دور جديد سرکوب جنبش دانشجويي با صدور احکام بدوي کميته هاي انضباطي آغاز شده است . کميته هاي انضباطي در دانشگاه ها که جريان سياسي هدف دار شبيه سازي شده از کميته هاي انقلاب است ، پس از دو دهه از انقلاب اينبار به جاي پرداختن به لباس و آرايش و ابرو و خال و موي جوانان و نوجوانان ، به شکلي سياسي و با توسل به شيوه هاي سرکوب گرايانه ، به مسايل قلب دانش ايران مي پردازد .
در حاليکه جامعه دانشگاهي در ايران صليبي از صلح و حقوق بشر ، علم و ايمان را در دست دارد ، ولي خشونت طلبان هم چنان استادانه مشغول کوبيدن بر طبل احساس و شعور کشي هستند و بر رنج ها مي افزايند .
حال جنبش دانشجويي اهداف و استراتژي خود را در برابر کف يا سطح مطالبات مردم در مرحله اول با سا زو کار مدني مطرح مي کند ، به طوريکه گرايش هاي مدني ، انسان مدارانه و اومانيستي جلوه بيشتري دارند.
درکل جنبش دانشجويي نبض جنبش اجتماعي بوده است که بدون تشکيلات واسطه و ساز کار سيستمي ويژه احزاب تشکيل مي گردد و نماينده اقشار بيشتر و متنوعي از جامعه است .
جنبش دانشجويي هرگز سلطه استبدادي هيچ نظامي را بر نمي تابد ، چرا که عدالت وآزادي براي دانشجوياني که در حال ورود به زندگي جديد اجتماعي بوده موضوعيت بيشتري دارد .
در چنين ساختاري ، ذهنيت ها بر مدار حق مداري عدالت طلبي وآزادي خواهي بيشتر پخته شده چرا که به راحتي مي تواند نگرشي متفاوت به حق و تکليف داشته باشد.
عليرغم بروز تفکرات دگر انديشانه در جنبش دانشجويي ، دغدغه توزيع اطلاعات ، قدرت و ثروت به عنوان سبد اطلاعاتي ، اجتماعي واقتصادي ودر کل،حق حيات را با ملزومات همه جانبه وقابل دسترس آن مي خواهد،بطوريکه دربرابر هر تفکري که در تضاد با چنين روندي باشد مخالفت وموضع گيري مي کند. جنبش دانشجويي زماني ظاهر شد که چنين ملزوماتي را به عنوان حق مشروع خود خواسته و متوجه شده که بدون پرداخت هزينه وگذر از فرايند زماني ژرف نگري ، حصول به آن غير ممکن است .
با اين پيش فرض که حرکت هاي دانشجويي درسطح جنبش اجتماعي به عنوان نبض جامعه در نظر گرفته مي شود معيار هاي سنجش مشروعيت نظام سياسي نه در مردم عادي يا احزاب سياسي صرف ، بلکه در جنبش و مطالبات دانشجويي نمودار است. بطوريکه که عدم توجه به مطالبات جنبش دانشجويي در بسياري از موارد توانسته است معادلات نظام هاي سياسي را بر هم زده ، مشروعيت حاکميت را در داخل ويا در سطوح بين الملل زير سوال ببرد .
هر چند احزاب سياسي مي توانند براي جذب آراي مردم در چهارچوب منافع حزبي و با توسل به شيوه هاي رايج و خاص ، راي مردم را شايد به طور موقتي جذب کرده و عليرغم داشتن نماينده در پارلمان يا هيات دولت نتوانند به شعار هايي که داده اند عمل کنند ، ولي اشخا ص يا جريان هايي که نماينده جنبش دانشجويي بوده اند ، اگر چه به صورت انفرادي يا مستقل به پارلمان راه مي يابند بيشتر توانسته اند با پشتوانه قدرتمندي در جهت حل مشکل بکوشند .
جنبش دانشجويي سنتزي است که از ديالکتيک حاکميت و ملت به وجود آمده و بيشتر يک گرايش برون حکومتي است . به همين دليل بيشتر با اپوزيسيون هم خواني دارد تا نظام هاي حاکم .اين جنبش در بيشتر مسايل حقوقي من جمله در محاکم قضايي به اتهام ارتباط با اپوزسيون و نيروهاي خارج از نظام محکوم مي شوند . چرا که دانشجويان بيشتر با روشنفکران و دگرانديشان همگام و طرف مشورت هستند تا نظام هاي سياسي حاکم ، چون روشنفکران و دگر انديشان هميشه در مواجهه با حاکميت با تيوري نظريه انتقادي به مسايل مي نگرند .
هم چنين با توجه به ريشه يابي اين جنبش ، جنبش دانشجويي با دگر انديشان همگام شده اند و رفتارهاي سياسي و اجتماعي خود را با آن ها هماهنگ مي کنند .
بروز ديدگاه حذفي( از سوي جنبش دانشجويي) در برابر تماميت خواهان ، محصول رفتارهاي اقتدارگرايان است .چنين ديدگاه جنبش دانشجويي توانسته باعث عميق تر شدن روابطش با مردم شود به طوريکه در هر قهر ، سرکوب و شرايط بحراني عليه اين جنبش مردم در کنار دانشجويان بودند .
چنانچه حاکميت ها نتوانند صف بندي متفاوتي از اقتدارگرايان و تماميت خواهان داشته باشند ، در نتيجه به اختلاف و عدم تفاهم اين جنبش با نظام سياسي انجاميده و سختگيري هاي حاکميت منجرب به فشارهاي سنگين مردمي بر عليه خود خواهد شد .
تجربه نحوه صدور احکام بدوي ازسوي کميته هاي انضباطي به طور واضح نشان داد که فعالان کميته هاي انضباطي برادر ديني سرکوب گرهايي هستند که به بخشي از جريان تماميت خواه وابسته اند.
اگر چه در کنار ساير تلاش ها ، اراده آزادي خواهانه ، عدالت طلبانه و حقوق بشر خواهي جنبش دانشجويي منتهي به شکست تيوري ارعاب ، خشونت و شکنجه هاي روحي و جسمي عده اي شد، ولي ريسايکل و بازگشت سياسي و اجباري ، مجدد و شبيه سازي شده اين تفکردر قالب کميته هاي انضباطي در دانشگاه ها ، به ترتيب به اتخاذ سياست "مقاومت مدني" ، "نافرماني مدني "و "سرپيچي مدني "توسط جنبش دانشجويي منتهي خواهد شد .
اگر چه کميته هاي انظباطي به خوبي توانستند بين جنبش دانشجويي و حاکميت شکاف ايجاد کنند ولي پروژه ديکته از خارج به کميته هاي انضباطي به صورت مقطعي ، موقت ، نسبي و اصطکاک زا است ، که قابل مقايسه با توان پايداري جنبش دانشجويي نيست ، چرا که در کنار ساير موفقيت ها اين جنبش توانسته در جلب تو جه و حمايت رسانه ها و روزنامه نگاران به عنوان نمايندگان افکار عمومي که از آرمان مشترک آزادي اطلاع رساني برخودارند ، موفق باشد .
به هر حال جبر تاريخيست ، که چنانچه جرياني بخواهد" نبض جامعه" را متوقف کند پلي براي برگشت نخواهد داشت ، و اين آتش دامان بسياري را خواهد گرفت .
پيمان پا ک مهر – روزنامه نگار در تبريز
www.Tabriznews.com
[email protected]
Tel, fax:+98 411 5531723
می خوام خاطره ای از نویسنده بگویم با دیدن عکسش به یادم افتاد .
خرداد امسال توی آن تظاهرات دانشگاه تبریز شب با چند نفر از همخوابگاهی ساعت 1 داشتیم می رفتیم خوابگاه امام 2 نفر موتور سوار انصار جلوی بیمارستان امام تبریز با چوب بزرگ جلوی ما را گرفتند این خبرنگار از پشت میله های دانشگاه با دوربین خود با فلاش پرنوری عکس انصار را برداشت و گفت اگر ولشان نکنید همین صبح منتشر می کنم .آنها به هر کدام از ما یک سیلی زدند ولی ما را ول کردند .
من می خوام پاکمهر عکس اونهارو منتشر کنه چون هنوز جای سیلی انصار روی صورتم هنوز درد می کند .
انصار ناجوانمردانه او را به باد فشهای ناموسی گرفت ولی پا کمهر تا ما از دستشان فرار کنیم سر انها را با شگرد های خبرنگاری مشغول کرده بود .
age pakmehr batashakor lutfan asami daneshgoyane darstgir shode dar tabriz ra montasher konid.ma shanidim ke daneshgoyan tabriz bezody mohakeme mishavand.
من از قربانیان کمیته های انضباطی هستم . در تبریز نمی دانید چه بلایی در دانشگاه تبریز به سر ما می آورند .انواع اتهامات را زدند ولی ما نمی توانیم دفاع کنیم .صد رحمت به قوه قضاییه .
این سرکوب ها بقول پاک مهر حتما به "مقاومت مدني" ، "نافرماني مدني "و "سرپيچي مدني "توسط جنبش دانشجويي منتهي خواهد شد .
من از دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز هستم . هیچکس بجز ایشان با شهامت تمام در برابر غارت گر ها در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز ایستاد و اجازه نمی داد کمیته انضباطی دانشجویان را اذیت کند . او نماینده کلاس بود و ما هر مشکلی پیدا می کردیم در اول به پاک مهر می گفتیم و با کمال شهامت ما را تنها نمی گذاشت .فقط کافسیت به خبر های او در همین گویا نیوز در باره دانشگاه آزاد سر بزنید تا شاهد باشید که جانانه ایستاد و بقول خودش همیشه آماده پرداخت هزینه بود . دانشجویان او را از صمیم قلب دوست دارند .
من وقتی مطلبی از آقای عباس دیدم که به ایشان در همین سطر بالا توهین کرده متاسفم .چون هیچ کس به اندازه دانشجویان مظلوم او را نمیشناسند .اگر خبرنگاری وطن پرست نباشد که ارزش ندارد .
مهران کمال پرور دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز
من از توجه همیشگی آقای پیمان پاک مهر خبرنگار و عضو کمیسیون حقوق بشر به مسائل جنبش دانشجویی در تبریز آگاهم . ایشان همیشه با خبرها و تحلیل های خود در کنار جنبش دانشجویی درتبریز هستند و زمانیکه فعالیت های ما در معرض بایکوت خبری است تنها فردی که به انعکاس دقیق اخبار پرداخته است ایشان بودند . در مورد کمیته های انضباطی هم با حساسیت خوبی از دانشجویان دفاع کرده اند . تبریزی دانشجوی دوره دکترای دانشگاه تبریز
این جرثومه های فساد را دیگر توانی برای سرکوب نمانده و بزودی در زیر چرخهای توانمند حرکتهای اصولی و مترقیانه جامعه له خواهند شد.رژیمی که هیچگونه پایگاه مردمی ندارد چه دیر یازود به زباله دانی تاریخ فرستاده خواهد شد.خوشبختانه اینها آنقدر جنایت کرده اند و از مردم فاصله گرفته اند که امیدی برای استحاله نگذاشته اند.اینها همچون بیماری که مراحل آخر عمرش را میگذراند بمرگ خویش آگاهی کامل دارند امااینقدر بغض و کینه نسبت بمردم دارند که حاضر نیستند حتی برای نجات خود قدمی مثبت بردارند تاشاید مردم از روی ترحم لاقل خانوادهاشان را مورد عفو قرار دهند.مست قدرتند وخودرا ابدی میدانند.
There will be no freedom and justice in Iran, until we send Mr. Ali Khomeini to where Saddam went.