد.
قرار دادهای بیع متقابل و قرار داد اسـتات اویل و توتال و هزاران شـبیه آن.
آقای پناهی آمریکا نه تنها جمهوری اسلامی را دوسـت دارد که شـما را هم دوسـت دارد.
اگـر قانع نشـدیـد من هنوز مثال و دلیل دارم ولی فعلاً بسـنـده میکنم.
توضیج: بِدنه این مطالـب که قسمتی از کتاب در حال تدوین اسـت، در کشـور محل اقامـت و برای نام واقعی من Copy righy شـده اسـت.
شـده اسـت

[سهراب روئين - November 5, 2003 08:07 AM]

در جواب به آقاي سياوش پناهي

من تعجب مي كنم چرا آقاي سياوش پناهي منظور آقاي محمدي را درك نكرده است. حرف محمدي بر سر يك صغري و كبراي منطقي است و نتيجه خاصي نيز مي دهد. او مي‌گويد حكومت ولايت مطلقه در ايران با كاركرد ضدمردمي و ضددموكراتيكي كه دارد، نئومحافظه كاران آمريكا را براي طمع به ايران تشويق مي‌كند. زيرا بهترين دليل و انگيزه براي دخالت آمريكا در برخي كشورها، ايجاد دموكراسي و اصطلاحاً آزاد كردن مردم از زير بار حكومتي ستمگر است. اين در حالي است كه آمريكا در پناه چنين دخالتي، هدفي ديگر را دنبال مي‌كند.
من كاري به صحت يا سقم سخن آقاي محمدي ندارم، به هر حال اين يك نظر است و هركسي نيز مي تواند با آن همراه شود يا نشود. اما آنچه قابل درك است، سخن ايشان است كه هيچ نيازي هم به توضيح ندارد.
آقاي پناهي به جاي اينكه بر آقاي محمدي خرده بگيرد، بهتر است دقيق شود تا بداند:
1 - تا چه مقدار نسبت به انگيزه‌هاي دخالت آمريكا در كشورها اطلاع دارد.
2 - بهانه آمريكا براي دخالت در كشورهايي همچون افغانستان و عراق چه بود؟
3 - آيا ايران كنوني با حكومت ولايت مطلقه‌اش پتانسيل دخالت آمريكا را در خود دارد؟
با توجه به انگيزه‌هاي آمريكا در دخالت كردن در امور كشورهاي نابسامان و بحراني، حكومت مطلقه ولايت فقيه خامنه‌اي دقيقا در جهت خدمت به آمريكا فعاليت دارد. مطمئناً روند غيردموكراتيك حكومت ايران (و اينكه واقعاً از پشتوانه مردمي بي‌بهره است،) بهترين دليل و انگيزه براي دخالت آمريكائيان در كشور ما خواهد بود. زيرا:
الف: ايران از ثبات سياسي برخوردار نيست.
ب: دموكراسي و آزادي در ايران كالايي گمشده است.
ج: حكومت ايران پشتوانه مردمي ندارد.
د: ريزش نيروهاي درون حكومت هر روز بيشتر مي‌شود.
ه: لشكر بزرگ جوانان، آينده خود را در گرو همراهي با اين حكومت نمي‌بيند و برنامه‌هاي آن را در جهت مخالف خواسته‌هاي خود ارزيابي مي‌كند.
و: حكومت ايران در حال حاضر نسبت به ساير نقاط جهان، داراي بيشترين اپوزيسيون ملي (مهاجر يا داخلي) است.
ز: حكومت ايران هميشه يك پاي ثابت نقض حقوق بشر شناخته مي شود و در هر اعلاميه‌اي نامي از آن برده مي‌شود.
ح: در افكار مردم جهان و نخبگان ملتها، ايران يكي از حاميان تروريسم بين‌المللي است. (مردم جهان از تروريسم خاطره ناخوشايندي دارند.)
ط: و....
آيا همه اينها بهانه‌اي براي دخالت آمريكا در ايران نيست؟! حكومت ايران كه ژست ضدآمريكايي گرفته، يك تعارف سياسي است كه كاركرد داخلي آن فريب افكار عمومي است اما از نظر يك روشنفكر، اين كار دقيقا در جهت مطامع آمريكاست.
اينكه مي‌گوييد اگر حكومت ولايت مطلقه بهترين خادم آمريكا در منطقه است، پس چرا آمريكا از آن حمايت نمي‌كند، يك حرف كاملا عاميانه و ساده‌انگارانه است. اصلا بحث بر سر اين نيست كه خامنه‌اي و دار و دسته‌اش كمر همت به آمريكا بسته‌اند تا نيازي باشد كه آمريكا نيز جداً وارد عمل شود و از آن حمايت كند، سخن بر سر اين است كه كاركرد حكومت خامنه‌اي، خدمت به اهداف آمريكا - نه تنها در ايران بلكه در تمام خاورميانه - است! زيرا:
اگر حكومت ايران داراي ثبات سياسي و حتا يك آزادي و دموكراسي نيم بند بود، آمريكا نمي‌توانست دز بيخ گوش چنين كشوري، افغانستان را بازيچه سياستهاي خود قرار دهد. يك روز طالبان را علم كند و روزي ديگر با بمبافكنها به جان آنان بيافتد. (حتا رهبران ايران نيز اعتراف مي‌كنند كه جريان طالبان دست‌آموز آمريكا است!)
آيا تركتازي آمريكا در افغانستان چيزي جز نتيجه حضور طالبان در اين كشور و همسايه‌اي بي ثبات و غيردموكراتيك است؟ آن هم همسايه‌اي كه نمي تواند در چنين بحرانهايي وارد شود. اين همسايه منفعل، با زندانهاي پري كه دارد، چاره‌اي ندارد تا دست بر روي كلاه خود بگذارد كه باد آن را نبرد!
حضور بلادرنگ آمريكا در عراق - بدون درنظر گرفتن همسايه‌اي چون ايران كه از نظر منابع ملي و زيرزميني، فرهنگ و تاريخ قدرتمند مي‌نمايد، نتيجه چيست؟ آيا چنيني دخالتي در ايران به اين مفهوم از سوي آمريكا نيست كه: اي ايران! تو چون در بيچارگي‌هاي خودت دست و پا مي‌زني، كسي تو را عوض آدم حساب نمي‌كند تا قبل از چنين دخالتي تو را هم به حساب آورد!؟
با اين حساب، حكومت ولايت مطلقه فقيه در ايران، بهترين خادم آمريكا در منطقه خاورميانه نيست؟!

[ایمان آوایی - November 5, 2003 07:57 AM]

چون همیشه، از نوع نگاه شما و تحلیلتان، بسی آموختم و لذت بردم. به ویژه از بندهای 2،3و6. پیروز باشید دوست عزیز.

[khashi - November 5, 2003 07:14 AM]

jenabe panaahi
magar talebano saddam hampeymanane amrika budand ke ba komakeshun hala amrika be tamame khavare miane tasalot dare,bazi vaghta doshmane nadan bishtar baraye tarafesh sud dare azizam,dar saani siasat anghadr pichidast ke age mano to azash sar da biarim beja 2 ta shaakh ke hich 100 ta azash dar miraim,shaad bashid

[aria-bahmani - November 5, 2003 06:53 AM]

آقای سیاوشی..تصور من اینست که مشکل اساسی شما در تعریف خادم و مخدوم و رابطه متقابل بین آنهاست.از منظر شما هر خدمتی می بایست پاداشی و حمایتی را در پی داشته باشد که این دید رومانتیک و فراذهنی است که شما از مقوله خدمت دارید.در دنیای سیاست و دیپلماسی لزوما این پیش فرضها رعایت نمی شود.بطور مثال نظریه پردازان سیاسی دهه 70 میلادی را دهه افول امپریالیسم امریکا می پنداشتند.نفرت عمومی ملت های جنوب نثار امریکا می شدو جنبش های سیاسی این کشورها با تکیه بر این نظریه که امیکا مسبب تمام بدبختیها و عقب ماندگیهاست استراتزی کسب قدرت سیاسی رابه شکلهای عموما قهر آمیز به پیش می بردند.وقوع چندین انقلاب و سر نگونی حکومتهایی که بد نامی حمایت امریکا را بر پیشانی داشتند همه دلایلی بر استحکام و صدق نظریه فوق بودند.دو نمونه قابل بحث این انقلابات ایران به رهبری خمینی بر علیه شاه و دیگری ساندانیستها بر علیه دیکتاتوری سوموزا بود.حال من از شما سوالی دارم جه شد که امپریالیسم رو به افول دهه 70 امریکا30 سال بعد در آغاز قرنی نو با توان و قدرت مضاعف می تواند مدعی پر صلابت جهان و برقراری "نظم نوین جهانی"شود؟یافتن پاسخ به این سوال می تواند شما را گامی به دریافت جواب سوالتان نزدیک کند....ادامه بحث را بعدا پی می گیریم.

[aram - November 5, 2003 06:13 AM]

مرتضی بختیاری رئیس سازمان زندانهای حکومت اسلامی : «سلول هاي انفرادي از زندان هاي كشور جمع آوري مي شوند و در صورتي كه نياز به نگه داري زندانيان به صورت انفرادي باشد، اتاق هايي شبيه سوئيت براي آنها در نظر گرفته ايم.»نقل از مصاحبه با روزنامه شرق............................................قابل توجه سازمانهای حقوق بشر و کسانیکه اعلام می کنند که در زندانهای حکومت اسلامی زندانیان حتی از مزایای زندگی حیوانی نیز بر خوردار نیستند .این هم مدرک تا دهان یاوه گویان برای همیشه بسته باد.توصیه من اینست که مسافران برون شهری از این پس زحمت اقامت در مسافرخانه های ناصر خسرو را که پر از شپش و حشرات مزاحم است فراموش کنند و با انجام عمل خلاف عرف برای چند شب هم که شد از مزایای سوئیت های احداثی در زندانها بهره مند شوند.با این تفاصیل محکومان به حبس ابد می توانند بدون دغدغه خاطر از مشکلات دنیای بیرون از این پس برای باقی عمر از سرویس های ویزه اقامتی حکومت رحمت و رفعت اسلامی بهره جویند و صد البته برای زندانیان ویزه ای چون اکبر گنجی و عباس عبدی اقامت گاه های در خور شانی اختصاص داده خواهد شد تا با مشاهده رفعت اسلامی آن چنان نمک گیر شوند که تا ابد لام از کام نگشایند و شرمنده از گذشته به تهمت های ناروایی که نثار کردند دچار عذاب وجدان شوند.....براستی خوش به حالشان.کاش ما به جای انها بودیم.

[سياوش پناهی - November 5, 2003 03:01 AM]

aram عزيز جواب سوال من رو ندادی. سوال من اينه که اگر اين حکومت بزرگترين خادم امپراطوري امريكا است پس چرا امريکا باهاش دشمن است و از اون حمايت نمی کند.منتظر جوابت می مونم. {من موافق اين حکومت نيستم فقط می خواهم توجه رو به اين مسيله جلب کنم که ما نبايد حرفی بزنيم که ديگران به ما بخندند. برای امتحان به يک خارجی بگو حکومت ايران بزرگترين خادم امپراطوري امريكا است تمام دلايلی رو هم که برای من اوردی از قول محمدی به اون بگو طرف فقط دو تا شاخ در می اورد. هيچ ادم بی طرفی در هيچ کجا دنيا ايران را بزرگترين خادم امريكا نمی داند.}

[aram - November 5, 2003 02:15 AM]

براي سياوش پناهي...پاسخ سوال شما دقيقا در مقاله داده شده است.....حاكميت ولايت فقيه در ايران علي رغم معرفي شدن آن توسط اقتدارگرايان به عنوان تنها سد بازدارنده در برابر امريكاييها، بزرگترين خادم امپراطوري امريكا در داخل كشور است نه به اين دليل كه امريكاييها خميني را بر سر كار آوردند يا آخوند ها را بر سر كار نگاه مي دارند ـ آنچه در نظريه هاي جاري توطئه ابراز مي شود ـ و نه به اين دليل كه اقتصاد ايران رانتي و زايدهء اقتصاد جهاني است – آن طور كه ماركسيستها مي گويند - بلكه به اين دليل كه با جلو گيري از حاكميت مردم اولا بنيهء اقتصادي و فكري و فرهنگي كشور را كاهش داده و نيروهاي ملي را تلف مي كند، ثانيا جامعهء سياسي را از باز و مشاركتي شدن باز داشته و آن را تك ساحتي مي كند تا امريكاييها با يك موجود بحت و بسيط به نام حكومت ايران سر و كار داشته باشند و با آن معامله كنند و ثالثا با يك حاكميت 5 الي 10 در صدي همواره حملهء خارجي با عنوان آزاد سازي را مشروعيت مي بخشد. زدن سر يك حاكميت بدون مشروعيت، اقتدار و نفوذ ملي براي امريكاييها كاري در حدود چند هفته است، همان اتفاقي كه در عراق افتاد و در دورهء دوم رياست جمهوري بوش ممكن است براي مافياي سياسي ايران و سلطان فقيه اش بيفتد. ..........

[فرزند ایران - November 5, 2003 01:56 AM]

و این دقیقا چیزی است که من 1 سال است به نتیجه آن رسیدده ام! آخوندها جز سود چیزی به اروپا و امریکا نمی رسانده اند همان طور که صدام و بن لادن و طالبان می رساند...اصلا همین ها باعث نفوذ امریکا در خاور میانه شده اند اگر اینها نبودند ÷س امریکا چه کسی را نجات می داد؟!!

[سياوش پناهی - November 4, 2003 11:54 PM]

بند کردن به جمهوری اسلامی در هر مقاله ای (حتی اگر اصلا به موضوع مقاله هم مربوط نباشد) شده مثل چاشنی غذا يا لزوم همراه داشتن کمی سکس و خشونت در هر فيلمی. يک سوال از اقای محمدی: شما نوشته ايد که "حاكميت ولايت فقيه بزرگترين خادم امپراطوري امريكا است". می شه بگيد چرا امريکا از اين خادمش حمايت نمی کند که هيچ به هر وسيله ای هم ان را تهديد و سعی در بر اندازی ان دارد؟ اقای محمدی فکر نمی کنيد که بايد کلمات را دقيق تر انتخاب نماييد.

[اشی - November 4, 2003 10:04 PM]

چرا می گوييد "حاکميت 5 الي 10 در صدي". اينها رو دسته بالا نگيريد. حاکميت حد اکثر با ارفاق 0.5 در صد (حالا بخاطر اقا محمدی) تا 0.6 درصد بيشتر طرفدار ندارد. باور کنيد اگر ما بخواهيم با يک فوتی که از همين خارج بکشيم دمارشونو در مياوريم. الان هم که ماه رمضان است از هميشه ضعيف تر هستند. بجنبيد اقا محمدی تا ماه رمضان تمام نشده ها.

شما هم نظرتان را بنويسيد


















Copyright: gooya.com 2016